تحقيق تيرماه ۸۳- اعتماد به نفس در کودکان - قسمت هفتم

آنچه كودكان نياز دارند !

نويسنده : دكتر جني فريدمي

مترجم : الهام روشن پور

  هيچ كس نمي داند كه آيا محيط و طبع انسان سبب تفاوت در رفتار او نسبت به پسران و دختران مي گردد و يا روش تربيت او. اما تحقيقات نشان داده‌اند كه والدين مي‌توانند نقش بسيار مهمي را در كمك و حمايت كودكانشان در جهت يافتن روش هايي سالم و مفيد براي مقابله و رو به رو شدن با تعصبات مربوط به جنسيت ايفا نمايند. اولين قدم براي دستيابي به اين امر مهم آگاهي از نيازهاي كودكان مي باشد. 

 

 آنچه دختر كوچكتان نياز دارد

اعتماد به نفس : سعي كنيد همواره كودكتان را تشويق و ترغيب نماييد تا خصوصياتي را كه شما از او انتظار داريد، در خود پرورش دهد. براي مثال ممكن است به او بگوييد : من مطمئنم تو آنقدر شجاع هستي كه بتواني پله ها را يكي يكي بالا بروي. بگذاريد او خود را بشناسد و بداند كه شما كاملا به توانايي‌هايش اعتماد داريد. به  او اطمينان دهيد كه با نشاط، سرشار از انرژي و همچنين با لياقت است.

 خودكفايي : بگذاريد فرزندتان احساس نمايد كه فردي با لياقت و قابل است و آنچه را كه قادر است، اجرا نمايد. براي مثال ليوان آب ميوه را در دستانش بگيرد و بنوشد. موهاي خود را شانه كند و بدون كمك شما يا ‌‌ديگران خانه اي بسازد. مي توانيد در مواردي او را راهنمايي كنيد. مي توانيد به او بگوييد : براي نگه داشتن قطعات خانه سازي بر روي يكديگر و ساختن خانه ، بهتر است اين كار را انجام دهي... و يا به او يادآوري كنيد كه براي آن كه قدش به شير آب برسد مي تواند صندلي كوچكي را زير پاهايش بگذارد، اما بگذاريد كه او شخصاً امور خود را انجام دهد.

 ارتباطات و هماهنگي خاص: براي او اسباب بازي‌هاي گوناگوني نظير انواع ماشين‌هاي بازي و اتومبيل‌هاي متفاوت، قطعات خانه سازي، وسايل گل بازي، انواع توپها و وسايلي كه بتواند براند و يا از آنها بالا برود ، تهيه نماييد.

آمادگي جسماني : با او بازي كنيد و او را به فعاليت واداريد. همراه با او مسيري را به صورت سينه خيز طي كنيد، به دنبال هم بدويد و يا كشتي بگيريد. حتي دختر بچه‌هايي كه براي اجراي ورزش هاي سازمان يافته كوچك هستند از انجام دادن كارهايي نظير بالا رفتن از سطحي شيب دار و سر خوردن از آن ، دويدن و پشتك زدن روي سطحي نرم، احساس هيجان و لذت فراوان مي نمايند.

قدرت تصميم گيري: فرصت‌هاي گوناگوني را در انجام‌كاري خاص به دختر كوچكتان  پيشنهاد دهيد و او را ترغيب نماييد تا خود تصميم گيري نمايد. اگر هنوز فرزندتان نوپاست، بگذاريد او ليوان يا بشقابي را كه مي خواهد در آن آب يا غذا بخورد، خودش انتخاب كند و يا اگر كودكتان مي خواهد با يكي از دوستانش بازي كند، بگذاريد او خود از ميان دوستانش يك نفر را انتخاب كند.

كنجكاوي : فرصت‌هايي را براي او مهيا كنيد تا بتواند در محيط اطراف خود سياحت و كاوش نمايد. زماني كه فرزندتان هنوز نوزاد يا نوپاست منزلتان را براي او كاملاً ايمن نماييد به طوري كه او بتواند آزادانه بدون آن كه خطري تهديدش كند در آن حركت كند. او را به كتابخانه، پارك يا باغ وحش ببريد. هم چنين بهتر است به نقاط مختلف كشور ‌سفر كنيد و او را با مكان‌هاي جديد آشنا كنيد. 

 

آنچه پسر كوچكتان نياز دارد
محبت ظاهري :
پسر كوچولوي شما بيش از دخترتان نياز دارد كه او را در آغوش بگيريد. بنابراين اگر او در حال گريه كردن است، اين كار شما او را بسيار آرام و ساكت مي نمايد. زماني را به بازي كردن با او ، به ويژه اجراي بازي هاي آرام و بي سر و صدا اختصاص دهيد. همچنان كه پسر كوچكتان بزرگ تر مي‌شود، به او اجازه دهيد تا بازهم به آغوشتان پناه آورد.

مهارت‌هاي كلامي : همواره با كودكان حتی در دوران نوزادي صحبت كنيد. صداي ملايم شما سبب مي شود او احساس آرامش نمايد. همچنين حرف زدن با كودكتان، سبب پرورش مهارت‌هاي كلامي او مي‌شود.

توجه و احترام به ديگران: براي فرزند خود توضيح دهيد كه چگونه اعمال و رفتارش بر ديگران تاثير مي‌گذارد. تحقيقات نشان مي دهند كه هنگامي كه دختر بچه اي رفتار بدي از خود نشان مي دهد اغلب به او گفته مي شود كه اين كار او شخصي را آزرده است. براي مثال ممكن است گفته شود: ”الهام تو با اين كارت نسرين را آزار داده اي.“ اما بسيار مشاهده شده كه زماني كه پسر بچه به خاطر انجام كار يا رفتار نادرستي تنبيه مي‌شوند، ناراحتي و عصبانيت خود را بر دانستن اثرات رفتار بد خود بر والدين و هم‌بازي‌هايشان ترجيح  مي دهند.

رفع درگيري ها به صورت صلح آميز: پسر كوچكتان را با روش‌هايي سودمند در جهت رفع كشمكش‌ها و درگيري‌هايش آشنا كنيد. ممكن است او در شرايط ناآرامي قرار گرفته باشد، براي مثال هم سن و سالانش به  او حمله كرده و يا او را كتك زده و در اين حال او نيز مقابله به مثل كرده باشد. برايش شرح دهيد كه آزردن و آسيب رساندن به ديگران، ‌كاري نادرست است. بهتر است روش هاي ديگري را به او آموزش دهيد تا بتواند عصبانيت و ناراحتي خود را از طريق آنها ابراز نمايد.

بيان احساسات : پسر كوچولوي خود را تشويق كنيد تا احساساتش را بيان نمايد. حتي از او بخواهيدگريه خود را بروز دهد. اگركودك‌تان اين پيام رادريافت ‌كند كه احساساتي نظير ناراحتي، اندوه و ... مجاز نمي‌باشند قطعاً مي‌آموزد كه چنين احساساتي را حتي در زمان بزرگسالي نيز در خود سركوب نمايد.

تحقيق از پريسا

 

  
نویسنده : والدین ایرانی ; ساعت ۱٠:٥٥ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ٧ آبان ،۱۳۸۳

تحقيق تيرماه ۸۳- اعتماد به نفس در کودکان - قسمت ششم

 

روحيه بچه ها را تقويت كنيم

منبع :  سايت تبيان

 

كمتر ايراد بگيريم ، بيشتر تشويق كنيم

همه مي دانيم كه تشويق و تمجيد در ديگران معجزه مي كند. خرده گيري زياد باعث مي شود كه بچه بيش از حد خودنگر شده و از خطرهايي بترسد .

پدران و مادران از طريق انتقاد زياد دست به كار نسبتاً مفيدي مي زنند ، ليكن بايد دانست كه به اين ترتيب تحسين به صورت مبهمي در مي آيد.

پس دقت كنيد به جاي گفتن :" تو خيلي پردل و جراتي " ، بگوييد : " آفرين به تو كه بعد از افتادن از دوچرخه ، دوباره سوارش شدي !"

همه ي ما حالت مخصوصي داريم كه وقتي كار مهمي مي كنيم و ديگران از ما تعريف و تمجيد مي كنند ، خوشمان مي آيد . به عنوان مادر ممكن است بهتر از هر كس بدانيد كه چه چيزي براي فرزندتان مهم است – شايد موسيقي ، ورزش يا يكي از كلاسهايش . اگر نمي دانيد ، پرسيدن اشكال ندارد. بالاخره چون بچه ها در زمان معيني مطالب فراوان فرا مي گيرند ، پس تحسين را مختصر ولي به دفعات بر زبان آوريد . صد و يك جلسه ستايش ، خيلي مؤثرتر از 100 دقيقه تعريفي است كه در يك زمان صورت مي گيرد .

سخن از اعمال ممنوعه

ما درعصري زندگي مي كنيم كه فرزندانمان ( حتي در سنين نوجواني ) با مواد مخدر و نظير اينها آشنايند . بعضي مادرها از اين بيمناك اند كه گفت و گو در زمينه اين نوع اعتيادها به معني مجاز شمردن آنهاست . در صورتي كه قضيه درست برعكس است .

بر پايه مطالعه روي شماري از دانش آموزان ، اين نتيجه به دست آمد كه آن دسته از بچه هايي كه با والدينشان روابط و گفت و شنود داشتند ، كمتر به مواد مخدر و الكل رو آورده بودند .

مادران از حيث گفت و گو با فرزندانشان در مورد چنين موضوعات حساس تبحر خاصي دارند . ابتدا خودتان با حقايق مربوط به مواد مخدر ، مشروبات الكلي يا مسائل خاص نوجوانان آشنا شده و آنگاه اطلاعات عمومي بچه هايتان را جويا شويد . ممكن است بچه هاي شش يا هفت ساله ، ماجراهايي را در زمين بازي شنيده يا صحنه اي را در تلويزيون ديده باشند ، به آنان خاطر نشان سازيد كه راجع به موضوعي صحبت مي كنيد كه فرزندانتان با خطرات آن آگاه اند نه به خاطر اين كه به آنها اعتماد نمي كنيد . بگذاريد بدانند كه شما ميل داريد به هر نوع پرسش هاي آنان جواب دهيد يا پيرامون مسائل مورد علاقه آن به بحث بپردازيد .

بگذاريم محدوديت ها همزمان با رشد بچه ها افزون شود

بايد بچه ها را بي قيد و شرط دوست داشت تا بذرهاي عزت نفس رشد و نمو كنند . منظور از چنين عشق مطلق اين نيست كه شما هيچ محدوديتي قائل نيستيد : مرز بندي به بچه ( ‌اعم از دختر يا پسر ) ثابت مي كند كه او چقدر براي شما اهميت دارد . موقعي كه بچه از حد خود تجاوز مي كند ، ناراحتي تان را با رفتارتان به وي بفهمانيد نه اين كه مستقيماً برخورد كنيد.

البته مقارن با رشد بچه ها لازم است محدوديت ها از ميان برداشته شوند .

فرزندان را اجتماعي بار آوريم

يكي از علت هاي كاميابي هر فرد در زندگاني اش ، مهرورزي و عنايت به سايرين است .

كساني در زندگي اجتماعي و خانوادگي كامروا بوده اند كه توجه و مواظبت از ديگران را نيز به همان اندازه ي عنايت و مراقبت از خويش ضروري مي دانسته اند. آن گروه از اشخاصي كه پيوسته به سايرين بي توجه اند و همه چيز را براي خود مي خواهند ، از ديدگاه مردم ، آدمهاي قابل احترامي نيستند .

بچه بايد بياموزد كه بين خواسته هاي خود و ديگران تفاوت قائل نشود و آنچه را كه خوب بوده و براي خودش مي خواهد ، براي بقيه هم آرزو كند .

بچه بايد نخستين گام ياري رساني به همنوعان و ديگران را از پدر و مادرش فرا گيرد . بچه اي كه همواره والدينش را آماده ياري رساني به ديگران احساس كند ، يقيناً در آينده او نيز روحيه تعاون خواهد داشت . شيوه رفتار هركس بايد بدون تظاهر و عوام فريبي باشد . بچه ها  بايد از لحاظ روحي به مردم انس و الفت پيدا كنند ، سايرين را دوست داشته باشند  و از دلشادي آنان خشنود شوند .

در كشورهايي كه بيشتر بچه ها از سه سالگي ناچاراً در شبانه روزي ها و كودكستان ها شروع به زندگي دست جمعي مي كنند ، بهتر از كودكان ساير كشورها با زندگي اجتماعي آشنا مي شوند و تجربه نشان داده كه روحيه مردم گريزي در اين قبيل كودكان ، در بزرگي كمتر است .

كودكستان ها از حيث اجتماعي بارآوردن كودكان بسيار مناسب اند. به همين جهت اگر مي توانيد بچه هاي خودتان را حتماً به كودكستان بفرستيد ولي بكوشيد كه جاي امن و مطمئني باشد .

عامل ديگري كه در زندگي عاطفي كودك مهم است ، جانوران مي باشند . هيچ وقت بچه ها را از انواع جانوران نترسانيد و با فراهم آوردن مجله ها و كتاب هاي مصور ، آنان را با زندگي و جهان خاص حيوانات آشنا سازيد و حس مهر و همدلي نسبت به اين موجودات زنده را در آنان تقويت كنيد و بالاخره متوجه باشيد كه بچه ها حس همگاني ، تعاون ، مهرباني و سازگاري با ديگران را از شما ياد مي گيرند . چنانچه نسبت به ديگران بي قيد و سهل انگاريد ، نبايد متوقع باشيد كه بچه هايتان با مردم به آساني بجوشند و در موردشان احساس محبت و دلسوزي نمايند.

 

 همياري و تعاون

هنگامي كه كودك سخن گفتن را ياد مي گيرد و به اطرافش نگاه مي كند دو نفر را بيش از همه مدنظر دارد و آن دو ، كسي جز پدر و مادرش نيستند . وقتي كه مادر به بستر بيماري مي افتد ، پدر ظرف ها را مي شويد و غذا مي پزد و يا زماني كه پدر خسته و كوفته از سركار باز مي گردد، مادر غذا را پخته و حتي در تعويض لباس هم به وي كمك مي كند و اين همان تعاون و همگامي شمرده مي شود ؛ زيرا كودك متوجه مي شود كه دو تن براي تكميل كردن زندگي و شاد و خشنود ساختن همديگر چقدر به هم عنايت دارند و با توجهات كم و بيش ، زندگي مشتركشان را سرشار از صميميت و يكدلي ساخته و زندگاني را براي يكديگر دلنشين مي كنند.

معمولاً كودكان بيشترين ساعات روز را با مادران خويش به سر مي برند و حتي هنگامي كه مادرشان سرگرم كار مي شود ، آنها تنها با خودشان بازي مي كنند چرا كه همبازي ندارند و با بچه هاي ديگر تماس نمي گيرند و در نتيجه در بزرگي به زحمت با ديگران انس و الفت مي يابند چون در خردسالي تدريجاً اين طور آموخته اند . براي بچه ها بيش از همه ، بازي با بچه هاي همسايگان منزلشان اهميت دارد ؛ چرا كه همسايگان پس از خانواده ، نزديكترين افرادي هستند كه وجودشان براي بچه ها ارزنده است .

هديه براي كودكان چه مفهومي دارد ؟

بر طبق معمول ، در زندگي هر كودكي روزهايي هست كه هديه هاي كوچك و بزرگ از اطرافيان و به ويژه بستگانش دريافت مي كند .

هدايايي را كه فرزندانتان مي گيرند ، هيچ وقت از آنان نگيريد ، زيرا دريافت هديه ، نخستين مرحله شناخت " خود " براي بچه  شمرده مي شود و به اين ترتيب به اهميت زندگي و توجه افراد پي برده و به زندگي آينده با چشمي پر اميد نگاه مي كند . زماني كه بچه ها بزرگ مي شوند ، خاطره هاي نخستين هدايايي را كه دريافت داشته اند ، از ياد نمي برند چون آن هديه ها در روزگاري كه تابع و وابسته به پدر و مادر بوده اند ، شخصيت مستقلي به ايشان بخشيده و همين احساس مالكيت ، رضايت خاطري در وجودشان ايجاد مي كند .

براي كودكان حرمت قائل شويم

نكته مهم اين است كه چنانچه از بدو تولد به شخصيت كودكتان احترام بگذاريد و در تمام دوران زندگي از عنايت بسنده به وي مضايقه نكنيد ، كودكي تندرست از لحاظ رواني و جسمي خواهيد داشت . تجربه مراقبتهاي مهرآميز حاكي از آنند كه مي توان به اين طريق اثرات بسيار مثبتي بر منش كودك نهاد . ولي اگر كودك با عدم اعتماد ، حرمت و محبت كافي شما رو به رو شد ، نه تنها از حيث روحي بلكه از بعد جسماني هم لطمه خواهد خورد . عموم كودكان جهان علاقه وافري به شعر و داستان از خود نشان مي دهند . اما در اين ميان كودكاني وجود دارند كه به جز علاقه به مطالعه ، تراوشات روحي و فكري خود را در قالب شعر ، قصه ، قطعه ادبي و خاطره نويسي به قلم مي آورند .

در اين موقعيت عواطف و افكار دست نخورده و اصيل آنها در ابتداي مسيري طولاني قرار مي گيرد . كساني كه در ابتداي اين حركت در كنار كودك زندگي مي كنند ، همچنين افرادي كه مي خواهند به هدايت فكري او بپردازند ، نقش مهمي را در ساختار فكري و روحي كودك ايفا مي كنند .

در مواردي ديده شده كه توجهي به اين روح و فكر سبز نشده و به مرور زمان سرگرمي هاي زودگذر، جاي اين خلاقيت هاي ادبي را گرفته است . و كودك خلاق ، مانند گياهي خودرو به رشد و نمو ادبي پرداخته و ريشه هاي فكري خود را در كويري خشك براي حس خنكاي آب آزرده است .

در واقع كودك پرنده كوچكي است كه بر شاخه هاي زيادي مي نشيند تا بخواند و به او بياموزد كه چه بخواند . در حالي كه هر درختي با حال و هوا و نوع رويش و محصول خود ، خواندن را به پرنده مي آموزد .

هدايت استعداد هنري و ادبي كودكان ، كار هر كسي نمي تواند باشد . اگر سودمند باشد ، همان طور هم ممكن است مخرب آتيه اش باشد پس  نبايد پيامدهاي بعدي آن را در كودكان ناديده گرفت.

آسيب ديدگي ها را ناديده نگيريم

پژوهش هاي جديد بيانگر اين مطلب است كه آسيب هاي دوران كودكي تا 30 درصد مغز را كه مركز مهار احساسات و عواطف است ، تحت تأثير قرار مي دهند .

صدمات روحي دوره كودكي ، سبب افزايش ترشح هورمون تنش زا مي شود كه هيجان و شادماني را از بين مي برد ، اعصاب را تحت تأثير خود قرار داده و بيمار را افسرده مي كند .

بر پايه بررسي هايي كه طي چند سال اخير متخصصين كودكان به انجام رسانده اند ، كودكاني كه مورد غفلت و بي اعتنايي پدر و مادر واقع شده و كمبود محبت دارند ، زودتر پريشان حال و مريض مي شوند .

بخواهيم كودك به سرنوشت آن پرنده خسته كه فقط آوازهاي ديگران را خوانده ، گرفتار نشود ، بايد به مربياني رجوع كرد كه كودك شناس باشند . با مراحل مختلف رشد كودك آشنا بوده و در آن سرشته داشته باشند . بستگان و نزديكان و برخي از شعرايي كه براي بزرگسالان شعر مي سرايند ، اگر چه از سر مهر و نيتي دوستانه به هدايت ذوق ادبي كودكان مي پردازند ، اما به خاطر عدم شناخت اصولي دنياي كودكان و ادبيات نوشتاري آنها ، كودكان را از خلاقيت اصلي باز مي دارند .

ساختار فكري كودك به گونه اي بايد رشد و استحكام يابد كه در آينده اگر هنرمند بزرگي نشد ، انسان بزرگ و دوست داشتني براي خود و جامعه باشد و زبان خاص خود را نيز در هنر بيابد .

كلاس انشاء بهترين فرصت براي پرورش ذوق ادبي كودكان ونوجوانان است .مسلماً موضوعات كليشه اي انشاء نويسي ، جرئت بروز خلاقيت هاي ادبي را از كودك سلب مي كند . يك معلم آگاه در كلاس انشاء با حساس كردن ذهن كودك نسبت به تفكر در پيرامون خود ، انتخاب موضوع هايي كه از زندگي دروني و بيروني بچه ها سرچشمه گرفته است و تشويق آنها به نگارش نثري روان ، صميمي و زيبا و معرفي و خواندن كتاب در كلاس ، كمك مؤثري به شكوفايي استعداد ادبي كودكان و نوجوانان مي نمايد . مركز آفرينش هاي ادبي ( كانون پرورشي فكري كودكان و نوجوانان ) و ديگر كانون هاي فرهنگي ، دفتر بررسي آثار مجلات كودكان و نوجوانان ، ارتباط مكاتبه اي و حضوري بچه ها با شاعران و نويسندگان كودك و نوجوان ، برگزاري مراسم شعر و قصه خواني نيز هر يك دريچه هاي روشني هستند كه شكوفه هاي ادبي كودكان و نوجوانان را از نهانخانه هاي تاريك به سوي روشني سوق مي دهند.

 

  
نویسنده : والدین ایرانی ; ساعت ٤:٢٤ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۳٠ مهر ،۱۳۸۳

تحقيق تيرماه ۸۳- اعتماد به نفس در کودکان - قسمت پنجم بخش ب

راه هاي  پرورش اعتماد به نفس

سخن اين است كه براي پرورش اعتماد به نفس در كودكان ، چه اقداماتي در مورد با كودك لازم است؟ چه مراقبت‌هايي در خانواده بايد به عمل آيد؟ و مدرسه در اين زمينه چه وظايفي دارد؟ در اينجا مختصراً به بررسي اين جوانب مي‌پردازيم.

1 -  اقدامات در رابطه با كودك:

الف - دادن آگاهي و آموزش: اين نخستين گام ، و مقدمه اعتماد به نفس است. كودك بايد خود را و نقاط ضعف و قوت خود را بشناسد. از آنچه كه دراطرافش مي گذرد و در شخصيت و سرنوشت او مؤثر است آگاه باشد و به او تفهيم گردد كه راه زندگي چيست؟ در پيشامدها و وقايع چه بايد بكند و در برابر امور و مسائل چگونه موضع بگيرد.

وسعت اطلاعات در اعتماد به نفس كودك مؤثر است و مي تواند عامل  و سببي براي تسلط بيشتر فرد بر خود باشد و ثبات شخصيت او را موجب گردد. همچنين ضروري است به او وسعت ديد و نظر بدهيم كه تنها محدوده خود را نبيند؛  بداند كه ديگران هم آدمند و كار و برنامه اي دارند.

ممكن است كودك  در زندگي حال و آينده دچار شكستي شود. بايد اين آموزش به او داده شود كه از شكست نهراسد و با مختصر افتادگي جرأت خود را از دست ندهد؛ با قدرت اراده، با تلقين به خود و با القاء اين انديشه كه من شجاعم، نمي ترسم و به پيش خواهم رفت ، از جاي برخيزد.

ب- واداشتن ها : كودك بايد وادار شود به :  

-  زندگي در ميان جمع و مشاركت در امور اجتماعي و اظهار نظر و تصميم گيري.

-  تسلط برخود و مديريت خود، به گونه‌اي كه در برخوردها و پيشامدها ، خود نگه‌دار و برخود مسلط باشد.

-  پذيرش خود در عين زشتي يا زيبائي، سلامت يا بيماري ، كمال يا نقص ، بدون احساس حقارت يا غرور.

-  سخن گفتن در ميان جمع و نگاه كردن در چشم ديگران بدون احساس شرمساري.

-  اخذ تصميم درباره كارهاي شخصي  و مراقبت از خود.

-  ارزيابي وضع خود در طريق شناخت و جبران نقاط ضعف خويش.

-  حساسيت داشتن در برابر حوادث و جريانات و به حساب آوردن خود به عنوان عضوي از اجتماع.

-  انتقاد پذيري و تحملِ شنيدن عيوبي كه در او وجود دارد و كوشش به اصلاح خود پس از انتقاد.

-  واقع بيني در عين هدف گرايي و دوري از تخيل و رؤيا و بوالهوسي به صورت تدريجي.

ج- اقدامات لازم: كوشش‌هايي كه در طريق ايجاد اعتماد به نفس درباره او بايد به عمل آيد بسيار و از آن جمله است:

 - واگذاري نقش و مسئوليتي به كودك از همان اوان كودكي در رابطه با كارهاي خانه يا مزرعه يا مغازه ، به تناسب رشد بدني و رواني.

- آموزش راه و رسم عمل و موفقيت در آن كار و برنامه ، و شيوه موفق و نيرومند شدن در كار.

- ايجاد زمينه براي موفقيت او در آن كار از طريق ارائه و عرضه امكانات مناسب (براي هر هفته چند مورد).

