لجبازی کودکان - مقدمه

شايد شنيده باشين که يک سال و نيمگي تا سه سالگي بچه ها سن لجبازي شونه طوري
که انگليسي زبونا اصطلاحاي Terrible Twos & Trying Threes رو براي اين سنين به کار مي برن (دو ساله هاي مخوف و سه ساله هاي اعصاب خورد کن!) مااين مشکل رو با نگار (دختر من که الان ۹ سالشه) خيلي شديدتر داشتيم و نمي دونم شهريار (پسر ۲۹ ماهه من) بالفطره خوش اخلاق تره يا ما بيشتر ياد گرفتيم که چه کنيم. روش من اينه که وقتي بچه لجبازي مي کنه کاملاً بهش بي اعتنايي مي کنم و وقتي مي بينه با گريه نه به هدفش مي رسه و نه توجهي جلب مي کنه فوري ساکت مي شه. الان که بهتر حرف ها رو مي فهمه از يک راه ديگه هم استفاده مي کنم و اون پيشنهاد دادنه. مثلاً یک روز که من داشتم با نگار و دوتا دوستاش زبان کار مي کردم و شهريار هم پيش ما نشسته بود يک مرتبه هوس کرد روي ديکشنري من
نقاشي کنه. من هم تک تک ديکشنري هام به جونم بسته است و گفتم نمي شه. اون هم زد زير گريه. من بهش گفتم دوتا راه داري مي توني آروم باشي و روي اين يکي کتاب نقاشي کني يا مي توني بري توي اتاق گريه کنی. چند مرتبه اين حرف رو تکرار کردم و هر بار با گريه جواب مي داد که مي خواد روي ديکشنري نقاشي کنه من هم بدون بحث بيشتر بلندش کردم بردمش توی اتاق - اتاق روشن با در باز - و بدون عصبانيت بهش گفتم گريه ات رو مي توني اين
جا بکني و وقتي آروم شدي بيا پيش ما. اون هم يک کم گريه کرد و بعد آمد دوباره پهلوي ما و ديگه تقاضاش رو تکرار نکرد. البته در بيشتر موارد راه درست تر و بي دردسرتر رو انتخاب مي کنه و من فکر مي کنم اين بار به خاطر حضور دوستان نگار اميدوار بود که من کوتاه بيام و به گريه‌هاش تسليم شم! اينم بگم که پيش بردن اين راه در ايران کار مشکليه چون همه فوري دلشون مي سوزه و مداخله مي کنن! از جمله همسر عزيز من که طاقت ناراحتي شازده پسرش رو نداره! اين از مقدمه مطلب که تجربه شخصی من بود، ولی نظر کارشناسی رو در بخش بعد بخونين!
آزيتا   
نویسنده : والدین ایرانی ; ساعت ٩:۱٦ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ۱٠ دی ،۱۳۸۱