تحقيق تيرماه ۸۳- اعتماد به نفس در کودکان - قسمت دوم

منبع :چگونه با کودکم رفتار کنم .

نويسنده : دكتر گاربر

مترجمين : دكتر احمد شريف تبريزي، دكتر شاهين خزعلي ، دكتر هومن حسيني نيك- زير نظر دكتر ولي الله سهامي

انتشارات مرواريد

گزيده شده از بخشهاي 7-10 -13

 

 

احساس عزت نفس در کودکان ایجاد کنید

 اگر کودکتان احساس عزت نفس کافی داشته باشد نیازی نخواهد داشت که دارایی ها و کارهایش را به رخ دیگران بکشد

به کودکتان محبت بی دریغتان ، را ابراز کنید . کودکتان باید اطمینان یابد که او را به خاطر کسی که هست و یا کاری که انجام می دهد ، دوست دارید . به او بگویید دوستش دارید و افتخار می کنید که او فرزندتان است . 

برای والدین آسان است که فقط به رفتارهای نادرست کودکان خود توجه کنند و اعمال درست آن ها را در نظر نگیرند . والدین آن چنان در تعلیم و مراقبت از فرزندانشان غرق هستند که وقتی عمل خوبی از آن  ‌ها سر می زند ، آن را به سادگی بدیهی تلقی می کنند ، اما وقتی اشکالی در رفتار آن ها رخ می دهد ، همه اشتباهات شان را به رخشان می کشند . در نتیجه کودکان در توری از انتقاد به دام می افتند.

انتقاد همراه با کمی ستایش ، نتایج بهتری به بار می آورد . کودک شما می خواهد که به او توجه کنید و می خواهد این توجه را از هر طریقی که می تواند ، به دست آورد . اگر دیدگاه شما منفی باشد ، او از راه های منفی به هدف خود می رسد .اما اگر شما روی نکات مثبت تمرکز کنید ، در مقابل، رفتارهای خوب بیشتری دریافت خواهید کرد زیرا در این حالت کودک با رفتارهای مثبت خود، سعی در جلب توجه شما خواهد داشت.

اگر به تشویق و تحسین کودکتان عادت ندارید ممکن است انجام آن برای اولین بار دشوار باشد اما هر چه بیشتر آن را انجام دهید ، برایتان طبیعی‌تر و آسان‌تر خواهد شد. شما به زودی در می یابید که تعریف و تمجید تأثیر قدرتمندی دارد که فقط شماری از آن می تواند یک رفتار جدید را شکل دهد و با مقداری کمتر ، تغییر ایجاد شده را حفظ کند.

 اگر در هنگام تحسین کردن راهنمایی های زیر را به کار ببندید به زودی خواهید دید که این کار به عنوان یک روش تربیتی و انضباطی بسیار مؤثر است.

 

رفتار کودک را باید تحسین کنید نه شخصیت او را

 مثلا"وقتی  کلماتی نظیر : لجباز ، تنبل و خودخواه را به کار می برید این یک حلقه معیوب است و راه به جایی نمی برد. تغییر دادن شخصیت به مراتب مشکل تر از تغییر دادن رفتار است. وقتی برای تغییر دادن رفتار کودک تلاش می کنید ، احتمال مؤفقیت شما بیشتر است.

 گفتن عبارت پسر خوب یا دختر خوب نمی تواند احساس مشخصی را به کودک القاء کند مگر آنکه کودک بتواند آن را با رفتارهای خود ارتباط دهد .زیرا تصور هر کسی از خود بر پایه تصوری که از اعمالش دارد ، استوار است.

مؤثرترین راه برای آموزش رفتار خوب ، شکل دادن رفتار با تحسین است.

