تحقيق تيرماه ۸۳- اعتماد به نفس در کودکان - قسمت ششم

 

روحيه بچه ها را تقويت كنيم

منبع :  سايت تبيان

 

كمتر ايراد بگيريم ، بيشتر تشويق كنيم

همه مي دانيم كه تشويق و تمجيد در ديگران معجزه مي كند. خرده گيري زياد باعث مي شود كه بچه بيش از حد خودنگر شده و از خطرهايي بترسد .

پدران و مادران از طريق انتقاد زياد دست به كار نسبتاً مفيدي مي زنند ، ليكن بايد دانست كه به اين ترتيب تحسين به صورت مبهمي در مي آيد.

پس دقت كنيد به جاي گفتن :" تو خيلي پردل و جراتي " ، بگوييد : " آفرين به تو كه بعد از افتادن از دوچرخه ، دوباره سوارش شدي !"

همه ي ما حالت مخصوصي داريم كه وقتي كار مهمي مي كنيم و ديگران از ما تعريف و تمجيد مي كنند ، خوشمان مي آيد . به عنوان مادر ممكن است بهتر از هر كس بدانيد كه چه چيزي براي فرزندتان مهم است – شايد موسيقي ، ورزش يا يكي از كلاسهايش . اگر نمي دانيد ، پرسيدن اشكال ندارد. بالاخره چون بچه ها در زمان معيني مطالب فراوان فرا مي گيرند ، پس تحسين را مختصر ولي به دفعات بر زبان آوريد . صد و يك جلسه ستايش ، خيلي مؤثرتر از 100 دقيقه تعريفي است كه در يك زمان صورت مي گيرد .

سخن از اعمال ممنوعه

ما درعصري زندگي مي كنيم كه فرزندانمان ( حتي در سنين نوجواني ) با مواد مخدر و نظير اينها آشنايند . بعضي مادرها از اين بيمناك اند كه گفت و گو در زمينه اين نوع اعتيادها به معني مجاز شمردن آنهاست . در صورتي كه قضيه درست برعكس است .

بر پايه مطالعه روي شماري از دانش آموزان ، اين نتيجه به دست آمد كه آن دسته از بچه هايي كه با والدينشان روابط و گفت و شنود داشتند ، كمتر به مواد مخدر و الكل رو آورده بودند .

مادران از حيث گفت و گو با فرزندانشان در مورد چنين موضوعات حساس تبحر خاصي دارند . ابتدا خودتان با حقايق مربوط به مواد مخدر ، مشروبات الكلي يا مسائل خاص نوجوانان آشنا شده و آنگاه اطلاعات عمومي بچه هايتان را جويا شويد . ممكن است بچه هاي شش يا هفت ساله ، ماجراهايي را در زمين بازي شنيده يا صحنه اي را در تلويزيون ديده باشند ، به آنان خاطر نشان سازيد كه راجع به موضوعي صحبت مي كنيد كه فرزندانتان با خطرات آن آگاه اند نه به خاطر اين كه به آنها اعتماد نمي كنيد . بگذاريد بدانند كه شما ميل داريد به هر نوع پرسش هاي آنان جواب دهيد يا پيرامون مسائل مورد علاقه آن به بحث بپردازيد .

بگذاريم محدوديت ها همزمان با رشد بچه ها افزون شود

بايد بچه ها را بي قيد و شرط دوست داشت تا بذرهاي عزت نفس رشد و نمو كنند . منظور از چنين عشق مطلق اين نيست كه شما هيچ محدوديتي قائل نيستيد : مرز بندي به بچه ( ‌اعم از دختر يا پسر ) ثابت مي كند كه او چقدر براي شما اهميت دارد . موقعي كه بچه از حد خود تجاوز مي كند ، ناراحتي تان را با رفتارتان به وي بفهمانيد نه اين كه مستقيماً برخورد كنيد.

البته مقارن با رشد بچه ها لازم است محدوديت ها از ميان برداشته شوند .

فرزندان را اجتماعي بار آوريم

يكي از علت هاي كاميابي هر فرد در زندگاني اش ، مهرورزي و عنايت به سايرين است .

كساني در زندگي اجتماعي و خانوادگي كامروا بوده اند كه توجه و مواظبت از ديگران را نيز به همان اندازه ي عنايت و مراقبت از خويش ضروري مي دانسته اند. آن گروه از اشخاصي كه پيوسته به سايرين بي توجه اند و همه چيز را براي خود مي خواهند ، از ديدگاه مردم ، آدمهاي قابل احترامي نيستند .

بچه بايد بياموزد كه بين خواسته هاي خود و ديگران تفاوت قائل نشود و آنچه را كه خوب بوده و براي خودش مي خواهد ، براي بقيه هم آرزو كند .