- تعيين حدود كار و فعاليت ، و آگاه كردن كودك از اين امر كه در چه مواردي ممكن است مورد سرزنش يا مورد احترام و تشويق قرار گيرد.

 - افزودن ميزان تجارب طفل از طريق ايجاد تنوع در كارهاي او و دادن عرصه فعاليت به او.

- تعيين هدف هاي مرحله به مرحله در كار، در عين تعقيب هدفي دور و فوق‌العاده مهم، تا احساس خستگي نكند.

- بازخواست از كار و مسئوليتي كه به او واگذار شده و آموزش راه جلوگيري از تكرار لغزش‌ها.

د- تقويت‌ها: در طريق ايجاد اعتماد به نفس، به ويژه با شيوه عملي ضروري است كودك تقويت شود و والدين و مربيان به اين جنبه‌ها  توجه داشته باشند:

- تقويت اراده كودك به گونه‌اي كه پس از تصميم گيري با جرأت به پيش رود.

- ايجاد جرأت در كودك از راه تهييج او ، به صورتي كه با شهامت و جسارت به پيش رود و اعلام حمايت خود از او.

- تحسين و تقدير از عمل ارزنده او و بيان موفقيت هاي او در نزد افرادي كه مورد علاقه كودكند.

- دادن قوت قلب به او در موردي كه خود را در بن بست مي بيند و سرگردان  است.

- ايجاد روح ارزشمندي  در او به صورتي كه خود را دست كم نگيرد و از شخصيت خود آگاه باشد.

- گشودن راه هاي جديد براي موفقيت او به هنگامي كه  همه راه‌ها را به روي خود بسته مي بيند.

- اعلام رضايت از كاري كه او خوب از عهده آن برآمده است تا ارزش خود را دريابد و به استحكام و استدلال به پيش رود.

ه - ايجاد عادات نيكو: بخشي از تلاش ها و كوشش هاي مربيان بايد متوجه اين امر باشد كه عادات خوب و پسنديده اي در كودك به وجود آورند تا در او ريشه دار شود و وضع و رفتار او را به گونه اي معتدل درآورند. اهم آن عادات عبارتند از:

- عادت به آرامش و سكون از راه تذكر، تشويق و خودداري و مسلط بر خود بودن به گونه‌اي كه زود عصباني نشود  و بر هيجان خود غالب باشد.

- عادت به پيشقدمي در كارها بدون عجله و شتاب و بدون انتظار از پيشگامي ديگران.

- عادت به گشاده‌رويي و حسن برخورد، متبسم و با نشاط بودن در عين وجود غم‌ها و رنج‌ها.

- عادت به كم توقعي و عدم انتظار كار از ديگران و نيز كم توقعي از اين امر كه لازم نيست همه انتظاراتش يك جا برآورده شوند.

- عادت به نظم و انضباط در كار، خواب و استراحت، آمد و شد، تحصيل ، و قرار دادن امور بر روي برنامه.

- عادت به كم گفتن و بيش شنيدن و فرصت دادن به ديگران كه آنها هم حرف و مقصود خود را بيان كنند.

- عادت به روبرو شدن با مشكل و تحمل دشواري‌ها بدون شكوه و گله و ناله و انجام دادن كاري كه درباره آن تصميم گرفته است.

- عادت به بهداشت جسم و فكر و پرهيز از غيبت، سخن چيني، بدخواهي، كينه‌توزي و ...

و - جلوگيري از:

-  اضطراب و نگراني و سلطه نفوذ آن در كودكان و نجات سريع او از اين مشكل.

-  سخن گفتن با شتاب و عجله كه ناشي از عدم تسلط  بر خويش ، و يا درهمي و اغتشاش در فكر است.

-  خجلت و شرمساري بدون دليل كه ناشي از عدم تسلط بر خويش و ترس از آبروريزي است.

-  انزواجويي و كناره گيري و گوشه‌گير بودن كه معمولاً به خاطر ترس از مورد سئوال واقع شدن و آبروريزي است.

-  پر حرفي و زياده گويي و اظهار نظر درباره اموري كه در حد توان فكري و استعداد او نيست.

-  نفاق و دورويي با خود و ديگران به گونه اي كه درون و بيرونش يكي باشد و آن چيزي را بگويد و عمل كند كه باور دارد.

-  يأس و نوميدي درموفقيت و رسيدن به مقصد و جلوگيري از افسردگي و دلمردگي براي انديشه در اموري كه هنوز واقع نشده اند.

-  خوشحالي بي اساس كه ناشي از تعريف و تمجيد تملق‌گونه ديگران است.

ن - منع از:

- افسردگي و عدم حساسيت در اموري كه فرد را از حال تعادل خارج كرده و به صورت موجودي بي‌خاصيت و بي‌ارزش در مي آورد.

- حسادت و بدخواهي نسبت به ديگران و ناراحت شدن از موفقيت افراد .

- كينه ورزي نسبت به افرادي كه مثلاً درباره او بدگويي كرده اند . او بايد وادار شود  دل خود را از آن كينه خالي نمايد.

- وابستگي بسيار كه خود سبب پيدايش ابتلائات بعدي بسيار خواهد شد كه از جمله آن بي‌ارادگي و به صورت آلت و ابزار درآمدن است.

- شكوه از زندگي و گفتن درد خود به ديگران ، با توجه به اين امر كه كسي نمي تواند مشكل او را حل كند.

- تملق‌گويي و تعريف بيجا و زياده از حد از ديگران،كه اين خود نشان عدم اعتماد به نفس است.

- بدبيني به ويژه هنگامي ‌كه مواجه با شكستي شده تا گمان نكند كه ديگر همه ‌چيز تمام شده‌ است.

- غرور مخصوصاً هنگامي كه مورد تشويق قرار گرفته و مي خواهد به خود سستي راه دهد و از كوشش خود بكاهد.

- احساس حقارت به گونه‌اي كه خود را كوچكتر از آنچه كه هست پندارد و گمان كند كه موجودي كم ارج و يا بي بهاست.

ي - رهائي دادن از:

- ترديدها و وسوسه‌هائي كه او را گرفتار كرده اند خواه در جنبه حيات شخصي از عقايد و غرايز و رفتار، و خواه در حيات جمعي.

- فرار و گريز از مشكلاتي كه در سر راه او قرار دارند و رسيدن او را به مقصد مانع مي شوند.

-  بلاتكليفي هاي اخلاقي و نداشتن اصول و ضوابط براي زندگي كردن و خود را مورد توجه  قرار دادن.

- خستگي بسيار كه ناشي از فشار كار است و موجبات افسردگي را فراهم مي آورد. ( در اين موارد براي او تنوع ايجاد كنيد.)

-  عقايد و افكار غلط كه سبب آلودگي‌ها و گرفتاري‌هايي خواهد شد و زندگي او را به خطر خواهد انداخت.

-  قيود بي حساب و خسته كننده كه ملال آفرينند و طفل از آن احساس دلسردي و دل‌تنگي مي كند.

-  غم و اندوه بسيار كه جان او را مي خورند و نمي‌گذارند كودك از زندگي لذت ببرد.

-  ترس و اضطراب كه آدمي را دچار مرگ زودرس مي كند و در مواردي حالت تسليم  به او مي دهد كه خطر آفرين است.

2- اقدامات در رابطه با خانواده:

 در اين زمينه از مباحثي بايد سخن گفت كه خانواده در رابطه با خود و هم در رابطه با كودك بايد مورد توجه و عمل قرار دهد. خانواده مسئول بسياري از سلامت‌ها و يا ناسلامتي‌هاي كودك است. درآنچه كه مربوط به اعتماد به نفس مي شود جوانب و اصولي را بايد مراعات كرد كه نوع موضع‌گيري‌هايشان در خوشبختي يا بدبختي كودكان مؤثر است و ما ذيلاً به نمونه‌هائي از آن اشاره خواهيم كرد:

- استقرار روابط صحيح بين زوجين به گونه اي كه با هم جر و بحث نكنند و با درگيري خود روحيه كودك را نشكنند.

- اصلاح جو خانواده از آن بابت كه طفل براي اطمينان به خود نخست بايد خاطري جمع و مطمئن از خانه داشته باشد.

- محبت كردن به طفل به صورتي كه خود را نيازمند به جلب محبت ديگران نبيند.

- اعلام محبت به طفل به صورتي كه طفل آن را بفهمد و لمس كند و به والدين اعتماد نمايد و قدر آن محبت را بداند.

- تحسين از كارهاي مهمي كه او انجام داده ، تا  بر اين اساس او را به زندگي دلگرم نمايند.

- آرام و بي دغدغه داشتن زندگي به صورتي كه كودك خانه و والدين را قوي‌ترين پناهگاه خود بداند.

- پايه‌گذاري روش زندگي براساس عزت نفس ، مناعت طبع ، احترام متقابل ، رعايت حقوق يكديگر.

- تنظيم گفت و شنود با كودك بر مبناي دادن آموزش و آگاهي ، اصلاح نقايص و عيوب.

- خودداري از واداشتن كودك به شكسته نفسي يا تن دادن به اغراق و گزافه‌گويي و غلو كه خود سبب ضعف روحيه است.

- دوري از رنجيدن از هم و رنجاندن يكديگر ، حتي در آن‌چه كه مربوط به اغيار است و اين خود سببي براي دوري از اضطراب‌هاست.

- محدود كردن توقع خود از كودك و توجه به اين امر كه او چون فردي بزرگسال ، آگاه و توانا نيست.

3- اقدامات در رابطه با مدرسه و اجتماع:

 در امر تربيت كودكان همه مسئولند با اين تفاوت كه مسئوليت برخي نسبت به ديگري بيشتر است. مسئوليت والدين در درجه اول ، و مسئوليت مدرسه و اجتماع در درجه دوم است . بدين حساب ضروري است كه در اين مورد نيز توجهاتي معطوف دارد.

- قبول اجتماعي كودك به گونه‌اي كه او احساس كند فردي محترم و عزيز است و اجتماع بايد روي او حساب باز كند.

- ايجاد زمينه براي رشد و موفقيت او با استفاده از زمينه‌ها و امكاناتي كه مي تواند در اختيار داشته باشد.

- كمك به او در صورت شكست ، و گشودن راه به روي او در صورت احساس به بن بست رسيدن.

- دادن دل‌گرمي و اعتماد به او به صورتي كه از مواجه شدن با مدرسه و معلم نترسد و دچار لكنت و ضربان سريع قلب نشود.

- مورد توجه قرار دادن او و كارهايش ، در عين اين كه ممكن است به نظر ناچيز رسد.

- خودداري از سپردن شاگردي ضعيف به قوي و دادن سرپرستي و ولايت به او. زيرا كه طفل در آن صورت احساس عدم لياقت مي كند.

- دادن اعتماد  به او كه پيش رود و اطمينان به اين كه همواره حمايتش خواهيد كرد.

- زمينه سازي براي حركت تدريجي و قدم به قدم او ؛ از آن بابت كه هر سني مقتضايي دارد و شرايط رشد فرق مي كند.

 

 

عوامل مؤثر در ايجاد اعتماد به نفس

در ايجاد روحيه اعتماد به نفس در كودكان عوامل متعددي دخالت دارند كه والدين و مربيان در اين زمينه بايد بسيار مراقب و هشيار باشند. آن عوامل ، متعدد و برخي از آنها عبارت اند از:

1- جنبه الگويي والدين: پدر و مادر نخستين معلم و مربي كودك اند ، علمكرد و رفتار آنها درس آموزنده‌اي براي كودكان است. اگر والدين افرادي ترسو يا شجاع باشند ، فرزندان اغلب به همان‌گونه خواهند بود. اگر پدر و مادر آرام و متين و با وقار،  و در برابر حوادث صبور و استوار باشند كودك هم از آنها تبعيت خواهد كرد. جنبه الگويي والدين هميشه بايد مورد نظر باشد. خود نگهداري و خونسردي آنها ، عامل رشد و پيشرفت فرزندان و كليد حل بسياري از معماهاي زندگي است. موضع گيري شما در برابر امور و حوادث بايد به گونه‌اي باشد كه كودك از مشكل فرار نكند و در برابر دشواري ها خود را نبازد. براي وصول به چنين مقصدي ضروري است شما خوددار و خود نگه‌دار باشيد.

2- ايجاد طمأنينه در نفس: آرامش و اطمينان بايد بر كودكان غالب باشد آن‌چنان كه دلهره اي و دل‌شوره‌اي آنان را نلرزاند و امكان درست انديشي در آنان باشد . به آنها براي اقداماتشان وقت بدهيد ، بگذاريد فرصت تصميم گيري داشته باشند و براي مسائل شان در حد فكر كوچك شان بينديشند.

ممكن است فرزند شما متناسب با سنش كفايت لازم را نداشته باشد ولي بدانيد كه سرزنش هاي شما در اين مورد كارساز نيست. ملامت شما  سرگشتگي آنان را بيشتر خواهد كرد. شما براي دادن اعتماد و اطمينان به فرزندان خود بايد كاري كنيد كه آنها به لياقت خود اطمينان پيدا كنند و خود را واجد صلاحيت و شايستگي لازم بدانند.

3- ايجاد مهارت: اصولاً نيرومندي و توانايي در امور خود ، گامي اساسي براي پيشرفت مقاصد و دستيابي به اهداف زندگي است. بسياري از افراد نمي توانند اعتماد به نفس داشته باشند چون براي زندگي و يا وظيفه اي كه شما برايشان معين كرده ايد مهارت كافي كسب نكرده اند.

بدين سان آموزش و مهارت و راه و رسم كار ، و روش كسب موفقيت و پيروزي در امور ، خود از عوامل رشد است. به كودك مهارت بياموزيد ، يادش دهيد كه چه كند تا موفق باشد ، چه شيوه اي را به كار گيرد تا در زمينه خاص و مورد نظرتان توفيقي حاصل كند.

4- امكان عرضه خود: گاهي فرزندان ما براي عملي كه انجام داده و يا از انجام آن سرباز زده اند دلايلي دارند كه متأسفانه اجازه عرضه آن را ندارند. به طفل بايد ميدان داد كه حرف خود را بزند ، دلايل خود را عرضه كند و مطالب و منطق خود را اگر چه كسل كننده است بيان نمايد.

همچنين كودكان ما نياز به خودنمائي دارند و ما تا حدودي كه اين امر موجب لوس شدن و غرور كودك نشود بايد بپذيريم  و بگذاريم كارهاي ظاهراً مهمي كه او انجام داده روشن شود ، پيشرفت و ترقيات خود را عرضه كند و  گفتني ها را اعلام نمايد.

5- ايجاد زمينه براي تجربه: كاري كنيم كودك آنچه را كه مي خواهد لمس كند ، تجربه نمايد ، بچشد و ببيند. اگر خواستار انجام امري است شخصاً وارد كار شود ، اگر درصدد ساختن دستگاهي است ، بدان اقدام نمايد و عملاً توان و لياقت خود را دريابد.

آزادي او در تجربه و لمس اشياء ، تا حدي كه موجب وارد آمدن لطمه اي به كودك نشود نه تنها موجب افزايش ديد و تبحر او خواهد شد ، بلكه عملاً او را به شخصيت و مقام خود آگاه خواهد كرد و او در خواهد يافت كه آيا توان و لياقت انجام كاري را دارد يا نه.

6- حفظ سلامت او: سلامت بدن ، بهداشت روان ، حالات عمومي فرد و گرسنگي ، تشنگي ، نيازمندي ، ترس ، امنيت و... همه و همه در حالات و عملكردهاي فرد مؤثرند و موجب حُسن يا سوء رفتار خواهند شد.

جلوگيري ازعواملي كه مايه درد و رنج بدن اند و سبب فرسودگي و ناتواني مي شوند ، مراقبت در بهداشت طفل به صورتي كه كودك دچار كسالت و نقاهت مداوم نگردد و فردي بهانه گير نشود ، خود در ايجاد حالت اعتماد به نفس كودك مؤثر است و مربيان بايد اين نكته را نيز در نظر داشته باشند.

خودداري هاي لازم:

والدين و مربيان در طريق ايجاد حالت اعتماد به نفس در كودكان ، از ارتكاب  بسياري از اعمال كه متأسفانه هم اكنون در نزد برخي از آنها رايج و مجاز است بايد خودداري كنند . برخي از اين موارد عبارتند از:

1- مداخله در كار كودكان: ما نمي خواهيم سلطه والدين را منكر شويم و حق دخالت در امور فرزند را از پدر و مادر سلب كنيم بلكه مقصود ما اين است كه از همان اوان كودكي ضروري است كارهائي در حد توان و قدرت طفل به او بسپاريم و از او بخواهيم كه مستقلاً آن كار را انجام دهد.

بگذاريم فرزندمان شخصاً انجام كاري را بپذيرد بدون اين كه ما در آن مستقلاً مداخله كنيم. اگر نواقصي در كار ملاحظه شد بعداً مي توان به او تذكر داد. آنها به اين استقلال نياز دارند : هم براي تمرين و تجربه ، و هم براي ارضاي جنبه استقلال طلبي خود.

2- تجاوز به حدود آنها: با همه نيازمندي‌ها و دلبستگي‌ها ، كودكان مان احساس مي كنند كه تنها صاحب اين جهانند و سرنوشت همه ي افراد به دست آنهاست. اشيايي را به خود اختصاص داده و جايي را در خانه از آن خود مي دانند . اگر گوشه اطاق را به او اختصاص داده‌ايد پاگذاري در مرز آن را كودك تجاوز به حساب خواهد آورد. او كاغذي را به صورت هواپيما در مي آورد و در آنجا قرار مي دهد شما با توجه به اين كه آن شيء بيهوده است پاره اش مي كنيد و كودك گمان دارد شما دل او را پاره كرده‌ايد. تا آنجا كه رعايت حقوق كودك ، موجب وارد آمدن لطمه اي بر او نيست پذيراي مالكيت و آزاديش باشيد.

3- انجام كار آنها: برخي از مادران و پدران براي فرزندان خردسال خود دلسوزي مي كنند و كارهاي او را بخصوص كار مدرسه را  انجام مي دهند. اين كار نه تنها به امر تحصيل كودكان لطمه وارد مي آورد ، بلكه به شخصيت و اعتماد به نفس آنها هم صدمه مي زند. چنين كودكاني شديداً به والدين خود وابسته شده و اتكاي به نفس را از دست خواهند داد.

والدين بايد اجازه و دستور دهند كه كودك كار خود را انجام دهد و فقط به گونه‌اي او را هدايت و راهنمايي كنند. زيرا در غير اين صورت به جاي فايده رساندن ضرر مي زنند و فرزندان خود را تدريجاً افرادي ناتوان تربيت مي كنند و بدين ترتيب عدم اعتمادشان به خود ، ريشه دار خواهد شد.

4- تحقيرها: اين كه فرزند شما در مقايسه با خودتان كوچك و ناتوان است و قدرت و توان انجام كارهاي مهم را ندارد جاي بحث و سخني نيست ولي شما هرگز نبايد كار او را به خود مقايسه كنيد و در نتيجه خوار و بي مقدارش بشماريد. تحقير كردن طفل سبب احساس بي اعتباري او خواهد شد.

ما والديني را مي شناسيم كه فرزندشان متناسب با سن و رشدش كار مهمي انجام مي دهد ؛ مثلاً مشق زيبايي مي نويسد و يا نقاشي قشنگي را به پدر و مادر عرضه مي كند . اما والدين به او نهيب مي زنند كه اين چه مزخرفي است و با چنين تحقيري اعتماد به نفس او را مي شكنند و يا بدون توجه ، كار كودك را با كار خود يا ديگران مقايسه كنند و مي گويند من از تو بهتر مي كشم و فلان كار از عهده تو خارج است و طفل آن را تحقيري براي خود به حساب مي آورد.

5- به رخ كشيدن نواقص: ممكن است فرزند شما نقصي و يا نارسائي عضوي داشته باشد. او در اين نقص و نارسائي مقصر نيست و اگر هم روزي اشتباه كرده و دچار چنين نقص مداومي شود نبايد به خاطر آن سرزنش بشود و شخصيتش خرد و تحقير گردد.

برخي از والدين و مربيان مثلاً به خاطر عدم فرمان‌بري فرزند يا ضعف درسي او ، براي اين كه دلش را بسوزانند نقص عضو او را به رخش مي كشند ، دل جريحه دار او را مجروح تر مي سازند و خاطره اي را كه طفل اصرار به فراموش كردن آن دارد از نو به يادش مي آورند و در نتيجه روحيه او را مي شكنند و باعث افسردگي اش مي شوند و اين خود خطا و لغزشي است كه سبب پيدايش احساس حقارت در او مي شود.

6- دلسرد كردن: آيا مي دانيد سخنان تلخ و رفتار نابهنجارتان با كودك سبب پيدايش چه دشواري و مسائلي مي شود و چگونه او را از خود دلسرد و بيزار مي كند. چه زشت است كه والدين و مربيان با استفاده از قدرت و حاكميت خود سخناني را بر زبان آورند كه موجب احساس ضعف و ناتواني طفل شود.

كودك كاري انجام مي دهد كه به نظر خود نوعي سرگرمي و اشتغال است. مأيوس و دلسرد كردن كودك از اقدام به يك امر موجب كشتن اعتماد به نفس و از دست دادن اطمينان خواهد شد. او طبعاً تصميم خواهد گرفت كه ديگر به كاري اقدام ننمايد.

7- سرزنش بسيار: از مسائل و عواملي كه اعتماد به نفس را در كودك مي كشد سرزنش هاي مداوم و افراطي است. سرزنش ها ، براي كودك آينده اي هراس انگيز خواهد ساخت و سبب آن خواهد شد كه او امور را با بدبيني بنگرد و بدين ترتيب روزگار حال و آينده اش تاريك شود.

اگر تذكرات شما در اصلاح كودك مفيد نيفتاد و يكي دو بار هم سرزنشش كرديد و مؤثر واقع نشد ، ضروري است سرزنش ها را قطع كنيد و علل و انگيزه هاي آن نابهنجاري يا بد رفتاري را تعقيب كنيد. زيرا در مواردي خود طفل در وضع و موقعيتي قرار مي گيرد كه قادر به اصلاح وضع خود نيست و سرزنش هاي مداوم شما او را بيش از پيش از خود مأيوس مي سازد.

8- شكست دادن ها: ممكن است شما با فرزند خود بازي دوستانه اي داشته باشيد . البته اين كار ، مفيد و ضروري است. در سايه آن مي توانيد به كودك درس بياموزيد ، عيوب او را اصلاح كنيد و... ولي آنچه قابل ذكر است اين است كه اصرار نداشته باشيد كودك در بازي با شما شكست بخورد ، مگر آنگاه كه قصد داشته باشيد از اين طريق راه موفقيتي را به طفل بياموزيد.

شكست كودك از شما ، به ويژه اگر مكرر و مداوم باشد ، سبب آن خواهد شد كه او در توان و لياقت خود شك كند و روح اعتماد به نفس در او كشته شود. ما منكر اين امر نيستيم كه كودك بايد گاهگاهي طعم شكست را بچشد تا به تدريج كار آزموده و ورزيده شود ، ولي اين امر نبايد مكرر شود.

كنترل ها:

در طريق تربيت كودك و پرورش اعتماد به نفس در كودكان ، ضروري است كه آنها را  از جهاتي تحت كنترل قرار دهيد. اين كنترل ها درباره همه عوامل و مسائلي است كه در جهت سازندگي و ويراني بناي شخصيت كودكند . از آن جمله اند:

1- كنترل معاشرت: دوستان و معاشران طفل مي توانند نقش مهمي را در زندگي  او ايفا كنند . فرزندان ، خواسته و ناخواسته تحت تأثير دوستان خود هستند و خوي و اخلاق آنها را كسب مي كنند.

2- كنترل واردات ذهني: خواندني هاي كودك را از كتاب ، روزنامه ، مجله ، و ديدني هاي او و شنيدني هايش را تحت نظارت داشته باشيد. ببينيد او چه داستاني مي خواند ، چه فيلم هايي را مي بيند و...

3- كنترل حيات شخصي: در اين زمينه بايد آمد و شدها ، زندگي خصوصي و انزواجويي‌هاي طفل را زير نظر داشته باشيم. گاهي كودك در خلوت است و سرگرم خيالبافي و بزرگ كردن شكست و محروميت خود ؛ و اگر در همان حال بماند ، براي او زيان‌بخش است و حتماً بايد از آن حالت بيرون آيد.

4- كنترل تظاهرات و سخنان: از همان آغاز زندگي بايد مراقبت داشت كه كودك اسير تظاهر و ريا و تملق و زرق و برق نگردد و اگر حالات و رفتار و يا گفتاري در اين رابطه پديد آيد بايد آن را زير نظر گرفت و جلوگيري كرد. حتي در مورد با هيجانات كودك بايد كوشيد كه تعديل گردد و او بي جهت تسليم آن حالات نگردد.