 

از تحسین های ویژه استفاده کنید

 هدف از تحسین کردن افزایش رفتارهای شایسته است، پس شما باید بر رفتارهای خاصی که مورد قبولتان هستند ، تأکید کنید. هر چه تحسین شما اختصاصی‌تر باشد کودک درست بودن کارش را بهتر درک می کند و احتمال اینکه آن عمل را تکرار کند بیشتر است .برای نمونه یک روز صبح متوجه می‌شوید که کودک شما رختخوابش را مرتب کرده است ، در همان حال نیز مشغول شانه زدن موهایش است . اگر به سادگی بگویید " آفرین عزیزم" او نمی فهمد که منظور شما رختخوابش است یا موهایش . پس باید بگویید " از اینکه امروز صبح رختخوابت رو جمع کردی خیلی خوشم اومد. ممنونم."

 

هر پیشرفتی را تحسین کنید

 مراقب باشید تا به رفتارهای خوب کودکتان توجه کنید و آن‌ها تحسین کنید . اگر به فرزند خردسالتان گفته اید که باید اسباب بازیهایش را پس از بازی کردن مرتب کند ولی او قبلا" هیچ گاه این کار را انجام نداده است، پیشرفت های کوچک او را ستایش کنید . برای نمونه دفعه اول به خاطر برداشتن یکی از اسباب بازیها  از کف اتاق و گذاشتن آن در کمد  از کودکتان تعریف كنید و به او آفرین بگویید که : چه کار خوبی کردی که کامیونت را در کمد گذاشتی. بگذار تا کمکت کنم تا بقیه را هم جمع کنی . و دفعه بعد به خاطر جمع کردن دو تا از اسباب بازیهایش از او تعریف کنید و همین طور ادامه دهید. 

 هنگامی که رفتار جدیدی تثبیت شد برای حفظ آن به تحسین کمتری نیاز است و لازم نیست کودک در مورد آن رفتار بخصوص به طور مداوم تمجید شود . در عوض به طور اتفاقی این کار را انجام دهید. مثلا" هر 5 یا 10 بار که کودک آن را انجام می دهد از او تعریف کنید این روش باعث تقویت رفتار مزبور کودک می شود. 

 

به طور مناسب و مقتضی تحسین کنید

برای دریافت پاسخ های بهتر ، نوع تحسین را با سن و اخلاق کودک متناسب کنید .برای نمونه در آغوش گرفتن و بوسیدن و دیگر نشانه های عملی محبت همراه با کلمات مهر آمیز برای کودکان خردسال مؤثرترند . اما در کودکان بزرگتر بهتر آن است که از پیام های سری استفاده کنید زیرا این کودکان دوست دارند به طور خصوصی تشویق شوند.

 

توجه

 به خاطر داشته باشید که جملات تکراری خسته کننده مي‌شوند . و تأ ثیر خود را از دست می دهند . برای تقویت اثرات تحسین می توانید یک جایزه را نیز با آن همراه کنید . ولی هدیه دادن را برای زمانهای خاص بگذارید تا همیشه منتظر آن نباشد.

 

بلا فاصله تحسین کنید

 تحسین کردن بخصوص در مورد کودکان خردسال وقتی مؤثر است که بدون معطلی صورت گیرد . نگذارید تا بین رفتار پسندیده او و پاسخ شما فاصله زیادی بیفتد . گرچه کودکان بزرگتر قادرند این فاصله زمانی را درک کنند .

 

تحسین را با علاقه بی قید و شرط بیامیزید

در مواردی که کودک فقط هنگام تحسین شدن مورد توجه والدینش قرار می گیرد، به تدریج نسبت به آن احساس نیاز می کند . برای رفع این مشکل بهترین کار این است که پس از جا افتادن یک رفتار جدید رفته رفته از میزان تعریف و تمجید بکاهیم و آن را به طور مروری انجام دهیم .زیرا همیشه هر وقت کودک عملی شایسته را انجام می دهد والدینش برای تشویق کردن او حضور ندارند . شما وقتی به طور اختصاصی و با دید مثبت روز رفتار او نظر می دهید، به او نشان می دهید که حتی وقتی در حال بررسی رفتارش نیستید نیز به او ارزش می دهید و بدون قید و شرط دوستش دارید . بغلش کنید،  به او توجه کنید ، به حرفهایش گوش دهید ، برایش ارزش قائل شوید و به او اطمینان بدهید که لازم نیست برای بدست آوردن علاقه شما نگران باشد، چون در هر حال و همیشه از آن برخوردار است.

