اگر فرزند پسر داريد-۲

از شش تا سيزده سالگي:‌آموختن مذكر بودن

در اين مرحله پسر كوچولوي شما بي صبرانه در تلاش براي ورود به دنياي مردان
است. او در تمام مدت و حتي بدون آنكه والدين متوجه شوند در حال الگو برداري
از تمام نمادهاي دنياي مذكر است، از ورزشكاران و هنرپيشگاني كه در تلويزيون
مي بيند تا همسايه ها و دايي و عمو و پدر و پدر بزرگ. همه اين مذكر هاي
قدرتمند مي توانند به عنوان مرجعي براي آشنايي بيشتر با دنياي مردانه مورد
توجه قرار گيرند و بدون آنكه تفاوت رفتارهاي مثبت و منفي آنها شناخته شود
از سوي پسران در اين سنين به عنوان الگو انتخاب شوند.
در اين مرحله بايد دقت كرد كه مادران همچنان حضور خود در صحنه را حفظ
نمايند. ورود به اين مرحله به معناي كنار گذاشته شدن مادر نيست بلكه در
واقع پيوستن بيشتر پدر به حلقه ارتباط پسر و مادر است.
معمولاً‌در اين مرحله جلب توجه پدر يكي از اهداف اصلي در رفتارهاي پسران به
شمار مي رود. در صورتي كه اين توجه به درستي به ايشان نشود و احساس كنند كه
پدر توجه كافي به آنها ندارد ممكن است براي جلب توجه پدر از شيوه هاي مختلف و
بعضي وقتها نه چندان خوشايند هم استفاده كنند براي مثال: پرخاشگري،
برداشتن وسايل همكلاسي ها و ديگر مشكلات رفتاري. اگر در اين مرحله  سني پدري
حس كند كه همچنان در حلقه ارتباطي فرزند- مادر جايي براي او نيست شايد
دليلش سختگيري بيش از حد، توقعات فراتر از توان پسر و يا ترس پسر از پدر
باشد. در اينصورت پدر حتماً بايد براي تغيير شرايط اقدامي اصولي بكند. من
خودم نمونه هاي را از اين موارد ديده ام كه در نهايت پدر عصباني تر از آن
بود كه بتواند منطقي فكر كند و به ترميم روابط بيانديشد و در ازاء اين
پسر هم مذكر ديگري را به عنوان الگوي اوليه خود انتخاب كرده و اينجوري يك
سيكل معيوب به وجود آمده بود و متاسفانه يا اصلاً اصلاح نشد و يا اينكه وقتي
قدمي براي بهبود وضعيت برداشته شد كه تا حدي دير شده بود . به هر حال ....
از آنجا كه در اين مرحله تصوير ذهني پسر از خودش به عنوان يك مذكر شكل مي
گيرد، نگاه وي به روابط با مادر هم تا حدي دستخوش تغيير مي شود. به عبارتي
اگر تا به حال مادر براي پسر به عنوان يك "مادر" هميشه حامي و هميشه عاشق
مطرح بود، در اين مرحله پسر كم كم به مادر به عنوان نماد جنس ديگر نگاه مي
كند. روابط گرم و خوب و نيز حمايت كننده مادر مي تواند اعتماد به نفس كافي
و لازم براي برقراري ارتباط با جنس مخالف را در سنين بعدي به وي بدهد.
بنابراين اگر مادران در اين مرحله سني به تصور آنكه پسرشان ديگر بزرگ شده
است در بيان و ابراز محبت خود به وي امساك كنند و يا سعي كنند براي جلوگيري
از لوس و يا بچه ننه شدن پسرشان با او سردتر برخورد كنند ، پسر نمي تواند
در زمان خود روابط عاطفي سالمي را برقرار كنند.
مهمترين وظيفه والدين در اين مرحله پيدا كردن و در اختيار گذاشتن الگوهاي
مناسب مردانه است. مادر بايد حامي باشد و پدر با فرزند پسر خود در «مرد
شدن» مشاركت كند. شايد يك معلم مرد شايسته بتواند الگويي خوب باشد.
مسئله مهم ديگر تاثير پذيري بسيار پسر در اين مرحله از دوستان و همكلاسي ها
است. براي خنثي كردن اين حالت بهترين شيوه گذراندن اوقات لذتبخش با هم است.
ترتيب دادن برنامه هايي كه در طي آن پسر بتواند به همراه پدر در آن شركت
كند و از آن لذت ببرد يكي از بهترين راههاي كنترل تاثيرات محيطي است.


  
نویسنده : والدین ایرانی ; ساعت ٥:۱٧ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢٦ دی ،۱۳۸٤