5- كنترل افسوس ها: در اين مسئله كه كودك در صورت خطا كاري بايد پي به اشتباهش ببرد ، حرفي نيست . مخصوصاً بايد موجباتي فراهم آورد تا او از كرده خود نادم و پشيمان شود. ولي نبايد گذارد تمام فكر و ذهنش هميشه متوجه آن تأسف باشد و تدريجاً افسردگي بر او غالب شود. زيرا در چنان صورتي ، نه تنها اعتماد به نفس او جريحه دار مي شود بلكه شخصيتش خرد خواهد شد.

همراهي ها:

در طريق تربيت طفل و پرورش اعتماد به نفس در او بايد قدم هايي برداشته شود كه برخي از آنها عبارت اند از:

- راهگشايي براي موفقيت كودك و آماده كردن امكانات براي رشد او.

- استفاده از فرصت هايي كه گاهي در مسير زندگي انسان پديد مي آيد و قرار گرفتن در آن موجب رشد است.

- به كارگيري رغبت هاي كودك و در نظر داشتن تمايلات او تا حدي كه موجب غرور و لوسي او نشود.

- حمايت از كودك ، به ويژه زماني كه او با محروميت يا شكستي مواجه شده است.

- ارائه راه هاي تازه براي موفقيت هاي بعدي و دميدن روح اميد براي حركت مجدد او.

- كشف استعدادهاي نهان و به كار انداختن آنها در طريق حركت هاي جديد كودك.

- ايجاد تنوع در زندگي از طريق گرد ش ها ، تفريحات و  جا به جايي‌ها.

- استفاده از غرور كودك براي رشد او و حركت دادن او و ايجاد جرأت و شهامت در او.

- و بالاخره سعي در حفظ روحيه كودك ، احترام گذاري به شخصيت او و شاداب نگه داشتن او.

 

نشان اعتماد به نفس در كودكان

اين كه آيا فرزند كوچك ما به تناسب سن و رشد ، براين فرض كه مثلاً حدود هفت تا ده ساله ، باشد از اعتماد به نفس كافي برخوردار است يا نه؟ بايد بگوئيم نشانه‌هايي در اين رابطه وجود دارد كه اهم آنها عبارتند از:

- خود را دوست دارد و براي شخصيت خويش احترام قائل است.

- مي تواند كودكان ديگر را دوست بدارد و حتي در راه آنها گذشت ها و خدماتي داشته باشد.

- در سخن گفتن متين و آرام و برخود مسلط است ، نه لكنت دارد و نه عجله و شتاب.

- در بين جمع حرف خود را مي زند و از شخصيت خود دفاع مي كند.

- چهره اش بشاش و نگاهش مطمئن و به خود اميدوار است و طبعاً دلهره و اضطراب ندارد.

- وظيفه اي را كه به او واگذار مي شود پذيراست و در انجام آن مي كوشد.

- بسيار خجول و منزوي نيست و از افسردگي و يأس به دور است.

- بيش از اين كه از ديگران متوقع باشد از خود توقع دارد و كار خود را به تنهايي  انجام مي دهد.

- به لياقت و مهارت خود تا حدود نسبتاً زيادي مطمئن است.

- در برابر امور و جريانات بي تفاوت نيست، مي كوشد با ملاحظه خود ، گامي در طريق انجام وظيفه بردارد.

- از شكست و محروميت ديگران شادكام نمي شود و سعي مي كند ديگران هم به خوشي دست يابند.

- براي كار و زندگي خود برنامه اي دارد و با نظم و دقت به پيش مي رود ، بدون اين كه دچار عجله شود.

 

تحقيق از مريم

 

  
نویسنده : والدین ایرانی ; ساعت ۳:٠٧ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۳٠ مهر ،۱۳۸۳

تحقيق تيرماه ۸۳- اعتماد به نفس در کودکان - قسمت پنجم بخش الف

پرورش اعتماد به نفس در كودكان

از مهمترين حالات عاطفي كه نقش فوق العاده اي در رشد شخصيت كودكان دارد و  وجودش ضروري حيات و دوام و بقاي آنان است مسأله اعتماد به نفس مي باشد. روانشناسان و علماي اخلاق آن را اساس تأمين سعادت و آسايش و آرامش انسان ها ذكر كرده اند و مربيان بزرگ و بالاتر از همه ي آنها ، انبياي الهي در طريق تأمين و تداوم آن ، راه هايي را ارائه داده  و انسانها را به كسب آن توصيه فرموده اند.

 

غرض از اعتماد به نفس

غرض ما از اعتماد به نفس ، وجود قدرت و اتكايي مستقل در نفس است كه در سايه آن ، آدمي بدون چشم داشت كمك و مدد ديگران كاري را آغاز كرده و مي كوشد آن را به فرجام برساند.

ذكر اين نكته ضروري است كه داشتن اعتماد به نفس ، با ادعاي استقلال كردن و بريدن از اتكاي به خداي بزرگ فرق دارد. غرض اين نيست كه آدمي از خدا ببرد، بلكه مقصود اين است كه انسان در رابطه با وظيفه اي كه خدا برايش معين كرده است با قوت قلب و با بهره گيري از لياقت و مهارت و استعدادش به پيش رود و به گدايي و در يوزگي ديگران نيفتد و از آنها نخواهد كه كار او را انجام دهند ؛ يا در رابطه با مشكل ، راه عجز و لابه در پيش نگيرد و به اين و آن متوسل نشود ؛ تنها به قدرت و عملكرد خود ، آن هم تحت ضوابط و فرامين الهي تكيه كند.

ما به خدا اعتقاد و اتكاء داريم ، مي دانيم در گرفتاري‌ها و مشكلات و در انجام وظيفه ، او ياريگر ماست. ولي انتظار نداريم كه خداوند به جاي ما آشپزي و معماري كند ، و يا براي ما كارخانه و كشاورزي راه بيندازد. در انجام دادن اين وظايف بايد قائم به نفس بود و به توان و اراده خود كار كرد و به پيش رفت.

بر اين اساس مي خواهيم با پرورش اعتماد به نفس ، در افراد قدرت و تواني پديد آوريم كه شخصاً به كار خويش قيام كنند بدون اين كه خود را از خدا بي نياز بدانند. سعي بر اين است كه فرد حسابش را از مردم جدا كند و به همت خود متكي باشد و از قدرت و اراده خود استفاده كند نه از توان ديگران.

ضرورت وجود اعتماد به نفس

با اين توجيه ، وجود اعتماد به نفس در افراد ، به ويژه پايه گذاري آن از همان دوران كودكي ضروري است و اين ضرورت هم در رابطه با گذران امور مربوط به حيات روزمره است و هم در رابطه با سلامت رواني و رشد و امكان كسب كمال.

فرزندان ما نيازمند اعتماد به نفس اند تا در سايه آن بتوانند راه خوشبختي خود را هموار كنند. به هر ميزان كه كودكان ما بيشتر رشد كنند و بيشتر با مسائل و دشواري هاي زندگي مواجه گردند نياز آنها به اعتماد به نفس بيشتر خواهد شد . پس مقدمات اين امر بايد از هم اكنون فراهم گردد.

در ايجاد اعتماد به نفس علاوه بر تقويت جنبه هاي ايماني ، ضروري است حركات و رفتار و عملكردهاي كودك را تحت رهبري والدين و مربياني مطمئن قرار دهيم تا  در ضمن هدايت بتوانند خصايص اخلاقي مطلوب را در وي به وجود آورند و او را به سوي مقصد مورد نظر جهت دهند.

زيان عدم اعتماد به نفس

ارزش پرورش كودكان و ايجاد زمينه اعتماد به نفس  را در آنان هنگامي مي توان دريافت كه بدانيم عدم آن موجب پيدايش چه عوارض و دشواري هايي است. بهتراست در اين زمينه به دو نمونه توجه كنيم:

1- جنبه فردي

به نظر ما اگر طفل فاقد اعتماد به نفس باشد ، در حال و آينده  زندگي ناخوشايندي خواهد داشت. در كارها نيازمند است كه به ديگران اتكا كند و براي جلب نظر ديگران ناگزير است به نحوه ي خود را مورد پسند آنها قرار دهد كه اين خود منشاء بسياري از لغزش هاست.

شخصيت موجود چنين افرادي به مراتب پائين تر از شخصيت واقعي آنهاست و براي همين آنها دچار احساس حقارت و تحت تأثير عوامل مأيوس كننده هستند. امري كه تدريجاً سبب خواهد شد كه آنان امكانات طبيعي حيات را از دست بدهند و در معرض ابتلاي بيماريهاي عصبي و رواني قرار گيرند. چنين افرادي در سنين نوجواني آرزوي مرگ دارند و مي خواهند بميرند و درد و رنج حقارت را تحمل نكنند.

 2- جنبه اجتماعي

كودكان و حتي همه‌ي آنهايي كه اعتماد به نفس ندارند از معاشرت با ديگران پرهيز مي كنند و گمان دارند در اين زمينه دچار ضرر و زيان خواهند شد. وقتي هم معاشرتي دست دهد جرأت و اعتمادي ندارند تا استقلال رأي و نظر خود را حفظ كنند ، روحيه متزلزل شان آنها را وادار به تبعيت و تسليم در برابر ديگران خواهد كرد ، امري كه معلوم نيست هميشه به سود آنان باشد.

اين افراد دوست ندارند در ميان جمع حاضر شوند از آن جهت كه مبادا نقاط ضعف شان علني گردد و بي اهميتي شان برملا و آشكار گردد. به ديگران بي اعتمادند و به صداقت و صفاي هيچكس اعتماد ندارند. از مورد سئوال قرار گرفتن مي گريزند ، مزاحم والدينند ، در همه كارها به آنان مراجعه مي كنند ، استقلال رأي و رفتار ندارند ، مي خواهند ديگران شروع كنند و آنها دنباله رو باشند ، جرأتشان مرده و پيشروي شان ملاحظه كارانه و كند است.

 

برخي از نشانه هاي كودك بي اعتماد:

- از خود و شخصيت واقعي خود گريزانند و دوست دارند از خود شخصيتي دروغين بسازند و معرفي كنند.

- خودستائي دارند و گزافه گو هستند و خود را بالاتر از آنچه كه هستند معرفي مي كنند.

- سعي دارند نقاط ضعف خود را بپوشانند.

- خجالتي و كمرو هستند و از اين بابت انزوا طلبند و دوست دارند شريك درد پيدا كنند.

- به پنهان كاري راغبند، تا عيوب عملكردشان آشكار نشود حتي در حضور پدر و مادر كه محرم رازند.

- از هر فرصت براي مقايسه خود با ديگران استفاده مي كنند تا دريابند كه در چه وضعيت و مقامي هستند.

- دچار وسوسه و اضطرابند و به همين دليل ممكن است دچار شب ادراري باشند و يا خواب راحت نكنند.

- عصبي هستند و در مقابل انتقاد ، حساسيت از خود بروز مي دهند و گمان دارند همه دشمن آنها هستند.

- اصرار دارند ثابت كنند كه افرادي با ارزشند و آرزو مي كنند وضعي پيش آيد كه خود را نشان دهند.

- از جمع گريزانند تا مبادا مورد عيب جوئي و نقد قرار گيرند  و بدين خاطر خود به سراغ كسي نمي روند.

- اگر عمل ناروايي از ديگران ببينند آن را براي خود مجاز مي شمارند و به همان دليل ، تن به چنان كاري مي دهند.

- در برابر كمترين تلخكامي احساس كسالت مي كنند و اشك مي ريزند و سعي دارند ديگران به آن پي نبرند.

- از جنب و جوش و فعاليت بسيار بيزارند و از مشكل و دشواري گريز دارند.

- از آنها كه مورد مقايسه او هستند بيزار هستند و سعي دارند آنان را تحقير كنند. شوخي مي كنند و قادر به تحمل شوخي متقابل نيستند و از اين بابت دوستدار روابط يك طرفه هستند.

- از مسخره كردن ديگران و سقوط و لغزش آنها احساس لذت مي كنند و نيز از ابهام و هراس ديگران.

- از شنيدن داستان هاي حزن آور مسرور مي شوند و صحنه هاي غم انگيز گوئي برايشان موجب عقده تكاني است.

- با همه نيازي كه به والدين خود دارند ، دوست ندارند والدينشان آنها را تحت اختيار بگيرند.

 

حالات فرد فاقد اعتماد به نفس

حالات فردي كه به خود اعتماد ندارد به گونه‌اي است كه خود را در اين دنياي بزرگ تنها احساس مي كند و گمان دارد مورد نفرت ديگران است. به همين دليل ميل به انزوا دارد و در اجتماع نمي تواند تصميم گيري كند و اگر هم تصميم بگيرد قدرت اجرا ندارد.

او براي خود دنياي خيالي تصور مي كند. دنيائي كه در آن قدرت دارد ، زيباست و او در آن پيروز است و قادر به انجام دادن هر امري است و مي تواند كار و تلاشي مثبت داشته باشد. ولي در جنبه عمل در مي يابد كه همه آرمانش در حال زوال و فناست ؛ او از زندگي لذتي نمي برد و به زندگي اميدوار نيست.

او گمان دارد كه سراسر وجودش عيب است ، به همين نظر فكر و انديشه اي مشوش دارد ، كمتر مي خندد ، هرگز خود را آن چنان كه هست نشان نمي دهد. تصورش اين است كه ديگران با او نفاق مي ورزند و يا از عدم صداقتشان سر در نمي آورد. خود را فاقد قابليت و خيلي ضعيف تر از آنچه كه هست مي پندارد.

به خاطر بي اعتمادي به خود ، موضع او در برابر حوادث ، موضعِ گريز است. هر حادثه اي كه در زندگي برايش پديد آيد براي او يك نقطه منفي است و خطرآفرين ؛ مختصر شكست خود را بزرگ كرده و از آن احساس اضطراب مي كند كه اين حالت خود موجد دشواري هاي ديگري است.

 

علل عدم اعتماد به نفس

به علت نتايج زشت و خانمان برانداز عدم اعتماد به نفس ، ضروري است منشاء و علل ، يا ريشه ها و انگيزه هاي آن نيكو شناخته شود تا امكان رفع و جبران آن موجود باشد. در جنبه شناخت علل مي توان موارد زير را مطرح كرد:

1- در ارتباط  با خود

علل و انگيزه هايي كه به خود فرد مربوط مي شوند بسيارند. اهم آنها عبارت اند از:

- وقايع تلخ و دلسرد كننده كه موجبات ناراحتي و نگراني هستند و در نتيجه عدم اعتماد به نفس را پديد مي آورند.

- ناكامي ها و محروميت ها به ويژه در آنچه كه مورد علاقه شديد كودك مي باشد.

- شكست هاي متوالي و خرد كننده كه سبب دلمردگي و افسردگي و عدم اعتماد به نفس مي شود.

- تداوم بدبيني ها و گله مندي ها راجع به زندگي و مسائل و دشواري هاي آن.

- وجود ترس و دلهره از افشا شدن رازي كه به زندگي و سرنوشت فرد بستگي دارد.

- بيماري مداوم دروني ويا جسماني كه سبب درد و رنج و موجد بدبيني هاست.

- نقايص و نارسايي هاي جسماني كه سبب احساس حقارت واحياناً عدم كارآمدي مي شود.

- ترس از حقير و بي مقدار شدن به علت احساس خلاء و فقر در درون خود.

- وجود گيجي و سردرگمي به علت تعدد وظايف ، مشكلات و دشواري ها.

2- خانواده

 در اين زمينه  نيز علل و انگيزه هاي بسياري وجود دارد كه سبب پيدايش بي اعتمادي و سركوب شدن اعتماد به نفس در كودكان مي شود و اهم آنها عبارت اند از:

- وجود تبعيضات درخانواده و توجه فوق العاده والدين به يك كودك و مهمل گذاشتن حق كودك ديگر.

- به رخ كشيدن ضعف ها و عيوب كودك و سعي در بزرگ كردن آن و تحقير كودك بدان طريق .

- آشكار كردن عيوب و افشا كردن لغزش هاي او در حضور كساني كه كودك در نزد آنها از احترامي برخوردار است.

- استبداد والدين و تحميل نظرات خود بر طفل بدون در نظر گرفتن توان تحمل او.

- مراقبت شديد والدين از كودك به گونه‌اي كه او را شديداً به خود وابسته نمايند.

- مقايسه كردن كودك با فرد يا افراد ديگري كه طفل توان رسيدن به آنها را ندارد.

- سرزنش هاي افراطي به گونه اي كه طفل را از خود و لياقت خود نوميد كند.

- قرار دادن كودك لوس و نازپرورده در محيطي كه او را نيكو تحويل نمي گيرند.

3-  اجتماع

در ايجاد اعتماد به نفس و يا در عجز و زبوني انسان ، محيط اجتماعي فوق‌العاده مؤثر است . در واقع علت بسياري از رشدها و سقوط ها را در اين بخش بايد جستجو كرد. كودك علاقه‌مند به حفظ خود و جلب نظر و احترام براي خويش است و در آن هنگام كه نتواند خود را حفظ نمايد و تلاش خود را در اين رابطه بي ثمر مي يابد ، تدريجاً اعتماد به نفس را از دست مي دهد.

در محيطي كه مظلوم لگد كوب شود و كسي ظالم را سركوب نكند ، در محيطي كه جز از طريق سازش نتوان به پيش رفت و كودك همه خواسته هاي خود را بر باد رفته احساس مي كند ، در اجتماعي كه بي‌اعتنائي به طفل به ميزاني باشد كه طفل خود را حقير و بي مقدار احساس نمايد ، كودك اعتماد به نفس خود را از دست خواهد داد و در برابر شخصيت واقعي خود خجل و شرمنده مي شود. انديشه خودنمائي و بزرگ منشي را از دست داده و اعتماد به نفس او فروكش خواهد كرد.

 

برخي از عواملي كه بي اعتمادي را تشديد مي كنند:

- اضطراب و دلواپسي به هرعلت و انگيزه اي كه پديد آيد و به ويژه در كودك ريشه دار شود.

- خستگي بسيار ، ناشي از كار فوق العاده ، بخصوص در آنچه كه به نظر طفل بيهوده و بي ثمر آيد.

- بي خوابي هاي مداوم ، خواه به علت كار و خواه به علت اضطراب و نگراني.

- تحمل اجباري سلطه‌ها از والدين و مربيان و يا از مدرسه و معلم و ناظم.

- ديدن ترحم بسيار از ديگران كه حاصل آن احساس زبوني و درماندگي خواهد بود.

- عادت داشتن به توقع به گونه‌اي كه هميشه كار او را ديگران انجام دهند.

- ضعف جسماني و احساس درد و رنج مداوم كه ناشي از احساس ناتواني و زودرنجي است.

- وجود احساس حقارت به هر علت و انديشه ، بويژه زماني كه درد او ريشه دار گردد.

- مواجه شدن با امري خلاف توقع ، مثل اين امر كه كودك خود را مورد احترام حساب كند ولي مواجه با بي‌اعتنائي شود.

لزوم ايجاد اعتماد به نفس

ما معقتديم به هر ميزان كه اعتماد به نفس را در فرد گسترش دهيم به نفع اوست. بايد كوشيد كودك بر احساس حقارت خود غلبه كند و زندگي خود را از مهمل و فلج بودن نجات دهد.

اصل بر اين است كه طفل به خود اعتماد و اتكا داشته باشد و كارهاي مربوط به خود را شخصاً انجام دهد . وضع كار و حالش بايد به گونه‌اي باشد و به جائي برسد كه براي خود لياقت و كمالي احساس كند و به مزاياي بيشتري از نظر امنيت و آسايش دست بيابد.

ما در جامعه افرادي را مي شناسيم كه براي شركت در امري دست به دامان اين و آن مي شوند و منتظرند همه يك كار را شروع كنند تا آنها هم به همان كار اقدام نمايند. همه فرياد بزنند تا او هم فرياد بزند و اين امر بدان خاطر است كه اعتماد به نفس ندارد . وجود چنين امور و زمينه هائي است كه ايجاد اعتماد به نفس و پرورش آن را در كودكان لازم مي سازد.

 

امكان ايجاد آن

خوشبختانه امكان ايجاد اعتماد به نفس و پرورش آن در كودكان وجود دارد . بخصوص در اين مورد  كه خود كودك خواستار آن است. كودكان خواستار استقلال هستند و در طريق وصول و دستيابي به آن ناگزيرند اعتماد به نفس را در خود پديد آورند.

كودكاني كه در زندگي با شكست‌هائي مواجه شده اند و اعتماد به نفس خود را از دست داده اند ، خود دچار نگراني هستند و مي خواهند به هر صورتي است از اين وضع بيرون آيند و به اعتماد به نفس دست يابند . اينان خود را دوست دارند و اين علاقه‌مندي در آنان وجود دارد كه موقعيت خود را حفظ كنند و اعتماد به نفس خود را به دست آورند و والدين و مربيان وظيفه دارند با استفاده از اين امكان ، او را به جهتي كه مورد نظر است هدايت كنند و زمينه اعتماد را در او تقويت نمايند.

 

سنين آمادگي

كودكان از همان اوان كودكي خواستار استقلال و در جستجوي راه آزادي هستند و  دوست دارند به خود متكي باشند . اين خواستاري در همه كودكان وجود دارد، حتي در آنها كه فوق العاده ضعيفند.  از حدود چهار  سالگي اين تمنا در آنها آشكار مي شود ، متكي به نفس و مفتخر به آن هستند و به كارهايشان هم با ديد اعجاب و تحسين مي‌نگرند.

از حدود پنج سالگي او  به خود بيشتر توجه مي كند و سعي دارد كمتر تحت تأثير القائات قرار گيرد. در شش سالگي ممكن است به مادر پيشنهاد كند كه اگر خواست به جايي برود  او  خانه را نگهداري خواهد كرد و در فاصله سني چهار تا هفت سالگي  اعتماد به نفس در او مستقر مي شود، حالت خودگرايي او سبب مي گردد كه به كارهاي شخصي ، فوق‌العاده توجه نمايد و از ديگران روي‌گردان شود.

از حدود سنين پس از هفت  سالگي اعتماد به نفس در او ريشه دار شده و حتي كودك را به فرماندهي و امر و نهي وا مي‌دارد. ميل دارد در امور ، دخالت و اظهار نظر كند و براي حل مشكلات شخصاً اقدام نمايد. اعتماد به نفس او همراه با خود نمايي و خودبيني است و مي كوشد هر روز از روز قبل تواناتر و كامل تر شود ؛ و از وضعي كه در آن است و هم از وابستگي هاي گوناگونش به پدر و مادر نجات پيدا كند و البته اين والدين و مربيان كودكند كه مي بايست چنين موجباتي را فراهم سازند.

 

  
نویسنده : والدین ایرانی ; ساعت ٢:٥۳ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۳٠ مهر ،۱۳۸۳

تيرماه ۸۳- اعتماد به نفس در کودکان - قسمت چهارم

 

 

Written by Katherine West

Copyright 2002 by PageWise, Inc

http://mdmd.essortment.com/selfconfidence_rbcz.htm

 

 

چگونه اعتماد به نفس را در کودکانتان افزایش دهید

 

افزایش اعتماد به نفس در کودک موضوع بسیار حساسی است.  ما به عنوان والدین، تمایل به افزایش اطمینان و اعتماد به نفس کودکمان داریم، اما نمی‌خواهیم کودکانی تربیت کنیم که دچار خودبزرگ‌بینی هستند. مرز باریکی بین کودک معتمد به نفس و کودک گستاخ و خودخواه وجود دارد.

میزان موفقیت‌هایی که کودک باید داشته باشد بستگی به سطح سنی او دارد. شما می‌توانید اجازه دهید فرزند پنج‌ساله‌تان گهگاهی در بازی شطرنج برنده باشد، اما اجازه ندهید همیشه بازی را ببرد. در غیر این‌صورت چگونه می‌تواند در مواجهه با شکستی در زندگی واقعی واکنش نشان دهد؟

 

 کدام روش‌ها برای افزایش اعتماد به نفس فرزندم بهترند؟

1-      فرزندتان را در قبال انجام کار خوب یا عملکرد مناسب در مدرسه تشویق کنید.

2-      هنگام انجام کار صحیحی به آنها توجه کنید. به فرزندتان بگویید که کارش به شما کمک کرده و برای لطفش از او تشکر کنید.

3-      وقتی فرزندتان کاردستی، نمرات مدرسه و یا کارهایی را که با خلاقیت ایجاد کرده به شما نشان می‌دهد، با بذل توجه واقعی او را تشویق کنید. اگر فقط تعریف سریعی از آنها بکنید یا تنها چند ثانیه نگاه کنید، فرزنتان احساس می‌کند که با او رو راست نیستید.

4-      تلاش فرزندتان برای پیشرفت را ستایش کنید. در برابر بهبود عملکرد فرزندمان نه تنها باید هیجان‌زده شویم، حتی ممکن است او را با جایزه‌ای غیرمنتظره غافلگیر کنیم، که تشویق مثبتی است.