 

به کودکتان کمک کنید تا مهارت ها ، علایق و فعالیت‌هایی را پیدا کند . کودکی که مهارت‌ها و علایقی دارد ، اطلاعات و تجارب بیشتری برای اشتراک گذاشتن دارد . علاوه بر این ، درباره خودش احساس بهتری می یابد ، زیرا اطلاعات و توانایی‌های ویژه ای دارد. 

به حل و رفع مشکلات مدرسه ای کودک بپردازید . اگر کودکتان در یاد گیری مشکل دارد ، تمام روز او تبدیل به یک درگیری نا خوشایند می شود. کودکی که شکست ‌هاي دائمی را تجربه می کند ، نمی تواند احساس موفقیت یا توانایی داشته باشد . با کمک گرفتن ، بکوشبد در مدرسه احساس خوبی داشته باشد.

 

باورهای کودک را تغییر دهید

اگر کودک در بحث ها شرکت نمی جوید ، چون فکر می کند برای شرکت کردن باید بی نقص باشد و نمی خواهد ریسک اشتباه کردن را بپذیرد و یا می ترسد به او بخندند ، باید بکوشید این گونه تفکرات و احساسات را در او تغییر دهید.  با کودک صحبت کنید . برای او توضیح دهید که این گونه اندیشیدن اشتباه است و او را قانع کنید  که رفتارش را تغییر دهد.

 یک مثال بزنید . نمونه هایی از نحوه پرسیدن را به کودکتان نشان دهید به طوری که در خیابان ، فروشگاه و جاده از دیگران سؤال کنید تا راهنمایی تان کنند .به او نشان دهید که پرسیدن ، ریسک نیست.

 به واکنش خود در مقابل سؤالات کودک ، توجه کنید .از خود بپرسید که آیا شما به طور نا خودآگاه رفتار کنجکاوی و سؤال کردن کودک را سرکوب کرده اید یا نه ؟ ممکن است سرتان شلوغ بوده ، حوصله حرف زدن نداشته اید ، حوصله سر و صدا نداشته اید و یا نمی خواسته اید پاسخ منفی بدهید.

به هر صورت ، برای این که کودک بتواند اعتماد به نفس کافی را برای حرف زدن و پرسیدن داشته باشد ابتدا باید شما رفتارتان را تغییر دهید. 

برروی مشارکت افراد با یکدیگر تأکید کنید . برای اینکه اعضای خانواده بتوانند با هم صحبت کنند از وسیله ای مانند میز شام استفاده کنید . بدین ترتیب که از همه افراد خانواده بخواهید دور همان میز درباره اتفاقاتی که در طی روز برایشان افتاده، صحبت کنند و یا پس از اینکه به اخبار رادیو و تلویزیون گوش دادید ، عقیده کودک را درباره اخبار بپرسید. رفتار جدید کودک را تحسین کنید و اورا به پرسیدن و صحبت کردن، ترغیب کنید. علاقه شما و مهارت های خوب شنیدنتان ، او را به پرسیدن تشویق خواهد کرد.

 اعتماد به نفس کودک را تقویت کنید .کودک را برای مطرح کردن هر گونه سؤال تحسین کنید و مراقب باشید هیچ گاه با جملاتی نظیر : عجب سؤال احمقانه ای ! اعتماد به نفس او را از بین نبرید . هدف شما این است که کاری کنید تا کودک احساس راحتی و امنیت کند حتی اگر پاسخ هیچ سؤالی را نداند .