بچه بايد نخستين گام ياري رساني به همنوعان و ديگران را از پدر و مادرش فرا گيرد . بچه اي كه همواره والدينش را آماده ياري رساني به ديگران احساس كند ، يقيناً در آينده او نيز روحيه تعاون خواهد داشت . شيوه رفتار هركس بايد بدون تظاهر و عوام فريبي باشد . بچه ها  بايد از لحاظ روحي به مردم انس و الفت پيدا كنند ، سايرين را دوست داشته باشند  و از دلشادي آنان خشنود شوند .

در كشورهايي كه بيشتر بچه ها از سه سالگي ناچاراً در شبانه روزي ها و كودكستان ها شروع به زندگي دست جمعي مي كنند ، بهتر از كودكان ساير كشورها با زندگي اجتماعي آشنا مي شوند و تجربه نشان داده كه روحيه مردم گريزي در اين قبيل كودكان ، در بزرگي كمتر است .

كودكستان ها از حيث اجتماعي بارآوردن كودكان بسيار مناسب اند. به همين جهت اگر مي توانيد بچه هاي خودتان را حتماً به كودكستان بفرستيد ولي بكوشيد كه جاي امن و مطمئني باشد .

عامل ديگري كه در زندگي عاطفي كودك مهم است ، جانوران مي باشند . هيچ وقت بچه ها را از انواع جانوران نترسانيد و با فراهم آوردن مجله ها و كتاب هاي مصور ، آنان را با زندگي و جهان خاص حيوانات آشنا سازيد و حس مهر و همدلي نسبت به اين موجودات زنده را در آنان تقويت كنيد و بالاخره متوجه باشيد كه بچه ها حس همگاني ، تعاون ، مهرباني و سازگاري با ديگران را از شما ياد مي گيرند . چنانچه نسبت به ديگران بي قيد و سهل انگاريد ، نبايد متوقع باشيد كه بچه هايتان با مردم به آساني بجوشند و در موردشان احساس محبت و دلسوزي نمايند.

 

 همياري و تعاون

هنگامي كه كودك سخن گفتن را ياد مي گيرد و به اطرافش نگاه مي كند دو نفر را بيش از همه مدنظر دارد و آن دو ، كسي جز پدر و مادرش نيستند . وقتي كه مادر به بستر بيماري مي افتد ، پدر ظرف ها را مي شويد و غذا مي پزد و يا زماني كه پدر خسته و كوفته از سركار باز مي گردد، مادر غذا را پخته و حتي در تعويض لباس هم به وي كمك مي كند و اين همان تعاون و همگامي شمرده مي شود ؛ زيرا كودك متوجه مي شود كه دو تن براي تكميل كردن زندگي و شاد و خشنود ساختن همديگر چقدر به هم عنايت دارند و با توجهات كم و بيش ، زندگي مشتركشان را سرشار از صميميت و يكدلي ساخته و زندگاني را براي يكديگر دلنشين مي كنند.

معمولاً كودكان بيشترين ساعات روز را با مادران خويش به سر مي برند و حتي هنگامي كه مادرشان سرگرم كار مي شود ، آنها تنها با خودشان بازي مي كنند چرا كه همبازي ندارند و با بچه هاي ديگر تماس نمي گيرند و در نتيجه در بزرگي به زحمت با ديگران انس و الفت مي يابند چون در خردسالي تدريجاً اين طور آموخته اند . براي بچه ها بيش از همه ، بازي با بچه هاي همسايگان منزلشان اهميت دارد ؛ چرا كه همسايگان پس از خانواده ، نزديكترين افرادي هستند كه وجودشان براي بچه ها ارزنده است .

هديه براي كودكان چه مفهومي دارد ؟

بر طبق معمول ، در زندگي هر كودكي روزهايي هست كه هديه هاي كوچك و بزرگ از اطرافيان و به ويژه بستگانش دريافت مي كند .

هدايايي را كه فرزندانتان مي گيرند ، هيچ وقت از آنان نگيريد ، زيرا دريافت هديه ، نخستين مرحله شناخت " خود " براي بچه  شمرده مي شود و به اين ترتيب به اهميت زندگي و توجه افراد پي برده و به زندگي آينده با چشمي پر اميد نگاه مي كند . زماني كه بچه ها بزرگ مي شوند ، خاطره هاي نخستين هدايايي را كه دريافت داشته اند ، از ياد نمي برند چون آن هديه ها در روزگاري كه تابع و وابسته به پدر و مادر بوده اند ، شخصيت مستقلي به ايشان بخشيده و همين احساس مالكيت ، رضايت خاطري در وجودشان ايجاد مي كند .

براي كودكان حرمت قائل شويم

نكته مهم اين است كه چنانچه از بدو تولد به شخصيت كودكتان احترام بگذاريد و در تمام دوران زندگي از عنايت بسنده به وي مضايقه نكنيد ، كودكي تندرست از لحاظ رواني و جسمي خواهيد داشت . تجربه مراقبتهاي مهرآميز حاكي از آنند كه مي توان به اين طريق اثرات بسيار مثبتي بر منش كودك نهاد . ولي اگر كودك با عدم اعتماد ، حرمت و محبت كافي شما رو به رو شد ، نه تنها از حيث روحي بلكه از بعد جسماني هم لطمه خواهد خورد . عموم كودكان جهان علاقه وافري به شعر و داستان از خود نشان مي دهند . اما در اين ميان كودكاني وجود دارند كه به جز علاقه به مطالعه ، تراوشات روحي و فكري خود را در قالب شعر ، قصه ، قطعه ادبي و خاطره نويسي به قلم مي آورند .