5-      وقتی فرزندتان با شما صحبت می‌کند به او گوش کنید. از فرزندانتان سوال کنید. با این کار به عنوان والدین، فرزندانمان را برای پیشرفت مهارت‌های گویشی تشویق می‌کنیم. آنها را مطمئن کنید که عقیده‌ها و نظراتشان مهم است، که خط ارتباطی بین پدر/ مادر و فرزند را باز نگه می‌دارد، که برای زمانی که بزرگ‌تر می‌شود خیلی مهم است. کودکان مایلند که بیشتر با یکی از والدین‌شان درباره‌ی مشکلاتشان صحبت کنند، اگر بدانند که او واقعاً گوش می‌دهد.

 

اعتماد به نفس موضوع مهمی است که باید به فرزندان‌مان به‌تدریج القا شود، اما فروتنی هم حائز اهمیت است. قبل از تحسین فرزندتان بدون توجه به اثری که بر او خواهد داشت، فکر کنید. آیا ده سالگی سن مناسبی برای پیروزی‌های مکرر است؟ ممکن است سبب صدمه بیشتری شود. آیا بهتر نیست که فرزندتان کمی از حقیقت‌های سخت زندگی را یاد بگیرد؟

ما می‌خواهیم که فرزندان شاد و متعادلی داشته‌باشیم که اعتماد به نفس بالایی داشته باشند، اما نمی‌خواهیم فرزندان پر شکوهی تربیت کنیم که به نظر دیگران لوس و خودخواه باشند. ما باید فرزندانی تربیت کنیم که دلسوز دیگران باشند، فرزندانی که انسانیت داشته ‌باشند. ما فرزندانی می‌خواهیم که سرشان را بالا بگیرند، اما نه فرزندانی که مفهوم واقعیت را نمی‌فهمند. مطمئن شوید که وقتی به فرزندتان کمک می‌کنید تصویر خوبی از خود داشته‌باشد، از این مرز باریک نمی گذرید.

 تحقيق و ترجمه از فرنوش

 

 

منبع: مجله آهنگ زندگي

ترجمه : فاطمه مقيسه


اعتماد به نفس ِكودك
شخصيت كودكان با يكديگر بسيار متفاوت است ، بعضي از آنها اجتماعي اند و علاقه مند هستند كه با يكديگر بدون خجالت و ناراحتي ارتباط برقرار كنند و داوطلب آن هستند كه كار جديدي را انجام دهند.  در حالي كه بعضي ديگر نيازمند تشويق و حمايت هستند تا بتوانند كارهايي را انجام دهند و براي برقراري ارتباط با ديگران نيز دچار مشكل هستند .
اعتماد به نفس يكي از مهمترين خصوصياتي است كه اگر در وجود كودك شكل بگيرد مي تواند مهارت هايي را كسب كند و كم كم به عنوان يك فرد مطرح تلقي شود ،‌پس بايد سعي كنيم با فراهم كردن استفاده از فرصت هاي روزانه اعتماد به نفس كودكمان را تقويت كنيم . براي انجام اين كار مهم نيست كه كودك چه شخصيتي دارد فقط كافيست تصميم بگيريم كه در اين راه او را ياري كنيم .
يكي از معاني اعتماد به نفس داشتن ، يعني آگاه بودن بر اين نكته كه اشتباه كردن امري طبيعي است. مثلا اگر كودك ناگهان شيشه آب مربوط به آب رنگ را مي ريزد لازم است بداند كه تنها با كمك از طرف پدر و مادر مي تواند دستمال را به دست گيرد و آب هاي ريخته شده را خشك كند و سپس كارش را دوباره شروع كند .به اين ترتيب كودك بدون احساس گناه ياد مي گيرد كه چطور مراقب ظرف آب باشد و از ريختن مجدد آن جلوگيري كند . بنابراين كودك از اتفاقاتي كه برايش رخ داده مي دهد ياد مي گيرد و دفعه بعد كارش را در جهت صحيح انجام مي دهد و اين باعث شكل گيري اعتماد به نفس در او مي شود.
كودكان در شرايط خاص نياز به اعتماد به نفس بيشتري دارند كه والدين بايد سعي كنند در اين موقع اعتماد به نفس را در كودكانشان تقويت كنند يا آن را به وجود آورند .

 

براي انجام اين كار روشهاي زير را مي توان در نظر گرفت :

يك -  كودك را به ايجاد رابطه با بزرگترها تشويق كنيم :
كودك در اولين برخورد با كساني كه تا بحال آنها را نديده و برايش نا آشنا هستند دچهر تشويش و دلهره مي شود و ما مي توانيم با آرام كردن او در برابر اين نگرانيها كمك كنيم تا او بر خجالت اوليه اش غلبه كند .
-     
در مواقعي كه كودك شخصي را براي اولين بار مي بيند او را به گوشه اي ببريم و برايش توضيح دهيم كه او چه كسي هست و براي انجام چه كاري آمده است .
-     
شخص را طوري به كودك معرفي كنيم كه انگار او را به يك فرد بزرگ معرفي مي كنيد در حالي كه بعضي از والدين به كودك خود اهميت نمي دهند و مشغول صحبت با ديگران و يا سرگرم كار خود مي شوند . -      وقتي بزرگتري با كودك صحبت مي كند به جاي او حرف نزنيد . اين بدترين كاري است كه مي توان انجام داد در عوض كودك را تشويق كنيم كه خود در گفتگو شركت كند .
دو-  كودك را به يافتن دوستان جديد تشويق كنيم .
كودكان براي برقراري ارتباط با دوستان جديد نياز به اعتماد به نفس دارند در واقع برقراري ارتباط صميمانه با يك گروه توسط كودك ضامن برقراري ارتباط هاي مناسب كودك با گروههاي ديگر نيست . براي مثال زماني كه بچه ها مدرسه رفتن را شروع مي كنند با اينكه ساعتها در كنار بچه ها هستند و در اكثر مواقع ارتباط صميمانه و مناسبي با دوستانشان برقرار مي كنند، باز هم موقع رفتن به مهماني تولد براي آنها دلهره آور است .
مي توان اين مشكل را با تشويق كودك به پيدا كردن دوستان جديد حل كنيد .اگر قدرت اعتماد به نفس كودك افزايش يابد و او با اعتماد به نفس بداند كه به راحتي قرار است در مكانهاي جديد دوستان تازه ايي پيدا كند احساس آرامش كرده و هيچ نگراني و دلهره ايي را حس نمي كند .
اگر به مهماني دعوت شديد كه تعدادي كودك در آنجا حضور دارد بايد كودك خود را تشويق كنيم كه تا با كودكاني كه سرگرم بازي هستند همراه شود بعد با آنها شروع به صحبت كنيم در ابتدا خود و كودكتان را معرفي كنيد و از بچه هاي ديگر بخواهيد كه اسم شان را بگويند و سعي كنيد كه در مورد مسائل مختلف با بچه ها صحبت كنيد . به اين ترتيب كودك شما ياد خواهد گرفت چگونه توسط روشهاي ساده مي تواند با كودكان ديگر ارتباط برقرار كند و همبازي آنها شود .
سه - كودك را با علتها روبرو كنيم .
 
وقتي كودك كاري انجام مي دهد كه قبلا قادر به انجام آن نبوده است از اين موفقيت لذت مي برد . او ياد مي گيرد خيلي از چيزها با سعي و تلاش به دست مي آيد و ما مي توانيم به خاطر اين سعي و تلاش كودك را تشويق كنيم و با اين روش اعتماد به نفس او را تقويت كنيم . حتي اگر كودك دفعه اول به طور كامل در كاري موفق نشد باز هم تشويق بي تاثير نيست ولي مي توان علاوه بر تشويق علت نا موفق بودنش را در ان كار برايش توضيح دهيم .هرگز كودك را مجبور به انجام كاري نكنيد خصوصا وقتي او از انجام بعضي كارها احساس ترس مي كند .
وقتي مي خواهيد كودكتان را براي انجام كاري تشويق كنيد از كلماتي در قالب جملات مثبت استفاده كنيد مثلا به جاي اينكه به او بگوييد : آن را انجام نده يا مواظب باش به او بگوييد : ‌اگر بر روي كاري كه ميخواهي انجام دهي دقت كني هيچ مشكلي برايت پيش نخواهد آمد
چهار -  مهارت هاي جديد به كودك بياموزيم .
پنج -  كودك را به خود وابسته نكنيم .


در آخر توصيه هايي براي تقويت اعتماد به نفس در كودك :
يك - اگر بيش از يك فرزند داريد سعي كنيد براي هر يك از آنها وقتي در نظر بگيريد كه تنها متعلق به خود كودك باشد .

دو - هرگز كودك خود را با كودكان ديگر مقايسه نكنيد .
سه - اگر كودك در كاري به شما كمك كرد يا كاري را خوب انجام داد به او بگوييد كه كارها را خوب انجام داده و از او تشكر كنيد .
چهار- كودك خود را به خاطر سعي و تلاش هايي كه انجام مي دهد تحسين كنيد.
پنج - وقتي كودكتان مي خواهد كار مشكلي را انجام دهد به او قوت قلب بدهيد و به دنبال راهي بگرديد كه كمك كند آن كار را نيمه تمام رها نكند.

تحقيق از مريم




 

 

 

 

  
نویسنده : والدین ایرانی ; ساعت ۱٠:٢۱ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ۳ شهریور ،۱۳۸۳

تحقيق تيرماه ۸۳- اعتماد به نفس در کودکان - قسمت سوم

کتاب : تغذیه و تربیت کودک

تألیف : دکتر بنیامین اسپاک ، ترجمه : دکتر مصطفی مدنی

از بخش : چهاردهم ( پرورش روانی کودک ) قسمت : احترام به خود و یازدهم ( شش تا یازده سالگی) قسمت : اندام

 

احترام به خود

 احترام به خود جزئی از اعتماد به خود است- تعریف و تمجید از یک بچه ، حس اعتماد به نفس را در او تقویت می کند . ولی اگر این تحسین بر خلاف حقیقت و دروغی باشد ، بچه ها خیلی زود  آن را می فهمند . یک راه ، برای ایجاد و تقویت حس احترام به خود در فرزند این است که اجازه دهید با تعدادی از مسائل و مشکلات عاطفی روبه رو شود و او را در حل آن کمک کنید تا مطمئن شود والدینش میتوانند با مشکلات عاطفی رو به رو شوند . کودکی که از هر طرف مورد تحسین و تمجید قرار می گیرد ، اگر پدر یا مادرش  به دلیلی از او عصبانی شود و بدترین حرفها رو به او بزند و  بدترین اهانتها را به او بکند،  هرگز نمی تواند احترام به خود را در خودش ایجاد و تقویت کند  برعکس او را دچار اضطراب و عدم اطمینان می کند . انضباط محکم و ثبات در آن ، برای ایجاد احترام به خود به مراتب از تحسین دروغی و تو خالی بهتر است  .   

دلیل این رفتار والدین دلسوز در تحسین زیادی و بیش از حد فرزندشان این باشد:چون در دهه‌هاي گذشته ، والدین با فرزندان خود در اغلب موارد عدم تفاهم داشته و حتی آنها را کتک هم می زده اند ، والدین جدید صد و هشتاد درجه چرخیده‌اند و با احترام بیش‌‌ از حد و تحسین زیادی از فرزندشان ، به نظر خود می خواهند ، نقص گذشتگان را جبران کنند . ولی فراموش کرده اند ، می بایست از فرزند خود توقع احترام متقابل داشته باشند . این مسئله تا حدی رفتار بی ادبانه و خواسته های بی پایان نوجوانان امروزی را توجیه می کند.

در موضوع" احترام به خود" اولین و مهمترین قدم ، تحسین و تمجید نیست ، بلکه حفظ طبیعی اعتماد به خود که هر بچه ای با آن متولد می شود ، به مراتب مؤثرتر است و در ضمن با تحسین زیادی نکردن ، خطر ایجاد غرور بیش از حد و از خود راضی بودن نیز در کار نخواهد بود.

ارتقای مثبت احترام به خود-  روی تعریف و تحسینهای مکرر ، به خاطر یک رفتار خوب و یا مؤفقیت کم و کوچکی به هیچ وجه نباید حساب کرد به عنوان مثال : والدین بچه ای برای یاد دادن شنا به او ، چقدر از او تعریف می کردند . هر وقت او سرش را کمی زیر آب می کرد ، پدر و مادر از شدت تحسین او را به عرش اعلا می رساندند و کودک هم هر دقیقه ای یک بار می گفت : " ببین من شنا می کنم " و باز هم تعریف ها شروع می شد . ساعتی گذشت و هیچ پیشرفتی در شنای کودک حاصل نشد ، فقط اشتیاق او برای شنیدن تعریف و تمجید از والدین بیشتر می شد و خود را بیشتر مورد توجه قرار می داد . افزایش حس احترام به خود در فرزندتان - غیر از اجتناب از تحقیر و سرزنش کردن - شامل لذت بردن از وجود او ، شاد بودن از حضور او و با او بودن ، انبساط خاطر از شنیدن بعضی از لطیفه‌هایش و تشویق بعضی از کارهای هنری او یا مؤفقیت در کارهای ورزشی کودک خواهد بود و می تواند کمک مؤثری باشد. گاهی او را با هدیه ای غافلگیر کنید ، گاهی با پیشنهاد یک مسافرت کوتاه و یا حتی پیاده‌روی به اتفاق هم ، علاقه خود را به او ابراز کنید . علاوه بر ابزار این علایق برای او - درست مانند یک دوست ارزنده و صمیمی - احترام قایل باشیدیعنی با او رفتار بی ادبانه نداشته باشید و به او بی اعتنایی و بد خلقی نکنید . برعکس با او مؤدب و خوشرو باشید . این دلیل نمی شود که چون آنها از ما کوچکترند ، به آنها توهین کنیم و یا نسبت به آنها بی ادب باشیم .اشتباه بزرگ والدینی که به فرزندان خود احترام می گذارند ، این است که از فرزندان خود احترام متقابل نمی خواهند . به نظر می رسد ، به تلافی بچه هایی که در دهه‌های گذشته تحت فشار و استیلای والدین بوده اند، این والدین به ظاهر دلسوز و مهربان ، ناخودآگاه اجازه می دهند كه  فرزندانشان نسبت به آنها بی ادب و طلبکار باشند . کودکان نیز مانند بزرگسالان ، در برابر مردمی که برای خود احترام قائل‌اند احساس راحتی و خشنودی بیشتری می کنند زیرا آنان نیز در مقابل انتظار احترام متقابل دارند . در واقع ، احترام گذاشتن باید دو جانبه باشد .

 

اندام

بسیاری از اطفال به علت عدم اعتماد به نفس ، زشت و ناهموار راه می روند . این وضع ممکنست ناشی از سرزنش و انتقاد شدید در منزل  ، یا در نتیجه مشکلات طفل در مدرسه و یا به علت عدم رضایت طفل از زندگی اجتماعیش باشد . شخصی که چست و چالاک بوده و اعتماد به نفس داشته  باشد ، در نشستن و برخاستن و راه رفتن آن را نشان می دهد . وقتی والدین رابطه احساسات طفل را با اندام او متوجه شوند ، بهتر می توانند از آن مواظبت کنند .

تمایل و غریزه طبیعی والدین آن است که مواظب و مراقب اندام فرزند خود باشند تا او صاحب اندام خوب و زیبا شود ، لذا همیشه به فرزند خود خطاب می کنند : " مواظب شانه هایت باش " یا " محض رضای خدا راست بایست! " . لیکن طفلی که قوز می کند - شاید به این علت که والدینش مدام مواظب او هستند - با سرزنش و انتقاد والدین اصلاح نخواهد شد. به طور کلی ، بهترین نتیجه وقتی حاصل می شود که طفل در مدرسه یا درمانگاه مخصوص تربیت اندام و یا در کلاسهای بدنسازی ، ورزش زیبایی اندام بنماید .

مهمترین وظیفه والدین نسبت به فرزند خود ، علاوه بر آنکه با راهنمایی خود ، او را در تطابق با محیط مدرسه و فراهم نمودن یک زندگی خوش و توأم با سعادت یاری می رسانند ، این است که با ایجاد حس اعتماد به نفس و بزرگ منشی در او ، روحیه طفل را قوی و نیرومند سازند.

تحقيق از پريسا

 

مامان من تو را دوست ندارم (1375)

نویسنده: روح‌انگیز شریفیان

فصل دوم: حرف‌هایی که هرگز نباید جلوی بچه‌ها زد. صفحه‌ی 12.

 

حرف‌هایی که هرگز نباید جلوی بچه ها زد

 

در زندگی پر مشغله‌ی خانوادگی نمی‌توان هر کلمه را در ترازوی عقل نهاد و آن را سبک و سنگین کرد. احساس، همیشه نقش مهم‌تری در میان کلمات بازی می‌کند. زندگی با کودکان اعصاب خیلی قوی می‌خواهد و تربیت بچه‌ها نیروی فراوان لازم دارد.

به‌همین دلیل پدر و مادرها، گاه حرف‌هایی می‌زنندو اشاراتی می‌کنند که اصلاً نه دلخواهشان بوده نه منظور خاصی داشته‌اند و بسیاری از آنها را هم فوراً با یک شوخی، يا یک کلمه‌ی مهربانانه و قربان صدقه اصلاح می‌کنند. اما جمله‌هایی هست که با این که به‌راحتی گفته می‌شود، روی بچه چنان اثر بدی می‌گذارد که گاه در تمام عمر اثر آن باقی می‌ماند. بعضی از این جمله‌ها آنقدر عادی‌اند که بزرگترها به محتوا و آهنگ آن اصلاً توجه نمی‌کنند، در‌حالی‌که برای بچه‌ها فقط یک اصطلاح ساده نیست، بلکه تاثیری دارد که برای همیشه باقی می‌ماند و دردناک می‌شود، مانند اثر یک سیلی.

 

تو آدم بشو نیستی

وقتی کودک انتظارات والدین را برآورده نکند، ممکن است این جمله از روی خشم گفته‌شود. اما این حرف مثبت که نیست هيچ، بار منفی زیادی هم دارد و نه تنها مساله را حل نمی‌کند بلكه اثر ویران‌کننده‌ی آن بسیار زیاد است. اگر پدر و مادر که بیش از همه به کودک نزدیک هستند و بهتر از هرکس او را می‌شناسند، با این جمله درباره‌ی او قضاوت کنند، تنها تکیه‌گاه و امید کودک را ویران می‌‌کنند. تنبیه کودک در مورد کوتاهیش ایراد ندارد، اما هرگز، هرگز شخصیت کودک را تحقیر نکنید و آینده‌ی او را تهدید ننمایید.

 

صبر کن تا بابات بیاد

در هر خانواده‌ای تقسیم نقش پدر و مادر مهم است، اما نباید این نقش به صورت مادر تربیت‌کننده و پدر مجازات‌کننده درآید. این کار اثر خوبی روی کودک نمی‌گذارد. رفتار پدر و توقعات او از کودک با مادر متفاوت است و هر دو باید در زندگی کودک نقش داشته ‌باشند و البته نقشی مثبت. وقتی پدر به هیبت شخص مجازات‌کننده در بیاید، کودک از پدر دور می‌شود، درحالی‌که نزدیکی این دو بهم بسیار مهم است.

 

راستش ما دختر (پسر) می‌خواستیم

هیچ پدر و مادری به فرزندی که قرار است به دنیا بیاید به صورت یک موجود بدون جنسیت، فکر نمی‌کند. اما وقتی که جنسیت کودک برخلاف خواست پدر و مادر باشد، پدر و مادر سرخورده نمی‌شوند، بلکه تغییری است که فوراً آن را قبول می‌کنند. بنابراین در این جمله هیچ‌گونه سرخوردگی‌ای وجود ندارد. اما رابطه‌ی کودکی که این حرف را می‌شنود با پدر و مادرش متزلزل می‌شود. او این حرف را جدی می‌گیرد و به خودش می‌گوید: «من آن چیزی نیستم که پدر و مادرم می‌خواستند و آرزو داشتند و هرگز هم نخواهم بود.»

 

اگر بچه نداشتیم، می‌توانستیم...

این یک واقعیت است که کودکان خرج دارند، آدم را محدود می‌کنند و ازخودگذشتگی می‌خواهند. زوجی که بچه ندارند آزادترند، خیلی چیزها می‌توانند بخرند و خیلی جاها می‌توانند بروند، اما در عوض بچه ندارند. این سوال پیش می‌آید که کدام بهترند. اما از نظر کودکان ، آنها نه مسئول به دنیا آمدنشان هستند، نه مسئول خرجی که روی دست پدر و مادر می‌گذارند. این درست نیست که در وجود بچه‌ها برای کاری که اصلاً مسوولیت و دخالتی در آن نداشته‌اند، احساس گناه ایجاد کنیم.

 

تو درست مثل فلانی می‌شوی

در هر فامیلی یکی اسمش بد در می‌رود. هیچ انسانی کاملاً مانند دیگری نمی‌تواند باشد. هر کسی دارای یک شخصیت مستقل است. اگر کودک سرزنش شود که درست مثل فلانی خواهد شد، عکس آنچه را در نظر داریم، به‌دست می‌آوریم. ما در واقع می‌خواهیم به او اخطار کنیم، درحالی‌که طرحی برای او مشخص می‌کنیم، طرح شخصی که کودک را با او می‌سنجیم. با این کار این احتمال به‌وجود می‌آید که واقعاً او به فرد مورد نظر شبیه شود. به جای سرزنش و تشبیه کودک به یک فرد شکست‌خورده، باید او را از امکانات و استعدادهایی که دارد آگاه کنیم، تا بتواند از آنها استفاده کند. او باید بداند که هیچ‌کس برای او به صورت الگو تعیین نشده، بلکه آینده‌اش صد در صد به خودش بستگی دارد.

 

اگر یک دفعه‌ی دیگر این کار را بکنی، دیگر تو را دوست نخواهم داشت

بدترین چیز برای یک کودک، مورد بی‌مهری قرار گرفتن است، اما ما همیشه فرزندانمان را با آن تهدید می‌کنیم. همان‌طور که کودک به غذا احتیاج دارد، به محبت هم احتیاج دارد. این‌که بداند کسی هست که او را دوست دارد و او می‌تواند همیشه و همیشه به این محبت تکیه و روی آن حساب کند و کسی هست که احساس او را درک می‌کند، در خوب و بد همراه اوست و او را کمک می‌کند، برای او بسیار مهم است. تضمین چنین عشقی مقدس است. در این مورد هر کاری، یا هر گناهی که از آن سنگین‌تر نباشد، هرگز نباید تضمین عشق ما را به کودک خدشه‌دار کند و ما هرگز نباید از آن به عنوان حربه‌ای برای مجازات استفاده کنیم. این تهدید کودک را نامطمئن می‌کند. او فوراً حرف شما را باور می‌کند و دنیای آرام درونش بهم می‌ریزد. فرزندانتان را بی‌چون و چرا دوست بدارید و بگذارید او این محبت بی‌دریغ شما را همیشه احساس کند.

 

تحقيق از فرنوش

 

 

 

 

 

  
نویسنده : والدین ایرانی ; ساعت ٩:٤٩ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۱ شهریور ،۱۳۸۳

تحقيق تيرماه ۸۳- اعتماد به نفس در کودکان - قسمت دوم

منبع :چگونه با کودکم رفتار کنم .

نويسنده : دكتر گاربر

مترجمين : دكتر احمد شريف تبريزي، دكتر شاهين خزعلي ، دكتر هومن حسيني نيك- زير نظر دكتر ولي الله سهامي

انتشارات مرواريد

گزيده شده از بخشهاي 7-10 -13

 

 

احساس عزت نفس در کودکان ایجاد کنید

 اگر کودکتان احساس عزت نفس کافی داشته باشد نیازی نخواهد داشت که دارایی ها و کارهایش را به رخ دیگران بکشد

به کودکتان محبت بی دریغتان ، را ابراز کنید . کودکتان باید اطمینان یابد که او را به خاطر کسی که هست و یا کاری که انجام می دهد ، دوست دارید . به او بگویید دوستش دارید و افتخار می کنید که او فرزندتان است . 

برای والدین آسان است که فقط به رفتارهای نادرست کودکان خود توجه کنند و اعمال درست آن ها را در نظر نگیرند . والدین آن چنان در تعلیم و مراقبت از فرزندانشان غرق هستند که وقتی عمل خوبی از آن  ‌ها سر می زند ، آن را به سادگی بدیهی تلقی می کنند ، اما وقتی اشکالی در رفتار آن ها رخ می دهد ، همه اشتباهات شان را به رخشان می کشند . در نتیجه کودکان در توری از انتقاد به دام می افتند.

انتقاد همراه با کمی ستایش ، نتایج بهتری به بار می آورد . کودک شما می خواهد که به او توجه کنید و می خواهد این توجه را از هر طریقی که می تواند ، به دست آورد . اگر دیدگاه شما منفی باشد ، او از راه های منفی به هدف خود می رسد .اما اگر شما روی نکات مثبت تمرکز کنید ، در مقابل، رفتارهای خوب بیشتری دریافت خواهید کرد زیرا در این حالت کودک با رفتارهای مثبت خود، سعی در جلب توجه شما خواهد داشت.

