عکس‌العمل مناسب در قبال لجبازی کودکان - قسمت پنجم

اين هم اصل پنجم و ششم از اصول ده‌گانه‌ای که دکتر سيرز برای تربيت و تأديب کودکان قائله:

۵- انتظار حرف‌شنوی داشته باشيد
بچه شما به همان اندازه حرف‌شنو می‌شود که شما انتظار داريد يا اين که همان قدر حرف‌نشنو می‌شود که شما اجازه می‌دهيد. وقتی از والدين بچه‌های حرف‌شنو می‌پرسيم که چرا بچه‌های مطيعی دارند همه جواب می‌دهند «چون از آنها اين طور انتظار داريم.» با اين که اين حرف به نظر ساده می‌آيد ولی خيلی از والدين از اين واقعيت اساسی تأديب سرسری می‌گذرند. يا سرشان زيادی شلوغ است يا بچه‌شان يک‌دنده است، بهانه می‌آورند: «مال سنشه، می‌گذره.»
بچه در سال‌های اول عمر نمی‌داند که چه کاری درست و چه کاری نادرست است مگر اين که شما به او بگوييد. يک شب به رستورانی رفته بوديم که برای بچه‌ها محيط مفرحی داشت. دو خانواده را ديديم که با يک موقعيت تأديبی روبرو بودند ولی دو برخورد متفاوت بروز دادند. بچه دوسال و نيمه يکی از خانواده‌ها مدام از پشت نيمکت بالا می‌رفت و اين بالا رفتن تا جايی ادامه پيدا کرد که مزاحم مردم اطراف شد. «نکن» های ضعيف پدر و مادر، بچه را از کارش منصرف نمی‌کرد. پيغامی که او می‌گرفت اين بود: «ترجيح می‌ديم بالا نری ولی نمی‌خوايم کاری درباره‌اش بکنيم.»
بچه دو سال و نيمه ديگری پيغام متفاوتی دريافت کرد و رفتار متفاوتی نشان داد. پدر بچه را کنار خود نشاند، زياد به او توجه کرد و مدام در گفتگوی خانوادگی شرکتش داد. به محض اين که بچه شروع به بالا رفتن از پشتی نيمکت کرد پدر او را چرخاند و مودبانه دوباره سر جايش نشاند. با استفاده از ترکيب مشغول‌کردن مبتکرانه و بازداشتن توام با احترام، پدر به بچه فهماند که از او انتظار دارد دست از بالا رفتن بکشد چون بالا رفتن مزاحم ميزهای بغلی می‌شود. بچه اين پيغام را دريافت کرد که هيچ تلاشی برای بالا رفتن از نيمکت قابل قبول نيست. بچه اين تجربه را در ذهن خود بايگانی کرد تا دفعه بعد که به رستوران می‌روند مورد استفاده قرار دهد و احتمالاْ آن وقت کمتر تلاش خواهد کرد که از نیمکت بالا برود.
آيا پدر خانواده دوم داشت رفتار مهارگرانه بروز می‌داد؟ بله ولی به معنای مثبت کلمه. مهارگری مستبدانه وقتی است که اراده خود را به بچه تحميل کنيد و از او انتظار اطاعت داشته باشيد اما با اين کار به رابطه خود و او آسيب برسانيد. وقتی بر حرف‌شنوی اصرار کنيد و به بچه کمک کنيد که خود را مهار کند از قدرتی که بر بچه داريد به نحو درست استفاده کرده‌ايد و به او در تکوين مهارهای درونی کمک کرده‌ايد. يادتان باشد که بچه‌ها نيازمند محدوديت اند تا احساس نکنند که کارشان از اختيار خارج شده است و دوست دارند که والدين بر اين محدوديت‌ها پايداری کنند. مدام محدوديت‌ها را آزمايش می‌کنند تا ببينند که برقرار اند يا نه. وقتی برقرار نباشند بچه نگران می‌شود که کسی نيست که قدرت مهار او را داشته باشد. برای بچه اين موضوع ترسناک است.

۶- الگوی تأدیب
الگو نمونه‌ای است که بچه از آن تقليد می‌کند. ذهن کودک در حال رشد اسفنجی است که تجربيات زندگی را به خود جذب می‌کند، يک دوربين فيلمبرداری است که هرچه را بچه می‌شنود و می‌بيند ضبط می‌کند و در صندوقی ذهنی ذخيره می‌کند تا بعد از آن استفاده کند. اين تصاوير ذخيره‌شده، مخصوصاْ آنها که افراد مهم در زندگی بچه به کرّات تکرارشان می‌کنند به بخشی از شخصيت بچه بدل می‌شوند. پس يکی از وظايف شما پدر و مادر اين است که مواد و مطالب خوبی برای جذب بچه فراهم کنيد.
«اما من که نمی‌توانم بی‌نقص باشم.» البته که نمی‌توانيد. هيچ پدر و مادری بی‌نقص نيست. من و همسرم مارتا وقتی که اين کتاب را می‌نوشتيم اغلب می‌گفتيم: «ما همه اين چيزها رو بلديم و باز هم مدام اشتباه می‌کنيم.» در واقع الگو قرار دادن کمال کار ناسالمی است - هدفی است که نه پدر و مادر و نه بچه قادر به نيل به آن نيستند (گرچه خيلی‌ها در تلاش برای رسيدن به کمال فلج شده اند). مهم تأثير کلی است که بچه می‌گيرد نه اشتباه‌ها يا عصبانيت‌های پراکنده. اگر پدر يا مادری عادتاْ عصبانی باشد، عصبانيت جزء طبيعت بچه می‌شود. بچه ياد می‌گيرد که مردم اين طور با زندگی تا می‌کنند. اگر الگويی که پدر و مادر ارائه می‌کنند شادی و اعتماد باشد هرچند که گاهی از جا هم در بروند، بچه الگوی سالم‌تری می‌بيند: مردم بيشتر وقت‌ها شاد و خرّم اند ولی بعضی وقت‌ها مشکلات آدم را عصبانی می‌کنند. آدم با موقعيت روبرو می‌شود و بعد دوباره شاد و خرم می‌شود.
پدرها و مادرها! شما اولين کسانی هستيد که بچه می‌شناسد. شما اولين مراقبان، مسئولان، هم‌بازی‌ها، مرد و زنی هستيد که بچه می‌بيند. شماييد که معیارهای بچه را تعيين می‌کنيد تا چطور با مسئولان برخورد کند، برای بازی با هم‌سالانش تا چه حد آماده باشد و هويت جنسيش چه باشد. بخشی از شما به بخشی از بچه تبديل می‌شود. بله، قسمت زيادی از رفتار بچه متأثر از خصوصيات ژنتيکی او است اما الگوهای رفتاری کودک هم اثر زيادی بر او دارند.undefined   
نویسنده : والدین ایرانی ; ساعت ٥:٠٩ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱٧ دی ،۱۳۸۱