 به کودکتان کمک کنید تا دوستانی پیدا کند . دوستی ، یکی از مهمترین ارتباطاتی است که با برقراری آن ، کودک در مورد خودش می آموزد، و اعتماد به نفس پیدا می کند . کودکی که در دوست‌یابی مشکل دارد و یا از جمع اخراج شده است ، تصویری منفی از خودش پیدا می کند . بیرون بودن از جمع ، دلپذیر نیست به ویژه هنگامی که کودکان دیگر این احساس را در کودک القاء می کنند که خواستنی نیست.

 

برای آموزش دوستیابی به کودک می توانید نکات زیر را به کار ببرید:

      الف - برای زمان بازی خردسالان و کودکان قبل از سنین مدرسه، برنامه ریزی کنید. اگر در محلی که زندگی می کنید کودکان زیادی نیستند ، کودکان را برای بازی دعوت کنید . موقعیت و زمان بازی را تا هنگامی که روابط تثبیت نشده اند و بزرگسالان نیز علاوهبر کودکان همدیگر را نشناخته اند ، محدود کنید.

      ب - در فعالیت های خانوادگی وارد شوید . این موقعیت ها به کودک فرصت می دهد که مهارت های اجتماعی را به کار گیرد و در عین حال نظاره گر ارتباط شما با دیگران باشد. و همچنین گردش های خانوادگی باعث ایجاد پیوند های عمیق داخل خانواده می شود و بعد ها که کودکتان باید در مقابل فشار گروه همسالان ایستادگی کند نتیجه خود را نشان خواهد داد.

 

فشار را بردارید .کودک را در مقابل مردم انگشت نما نکنید: نمیتونی به دایی‌ت سلام کنی!  یا برای همه از یک تا ده بشمار! هر چقدر کودک در موقعیت‌های اجتماعی به خودش توجه بیشتری داشته باشد ، برای او مشکل است که احساس راحتی کند.

به کودک بر چسب نزنید .توصیف کودکتان به عنوان خجالتی ، تنها ، ساکت و يا سرد ، روشی غلط است که بعد تاوانش را پس خواهید داد.

 درباره دوستی صحبت کنید .درباره وضعیت دوستی ها و اینکه چطور در طی سالها دوستان زیادی خواهد داشت که بعضی از آنها به مدت طولانی و بعضی از آنها تنها مدت کوتاهی دوست خواهند بود ، گفتگو کنید به او بگویید که اغلب مردم ، انواع زیادی دوست دارند و تعداد کمی یاران مورد اعتماد دارند.

 مشخصات یک دوست خوب را به او بگویید . از او بپرسید که دوست دارد چه طور دوستانی داشته باشد.

  

فهرستی از رفتارهای مثبت تهیه کنید .این کار ، روش بسیار مؤثری است. با اینکه برای کودکانی که برداشت خوبی از خودشان ندارند، مشکل است . از کودکتان بخواهید که تمام رفتارهایی را که در خودش دوست دارد ، بنویسد . شما نیز می توانید فهرستی از جنبه‌های خوب او را تهیه کنید . از او بخواهید که تحسین‌هایی که دریافت می کند و یا چیزهایی را که دیگران در او دوست دارند ، ثبت کند.

 

 یک کتاب خوب تهیه کنید . به صورت طنز تمام رفتارهایی را که در کودک تصدیق و تحسین می کنید ، ثبت کنید. به طور منظم ، کتاب را با همدیگر دوره کنید . کودکتان از داشتن این همه نکات مثبت ، تعجب خواهد کرد.

 ثابت قدم باشید . اعتماد به نفس ، به سرعت ایجاد نمی شود . بنابراین ، حتما" این کار را تبدیل به یک تلاش دراز مدت کنید که هر روز ، بخشی از آن انجام می شود . همواره بکوشید که اظهارنظرهای مثبت را افزایش دهید ، در عین حال انتقاد را به حداقل ممکن برسانید.

 

 

 

منبع : کتاب رشد و شخصیت کودک

 

تألیف : هنری ماسن، ترجمه : مهشید یاسایی

 

عزت نفس

همچنانکه کودکان از خود درکی پیدا میکنند و هویت خود رامی یابند، تلویحاً برای خصوصیات خود ارزش منفی یا مثبت قائل میشوند.