اگر به تشویق و تحسین کودکتان عادت ندارید ممکن است انجام آن برای اولین بار دشوار باشد اما هر چه بیشتر آن را انجام دهید ، برایتان طبیعی‌تر و آسان‌تر خواهد شد. شما به زودی در می یابید که تعریف و تمجید تأثیر قدرتمندی دارد که فقط شماری از آن می تواند یک رفتار جدید را شکل دهد و با مقداری کمتر ، تغییر ایجاد شده را حفظ کند.

 اگر در هنگام تحسین کردن راهنمایی های زیر را به کار ببندید به زودی خواهید دید که این کار به عنوان یک روش تربیتی و انضباطی بسیار مؤثر است.

 

رفتار کودک را باید تحسین کنید نه شخصیت او را

 مثلا"وقتی  کلماتی نظیر : لجباز ، تنبل و خودخواه را به کار می برید این یک حلقه معیوب است و راه به جایی نمی برد. تغییر دادن شخصیت به مراتب مشکل تر از تغییر دادن رفتار است. وقتی برای تغییر دادن رفتار کودک تلاش می کنید ، احتمال مؤفقیت شما بیشتر است.

 گفتن عبارت پسر خوب یا دختر خوب نمی تواند احساس مشخصی را به کودک القاء کند مگر آنکه کودک بتواند آن را با رفتارهای خود ارتباط دهد .زیرا تصور هر کسی از خود بر پایه تصوری که از اعمالش دارد ، استوار است.

مؤثرترین راه برای آموزش رفتار خوب ، شکل دادن رفتار با تحسین است.

 

از تحسین های ویژه استفاده کنید

 هدف از تحسین کردن افزایش رفتارهای شایسته است، پس شما باید بر رفتارهای خاصی که مورد قبولتان هستند ، تأکید کنید. هر چه تحسین شما اختصاصی‌تر باشد کودک درست بودن کارش را بهتر درک می کند و احتمال اینکه آن عمل را تکرار کند بیشتر است .برای نمونه یک روز صبح متوجه می‌شوید که کودک شما رختخوابش را مرتب کرده است ، در همان حال نیز مشغول شانه زدن موهایش است . اگر به سادگی بگویید " آفرین عزیزم" او نمی فهمد که منظور شما رختخوابش است یا موهایش . پس باید بگویید " از اینکه امروز صبح رختخوابت رو جمع کردی خیلی خوشم اومد. ممنونم."

 

هر پیشرفتی را تحسین کنید

 مراقب باشید تا به رفتارهای خوب کودکتان توجه کنید و آن‌ها تحسین کنید . اگر به فرزند خردسالتان گفته اید که باید اسباب بازیهایش را پس از بازی کردن مرتب کند ولی او قبلا" هیچ گاه این کار را انجام نداده است، پیشرفت های کوچک او را ستایش کنید . برای نمونه دفعه اول به خاطر برداشتن یکی از اسباب بازیها  از کف اتاق و گذاشتن آن در کمد  از کودکتان تعریف كنید و به او آفرین بگویید که : چه کار خوبی کردی که کامیونت را در کمد گذاشتی. بگذار تا کمکت کنم تا بقیه را هم جمع کنی . و دفعه بعد به خاطر جمع کردن دو تا از اسباب بازیهایش از او تعریف کنید و همین طور ادامه دهید. 

 هنگامی که رفتار جدیدی تثبیت شد برای حفظ آن به تحسین کمتری نیاز است و لازم نیست کودک در مورد آن رفتار بخصوص به طور مداوم تمجید شود . در عوض به طور اتفاقی این کار را انجام دهید. مثلا" هر 5 یا 10 بار که کودک آن را انجام می دهد از او تعریف کنید این روش باعث تقویت رفتار مزبور کودک می شود. 

 

به طور مناسب و مقتضی تحسین کنید

برای دریافت پاسخ های بهتر ، نوع تحسین را با سن و اخلاق کودک متناسب کنید .برای نمونه در آغوش گرفتن و بوسیدن و دیگر نشانه های عملی محبت همراه با کلمات مهر آمیز برای کودکان خردسال مؤثرترند . اما در کودکان بزرگتر بهتر آن است که از پیام های سری استفاده کنید زیرا این کودکان دوست دارند به طور خصوصی تشویق شوند.

 

توجه

 به خاطر داشته باشید که جملات تکراری خسته کننده مي‌شوند . و تأ ثیر خود را از دست می دهند . برای تقویت اثرات تحسین می توانید یک جایزه را نیز با آن همراه کنید . ولی هدیه دادن را برای زمانهای خاص بگذارید تا همیشه منتظر آن نباشد.

 

بلا فاصله تحسین کنید

 تحسین کردن بخصوص در مورد کودکان خردسال وقتی مؤثر است که بدون معطلی صورت گیرد . نگذارید تا بین رفتار پسندیده او و پاسخ شما فاصله زیادی بیفتد . گرچه کودکان بزرگتر قادرند این فاصله زمانی را درک کنند .

 

تحسین را با علاقه بی قید و شرط بیامیزید

در مواردی که کودک فقط هنگام تحسین شدن مورد توجه والدینش قرار می گیرد، به تدریج نسبت به آن احساس نیاز می کند . برای رفع این مشکل بهترین کار این است که پس از جا افتادن یک رفتار جدید رفته رفته از میزان تعریف و تمجید بکاهیم و آن را به طور مروری انجام دهیم .زیرا همیشه هر وقت کودک عملی شایسته را انجام می دهد والدینش برای تشویق کردن او حضور ندارند . شما وقتی به طور اختصاصی و با دید مثبت روز رفتار او نظر می دهید، به او نشان می دهید که حتی وقتی در حال بررسی رفتارش نیستید نیز به او ارزش می دهید و بدون قید و شرط دوستش دارید . بغلش کنید،  به او توجه کنید ، به حرفهایش گوش دهید ، برایش ارزش قائل شوید و به او اطمینان بدهید که لازم نیست برای بدست آوردن علاقه شما نگران باشد، چون در هر حال و همیشه از آن برخوردار است.

 

به کودکتان کمک کنید تا مهارت ها ، علایق و فعالیت‌هایی را پیدا کند . کودکی که مهارت‌ها و علایقی دارد ، اطلاعات و تجارب بیشتری برای اشتراک گذاشتن دارد . علاوه بر این ، درباره خودش احساس بهتری می یابد ، زیرا اطلاعات و توانایی‌های ویژه ای دارد. 

به حل و رفع مشکلات مدرسه ای کودک بپردازید . اگر کودکتان در یاد گیری مشکل دارد ، تمام روز او تبدیل به یک درگیری نا خوشایند می شود. کودکی که شکست ‌هاي دائمی را تجربه می کند ، نمی تواند احساس موفقیت یا توانایی داشته باشد . با کمک گرفتن ، بکوشبد در مدرسه احساس خوبی داشته باشد.

 

باورهای کودک را تغییر دهید

اگر کودک در بحث ها شرکت نمی جوید ، چون فکر می کند برای شرکت کردن باید بی نقص باشد و نمی خواهد ریسک اشتباه کردن را بپذیرد و یا می ترسد به او بخندند ، باید بکوشید این گونه تفکرات و احساسات را در او تغییر دهید.  با کودک صحبت کنید . برای او توضیح دهید که این گونه اندیشیدن اشتباه است و او را قانع کنید  که رفتارش را تغییر دهد.

 یک مثال بزنید . نمونه هایی از نحوه پرسیدن را به کودکتان نشان دهید به طوری که در خیابان ، فروشگاه و جاده از دیگران سؤال کنید تا راهنمایی تان کنند .به او نشان دهید که پرسیدن ، ریسک نیست.

 به واکنش خود در مقابل سؤالات کودک ، توجه کنید .از خود بپرسید که آیا شما به طور نا خودآگاه رفتار کنجکاوی و سؤال کردن کودک را سرکوب کرده اید یا نه ؟ ممکن است سرتان شلوغ بوده ، حوصله حرف زدن نداشته اید ، حوصله سر و صدا نداشته اید و یا نمی خواسته اید پاسخ منفی بدهید.

به هر صورت ، برای این که کودک بتواند اعتماد به نفس کافی را برای حرف زدن و پرسیدن داشته باشد ابتدا باید شما رفتارتان را تغییر دهید. 

برروی مشارکت افراد با یکدیگر تأکید کنید . برای اینکه اعضای خانواده بتوانند با هم صحبت کنند از وسیله ای مانند میز شام استفاده کنید . بدین ترتیب که از همه افراد خانواده بخواهید دور همان میز درباره اتفاقاتی که در طی روز برایشان افتاده، صحبت کنند و یا پس از اینکه به اخبار رادیو و تلویزیون گوش دادید ، عقیده کودک را درباره اخبار بپرسید. رفتار جدید کودک را تحسین کنید و اورا به پرسیدن و صحبت کردن، ترغیب کنید. علاقه شما و مهارت های خوب شنیدنتان ، او را به پرسیدن تشویق خواهد کرد.

 اعتماد به نفس کودک را تقویت کنید .کودک را برای مطرح کردن هر گونه سؤال تحسین کنید و مراقب باشید هیچ گاه با جملاتی نظیر : عجب سؤال احمقانه ای ! اعتماد به نفس او را از بین نبرید . هدف شما این است که کاری کنید تا کودک احساس راحتی و امنیت کند حتی اگر پاسخ هیچ سؤالی را نداند .

 به کودکتان کمک کنید تا دوستانی پیدا کند . دوستی ، یکی از مهمترین ارتباطاتی است که با برقراری آن ، کودک در مورد خودش می آموزد، و اعتماد به نفس پیدا می کند . کودکی که در دوست‌یابی مشکل دارد و یا از جمع اخراج شده است ، تصویری منفی از خودش پیدا می کند . بیرون بودن از جمع ، دلپذیر نیست به ویژه هنگامی که کودکان دیگر این احساس را در کودک القاء می کنند که خواستنی نیست.

 

برای آموزش دوستیابی به کودک می توانید نکات زیر را به کار ببرید:

      الف - برای زمان بازی خردسالان و کودکان قبل از سنین مدرسه، برنامه ریزی کنید. اگر در محلی که زندگی می کنید کودکان زیادی نیستند ، کودکان را برای بازی دعوت کنید . موقعیت و زمان بازی را تا هنگامی که روابط تثبیت نشده اند و بزرگسالان نیز علاوهبر کودکان همدیگر را نشناخته اند ، محدود کنید.

      ب - در فعالیت های خانوادگی وارد شوید . این موقعیت ها به کودک فرصت می دهد که مهارت های اجتماعی را به کار گیرد و در عین حال نظاره گر ارتباط شما با دیگران باشد. و همچنین گردش های خانوادگی باعث ایجاد پیوند های عمیق داخل خانواده می شود و بعد ها که کودکتان باید در مقابل فشار گروه همسالان ایستادگی کند نتیجه خود را نشان خواهد داد.

 

فشار را بردارید .کودک را در مقابل مردم انگشت نما نکنید: نمیتونی به دایی‌ت سلام کنی!  یا برای همه از یک تا ده بشمار! هر چقدر کودک در موقعیت‌های اجتماعی به خودش توجه بیشتری داشته باشد ، برای او مشکل است که احساس راحتی کند.

به کودک بر چسب نزنید .توصیف کودکتان به عنوان خجالتی ، تنها ، ساکت و يا سرد ، روشی غلط است که بعد تاوانش را پس خواهید داد.

 درباره دوستی صحبت کنید .درباره وضعیت دوستی ها و اینکه چطور در طی سالها دوستان زیادی خواهد داشت که بعضی از آنها به مدت طولانی و بعضی از آنها تنها مدت کوتاهی دوست خواهند بود ، گفتگو کنید به او بگویید که اغلب مردم ، انواع زیادی دوست دارند و تعداد کمی یاران مورد اعتماد دارند.

 مشخصات یک دوست خوب را به او بگویید . از او بپرسید که دوست دارد چه طور دوستانی داشته باشد.

  

فهرستی از رفتارهای مثبت تهیه کنید .این کار ، روش بسیار مؤثری است. با اینکه برای کودکانی که برداشت خوبی از خودشان ندارند، مشکل است . از کودکتان بخواهید که تمام رفتارهایی را که در خودش دوست دارد ، بنویسد . شما نیز می توانید فهرستی از جنبه‌های خوب او را تهیه کنید . از او بخواهید که تحسین‌هایی که دریافت می کند و یا چیزهایی را که دیگران در او دوست دارند ، ثبت کند.

 

 یک کتاب خوب تهیه کنید . به صورت طنز تمام رفتارهایی را که در کودک تصدیق و تحسین می کنید ، ثبت کنید. به طور منظم ، کتاب را با همدیگر دوره کنید . کودکتان از داشتن این همه نکات مثبت ، تعجب خواهد کرد.

 ثابت قدم باشید . اعتماد به نفس ، به سرعت ایجاد نمی شود . بنابراین ، حتما" این کار را تبدیل به یک تلاش دراز مدت کنید که هر روز ، بخشی از آن انجام می شود . همواره بکوشید که اظهارنظرهای مثبت را افزایش دهید ، در عین حال انتقاد را به حداقل ممکن برسانید.

 

 

 

منبع : کتاب رشد و شخصیت کودک

 

تألیف : هنری ماسن، ترجمه : مهشید یاسایی

 

عزت نفس

همچنانکه کودکان از خود درکی پیدا میکنند و هویت خود رامی یابند، تلویحاً برای خصوصیات خود ارزش منفی یا مثبت قائل میشوند.

مجموع ارزیابی‌هایی که کودک از خود میکند، عزت نفس او را تشکیل میدهد. عزت نفس "خود پنداره" نیست، زیرا ارزیابی در آن دخالت دارد. "خود پنداره" مجموعه ای است از عقاید فرد درباره خود که بیشتر بر مبنای توصیف است تا قضاوت.

ممکن است بعضی از بخشهای "خود پنداره" خوب یا بد تلقی شود، ولی بعضی از بخشها نه خوب تلقی شود نه بد. اینکه کسی موی سیاه و صدای نرمی دارد ، بخشی از "خود پنداره" است ولی این خصوصیات نه خوب هستد و نه بد. مثلا یک پسر بچه هشت ساله ممکن است از خودش این تصور را داشته باشد که زیاد دعوا می‌کند. اگر برای این توانایی در دعوا راه انداختن ارزش قائل باشد و به خودش حق بدهد، این خصوصیت به عزت نفس او می افزاید. ولی اگر از اینکه مدام دعوا راه می اندازد ناخشنود باشد این خصوصیت پرخاشگری احتمالاً عزت نفس او را کاهش می دهد.

 

 

اندازه گیری عزت نفس

وقتی از کودکان می پرسیم که چقدر خودشان را دوست دارند و یا توانائیهای خود را چگونه ارزیابی می کنند غالبا پاسخ‌هایی می دهند که خالی از جانبداری نیست.

اندازه گیری عزت نفس کودکان زیر هفت سال دشوار است. اگر از کودکان پیش مدرسه‌‌ای سئوال شود که چه احساسی در مورد تواناییهای خود دارند ، غالباً می گویند که از خود رضایت دارند و در ضمن حالتی حاکی از تعجب و حیرت به خود می گیرند. کودکان در سنين نه تا یازده سالگی موقع ارزیابی خود غالباً گزارش‌هایی حاکی از دست کم گرفتن خود می‌دهند و احتمالاً حس مشخص و روشن‌تری در مورد توانایی ‌های خود در حوزه های مختلف دارند. (هارتر.1983). البته حتي کودکان بزرگتر هم ممکن است نپذیرند که خصوصیات نامطلوبی دارند وشاید ندانند که خصوصیات معینی از سوی دیگران نامطلوب قلمداد میشود.

در مطالعه‌ی ارزیابی کودکان از خود با ارزیابی معلمان و همسالان از آنان مقایسه شد. بسیاری از ارزیابی ‌های کودکان از خود با ارزیابیهای دیگران  از آنان همخوان بود ولی تقریبا یک سوم کودکانی که همسالان و معلمانشان آنان را ناتوان یا غیر محبوب ارزیابی کرده بودند، خودشان را توانا و محبوب ارزیابی کردند.

شاید عزت نفس این کودکان بیش از آن بود که دیگران فکر می‌کردند و یا اینکه بیش از آنچه واقعاً فکر می کردند تصور مثبتی از خود داشتند.

 

 

عزت نفس چند بعدی است

هر چند به نظر می رسد که افراد احساسی کلی در مورد ارزش خود داشته باشند عزت نفس در قلمروهای رفتاری مختلف فرق می کند. برای مثال ،بر اساس مقیاس استنباط کودک از توانائی‌های خود برای سه حوزه امتیازهایی در نظر گرفته می شود، مهارتهای شناختی ،اجتماعی و جسمانی. کودکان خود را در این سه حوزه به نحو متفاوتی درجه بندی می‌کنند.

بزرگسالان ممکن است بتوانند با تاکید بر حوزه هایی که کودکان در آن توانا هستند به ایجاد عزت نفس در آنان کمک کنند.

 تحقيق از پريسا

 

  
نویسنده : والدین ایرانی ; ساعت ٤:۳۳ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٢۱ امرداد ،۱۳۸۳

تحقيق تيرماه ۸۳- اعتماد به نفس در کودکان - قسمت اول

 -۱-رابطه بين والدين و كودكان(راه حلهاي جديد براي مسائل قديمي) . نوشته دكتر هايم جي گينات ترجمه سياوش سرتيپي

-2-چگونه به موفقيت فرزندمان كمك كنيم .نوشته آدل فابر و الين مازليش ترجمه ستاره آخوندي

-3-اعتماد به نفس(راهنماي دختران) .  نوشته  آنيتا نايك ترجمه شقايق قندهاري

-4-ده فرمان براي حرمت به خويشتن . نوشته دكتر كاترين كاردينال ترجمه گيتي خوشدل

-5-چگونه فرزندان خوشبختي داشته باشيم.  نوشته دكتر وين داير ترجمه توران مالكي

 

 

اعتماد به نفس چيست؟

 

اعتماد به نفس در يك جمله به معني اطمينان به خود، باور داشتن خود و از همه مهمتر دوست داشتن خود است.

كسي كه اعتماد به نفس دارد مي تواند با يقين و اطمينان "خود"ش باشد.به وجود خود احترام مي گذارد و بقيه را وادار به احترام به خود مي كند. توجه به خواسته هاي خود و رسيدن به اهداف و انتظارات خودش مسير حركتش را تعيين مي كند نه برآورده كردن انتظارات و خواسته هاي ديگران. او احتياجي به اثبات خود به ديگران ندارد و با قضاوت ديگران خود را تغيير و تطبيق نمي دهد.صداقت و روراستي از نتايج مهم اعتماد به نفس هستند.

از نشانه هاي كمبود اعتماد به نفس اين است كه فرد تعريف و تمجيد ديگران از خودش را باور نمي كند. در برابر كساني كه به نوعي برتري دارند احساس حقارت مي كند. در مورد ظاهر فيزيكي خود نگراني، ناراحتي و وسواس بسيار دارد. تنها خودش را داراي ضعف اخلاقي يا جنبه هاي منفي مي داند و به همين دليل احترام به خود او بشدت آسيب ديده است. در گفتگو ها و بحث ها شركت نمي كند چون يا چيزي براي گفتن ندارد يا در مورد اطلاعات خود در زمينه مورد بحث اطمينان ندارد و يا اصولا از صحبت در جمع مي ترسد. در برابر انتقاد دست و پاي خود را گم مي كند و احساس مي كند موجوديتش مورد پرسش قرار گرفته و تحقير شده است. از ريسك كردن ، شكست خوردن و تمسخر ديگران مي ترسد. به هر طريقي در صدد جلب رضايت ديگران است و اين باعث مي شود كه شخصيت ثابتي از خود بروز ندهد.

 

 

چگونه به اعتماد به نفس فرزندانمان آسيب مي زنيم؟

1-      انتقاد مخرب: در اين نوع انتقاد كردن به اظهار نظرهاي منفي در مورد شخصيت كودكمان مي پردازيم.وقتي كارها بطور اشتباه انجام مي گيرند زمان مناسبي براي آموزش به فرد خلافكار در مورد شخصيتش نيست. در اين زمان بهترين كار اين است كه با حادثه برخورد كنيم نه با شخص.

2-      برچسب زدن: اين كار به معني دادن برنامه منفي به ضمير ناخودآگاه كودك است. گرچه در ظاهر كودك ما خصوصيت برچسبي را انكار ميكند اما از آنجا كه دردرون دانش و آگاهي و تجربه والدين را برتر از خود ميداند، ناخودآگاه برچسب را دروني مي كند. علاوه بر اين برچسب زدن باعث برانگيختن احساساتي منفي مانند خشم و تنفر و احساس انتقام مي گردد كه در نهايت منجر به احساس گناه و تشويش در كودك مي شود.

3-      پرخاش و تمسخر: اين دو رفتار باعث ميگردند تا كودك نهايت سعي خود را بكار ببرد تا از قرار گرفتن دوباره در موقعيتهاي اين چنيني خودداري كند و از اين شعار پيروي كند كه " اگر تلاش نكند شكست نخواهد خورد!"

4-      اهميت دادن بيش از حد به معيارهاي ظاهري : باعث مي شود كه كودك ما عوامل بيروني را باعث ارزشمندي خود بداند و عوامل بيروني همواره قابل تغييرند بنابراين احساس ارزشمندي كودك ما بشدت آسيب پذير خواهد بود.

5-      عدم اعتماد به توانايي هاي كودكان : القاي ناتواني كودكان در انجام كارها از طرف بزرگترها بهترين دستاويز است براي اينكه كودكان از تلاش براي بهتر شدن طفره روند.

6-      داشتن توقعاتي بالاتراز توان كودك : باعث مي شود تا كودك نتواند به خوبي از عهده انجام كاري كه بر عهده گرفته برآيد و اين شكست را نشانه عدم كفايت و لياقت خود بداند.

7-      حمايت بيش از اندازه والدين  : باعث مي شود تا كودك با "خود" ي قرض گرفته از والدين زندگي كند و اين توانايي را نداشته باشد تا خويشتنش را توسعه دهد. كودك رشد خواهد كرد اما بالغ نخواهد شد.

 

 

اعتماد به نفس و پذيرش خطا:

ديگران را مسئول شرايط و موقعيت زندگي خود پنداشتن ، چيزي جز بهانه تراشيدن نيست. بچه هايي كه ياد مي گيرند خود را مسئول مستقيم مسائل و مشكلات خود بدانند، به خوبي ياد مي گيرند بطور مستقل و آزاد زندگي كنند. بچه هايي با اعتماد به نفس ضعيف سعي مي كنند از قبول مسئوليت سر باز زده و با محكوم كردن حوادث بيروني و مقصر قرار دادن ديگران واقعيتها را قلب و تحريف كنند . هر گاه ما بعنوان والد با كودكي برخورد كنيم كه جمله "تقصير من نبود" را بكار مي برد بايد به واكنشهاي قبلي خود فكر كنيم كه آيا در گذشته بچه ها را بخاطر قبول مسئوليت رفتارشان تنبيه و توبيخ نكرده ايم؟

 

دام تاييد طلبي:

از تاييد ديگران برخوردار بودن بهتر است تا با مخالفت ديگران روبرو شدن. جلب محبت اطرافيان به هيچ وجه كار ناپسندي نيست اما نيازمند تاييد ديگران بودن، باعث مي شود كه كودك به يك عامل بيروني براي اعتماد به خويشتن تكيه كند و اين عوامل بيروني مي توانند دائماً در حال تغيير باشند . اگر كودك ما از درون خود را قبول نداشته باشد، اطرافيان از طريق عوامل بيروني مانند تهديد، تمسخر و مخالفت مي توانند به او آسيب برسانند. تاييد طلبي كودكان را برده عقايد ديگران مي كند. كودكاني كه به عوامل بيروني براي تاييد شدن و رضايتمندي متكي هستند در بزرگسالي نيز به عوامل بيروني مانند الكل و مواد مخدر براي كسب رضايت پناه خواهند برد.

 

در راستاي كمك به اعتماد كودكانمان به خويشتنشان چه ميتوانيم بكنيم؟

1-      از تنبيه مخرب استفاده نكنيم. تنبيه مخرب بر پايه انتقاد مخرب استوار است. روشهاي پيشنهادي براي تنبيه بدين صورتند كه:

         الف - روشي را كه به كودك كمك مي كند نشان دهيد.

          ب - نارضايتي خود را بدون اينكه كسي را مورد حمله قرار دهيد نشان دهيد.

          پ - انتظارات خود را بيان كنيد.

          ت - روشي براي جبران اشتباه نشان دهيد.

          ث - پيشنهاد بدهيد.

          ج - بگذاريد تا كودك نتيجه رفتارش را ببيند.

 

2-       از تحسين مخرب استفاده نكنيم. تحسين نبايد كودكان را به تاييد بزرگسالان متكي كند بلكه بايد به او كمك كند تا به قدرتش در آن مورد بخصوص پي ببرد.

3-      به جاي برچسب زدن ، به كودك بفهمانيم كه انساني پوياست و ميتواند خود را هر روز و هر لحظه پيشتر ببرد و اگر دچار ضعف و ناهنجاري و مشكل است، راههاي زيادي براي بهبود خود در اختيار خواهد داشت.