در اين موقعيت عواطف و افكار دست نخورده و اصيل آنها در ابتداي مسيري طولاني قرار مي گيرد . كساني كه در ابتداي اين حركت در كنار كودك زندگي مي كنند ، همچنين افرادي كه مي خواهند به هدايت فكري او بپردازند ، نقش مهمي را در ساختار فكري و روحي كودك ايفا مي كنند .

در مواردي ديده شده كه توجهي به اين روح و فكر سبز نشده و به مرور زمان سرگرمي هاي زودگذر، جاي اين خلاقيت هاي ادبي را گرفته است . و كودك خلاق ، مانند گياهي خودرو به رشد و نمو ادبي پرداخته و ريشه هاي فكري خود را در كويري خشك براي حس خنكاي آب آزرده است .

در واقع كودك پرنده كوچكي است كه بر شاخه هاي زيادي مي نشيند تا بخواند و به او بياموزد كه چه بخواند . در حالي كه هر درختي با حال و هوا و نوع رويش و محصول خود ، خواندن را به پرنده مي آموزد .

هدايت استعداد هنري و ادبي كودكان ، كار هر كسي نمي تواند باشد . اگر سودمند باشد ، همان طور هم ممكن است مخرب آتيه اش باشد پس  نبايد پيامدهاي بعدي آن را در كودكان ناديده گرفت.

آسيب ديدگي ها را ناديده نگيريم

پژوهش هاي جديد بيانگر اين مطلب است كه آسيب هاي دوران كودكي تا 30 درصد مغز را كه مركز مهار احساسات و عواطف است ، تحت تأثير قرار مي دهند .

صدمات روحي دوره كودكي ، سبب افزايش ترشح هورمون تنش زا مي شود كه هيجان و شادماني را از بين مي برد ، اعصاب را تحت تأثير خود قرار داده و بيمار را افسرده مي كند .

بر پايه بررسي هايي كه طي چند سال اخير متخصصين كودكان به انجام رسانده اند ، كودكاني كه مورد غفلت و بي اعتنايي پدر و مادر واقع شده و كمبود محبت دارند ، زودتر پريشان حال و مريض مي شوند .

بخواهيم كودك به سرنوشت آن پرنده خسته كه فقط آوازهاي ديگران را خوانده ، گرفتار نشود ، بايد به مربياني رجوع كرد كه كودك شناس باشند . با مراحل مختلف رشد كودك آشنا بوده و در آن سرشته داشته باشند . بستگان و نزديكان و برخي از شعرايي كه براي بزرگسالان شعر مي سرايند ، اگر چه از سر مهر و نيتي دوستانه به هدايت ذوق ادبي كودكان مي پردازند ، اما به خاطر عدم شناخت اصولي دنياي كودكان و ادبيات نوشتاري آنها ، كودكان را از خلاقيت اصلي باز مي دارند .

ساختار فكري كودك به گونه اي بايد رشد و استحكام يابد كه در آينده اگر هنرمند بزرگي نشد ، انسان بزرگ و دوست داشتني براي خود و جامعه باشد و زبان خاص خود را نيز در هنر بيابد .

كلاس انشاء بهترين فرصت براي پرورش ذوق ادبي كودكان ونوجوانان است .مسلماً موضوعات كليشه اي انشاء نويسي ، جرئت بروز خلاقيت هاي ادبي را از كودك سلب مي كند . يك معلم آگاه در كلاس انشاء با حساس كردن ذهن كودك نسبت به تفكر در پيرامون خود ، انتخاب موضوع هايي كه از زندگي دروني و بيروني بچه ها سرچشمه گرفته است و تشويق آنها به نگارش نثري روان ، صميمي و زيبا و معرفي و خواندن كتاب در كلاس ، كمك مؤثري به شكوفايي استعداد ادبي كودكان و نوجوانان مي نمايد . مركز آفرينش هاي ادبي ( كانون پرورشي فكري كودكان و نوجوانان ) و ديگر كانون هاي فرهنگي ، دفتر بررسي آثار مجلات كودكان و نوجوانان ، ارتباط مكاتبه اي و حضوري بچه ها با شاعران و نويسندگان كودك و نوجوان ، برگزاري مراسم شعر و قصه خواني نيز هر يك دريچه هاي روشني هستند كه شكوفه هاي ادبي كودكان و نوجوانان را از نهانخانه هاي تاريك به سوي روشني سوق مي دهند.

 

  
نویسنده : والدین ایرانی ; ساعت ٤:٢٤ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۳٠ مهر ،۱۳۸۳