مجموع ارزیابی‌هایی که کودک از خود میکند، عزت نفس او را تشکیل میدهد. عزت نفس "خود پنداره" نیست، زیرا ارزیابی در آن دخالت دارد. "خود پنداره" مجموعه ای است از عقاید فرد درباره خود که بیشتر بر مبنای توصیف است تا قضاوت.

ممکن است بعضی از بخشهای "خود پنداره" خوب یا بد تلقی شود، ولی بعضی از بخشها نه خوب تلقی شود نه بد. اینکه کسی موی سیاه و صدای نرمی دارد ، بخشی از "خود پنداره" است ولی این خصوصیات نه خوب هستد و نه بد. مثلا یک پسر بچه هشت ساله ممکن است از خودش این تصور را داشته باشد که زیاد دعوا می‌کند. اگر برای این توانایی در دعوا راه انداختن ارزش قائل باشد و به خودش حق بدهد، این خصوصیت به عزت نفس او می افزاید. ولی اگر از اینکه مدام دعوا راه می اندازد ناخشنود باشد این خصوصیت پرخاشگری احتمالاً عزت نفس او را کاهش می دهد.

 

 

اندازه گیری عزت نفس

وقتی از کودکان می پرسیم که چقدر خودشان را دوست دارند و یا توانائیهای خود را چگونه ارزیابی می کنند غالبا پاسخ‌هایی می دهند که خالی از جانبداری نیست.

اندازه گیری عزت نفس کودکان زیر هفت سال دشوار است. اگر از کودکان پیش مدرسه‌‌ای سئوال شود که چه احساسی در مورد تواناییهای خود دارند ، غالباً می گویند که از خود رضایت دارند و در ضمن حالتی حاکی از تعجب و حیرت به خود می گیرند. کودکان در سنين نه تا یازده سالگی موقع ارزیابی خود غالباً گزارش‌هایی حاکی از دست کم گرفتن خود می‌دهند و احتمالاً حس مشخص و روشن‌تری در مورد توانایی ‌های خود در حوزه های مختلف دارند. (هارتر.1983). البته حتي کودکان بزرگتر هم ممکن است نپذیرند که خصوصیات نامطلوبی دارند وشاید ندانند که خصوصیات معینی از سوی دیگران نامطلوب قلمداد میشود.

در مطالعه‌ی ارزیابی کودکان از خود با ارزیابی معلمان و همسالان از آنان مقایسه شد. بسیاری از ارزیابی ‌های کودکان از خود با ارزیابیهای دیگران  از آنان همخوان بود ولی تقریبا یک سوم کودکانی که همسالان و معلمانشان آنان را ناتوان یا غیر محبوب ارزیابی کرده بودند، خودشان را توانا و محبوب ارزیابی کردند.

شاید عزت نفس این کودکان بیش از آن بود که دیگران فکر می‌کردند و یا اینکه بیش از آنچه واقعاً فکر می کردند تصور مثبتی از خود داشتند.

 

 

عزت نفس چند بعدی است

هر چند به نظر می رسد که افراد احساسی کلی در مورد ارزش خود داشته باشند عزت نفس در قلمروهای رفتاری مختلف فرق می کند. برای مثال ،بر اساس مقیاس استنباط کودک از توانائی‌های خود برای سه حوزه امتیازهایی در نظر گرفته می شود، مهارتهای شناختی ،اجتماعی و جسمانی. کودکان خود را در این سه حوزه به نحو متفاوتی درجه بندی می‌کنند.

بزرگسالان ممکن است بتوانند با تاکید بر حوزه هایی که کودکان در آن توانا هستند به ایجاد عزت نفس در آنان کمک کنند.

 تحقيق از پريسا

 

  
نویسنده : والدین ایرانی ; ساعت ٤:۳۳ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٢۱ امرداد ،۱۳۸۳