4-      به هنگام قرار گرفتن در موقعيتهايي كه با پرخاش، تمسخر و تحقير شخصيتش مورد حمله قرار گرفته است، عقيده اش را در مورد خودش بهبود ببخشيم.  مي توانيم به او اطمينان بدهيم كه خصوصيات اخلاقي يا ظاهري او مانعي در برابر رشد و تعالي او نخواهند بود.

5-      در هر زمان توانايي هاي كودكمان را بشناسيم و مسئوليتهايي كه بر عهده اش ميگذاريم را متناسب با تواناييهايش در نظر بگيريم.

6-      وقتي براي كودك ما رويداد ناگواري اتفاق مي افتد، اعتماد به نفسش تضعيف مي گردد و كم شدن اعتماد به نفس موجب نگرش منفي به خود مي شود و همين نگرش منفي و تزلزل موجب پديد آمدن رويداد ناگوار ديگري مي گردد و كودك در اين چرخه معيوب مثل گردابي فرو مي رود. اين چرخه معيوب تنها با حمايت عاطفي و كلامي ماست كه از بين مي رود و به او كمك مي كند تا دوباره تواناييهايش را در زمينه فوق به آزمايش بگذارد.

 

كليشه هاي جنسيتي و اعتماد به نفس:

پسرا شيرن...مث شمشيرن

دخترا پنيرن...دس بزني مي ميرن

يا  دخترا موشن... مث خرگوشن

كليشه هاي جنسيتي رايج بين ما مبني بر ضعف و ناتواني جسمي و روحي دختران نه تنها اعتماد به نفس دخترهاي ما را از بين مي برد بلكه باعث پيدايش تصويري منفي و ضعيف از دخترها در ذهن پسرها ميگردد. اين كه جثه و فيزيولوژي بدن دخترها را دست آويز قرار دهيم تا از آنها موجوداتي ضعيف، متكي و نيازمند حمايت بسازيم، اين كه از شهامت و جسارت آنها با انتقاد ياد كنيم، اين كه بازيهاي آنها را به دخترانه و پسرانه تقسيم كنيم، اين كه رفتار دخترانه را رفتاري اطاعت گر القا كنيم، اين كه دنيا را به دنياي زنانه و مردانه تقسيم كنيم همه و همه اعتماد به نفس دختران ما را شديدا مورد حمله قرار مي دهند.

 

احساس ارزشمندي

 

اگر شما با باچه بصورت انساني مهم و با ارزش و جذاب برخورد كنيد كودك هم كلا تصويري از همين نوع از خود خواهد داشت. بدين ترتيب اولين بذرهاي ارزش دادن به خود كاشته مي شود.بچه همزمان به تجاربي كه از طريق آزمون و خطا در صحنه زندگي كسب مي كند احساس ارزشمندي را دروني مي سازد و با مشاهده و توجه به واكنشهاي شما تا رسيدن به دوران بلوغ احساس ارزشمندي يا بي ارزش بودن در او قوت مي گيرد.

به بچه هاي خود بياموزيد كه عوامل بيروني را محك ارزش و اعتبار خود به حساب نياورند و از ضمير خود كمك بگيرند.حتي اگر در كاري با شكست مواجه شدند با آنها طوري برخورد كنيد كه احساس ارزشمندي در ايشان تقويت بشود. اگر بچه ها رار تشويق كنيد كه به صورت انساني با ارزش، مهم و قابل اعتبار-صرف نظر از اعمال خاصي كه انجام مي دهند- به خود نگاه كنند، به تدريج حس ارزشمندي در آنها دروني مي شود.

 

اعتماد به نفس

 

اعتماد به نفس جنبه هاي گوناگوني را در بر مي گيرد. شما ممكن است در يك لحظه احساس اعتماد به نفس كنيد و در لحظه اي ديگر دچار تزلزل روحي شويد.فرزند شما ممكن است در منزل اعتماد به نفس كافي داشته باشد اما در مدرسه به هنگام پاسخ شفاهي به درس دست و پاي خود را گم كند.اعتماد به نفس بر اساس نمودارهاي رفتاري مورد سنجش قرار مي گيرد در حالي كه  احساس ارزشمندي بر اساس نگرشهاي فردي ارزشيابي مي گردد.

مولفه هاي اعتماد به نفس عبارتند از :

تمايل به خطر كردن،مبارزه طلب بودن، جرات، شهامت و قاطعيت داشتن.اعتماد به نفس را فقط مي توان از راه عمل و نه از طريق نگراني يا به كاري فكر كردن يا در باره آن صحبت كردن بالا برد.اگر فرزندتان كودكي بي دست و پاست يا قادر نيست كاري را به نحوي كه ترجيح مي دهد به انجام رساند در آن صورت بايد به فكر بالا بردن اعتماد به نفس در او باشيد.

براي آنكه از همان دوران طفوليت حس اعتماد به نفس را در كودك در همه جنبه هاي زندگي بالا ببريم بايد طوري آنها را تربيت كنيم كه حاضر به مبارزه جويي و خطر كردن باشند و از ترس شكست خود را نبازند. بسياري از اوقات به علت ترسي كه از شكست و خطر كردن داريم بچه هايمان را تشويق مي كنيم هماني كه هستند باقي بمانند و نه آنچه كه توانايي رسيدن به آن را دارند. مثل مادري كه به بچه اش مي گويد:"تا شنا ياد نگرفته اي در قسمت گودي شنا نكن."اينها برخوردهايي هستند كه اعتماد به نفس را در كودك پايين مي آورد در حالي كه به راحتي مي توان برعكس همعمل كد و با ديد خوشبينانه و مثبت به قضيه نگريست.مثلا مي توان به بچه گفت:"اگر مي خواهي شنا ياد بگيري نبايد از آب بترسي."پدر و مادر مسئول هرگز حاضر نيست احساس ترس و عدم توانايي رادر كودك خود تقويت كند.

 

چگونه اعتماد به نفس و ارزشمندي كودك را تضعيف مي كنيم:

 

1- به بچه هاي خود بگوييم دختر يا پسر بدي هستند.

2-هر وقت از آنها رفتار خوبي سر بزند به آنها بگوييم دختر و پسر خوبي هستند.در اينجا هم تفاوت ميان رفتار درست داشتن و انسان خوبي بودن مشخص نشده.

3-تمام مدت از بچه مچ گيري كردن و كارهاي زشت او را به او گوشزد كردن.

4- بچه ها را به اسامي خودماني ناميدن طوري كه احساس حقارت در آنها پديد آورد. القابي مانند فسقلي و توپولي و كوتوله و گامبو و...ارزش و اعتبار بچه ها را در نظر خودشان پايين مي آورد.

5- با بچه ها مثل نو آموز رفتار كردن يعني كساني كه هنوز به صورت انسان كامل درنيامده اند.

6-مقايسه كردن بچه ها با يكديگر

7- از دادن مسئوليت به بچه ها خود داري كردن، به جاي بچه ها فكر و عمل كردن.

8- انتقاد به هنگام اشتباه.

9- د رعوض بچه جواب سوالي را دادن به اي آنكه به خودش فرصت داده شود به مقتضاي سنش پاسخ گويد.

10- در مقابل فرزندتان در باره او صحبت كردن بطوري كه گويي خود او وجود خارجي ندارد.

11-هميشه از كودك فاصله گرفتن و از بوسيدن، لمس كردن، در آغوش فشردن، كشتي گرفتن و بازي كردن با او خودداري كردن.

 

محاكمه والدين!

 

اگر در زمره پدر و مادرهايي هستيد كه مايليد حس اعتماد به نفس و عزت نفس را در كودكتان افزايش دهيد بايد بهاعمال و رفتار خود دقيق شويد و ببينيد چه عملي از شما سر مي زند كه مانع رسيدن به هدف مي شود.اگر به انگيزه هاي خود پي ببريد روشهاي خود را تغيير مي دهيد.مهمترين فوايد رواني كه نصيب شما مي شود و در مقابل سبب مي شود كه فرزندان تصوير مغشوشي از خود داشته باشند به شرح زيرند:

1- يك بچه مطيع و سر به راه را آسانتر مي توان اداره كرد.

2- وقتي به جاي بچه خود فكر وصحبت مي كنيد احساس برتري و بزرگي مي نماييد. در اينجا شنونده تسليم شده اي داريد كه ناگزير است از شما حرف شنوي داشته باشد و ضمنا تسلط داشتن روي كودك به شما احساس قدرت و اعتباري مي دهد كه احتمالا در ساير جنبه هاي زندگي فاقد آن هستيد.

3- وقتي گناه « سطح فكر پايين داشتن و خود كم بيني» را متوجه فرزندتان مي كنيد در واقع مسئوليت تلاش براي پيشرفت او را از دوش خود برداشته ايد.خيلي راحت است كه به بهانه نقص ژنتيكي بار مسئوليت والد بودن را از شانه خود برداريد.

4- با تصحيح كردن و پند دائمي دادن و متكي نگاه داشتن كودك مي توانيد در محيطي ترس آلود به حكومت خود ادامه دهيد .جمله "تقصير از خود اوست" به شما اين تسكين را ميدهد كه حق با شماست

5- با همه افراد خانواده يكسان برخورد كردن كار شما را راحت تر مي كند.مقايسه بچه ها با يك استاندارد خاص باعث مي شود لزومي نداشته باشد كه با هركدام رفتار ويژه اي داشته باشيد.

6- بچه هاي وابسته  و متكي  حرف شنو و بره صفت هستند.

7- بچه هاي تاييد طلب يك عمر در فهرست بچه هاي ايمن از خطر باقي مي مانند.

8- به بچه ها القاي ناتواني جسمي و فكري كردن آنها را وابسته به تصميمات شما بار مي آورد.

9-

 

نمونه اي از رفتارهاي والدين با بچه ها كه مانع رشد فكري و روحي كودك مي شود.

 

1- بهانه به دست بچه دادن به نحوي كه كودك خيلي راحت بتواند در آينده از زير بار مسئوليت شانه خالي كند.جمله معروف "تقصير فلاني نبود شيطون گولش زد." نمونه بارز اين بهانه دادن است.

2- به جاي پيدا كردن راه حل روي شخصي كه مرتكب اشتباه شده تمركز نمودن.(من بايد بدانم كي اين ظرف را شكسته است!)

3- از بچه زير پا كشي كردن و بعد بر اساس اعتراف كودك او را تنبيه كردن.

4-فرافكني دائمي والدين و عدم قبول مسئوليت اعمالشان

5- هميشه در دعواي بچه ها دخالت كردن.

6- بهانه هاي ارثي به دست بچه دادن(درست عين بابا بزرگت هستي...)

7-مشق هاي بچه ها را نوشتن.

8- اشتباه خود را به گردن نگرفتن.

9- در تلاش و نگران بودن تا مردم را تحت تاثير نحوه لباس پوشيدن و سبك زندگي خود قرار دادن.

10- بچه ها را به تملق و چاپلوسي تشويق كردن. تاييد و تصويت ديگران را به قيمت بي ارزش كردن خود بدست آوردن به ويژه اگر اين كار براي بدست آوردن پول،نمره يا منافع ديگري باشد.

11- به هر قيمتي شده از برخورد با بچه ها دوري جستن و به آنها در حيطه منزل آزادي عمل كامل دادن و آنها را حاكم مطلق كردن.

12- از برقراري انضباط از ترس تاييد نشدن توسط بچه ها خود داري كردن.

13- به بچه ها با رفتاري خشك و مستبدانه اجازه ابراز عقيده و مخالفت كردن ندادن.

14- به بچه ها برچسب زدن.

15- به بچه ها اجازه پرسش ونقد رفتار والد را ندادن.

16- از بچه ها خواستن تا براي هر كاري كه مي خواهند انجام دهند از شما اجازه بگيرند.

17- وقتي واقعا ضرورتي ندارد آنها را وادار به معذرت خواهي كردن.

18-تحمل شندين عقيده مخالف را نداشتن و از كوره در رفتن.

19- به نمره خوب بيشتر از كسب علم بها دادن.

20- توسل به منابع خارجي را تنها راه چاره دانستن(قانون اينطور حكم مي كند، معلمت اين طور عقيده دارد و...)

21- دوستان بچه ها را انتخاب كردن و به آنها اجازه معاشرت با افراد خاصي ندادن.

22-وقتي بچه ها كوچك هستند به جاي آنها فكر وعمل كردن.

23- به پيشنهاد هاي بچه ها توجه نكردن.

24- عقيده آنها را در مورد مسائل خانواده جويا نشدن.

25- گوشزد كردن دائمي اين نكته كه شما بچه هستيد و نمي فهميد.

26- آنها را محبور به رعاين قوانين  وضع شده توسط ديگران كردن.

27- به كسب مدال و جايزه بيشتر از دليل آن اهميت دادن.

28- زندگي خود را با تكيه بر موفقيتهاي بچه ها اداره نمودن و از طريق او و حسن شهرتي كه دارد كسب ارزش واعتبار كردن.

29- احساسات، ترسها، عواطف و هيجانات آنها را مسخره كردن.

 

تحقيق از : نازنين

با تشکر از كتابخانه مركز پژوهشي كودكان دنيا که خيلي صميمانه تمام منابعشون رو در اختيارم قرار دادن.   و بعضی از منابع تحقيقم رو اونجا پيدا ٬ مطالعه و نت برداری کردم

  
نویسنده : والدین ایرانی ; ساعت ٩:۳٢ ‎ق.ظ روز شنبه ۱٧ امرداد ،۱۳۸۳

تحقيق تيرماه ۸۳- اعتماد به نفس در کودکان - سرمقاله

تحقيق تيرماه با عنوان "اعتماد به نفس در كودكان" به صورت سه بخش كتاب،مقاله و تجربي ارائه ميگردد. عناوين كتابها و مقالاتي كه موضوع اين تحقيق قرار گرفته اند به شرح زير مي باشد:

 

الف – بخش كتاب :

·         چگونه با كودكم رفتار كنم.

·         تغذيه و تربيت كودك

·         رشد و شخصيت كودك

·         مامان من تو را دوست ندارم

 

 

ب- بخش مقالات :

·         اعتماد به نفس

·         اعتماد به نفس كودك

·         پرورش اعتماد به نفس در كودكان

·         آنچه كودكان نياز دارند

·         اعتماد به نفس در دختران

·         دختران معتمد به نفس

·         والدين موفق

·         روحيه بچه ها را تقويت كنيم.

 

لازم به ياد آوري است كه مطالب فوق بصورت تدريجي تا پايان تيرماه در وبلاگ والدين ايراني قرار خواهد گرفت . ضمناً اطلاعات بيشتر در مورد منابعي كه در تحقيق فوق استفاده شده اند، در صدر مشروح هر عنوان درج خواهد گرديد.

 

محققين: پريسا ، فرنوش، مريم و نازنين

هماهنگ كننده : سميرا

 

  
نویسنده : والدین ایرانی ; ساعت ٩:٢٤ ‎ق.ظ روز شنبه ۱٠ امرداد ،۱۳۸۳

تحقیق خردادماه 83- مراقبتهاي دوران بارداري و نقش پدر در این دوران (قسمت چهارم)

بخش دوم=  نقش پدر در دوران بارداري

 

الف - هشت راه برای پدر بهتری بودن!www.babycenter.com

ب - چند موضوع هراس‌آور برای نوپدرها  http://www.pregnancy-info.net/

پ - چند نکته‌ برای نوپدرها  http://www.pregnancy-info.net/

ت - پدری کردن نسبت به کودک قبل از تولد نقش پدر در مراقبت و تربیت کودک

دکتر ویلیام سیرز ، ترجمه: شرف الدین شرفی

 

 

الف - هشت راه برای پدر بهتری بودن!

 

1- فعال تر باشید اگر پدرها خود ابتکار عمل را به دست نگیرند، هرگز نخواهند توانست مسؤولیت تربیت فرزند را آنچنان که خود می خواهند و آن چنان که شایسته ی فرزندانش است به عهده بگیرند. به جای این که  به راحتی کودک خندان یا گریان خود را به بغل مادرش بسپارید، سعی کنید جملاتی نظیر جمله زیر به او بگویید:«فکر کنم از پسش برمیام» . علاوه بر این پرسیدن و مشورت کردن با همسرتان در مورد چگونگی نگهداری بچه هیچ اشکالی ندارد: هر دوی شما چیزهایی می دانید که دیگری می تواند از آن بهره مند شود.

 

2- بیشتر تمرین کنیدفکر نکنید که همسر شما به طرز معجزه آسایی چیزی بیش از آنچه شما در قبال بچه انجام می دهید می داند. هرچه که او درباره ی پرورش کودکان می داند از طریق تجربه ی عملی یادگرفته- مثل بقیه ی چیزها. و راه این که شما هم بتوانید پدر بهتری باشید این است که خودتان کارهای مربوطه را انجام بدهید. اگر احساس عدم اطمینان یا عدم آمادگی می کنید از کمک گرفتن نهراسید.

 

3-  مفتخر باشید که روش خاص خودتان را برای برقراری ارتباط دارید مردان و زنان روش های متفاوتی برای تعامل با فرزندان شان دارند.مردان بر فعالیت های فیزیکی و انرژی بر تاکید دارند و زنان ر رشد اجتماعی و عاطفی. به کسی اجازه ندهید که به شما بگوید کشتی گرفتن و بالا و پایین پریدن در رختخواب( با مراعات سلامتی کودک) از کارهای دخترانه ای که همسرتان ممکن است انجام دهد( یا بخواهد انجام دهید) مهم تر است.  خشونت طبع و آشفتگی پدر نیز درس های ارزشمندی درباره ی تنظیم احساساتی چون هیجان و برانگیختگی برای کودک دارد. کودکانی با پدران فعال ( از نظر فیزیکی) بسیار محبوب تر هستند و در روابط شان با کودکان دیگر موفق ترند.


4-  از نظر احساسی در دسترس کودک باشیدبی تردید تعامل فیزیکی در کودکی بخش مهمی از روابط پدر- فرزندی است، اما باید از نظر احساسی نیز در موقعیت های بحرانی در دسترس باشید و همراهی کنید، جان گاتمن پیشنهاد می کند:« مردان باید از احساس خودشان آگاه باشند تا بتوانند احساسات فرزند شان را درک کنند. بنابراین باید هر کاری که لازم است بکنید تا ارتباط نزدیکی با کودک  برقرار کنید»


5- مشارکت کنید نه کمک!مدل سنتی پدر به عنوان کمک کار، یک مدل تاریخ مصرف گذشته است. اگر مردان مایل اند کاملا در مراقبت و تربیت فرزند مشارکت کنند، آن ها باید مسؤولیت خانه داری و بچه داری را فعالانه با همسرشان تقسیم کنند.

6-  فقط آخر هفته ها در دسترس نباشید برای این که یک پدر فعال و مؤثر باشید، در تصمیمات روزانه ی مرتبط با کودک تان مداخله کنید. سپردن همه چیز به همسرتان به این معنی است که پدر فقط در گوشه های کوچکی از زندگی کودک نقش دارد. بدون شرکت در کارهای عادی و روزمره، و فعالیت هایی که دوران کودکی را شکل می دهند، پدران، کودکان شان را  با خصوصیات خاص و ظریف شان نخواهند شناخت، دانستن این خصوصیات برای این که پدری حساس و فعال و مشارکت کننده باشید اهمیت فراوان دارد.

 

7- برای همسرتان احترام قائل شوید و آن را علناً نشان دهیدپدری فعال و مشارکت کننده به این معنی است که همه ی روش هایی که همسرتان برای ادارۀ خانواده به کار می برد به رسمیت بشناسید و به تصمیماتی که در زمان غیبت شما می گیرد احترام بگذارید. . سعی کنید سیستمی را در خانواده ایجاد کنید که در آن والدین و فرزندان فعالیت هایی را مشترکاً انجام دهند. همچنان که فرزندان رشد می کنند به آن ها نیز اجازه دهید در فرایند طراحی چنین فعالیت هایی مشارکت کنند.

 

8- نیاز به ارتباط را فراموش نکنید اگر همسرتان برای تقسیم نقش تربیت فرزند با شما، بی میل است، به او فرصت بدهید تا متوجه شود که درخواست شما برای مشارکت بیشتر در پرورش کودک واقعا جدی است و شما شایستگی و انگیزۀ کافی برای تغییر در میزان مشارکت تان در امر بچه داری را دارا هستید.

 

 

 

ب - چند موضوع هراس‌آور برای نوپدرها

- همسر من تبدیل به یک زن دیوانه شدهمتاسفانه این حقیقت دارد، اما خبر خوب این است که او به حال اول بازخواهد گشت .تنها نه ماه باید صبر کنید.

- همسرم چاق و نازیبا خواهد شدهم بله و هم نه. همچنان که کودک در درون او رشد می‌کند افزایش وزن نیز خواهد داشت. اما بسیاری از افراد از این که می‌بینند پارتنرشان در خلال بارداری زیباتر و دوست‌داشتنی‌تر جلوه می‌کند خوشحال می‌شوند.

- همسرم پس از حاملگی کاهش وزن نخواهد داشتبدن او پس از حاملگی تغییر می‌کند، بسیاری از زنان پس از بارداری با پیروی از سبک زندگی سالم به آسانی کاهش وزن پیدا می‌کنند، این به معنی استفاده از رژیم غذایی مناسب و تمرینات ورزشی منظم است.
 
- بی پول خواهیم شدتردیدی نیست که داشتن خانواده خرج دارد!

- من دیگر هرگز دوستانم را نخواهم دیدبا داشتن خانواده زندگی شما برای همیشه تغییرکرده است. از این رو خیلی مهم است که شما وقت کافی برای بودن با خانواده و نزدیک‌تر شدن به هم اختصاص دهید. از طرف دیگه داشتن و حفظ روابط دوستانه هم برای شما مهم است، بنابراین باید سعی کنید بین این دو تعادل برقرار کنید به نحوی که هم شما و هم پارتنرتان راضی باشید، در نظر داشته باشید که پارتنر شما هم نیاز به اوقاتی صرفا برای خودش دارد.

- پس از دیدن زایمان دیگر هرگز قادر به داشتن ارتباط جنسی با همسرم نخواهم بودنگران نباشید، شما باز هم با او سکس خواهید داشت. فقط ممکن است حالا دیگر پیامدهای سکس را بهتر درک کنید!

- با دیدن صحنه‌ی زایمان از حال خواهم رفتخوشبختانه زمانی که زایمان شروع می‌شود، بیشتر مردان چنان مجذوب جریان زایمان می‌شوند که دیگر حتی نگران غش کردن و از حال رفتن نیستند.


- ما بچه‌ی سالمی نخواهیم داشتنود و هفت درصد زوج‌ها بچه‌های سالمی به دنیا می‌آورند. اگر خواهان افزایش شانس خود هستید شیوۀ زندگی و خوراک خود را اصلاح کنید.

 من آماده‌ی پدرشدن نیستماگر شما نگران این نباشید که "آیا می‌توانید والد خوبی نباشید" آن وقت باید نگران بود. وقتی زایمان پایان می‌یابد شاید خودتان هم شگفت‌زده شوید که ببینید دقیقا همان‌طور که غریزه‌ی شما حکم می‌کند هستید.

 

 

پ - چند نکته‌ برای نوپدرها

با دیگران صحبت کنیدبا پرستاران کودک در بیمارستان، با پزشک متخصص کودکان، و با هر کسی که قبلا بچه داشته دربارۀ روش نگهداری بچه، عوض کردن پوشک، حمام کردن و گرفتن آروغ نوزاد صحبت کنید. هر چه بیشتر صحبت کنید بیشتر یادمی‌گیرید که چه‌طور با نوزاد برخورد کنید و رابطه برقرار کنید.

غریزهبه غریزه‌ی خود اعتماد کنید، غریزه تان به شما خواهد گفت که چه بکنید و چه طور. به زودی خودتان هم متعجب خواهید شد که چه طور خودتان را با زندگی نوزاد وفق داده‌اید.

بردباری و مثبت‌نگریصبور اما مثبت‌نگر باشید؛ به خصوص با همسرتان، هر چه باشد او نه ماه کودک شما را حمل کرده و درد و احساساتی را تجربه کرده که با کلام قابل توصیف نیست.

تحکم نپذیریدمردان و زنان کارها را با سبک‌های متفاوتی انجام می‌دهند. اجازه ندهید که دیگران با امر و نهی کردن‌ شما را از بچه دور کنند، شما کار خودتان را انجام بدهید، اگر واقعا مشکلی هست با همسرتان درباره‌اش صحبت کنید، اما اجازه ندهید از کودک دورتان کند.

با کودک تماس چشمی برقرار کنیدنوزادان از خیره شدن در چشم دیگران لذت می‌برند. مطمئنا شما نیز از خیره شدن در چشم‌های زیبای نوزادتان لذت خواهید برد

از پدر بودن لذت ببریدپدر بودن، چیزی است که بایداز آن لذت برد، پس شما نیز لذت ببرید. این مساله خیلی اهمیت دارد که زمانی را با فرزندتان صرف کنید،  تصور نکنید که بعداً جبران می‌کنید، این بهترین زمان برای شروع رابطه با کودک است.

