زمان و نحوه از شير گرفتن کودک (قسمت سوم)

علت اين که اين بحث رو اين جا مطرح کردم اين بود که چند روز پيش توی گروهمون، يکی از مادرها اين نامه رو نوشت:

مي خواستم در مورد از شير گرفتن آرش باهاتون مشورت كنم آرش الان يكسال و
نيمه است و هنوز شير خودم رو مي خوره و خيلي هم وابسته است من نمي دونم
چكار كنم از شير بگيرمش يا نه چون خودم الان شديدا موقع شير دادن خسته و
عصبي مي شم نمي دونم چكاركنم از شير بگيرمش يا نه اگر بخوام از شير
بگيرمش بهترين راه چيه ؟ لطفا راهنمايي كنيد

من توصيه‌های دکتر سيرز و همسرش رو در دو قسمت قبل نوشتم، اما حالا می‌خوام جواب‌هايی رو که بعضی از اعضای گروه به نامه بالا دادن نقل کنم. شما هم اگه تجربه‌ای در اين زمينه دارين و دوست دارين مطرحش کنين توی قسمت نظرخواهی بنويسين. ممنون!

۱- من تا دو سالگی به پسرم شير دادم. درسته که آخراش آدم احساس می‌کنه که خسته شده و بچه هم بزرگ شده و کمی سخته ولی از نظر عاطفی برای بچه خيلی خوبه. از طرفی اگه خسته شدی می‌تونی تعداد دفعات رو يواش يواش کم کنی و ديگه اين که قبل از اين که خيلی گرسنه بشه بهش غذا بدی. چون وقتی خيلی گرسنه بشن و مامانشون در دسترس باشه ديگه حاضر نيستن غذا بخورن و شير می‌خوان ولی اگه سير باشن و تشنه هم نباشن کمتر بهونه شير رو می‌گيرن. پسرم اگه سير بود ديگه سراغ من نمی‌اومد مگه اين که دلش برام تنگ می‌شد (به خصوص وقتی از سر کار بر می‌گشتم). اگه می‌تونی از پدرش خواهش کنی که بهش غذا بده بهتره. پسر من از دست من زياد غذا نمی‌خورد و شير می‌خواست. از طرفی اين دوره‌ها تو زندگی آدم ديگه تکرار نمی‌شن و ديگه فرصتی پيش نمياد تا شما و پسرتون اين دوران رو تجربه کنيد. خواه ناخواه زمان می‌گذره و پسرتون بزرگ می‌شه و کم‌کم مستقل می‌شه. اون وقت آدم دلش برای بچگيشون و اون روزایی که خيلی به مامانشون وابسته بودن تنگ می‌شه. پس تا جايی که می‌تونيد از اين دوران لذت ببريد.
راستی برای از شير گرفتنش من از چسب زخم استفاده کردم و وقتی گفتم اوخ شده و دکتر گفته تو ديگه نبايد شير بخوری ديگه هيچی نگفت و مسئله به خوبی و خوشی تموم شد.
(جواب از گذر)

۲- من تا 21 ماهگي به دخترم شير دادم ومن هم مثل گذر جون از چسب زخم استفاده كردم با اينكه دخترم خيلي به شير خوردن وابسته بود وقتي بهش گفتم زخم شده هيچي نگفت و منتظر بود تا خوب شود و گاهي سر ميزد ببينه خوب شده يا نه تا اينكه كم كم يادش رفت ولي هنوز هم گاهي مي اد ميگه بوسش كنم. (جواب از فرشته)

قبل از اين که بقيه جواب‌ها رو بنويسم، نامه دوم دوستمون که در جواب به دو توصيه بالا ارسال شد:
با سلام به شما دوستان از راهنمائيهاي خوبتون استفاده كردم سعي ميكنم
فعلابه شير دادن ادامه بدم تا دو سالش بشه و بهتر متوجه حرف و دليل بشه
در ضمن نمي دونم شنيدين كه مگن بچه رو در فصل گرم از شير نگيرين بيشتر
عوام اعتقاد دارن و مي گن وضعيت مزاجي بچه بهم مي خوره آيا شماها هم
اينو رو شنيدين و يا تجربه اي در اين مورد دارين