هر کاری از دست شما برای همسرتان بر می آید تا او دوران بارداری سالمتری را بگذراند به گونه ای غیر مستقیم در سلامت کودکتان تاثیر خواهد داشت.

در اینجا چند توصیه به پدران که چگونه میتوانند به پیوند خود با همسرشان و سلامت کودک کمک نمایند ارائه میشود:

 

ت - پدری کردن نسبت به کودک قبل از تولد

 

همبستگی خود را با کودک پیش از تولد ایجاد کنید یکی از راههایی که شما را واقعاً با کودکتان پیش از تولدش پیوند می دهد این است:با کودک خود پیش از تولدش صحبت کنید.

بر اساس یکی از مباحث تحقیقی جالب به نام آگاهی جنینی کودکان پیش ازتولد در شش ماهگی دوره بارداری یا شاید پیش از آن میتوانند صداهای بیرون از رحم مادر را بشنوند. برخی از محققین بر این باورند که ممکن است کودک پیش از تولد عملا صدای پدر را بهتر از صدای مادر بشنود زیرا مایع آمنیوتیک صدای مردانه را که دارای فرکانس پایین است بهتر از صدای زنانه تشدید میکند.

صحبت کردن با کودک متولد نشده تان راه را برایتان هموار کرده و کار گفتگوی شما را با او پس از تولد راحت تر خواهد نمود.

 

لمس کردن کودک با دست قرار دادن دست روی شکم همسرتان و گفتگو با کودک متولد نشده ، دو پیام مهم مربوط به دوران بارداری را از سوی شما ابلاغ  خواهد نمود :

1) شما نسبت به همسرتان احساس دلبستگی می کنید.

2)شما نسبت به کودکتان احساس دلبستگی می کنید.

همراه شدن دستان گرم شما روی شکم همسرتان و گقتگوی گرم و صمیمی شما با کودکتان دال بر دلبستگی شما به این دو موجود خاص است که پس از تولد به شما تکیه خواهند نمود.

 

ایجاد همبستگی با کودک پیش از تولد برای پدر نیز سودمند است پدرانی که با کودک خود صحبت کرده و با دستهایشان او را پیش از تولد نوازش کرده اند اذعان می کنند که با کودکان خود پیش از تولد و بعد از آن احساس صمیمیت بیشتری دارند.

به نظر میرسد که نگرانی مداوم مادر موجب ترشح هورمونهایی می شود که عامل فشار روحی هستند و بر اثر نفوذ این هورمونها به جفت، حالت مادر به کودک منتقل میشود. هر شوهر ایده آلی باید با کمک به همسر باردارش  نگرانیهای دوران بارداری او را کاهش دهد.

یکی از بهترین راههای ایجاد آرامش در همسرتان این است که احساس کند به او به عنوان یک شوهر و به کودکتان به منزله یک پدر دلبسته اید.بسیاری از خانمها اذعان دارند که همین احساس دلبستگی دوگانه بیشترین حالت رضایت خاطر را طی دوران بارداری در آنان بوجود آورده است. در نتیجه به شما توصیه میشود که علاوه بر ایجاد همبستگی باکودک پیش از تولد با همسرتان نیز این ارتباط و همبستگی را برقرار کنید .

بارداری صرفا موقعیتی برای رشد کودک نیست بلکه دورانی است که روابط بین زن و مرد نیز طی آن رشد میکند.

 

روابط خود را ارزیابی کنید دوران بارداری زمانی است که می توانید رابطه خود را با همسرتان مورد ارزیابی قرار دهید. در این رابطه چه چیزی باید بهبود یابد؟ چنانچه در ازدواج شما نقاط ضعفی وجود دارد که باید برطرف شود، غیر واقع بینانه است که بپندارید تولد کودک می تواند موجب التیام آن گردد.

سعی کنید هر روز نشانه ای از این دلبستگی خود را به همسرتان نشان دهید  با یک شاخه گل ، یک لبخند، یک نگاه محبت آمیز، انجام کاری که او را خوشنود می سازد، به عهده گرفتن بخشی از کار خانه ، بردن او به بیرون، انجام کاری که صرفا به خاطر او باشد و هر کاری که به او این پیام را ابلاغ کند که (من می خواهم تو دوران حاملگی راحت تری را بگذرانی) می توانید علاقه خود را به او ثابت کنید.

 

حساس باشید در تمام زندگی در هیچ دوره ای به اندازه دوران بارداری عواطف زن رقیق نبوده و خواسته هایش شدید نیست .در این دوران او بیشترین حساسیت را از شما می طلبد و ممکن است یک کاه برای او کوهی شود.مسائل جزئی که پیش از این هرگز او را نمی آزرد اکنون ممکن است به شدت موجبات رنجش خاطر وی را فراهم سازد.

 

به غریزه آشیان دوستی او احترام بگذارید در خلال یکی دو ماه آخر بارداری همسرتان این انتظار را داشته باشید که وی بیشترین وقت و انرژی خود را صرف سر وسامان دادن خانه بکند.

این زمانی است که زنان باردار نسبت به تغییرات خانه بیشترین حساسیت را نشان می دهند. زیرا پس از مدت کوتاهی به آشیانه آنها بدل خواهد شد. اگر برایتان امکان دارد از تغییرات اساسی در خانه خود در این زمان بپرهیزید.اگر ناگزیر به تغییر هستید بهتر است این کار را در اوایل بارداری یا پس از تولد کودک انجام دهید.

 

نسبت به موضوع بارداری علاقه نشان داده و خود را با آن پیوند دهید تا آنجا که می توانید همسرتان را در معاینات پزشکی همراهی کنید. در تصمیم گیریهای عمده مثل انتخاب پزشک،انتخاب محل زایمان  و انتخاب کلاسهای توجیهی مربوط به زایمان شرکت کنید. مهمتر از همه این است که با همسرتان در این کلاسها همراه شوید. از این طریق می توانید با تغییرات فیزیکی و احساس ایجاد شده در همسرتان  در خلال دوره بارداری آشنا شوید و دریابید که چگونه میتوان نسبت به این تغییرات حساسیت بیشتری نشان دهید.

فراگیری نحوه مواظبت و تغذیه مادر باردار ایجاد ثبات در روابط زناشویی  حساستر شدن به خواسته های همسر موجب می شود که همسرتان این پیام مهم را درک کند که شما نسبت به وظایف پدری دلبسته اید. بسط و اثبات این دلبستگی مهمترین نقش پدر باردار را تشکیل می دهد.

 

 

شما در دوران بارداری همسرتان احساسات مختلفی را تجربه میکنید

 

یک - هیجان:اعلام خبر بارداری از طرف همسرتان شاید نقطه اوج ازدواج شما باشد و از نظر همسرتان این بسیار مهم است  که شما نیز به همین میزان هیجان زده شوید.

 

دو - احساس سر در گمی: این طبیعی است که پس از هیجان دچار این سردرگمی شوید که این عضو جدید چه تاثیری بر زندگی شما ازدواجتان و وضعیت معیشتتان خواهد گذاشت.

شما نباید دچار ترس از آینده شوید . این ترس غیر ضروری ممکن است موجب شود که پدری شادمان به جای بهره مند شده از لذت تولد کودک خود نگران شود که حال چه چیزهایی را از دست خواهد داد و چه بهایی باید بپردازد.

 

سه - وابستگی: بسیاری از شوهران تا به دنیا آمدن کودک همسر خود را به عنوان شخصی وابسته به خود تلقی نمی کنند. در خلال بارداری این احساس در پدران ایجاد می شود که در آینده نحوه وابستگی  کودک به آنها چگونه خواهد بود و علاوه بر آن به گونه ای فزاینده در می یابند که همسرشان بیش از پیش به آنها وابسته  می شود.

 

چهار- احساس کنار گذاشته شدن: اگر بدانید که در این دوران همسرتان دچار چه تغییراتی خواهد شد، ممکن است بهتر بتوانید با این احساس مقابله کنید.

 

پنج - روابط جنسی در دوران بارداری: یکی از دشوارترین تغییرات برای پدران جدید این است که خود را با گوناگونی واکنش جنسی همسرشان تطبیق دهند. همان هورمونهایی که کار رشد و تغذیه کودک شما را از اکنون و پس از تولد او بر عهده دارند باعث ایجاد  این گوناگونی در تمایلات جنسی زن باردار می شوند.

همسر شما ممکن است در ماههای آخر حاملگی نسبت به روابط جنسی بی تمایل باشد. زیرا هورمونهای او متوجه کودکی شده است که بزودی بدنیا خواهد آمد.او همچنین ممکن است فراموش کرده باشد که هورمونهای شما در این دوران اصلا تغییری نکرده است.

 

 

  
نویسنده : والدین ایرانی ; ساعت ٩:٥٤ ‎ق.ظ روز شنبه ۳ امرداد ،۱۳۸۳

تحقیق خردادماه 83- مراقبتهاي دوران بارداري و نقش پدر در این دوران (قسمت سوم)

 دهم - آنچه هر زن باردار بايد بداند

 انتظار تولد فرزند براي بسياري از زوجهاي جوان هيجان انگيز است. اما گاه اين هيجان لذت بخش با ترس و اضطراب همراه مي شود. اما مسئوليت مادر در اين ميان سنگين تر است زيرا سلامت موجودي كه در درونش در حال شكل گيري است، به طوركامل، به توجه او بستگي دارد. در زير به چند نكتة كلي كه لازم است زنانِ باردار به آنها توجهداشته باشند اشاره مي شود.

یک - از قرار گرفتن در معرض مواد سمي نظير پاك كننده هاي شيميايي، سرب، حشره كشها و رنگها بپرهيزيد. همچنين، بهتر است زنان باردار از استنشاق بخار رنگ خودداري كنند. جيوه
دو - به محض اطلاع از بارداري خود، براي دريافت مراقبتهاي دوران بارداري به ماما و متخصص زنان مراجعه كنيد. بايد در تمام اين دوران زير نظر باشيد تا در صورت لزوم، اقدامات لازم براي حفظ سلامت شما و جنين انجام شود. در مورد برنامه هاي پس از تولد كودك با متخصص مشورت كنيد .

سه - تحقيقات علمي نشان داده است كه سيگار كشيدن مادر باعث كم وزني نوزاد مي شود. از جمله آثار سوء احتمالي مصرف سيگار، نازايي، سقط، حاملگي خارج رحمي و مرگ و مير نوزادان است. نتايج مطالعات اخير نشان مي دهد كه سيگار كشيدن ممكن است باعث بروز ناتوانيهاي يادگيري در كودك شود. اگر سيگار مي كشيد، بهتر است هرچه زودتر آن را ترك كنيد. استشمام دود سيگار نيز ممكن است به رشد جنين صدمه وارد كند. از ديگران بخواهيد كه از سيگار كشيدن در اطراف شما خودداري كنند، حداقل تا زماني كه نوزادتان به دنيا بيايد .

 

چهار - تا ميتوانيد آب بياشاميد. مصرف زياد مايعات در طول بارداري به بدن شما درتحمل افزايش حجم خونِ در گردش كمك مي كند. حداقل روزي 6 تا 8 ليوان آب، آبميوه يا شير بنوشيد. يكي از نشانه هاي مصرف كافي مايعات، رنگ ادرار است. ادرار زن باردار بايد بيرنگ يا به رنگ زرد بسيار كمرنگ باشد .

پنج - اگر از رژيم غذايي درستي پيروي كنيد، مواد غذايي مورد نياز بدن خود و جنين را تأمين خواهيد كرد. وعده هاي غذايي زن باردار بايد شامل هر پنج گروه مادة غذايي باشد. رژيم غذايي روزانة شما بايد شامل 6 تا 11 سهم حبوبات، 3 تا 5 سهم سبزي،  تا 4 سهم ميوه، 4 تا 6 سهم شير و لبنيات، و 3 تا 4 سهم مواد پروتئيني باشد بهترين رژيم غذايي داراي ميزان چربي پايين و ميزان فيبر بالاست .

شش- در دوران بارداري، روزانه حداقل 400 ميكروگرم اسيد فوليك مصرف كنيد. بهتر است مصرف اين ميزان از دوران قبل از بارداري آغاز شود. به اين ترتيب، احتمال ايجاد نقص دستگاه عصبي در جنين كاهش مي يابد. براي تمام زناني كه در سن باروري هستند احتمال باردار شدن در آنها وجود دارد، مصرف روزانه يك عدد قرص اسيد فوليك توصيه مي شود. آب پرتقال، انواع سبزي، بادام زميني، كلم بروكلي، و نخود و لوبيا منابع طبيعي تأمين اين ماده هستند و مصرف آنها ضروري است .

هفت - مشاورة ژنتيكي براي همة زنان لازم است. ناهنجاريهاي مادرزادي و بيماريهاي ژنتيكي بايد به تمام خانواده ها معرفي شود تا در صورت وجود سابقة هركدام از اين بيماريها در خانواده، به پزشك متخصص مراجعه كنند .

هشت - شستن دستها در طي روز بسيار اهميت دارد، بخصوص بعد از دست زدن به گوشت خام يا استفاده از توالت. شست و شوي دستها شيوه اي ساده و كارآمد براي جلوگيري از انتشار ويروسها و باكتريهاست .

نه - در دوران بارداري، به توصية پزشك خود و به منظور كاهش احتمال ابتلا به كمخوني فقر آهن، حداقل از 30 ميليگرم آهن در روز استفاده كنيد. به تمام زنان در سنين باروري توصيه مي شود كه رژيم غذايي غني از آهن داشته باشند .

ده - نسبت به وضعيت خود هوشيار باشيد. اگر دچار علائمي نظير درد، انقباضات شديد رحمي به فاصلة هر 20 دقيقه، خونريزي از واژن، آبريزش از واژن، سرگيجه، غش، تنگي نفس، تپش قلب، تهوع و استفراغ مداوم، سختي راه رفتن، ورم مفاصل و كاهش حركت جنين شديد، حتماً پزشك خود را در جريان بگذاريد .

یازده - استفاده از الكل و كافئين در دوران بارداري مضر است. «سندروم مرگ الكل عارضه اي است كه نشانه هاي آن تأخير رشد جنين در رحم، نقص ساختماني اجزاي صورت و دستگاه عصبي مركزي در جنين است. مصرف قهوه، شكلات و چاي نيز كه حاوي كافئين هستند بايد محدود شود. »

دوازده – مادرانِ دچار بيماريهاي مزمن نظير ديابت، صرع و پرفشاري خون بايد زير نظر پزشك باشند. اگر دارويي مصرف مي كنيد، با پزشك خود مشورت كنيد و مطمئن شويد كه اثر سوئي بر سلامت جنين ندارد. داروهاي گياهي و انواع ويتامينها نيز از اين قاعده مستثني نيستند .

سیزده - هر سؤالي كه در ذهن داريد از پزشك بپرسيد. هيچ سؤالي وجود ندارد كه ارزش پرسيدن نداشته باشد.

چهارده - داروهاي سرماخوردگي يا داروهاي ضد سرفه، حاوي الكل يا موادي هستند كه براي زنان باردار مضرند. در صورت مصرف هركدام از اين داروها، پزشك متخصص را در جريان بگذارید.

 

پانزده – ورزش در دوران بارداري خستگي و احساس كسالت را برطرف مي كند؛ در نتيجه مادر و كودك احساس بهتري خواهند داشت. ورزش همچنين دوران نقاهت پس از زايمان را كوتاه مي كند. با انجام حركات ورزشي ملايم در دوران بارداري، عضلات پشت و شكم خود را قوي سازيد. يوگا، پياده روي، شنا و دوچرخه سواري روي دستگاه ثابت از جمله ورزشهاي مناسب براي زن باردارند. بهتر است پيش از شروع هر نوع ورزشي در دوران بارداري، با پزشك خود مشورت كنيد .

شانزده - مشكلات گوارشي و تهوع صبحگاهي در دوران بارداري بسيار شايع است. غذاهاي محبوب شما ممكن است در دوران بارداريتان تهوع آور شوند. خوردن 5 تا 6 وعدة غذايي مختصر در روز به جاي 3 وعدة غذايي مفصل، به كاهش مشكلات گوارشي كمك مي كند .

هفده - رعايت نكات بسيار ظريفي مي تواند محيط خانه را به مكاني مناسب براي رشد جنين تبديل كند، مثل حفظ آرامش روحي مادر يا گوش دادن مادر به موسيقي ملايم .

هجده - استفاده از سونا و حمام بخار در دوران بارداري ممنوع است .

نوزده - توكسوپلاسموز نوعي عفونت انگلي است كه براي جنين مشكل ساز است. در دوران بارداري، از خوردن گوشت خام و دست زدن به مدفوع گربه جداً خودداري كنيد. براي كارهاي باغباني نيز حتماً از دستكش استفاده كنيد .

بیست - در طي بارداري، اندازة رحم به تدريج افزايش مي يابد. همچنين فعاليت كليه ها بيشتر مي شود. در نتيجه، ميزان ادرار و تعداد دفعات دفع ادرار افزايش مي يابد. ممكن است زن باردار با سرفه، عطسه يا خنديدن دچار دفع ادرار شود. علت اين امر، بزرگ شدن رحم و افزايش فشار بر مثانه است. زيرا مثانه در ماههاي اولية بارداري در ناحية جلو و زير رحم قرار گرفته است. اگر دچار احساس سوزش هنگام دفع ادرار يا افزايش ناگهاني تعداد دفعات دفع يا تيره رنگ شدن ادرار شديد، فوراً پزشك را در جريان اين تغييرات قرار دهيد .

بیست و یک - تكميل برنامة واكسيناسيونِ پيش از بارداري در حفظ سلامت مادر و جنين نقش مؤثري دارد. بنابراين، واكسيناسيون پيش از بارداري را جدي بگيريد .

بیست و دو- افزايش يا كاهش زياد وزن در دوران بارداري ممكن است خطرناك باشد. به ياد داشته باشيد كه بارداري زمان مناسبي براي شروع رژيم لاغري نيست. افزايش وزن در اين دوران به دليل وزن گيري جنين است. وعده هاي غذايي خود را كم نكنيد. هم شما و هم جنين به كالري بيشتري نياز داريد. اگر رژيم خاصي را پيش از بارداري شروع كرده ايد، براي ادامة آن با پزشك خود مشورت كنيد .

بیست و سه - از قرار گرفتن در معرض اشعة ايكس بپرهيزيد. اگر براي درمانهاي دندانپزشكي يا ارتوپدي مجبور به گرفتن عكس راديولوژي شديد، حتماً پزشك را از بارداريتان مطلع سازید.

بیست و چهار - نحوة برخورد شما با موضوع بارداريتان بسيار اهميت دارد. با فراهم ساختن محيط سالم در دوران بارداري، به كودك آيندة خود ثابت كنيد كه برايتان ارزشمند است و دوستش داريد .

بیست و پنج - به اندازة كافي بخوابيد. سعي كنيد بيشتر روي پهلوی چپ قرار بگيريد، بخصوص دراز كشيدن روي پهلوي چپ موجب بهتر شدن گردش خون جنين و كاهش ورم شما ميشود.

 

یازده - هنگام زايمان اضطراري چه بايد کرد؟

خانمهايي كه ماههاي آخر بارداري را سپري مي كنند اغلب با اين اطمينان مبادرت به سفر مي كنند كه امكانات پزشكي در دسترسشان هست و هرگز زياد از ان دور نمي شوند، اما ممكن است گاهي با شوهرشان به پيك نيك يا جاهاي دور افتاده بروند كه در اين صورت احتمال تولد كودك بدون حضور پزشك و پرستار را افزايش مي دهند. آنچه در زير مي ايد يك راهنمايي به اصطلاح قدم به قدم براي موارد اضطراري است كه توسط پزشكان خبره توصيه شده است. بيشتر اين موارد خطاب به پدر گفته شده اما مادر نيز بايد براي رويارويي با آنها آگاهيهاي لازم را داشته باشد.

بكوشيد از جايي كمك بگيريد. اگر اطمينان يافتيد كه نمي توانيد به موقع خود را به بيمارستان برسانيد ،حداقل بكوشيد پزشك يا آمبولانسي را حاضر كنيد.

ـ بي جهت دچار هراس نشويد. اين براي زن و شوهر هر دو صدق مي كند كه به یاد باشند تولد يك روند طبيعي است كه در پايان يك وضعيت طبيعي ديگر يعني حاملگي ، روي مي دهد .

 ـ مادر را در وضعيت راحتي قرار دهيد. راحت ترين و ايمن ترين وضعيت دراز كشيدن روي تخت يا زمين يا تشك عقب اتومبيل است. اگر وقت هست اطراف او را با كاغذي كه با يك ملافه يا حوله تميز پوشيده شده بپوشانيد تا مايعي را كه در جريان زايمان خارج ميشود جذب كند.گرچه اگر مادر ترجيح مي دهد مي تواند بنشيند يا حتي چمباتمه بزند. اگر پيشتر طي تمرينات دوران بارداري آموخته كه در اين حال چگونه خود را شل كند، بايد اين كار را انجام دهد. هنگامي كه حس مي كند مثانه اش پر است بايد آن را تخليه كند به جاي رفتن به توالت بايد از لگن يا ظرف مشابه ديگري استفاده كرد.

ـ سراسر دست خود را با آب و صابون خوب بشوئيد. براي جلوگيري از عفونت اين كار بسيار لازم است اما كوشش نكنيد هيچ جايي از بدن مادر از جمله مهبل را تميز كنيد .

- بگذاريد كودك بطور طبيعي بيايد. هنگامي كه كودك وارد مجاري تولد مي شود طبيعت مادر را به تولد كودك وا مي دارد. در مدت زايمان مادر بايد تا حد امكان طبيعي تنفس كرده و بكوشد خود را شل كند. كشيدگي عضلات باعث تخفيف اثر انقباضها در اتساع گردن رحم شده و در نتيجه زايمان را به تعويق مي اندازد. اگر اين انقباضها به حد غير قابل تحملي دردآور شوند مادر شروع به جيغ كشيدن مي كند. اجازه ندهيد اين جيغهاي دلخراش كه نشانهء درد فراوانند باعث از دست دادن خونسردي شما شود. هنگام گرفتن كودك

به هيچ روي نه فشار آوريد نه بكشيد(نه به طور عادي و نه به زور) نه در جريان آن دخالتي اعمال كنيد. بگذاريد مادر كودك را روي يك حوله يا ملافه تميز بزايد. اگر مادر در مدت زايمان و تحمل درد فشار آن قضاي حاجت كرد براي جلوگيري از آلودگي كودك ـ آن را جابجا كرده يا بپوشانيد.

 اگر دچار مشكلي شديد و قادر به آوردن پزشك نبوديد مادر را بخوابانيد يا در راحت ترين وضعيت قرار دهيد و او را به نزديكترين محلي كه امكان يافتن كمك هست ببريد.

 اگر در جريان روند تولد كيسهء آب خود به خود پاره نشد آن را به كمك ناخن، يك ميخ يا نوك قيچي پاره كنيد. مواظب باشيد كودك را درون كيسه زخمي نكنيد. بعد سر كودك را از كيسه بيرون بياوريد تا تنفس طبيعي خود را شروع كند.

ـ صورت كودك را پاك كنيد. زدودن مايع مخاطي غليظ از سر كودك او را از تنفس اين ماده به داخل ريه ها حفظ مي كند. صورت او از جمله بيني و دهان را به كمك يك دستمال تميز يا حوله يا حتي قاب دستمال تميز كنيد براي اين كار از حوله كاغذي استفاده نكنيد زيرا ممكن است تكه هاي جدا شدهء كاغذ در منخرين كودك باقي بماند و از طريق تنفس به داخل ريه ها وارد شود .

ـ با دقت به بند ناف دست بزنيد. اين بند ناف كه از ناف كودك تا جفت ادامه دارد شيشهء عمر كودك است كه تا هنگام تولد منبع تامين غذا و اكسيژن اوست. پس از تولد بايد آن را به آرامي رها كرد (بخصوص اگر هنوز مي تپد) و گذاشت تا جريان خون به داخل بدن كودك ادامه يابد. حتما دقت كنيد كه بند ناف به دور گردن كودك نپيچد. لازم نيست بند ناف را بلافاصله بعد از تولد ببريد. هنگامي كه پزشك برسد خود اين كار را مي كند. اگر هيچ امكانات پزشكي در اختيار نيست بند را با يك تكه طناب يا نخ محكم تميز در دو نقطه محكم ببنديد( گرهء طرف كودك بايد تا ناف او حدود 15 سانتيمتر فاصله) بين دو گره را با يك قيچي تميز يا كارد ببريد.

ـ جفت را نگهداريد. جفت كه به بند ناف متصل است خود به خود خارج مي شود. هرگز براي گرفتن آن بند ناف را نكشيد زيرا ممكن است بند بي موقع ببرد. وقتي بيرون آمد آن را در يك لگن يا يك تكه روزنامه بگذاريد تا بعد پزشك با ديدن آن اطمينان حاصل كند كه چيزي در داخل رحم باقي نمانده است .