و اين هم جواب‌های بعدی:
۳- من همون جور كه قبلا نوشتم با نظر دكتر سيرز و روش بچه داري قديم شرق موافقم و به نظر من اين بچه بايد باشه كه تعيين بكنه تا كي مي خواد شير بخوره مگه اين كه مادر به خاطر شرايطش و يا روحياتش واقعا قادر به ادامه شيردهي نباشه. در ضمن اين رو هم بگم كه من نتونستم بيشتر از سه ماه به بچه اولم شير بدم كه تازه همون سه ماه هم توام با شير خشك بود ولي بچه دومم كه از بچه هاي پرنياز هم هست هنوز هم شير خودم رو مي خوره منتها كمش كرده و فكر مي كنم كه چند ماه ديگه به كلي بگذاردش كنار (سه ماه ديگه سه سالش تموم مي شه و خيلي ها هستن كه مي گن وا هنوز هم بهش شير مي دي و از اين قبيل. من مدتهاست كه تصميم گرفتم حداقل مادري كردنم به خاطر حرف مردم نباشه و بهشون اعتنا نمي كنم ولي البته يك موقع هايي خيلي ناراحت كننده است شنيدن اين حرف) خودم هم به عينه با مقايسه دوتا بچه ها دارم مي بينم كه بچه دومم چقدر اعتماد به نفسش و استقلالش نسبت به همين سن خواهرش بيشتره و از الان رسيده به اون چيزي كه بچه اولم در شش سالگي رسيد البته اصلا نمي گم كه اين موضوع فقط معلول شيرخوردن طولانيشه بلكه مي خوام بگم فكر نكن با ادامه دادن دوران شيردهي وابستگي پسرت به تو زياد مي شه يا اگه به زور مجبورش كني شيرخوردن رو كنار بگذاره بچه مستقل مي شه. اين تصميميه كه به خود شما دونفر مربوطه ولي مطمئنا نظر پسرت رو هم دخيل بدون. اگه ديدي بچه راضي نمي شه بدون شيرت سر كنه و راحت اين مسئله رو نمي پذيره يك كم ديگه بهش وقت بده. وعده به وعده كم كن و آخرين وعده اي كه حذف مي كني وعده آخر شب باشه. سعي كن تو اين مدتي كه از شير مي گيريش حسابي سرش رو گرم كني پيشش باشي باهاش بازي كني بغلش كني كه خيال نكنه طردش كردي. اگه معمولا جاي خاصي شير مي خوره مثلا روي صندلي به خصوصي مي شيني يا در موقعيت خاصي قرار مي گيري كه شيرش رو معمولا در اون حال مي خوره اين روزها سعي كن از اون جاها و موقعيت ها حذر كني. بعد هم درحالي كه به شيرخوردن ترغيبش نمي كني و دعوتش نمي كني اما اگه به سراغت اومد و خواست ردش نكن. مواظب باش كه گرسنه و تشنه نمونه و حوصله اش هم سر نره. از موسيقي شاد غافل نباش و با موسيقي و رنگ خونه رو پر كن و بگذار اين استقلال تازه براش خاطره خوشي به جا بگذاره. (جواب از آزيتا)

۴- در مورد شير دادن به بچه من تجربه خوبی در مورد پسرم داشتم. تصميم داشتم هر چقدر که دوست داره بهش شير بدم و من از شير نگيرمش، بلکه خودش بزرگ بشه و نياز بهش نداشته باشه. تا حدود ۲ سالگی شير خورد و بدون هيچ اصراری از جانب من خودش ديگه اون رو کنار گذاشت! (جواب از دلارام)

خوب اين هم از اين. منتظر نظرهاي شما هم هستيم!
آزيتا   
نویسنده : والدین ایرانی ; ساعت ٥:۱٠ ‎ب.ظ روز جمعه ٢٦ اردیبهشت ،۱۳۸٢