ـ كودك را در كنار مادر بگذاريد زيرا بهترين و گرمترين جا براي او نزديك بدن مادر است. اگر بند ناف به اندازهء كافي بلند است مي توان كودك را روي بازوي مادر نزديك سينه اش خواباند. اگر كودك سينهء مادر را مك بزند، چه شير بيايد چه نيايد، به سود مادر است. مك زدن باعث انقباض رحم شده و جفت را زودتر خارج مي كند. اگر بند ناف كوتاه است مايع بين پاهاي مادر را پاك كرده يا با چيزي بپوشانيد و كودك را در آنجا

قرار دهيد.

ـ كودك را بپوشانيد. اگر چيز ديگري در دسترس نيست از يك پتو يا كت استفاده كنيد. هرگز چيزي روي سر او نيندازيد. بايد امكان نفس كشيدن داشته باشد .

مادر را ماساژ دهيد. يك ماساژ ملايم روي شكم و در محل رحم حتي اگر جفت خارج شده باشد از خونريزي زياد جلوگيري مي كند. محل رحم را با نهادن دست كه حالت فنجان گرفته درست بالاي موي زهار مي توان يافت.

ـ بقيهء كارها را سر و سامان دهيد. مادر را تميز كرده و او را در جاي گرم و راحتي بخوابانيد اما كودك را تميز نكنيد. پوشش پنير مانند روي پوست او نقش يك محافظ را دارد و بايد گذاشت مدتي باقي بماند. كودك را نيز گرم نگه داريد. تا پزشك برسد، شما و مادر بچه مي توانيد پس از ان همه تقلا كمي استراحت كنيد .

 

دوازده - زايمان طبيعي يا سزارين

سزارين يعني خروج جنين از محل برش جدار شكم و ديواره رحم. اين تعريف خارج شدن جنين از شكم به هنگام پارگي رحم يا حاملگي شكمي (خارج از رحم )را در بر نمي گيرد .

در 20 سال گذشته، در كشورهاي توسعه يافته تعداد زايمان با عمل سزارين افزايش يافته، اما در عين حال با اتخاذ تدابيري ويژه از جمله آموزش مادران در دوران بارداري و حتي پيش از آن و توجه به شرايط روحي و رواني مادران باردار، تلاش شده تا حتي اين ميزان كنترل شده نيز روبه کاهش بگذارد.
ايران يكي از بالاترين آمار زايمان سزارين را دارد. بنا به گزارش سال گذشته ايرنا ميانگين عمل سزارين در كشور ما بين 35 تا 42 درصد است اين در حالي است كه اين رقم در جهان 15 درصد است. اين آمار به سرعت رو افزايش است به گونه اي كه در حال حاضر به اعتقاد بسياري از متخصصان زنان زايمان، گاه تا 80 درصد زايمان ها به روش سزاريني انجام مي شود .اما چرا سزارین ؟

دكتر كتايون بامداد، متخصص و جراح زنان و زايمان معتقد است مهم ترين عامل براي تمايل مادران به سزارين، فوبيا و ترسي است كه از دردهاي زايمان دارند، از سوي ديگر آن ها تصور مي كنند كه پس از زايمان طبيعي، دچار افتادگي مثانه خواهند شد. در حالي كه افتادگي مثانه يكي از عوارض دوران بارداري است كه به دليل ترشح هورمونهاي خاص در اين دوران ايجاد مي شود. فقط در زايمان طبيعي در صد ناچيزي بيشتر از زايمان به شيوه سزارين است. او مي گويد : براي رفع مشكل افتادگي مثانه، ما به مادراني كه به روش طبيعي زايمان مي كنند ورزشهايي را پيشنهاد مي كنيم كه اگر پس از زايمان آن ها را انجام دهند، مشكل افتادگي نخواهند داشت. عليرغم اين دلايل رواني براي تمايل به سزارين، عواملي چون: كوچك بودن لگن مادر، افقي قرار گرفتن جنين در رحم، بيماري يا ناتواني هاي جسمي مادر به تشخيص پزشك، قرار گرفتن جنين از قسمت انتهايي يا در ته لگن،قرار گرفتن جفت سر راه جنين، زجر جنيني و ....... از مواردي هستند كه در صورت وجود، پزشك را واردار به انجام عمل سزارين میکند.

يك متخصص ديگر، نبود امكانات مقابله با خطرات احتمالي زايمان را از دلايل اصلي سزارين ذكر مي كند و مي گويد: كمبود نيروي و نبود دستگاههاي پيشرفته براي كنترل وضعيت جنين به طور مرتب، از عواملي هستند كه گاه پزشكان را نيز تشويق به انجام عمل هاي سزارين مي كند .

در برخي موارد نيز عمل سزارين به علت تقاضاي مادر براي بستن لوله هاي رحمي صورت مي گيرد، در حالي كه اگر زايمان طبيعي هم انجام شود، پس از 24 ساعت و اطمينان پيدا كردن از سلامت نوزاد مي توان عمل بستن لوله هاي رحمي را به صورت يك جراحي كوچك انجام داد .

عوارض سزارين و مزاياي زايمان طبيعي

به گفته دكتر بامداد، مرگ و مير ناشي از لوله گذاري در هنگام بيهوشي و در نتيجه وقفه تنفسي، از خطرات بيهوشي كامل در سزارين نادرست است .
دكتر بامداد مي گويد: در زايمان طبيعي، اگر در شرايط مساعد انجام گيرد ، حداقل 500 سي سي خون از دست مي رود، اما در سزارين در شرايط مشابه، يك ليتر يعني دو برابر. همچنين چسبندگي بعد از عمل، ممكن است عوارضي را براي دردهاي مزمن زير شكم و لگن ايجاد نمايد .
به گفته كتر مرندي در روزنامه كيهان مورخ بیست و هشت اردیبهشت هشتاد و دو نوزاد مي تواند چهار ساعت پس از تولد صداي مادرش را تشخصي دهد و در ساعات اوليه عمر، او مي تواند حركات موزون و رقص گونه را درك كند. نوزاد بايد بلافاصله يك تا پنج دقيقه پس تولد روي سينه مادر قرار داده شود كه اين امر در كشور ما ناديده گرفته شده است .

برخي معتقدند سزارين به شيردهي مادر در ساعت هاي اوليه و حتي تا چهل روز پس از زايمان خدشه وارد مي كند و مادر نمي تواند نوزاد خود را به درستي و به راحتي تغذيه كند، البته اين امر به لحاظ علمي، نظريه اي اثبات شده نيست .
يك مادر جوان كه يك زايمان طبيعي و يك سزارين داشته است، در مقايسه اين دو روش مي گويد: بزرگ ترين مشكل زايمان طبيعي، دردهاي طولاني مدت آن است. ممكن است كسي حتي تا هفت ساعت درد بكشد اما بعد نتواند به طور طبيعي زايمان كند. اما مشكل سزارين، بعد از آن است . كرختي ناشي از بيهوشي و درد برش بر روي شكم گاهي تاچند وقت ادامه دارد. به هر حال به عقيده منف زايمان در هر حالتي دردسرهاي خودش را دارد.
برخي از پرستاران و ماماها معتقدند كه پزشكان براي دريافت هزينه هاي بالاتر و نيز راحت كردن خودشان از انجام عمل هاي طولاني طبيعي(؟؟؟) زائوها را تشويق به زايمان سزاريني مي كنند در حالي كه با افزايش كادر انساني بيمارستانها و آموزش صحيح مادران، مي توان توجه عمومي را به سمت زايمان طبيعي سوق داد .
ديگري هست ؟  آيا روش

مادران بسياري معتقدند كه اگر مي شد درد زايمان را كم كرد، حتماً تمايل داشتند تا فرزند خود را به طور طبيعي به دنيا بياورند. در حال حاضر در بسياري از كشورها از شيوه اي به نام «اپيدورال» يا تزريق نخاعي استفاده مي شود .

پزشك بيهوشي و صرف هزينه زياد دارد، زيرا در طول جريان عمل متخصص بيهوشي بايد به گفته متخصصان ايراني اين عمل نياز به نيروي انساني كافي از جمله ساعتهاي بالاي سر بيمار بماند تا زمان زايمان فرا برسد.
آيا متفاوت اند؟

نیست.  اين مطلب كه بچه هاي سزاريني با هوش تر از بقيه هستند، نظريه علمي
از آنجا كه در زايمان هاي طبيعي ممكن است گاهي اشكالاتي بروز كند كه منجر به خروج جنين با استفاده از «فورسپس» يا « وكيوم» شود، ايجاد اختلال هاي ذهني به دليل خونريزي هاي جمجمه غير محتمل نيست .

آمار چه مي گوید؟

  بر اساس يك بررسي بهداشتي كه در سال هفتاد و نه صورت گرفت مشخص شد حدود سی و پنج درصد از كل زايمان هاي كشور به روش سزارين انجام مي شود كه از اين ميان شصت درصد در بيمارستانهاي دولتي و چهل درصد در بيمارستان هاي خصوصي بوده است .

تا سال 1998 در برزيل 80 درصد تولدها در بيمارستانهاي خصوصي و سی و دو و چهار دهم درصد در بيمارستانهاي دولتي به روش سزارين انجام مي گرفت، ولي پس از آن با اتخاذ سياستهاي صحيح اين آمار طي چند سال به شدت كاهش يافت .

در كشور تايلند تا سال نود و پنج میلادی آمار سزارین در بسمارستانهای دولتی هفتاد و هشت ، خصوصی پنجاه و در بیمارستانهای دانشگاهی شصت و شش درصد بود ولی از سال دوهزار میلادی به بعد آمار در خصوصی به چهل و هشت درصد و دانشگاهی به 22 درصد رسید .در حال حاضر به طور متوسط آمار سزارین در استرالیا بیست و یک ، کانادا نه ، انگلیس هفده ، اسکاتلند چهارده و آمریکا بیست و سه درصد از مجموع زایمانها را تشکیل میدهد.
بر اساس آمار غير رسمي: در مراكز خصوصي ايران تا نود درصد زايمان سزارین و در بیمارستانهای دولتی و دانشگاهی تا هفتاد درصد سزارین است.

 

سیزده - بارداری ناخواسته

بارداري ناخواسته انتظار براي تولد فرزندي است كه خانواده و به تبع آن اجتماع توانايي پذيرش آنرا ندارد.براي بارداري ناخواسته از قبل برنامه ريزي نشده و بصورت يك اتفاقي است كه مورد قبول خانواده نيست.بارداري و انتظار برايتولد فرزند كه بايد شيرين باشد در بارداري ناخواسته به حادثه اي تلخ همراه بااضطراب و ناراحتي تبديل مي شود. بارداري ناخواسته اشتغال مادر ، سلامت مادر ،تعداد متعادل فرزندان و اقتصاد خانواده را با مشكل مواجه مي كند.در بارداريهاي ناخواسته مادران دچار عذاب وجدان و ناراحتي رواني مي شوند ..از مشكلات بعدي مادران درباره اين عارضه سقط جنين مي باشد كه چون غيرقانوني مي باشد بصورت مخفيانه توسط افراد غير ماهر و بدون امكانات صورت مي گيرد و عوارضي از قبيل عفونتهاي شديد ، صدمه به احشائ داخلي و مصرف داروهاي بيمارستاني در منزل را به دنبال دارد.طبق امار سال ۷۹ در كل مناطق شهري و روستايي حدود ۴۰ درصد بارداريها ناخواسته هستند .از اين مقدار حدود بیست و چهار  درصد آن ناخواسته از طرفين شوهر و زن بوده است و حدود ۱۵ درصد آن گاه ناخواسته  از طرف شوهر و گاه ناخواسته از طرف زن بوده است .از افراد واجد شرايط باروري حدود هفتاد و چهار درصد از روش جلوگيري استفاده مي كنند و ۲۶ درصد از هيچ روشي استفاده نمي كنند. البته از اين ۷۴ درصد حدود ۵۶ درصد از روش مدرن و ۱۸ درصد از روش سنتي استفاده مي كنند يعني در كل در كشور ما فقط ۵۶ درصد از روشهاي نوين جلوگيري از بارداري استفاده میکنند.

اگر چه رشد جمعيت از سه و دو دهم درصد به یک و دو دهم درصد رسیده است به علت اینکه اگثر اكثر جمعيت ما در سن باروري حدود ۲۵-۲۰ سال هستند در يك تا دو دهه آينده دوباره دچار بحران جمعيت مي شويم و اين موضوع ضرورت تنظيم خانواده و جلوگيري از بارداريهاي ناخواسته را ايجاب مي كند.ميزان مشاركت اقايان در تنظيم خانواده بسيار كمتر از خانم ها است. بستن لوله ها در خانم ها يا توبكتومي كه نياز به باز شدن تمام لايه هاي شكم همراه با عوارض فراوان است به میزان بیست و سه درصد رسیده است. ولي بستن لوله ها در مردان شود يا وازكتومي كه بدون بخيه و عوارض ديگر مي باشد فقط در حدود چهار درصد انجام میشود.

راه حل اصلي براي جلوگيري از بارداريهاي ناخواسته دادن آگاهي و آمار دقيق است.استفاده صحيح از روشهاي جلوگيري از بارداري ، ارائه وسايل جلوگيري از بارداري ، جلب مشاركت خصوصا آقايان از راههاي جلوگيري از بارداريهاي ناخواسته است.زوجهاي جوان قبل از ازدواج و خانم ها قبل از بارداري حتما با متخصصين و پزشكان مشورت كنند تا از بروز مشكلات تنظيم خانواده و بارداريهاي ناخواسته جلوگيري شود .

 

 

 

 

 

  
نویسنده : والدین ایرانی ; ساعت ۱:٥٩ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢۱ تیر ،۱۳۸۳

) تحقیق خردادماه 83- مراقبتهاي دوران بارداري و نقش پدر در این دوران (قسمت دوم )

 

پنج - تغذيه دوران بارداري

بدون شك يكي از بزرگترين آرزوهاي تمامي‌زنان، داشتن نوزادي سالم و تندرست است . به اين جهت تمامي‌مادران سعي بر آن دارند تا عوامل مؤثر بر بهبود روند بارداري و نتيجه آن را مورد بررسي قرار دهند و تا جاي ممكن از عوامل زيان‌آور دوري جويند. تغييرات زيادي در اثر بارداري در بدن مادر به وجود مي‌آيد و عوامل زيادي در تعيين روند صحيح بارداري مادر و نتيجه بارداري موثر هستند. يكي از مهم‌ترين و اصلي‌ترين نكات، تغذيه مادر باردار مي‌باشد. زيرا رشد و نمو كامل جنين رابطه تنگاتنگي با تغذيه داشته، تامين نيازهاي او با دريافت مواد مغذي مادر عجين شده، تنها راه برآوردن نيازهاي انرژي و ساختاري او به واسطه جفت است. به علاوه تغييرات فيزيولوژيك خاص اين دوران را نيز بايد مد نظر داشت چرا كه متابوليسم موادغذايي و حتي نياز به آنها در اين مدت تغيير مي يابد. بنابراين توجه به اين تغييرات وتنظيم يك برنامه غذايي متناسب با آن در اين دوران ضروري به نظر مي رسد..

بحث هاي زيادي رژيم هاي غذايي زنان باردار منجر به تناقض و ابهامات بسيار شده و رژيم هاي غذايي مختلفي نيز ارائه شده است. از آنجا كه به علت مسايل انساني نمي توان مطالعات فقر غذايي در زن باردار را به صورت تجربي بررسي كرد،طرح مطالعات معني دار تغذيه در بارداري انسان بسيار مشكل است و در مواردي كه به علت مسايل اجتماعي و اقتصادي كمبود موادغذايي بروز مي كند، اثرات آن غير قابل سنجش است.
 تغييرات وزن در دوران بارداري بسيار متغيير بوده و در محدوده اي از كاهش وزن تا افزايش 23 كيلو گرمي و يا حتي بيشتر قرار گرفته است. در دو سوي اين محدوده، شيوع عوارض باليني افزايش مي يابد اما در بين اين حد، طبيعي محسوب مي شود. هيچ تغيير وزني در طول بارداري را نمي توان به عنوان الگوي طبيعي تعيين كرد و ديگران را نسبت به آن سنجيد زيرا اگر الگوهاي تغيير وزن بسيار متنوع هستند. به طور معمول

باردار در طول حاملگي حدود 10 تا 12 كيلوگرم اضافه وزن دارند. افزايش وزن بدن در طول حاملگي به صورت يكنواخت نيست. در 3 ماهه اول افزايش وزن آهسته و حدود يك تا دو كيلوگرم در هفته مي‌باشد. البته هر گونه تغيير وزن ناگهاني بايد گزارش داده شود . سوالي كه براي  بسياري از خانم‌ها مطرح مي‌باشد اين است كه افزايش وزن دوران بارداري به چه صورت كاهش مي‌يابد؟

قسمت اعظم كاهش وزن مادر در زمان زايمان (حدود 5/5 كيلوگرم) و در دو هفته اول بعد از زايمان (حدود 4 كيلوگرم) است. 5/2 كيلوگرم باقي مانده از هفته دوم تا ماه بعد از زايمان كاهش مي‌يابد. البته زناني كه قبلا زايمان داشته‌اند، ميزان بيشتري از افزايش وزن زمان حاملگي خود را حفظ خواهند كرد. 6
 رشد جنين از اولين مراحل تكامل بستگي به مواد غذايي دارد كه از مادر كسب مي‌شود. غذاي مصرفي توسط مادر ابتدا به اشكال ذخيره‌اي درآمده و سپس به طور مدام و منظم نيازهاي انرژي، ترميم بافتي و رشد را برطرف مي‌كند. رژيم غذايي تنظيم شده يكي از مهمترين عواملي است كه سلامت آينده مادر و بچه را تضمين مي‌كند و با وزن كردن متوالي بايد مطمئن شد كه مادر اضافه وزن مطلوب را دارد يا نه .

 هر خانم باردار احتياجات غذايي خود را بايد از همه گروه‌هاي مواد غذايي فراهم کند.در اينجا به طور خلاصه درباره هر گروه صحبت مي‌كنيم:

یک – نان

خانم‌هاي باردار تقريبا بيشترين نياز خود را از اين گروه فراهم مي‌كنند. البته اين نكته قابل توجه است كه بين نياز و رفع احتياج تفاوت قايل شويم. هر خانم در طول حاملگي، روزانه به 300 كيلوكالري انرژي بيشتر نياز دارد. اگر انرژي به ميزان كافي نباشد، پروتئين بجاي آن كه جهت نقش حياتي خود در رشد و تكامل ذخيره شود، به عنوان منبع انرژي مورد استفاده قرار مي‌گيرد. غذاهاي اين گروه داراي مقادير بالاي كربوهيدرات هستند كه منبع اوليه انرژي مي‌باشند.

دو - حبوبات

يك منبع خوب براي پروتئين هستند كه به عنوان سازنده بافت‌هاي بدن براي مادر و بچه مي‌باشد. در طي 6 ماهه آخر حدود يك كيلوگرم پروتئين توسط مادر ذخيره مي‌شود. البته قسمت عمده پروتئين از منابع حيواني مثل گوشت و مرغ مي‌باشد. بسياري ازحبوبات غني از آهن و ويتامين ب هستند و از آنجايي كه نياز به آهن درطي 4 ماهه اول حاملگي کم است دراين مدت تجويز آهن ضرورتي ندارد ولي بعد از اين بايد علاوه بر رعايت  رژيم غذايي، قرص آهن نیز مصرف شود.

سه – میوه ها

ميوه‌هايي مثل پرتقال، گريپ فروت، نارنگي، ليمو و انگور منشا بسيار خوبي برای ویتامین آ و  ث هستند. هر خانم باردار مي‌تواند در روز چندين بار از اين گروه استفاده كرده و نياز خود را به ويتامين‌هايي مثل ث را برآورده سازد. بطورمثال آب ميوه يا ميوه تازه را با صبحانه يا بين غذا و میوه خشك يا سالاد ميوه به همراه ناهار و كمپوت ميوه را براي دسر و شام مصرف كند.

چهار – گوشت

پروتئين كه يك ماده اصلي براي مادر و نوزادش مي‌باشد به طور مشخص در اين گروه وجود دارد. در مادراني كه گياهخوار هستند، ذخاير ويتامين ب دوازده در نوزادان آنها پائین است . اين گروه جزو گروه‌هاي

اصلي غذايي براي مادران باردار به حساب مي‌آيد كه بايد در وعده‌هاي غذايي آنها گنجانده شود.

پنج – سبزیجات

سبزيجات مي‌توانند مقدار زيادي از ويتامين‌ها از جمله ویتامین آ و ث ، مواد معدنی و فیبر را فراهم کنند.

يكي از مشكلات خانم‌هاي باردار در دوران بارداري يبوست است که با مصرف سبزي‌ها اين مشكل برطرف مي‌شود. . نياز به ويتامين  ث در حاملگي 70 درصد بيشتر از زمان غيرحاملگي است که یک رژیم خوب براحتی این مقدار را در اختیار مادر قرار میدهد. كلم، حبوبات، سيب زميني، اسفناج، دانه‌هاي سبز و گوجه‌فرنگي غني از ويتامين ث هستند و به جذب آهن موجود در غذاها كمك مي‌كنند. . سبزيجات سبز تيره و زرد تيره مانند هويج يا زردك، سيب زميني، فلفل سبز و كلم بروكلي سرشار از ويتامين آ هستند که برای سالامت مادر و جنین لازم است .

شش – شیر و ماست

محصولات لبني ميزان زيادي از احتياجات غذايي را برآورده مي‌كنند، بخصوص كلسيم و پروتئين كه در اين مواد مي‌باشد. در طول حاملگي حدود 30 گرم كلسيم در مادر تجمع مي‌يابد كه اكثر آن در اواخر حاملگي در جنين ذخيره مي‌شود .

كلسيم ماده اصلي در تشكيل استخوان و دندان است. اگر جذب كلسيم مادر كافي نباشد، جنين از كلسيم استخوان‌هاي مادر استفاده مي‌كند كه اين باعث مي‌شود مادر در آينده دچار استئوپروز يا پوكي استخوان  شود.

هر خانم باردار بايد سعي كند در روز حداقل يك ليوان شير  مصرف كند. اگر مادري از مزه شير راضي نيست، بايد آن را با اضافه كردن موادي مانند كاكائو و امثال آن براي خود قابل قبول سازد يا با اضافه كردن آن در سوپ يا پنير رنده شده يا سالاد و يا هر طريقي ديگر آن را مصرف كند. البته اين شامل آن دسته از افراد كه مشكل گوارش داشته قادر به تحمل شير نيستند نمي‌باشد كه در اين صورت به جاي آن مي‌توانند معادل آن يك فنجان ماست يا پنير استفاده كنند و يا از روش درمان اين مشكل بهره ببرند.

اگر چه بستني به علت شير موجود در آن كلسيم دارد، ولي براي تامين كلسيم لازم يك خانم باردار بايد يك فنجان و نيم از اين مواد مصرف شود. زيرا در بستني علاوه بر شير مقدار زيادي شكر و هوا هست كه اين باعث كاهش ميزان شير و كلسيم لازم مي‌شود. البته منابع غيرلبني كلسيم مانند ماهي ساردين و ماهي آزاد نيز مي‌باشند. بايد توجه داشت كه چربي‌ها و روغن و شكر با احتياط مصرف شوند .

 

الگوی غذايی روزانه زنان باردار

نوع غذا
 مقدار
 پروتئين (گرم)
 
شير بدون چربي يا كم چربي ماست و پنير
 3 تا 4 ليوان
 33 تا 42
 
گوشت،ماكيان، ماهي و تخم مرغ
 2 واحد (180-120 گرم)
 28 تا 42
 

سبزي هاي داراي برگ سبز يا زرد تيره پخته يا خام سبزيهاي نشاسته اي شامل سيب زميني، نخود خشك و حبوبات
 
  3 تا 5 واحد، اغلب تمام انواع آن
 6 تا 10

ميوه تازه يا كمپوت يا رنگ نارنجي تيره شامل زردآلو، هلو و طالبي 
  تا 4 واحد، 2 اغلب تمام آنواع آن
 1 تا 2
 
غلات كامل و نان هاي غني شده و سريال ها(غلات فراورده شده)
 7 واحد يا بيشتر
 بالاتر از 14
 
چربي ها و شيرني ها
 در حد اعتدال
 متفاوت
 
مجموع پروتئين
    بالاتر از 73

شش - اضافه وزن در دوران بارداری

اين روزها اتفاق نظر بر آن است كه براي يك خانم با استخوان بندي ريز 3/11 كيلوگرم افزايش وزن در طول دوران بارداري مناسب است. خانمي با استخوان بندي درشت مي تواند تا 9/15 كيلوگرم افزايش وزن داشته باشد. تقريباً ميزان افزايش وزن يك زن در سه ماهه اول بارداري بين 4/1 تا 8/1 كيلوگرم، در سه ماهه دوم هفته اي 450 گرم و يا به عبارتي 4/5 تا 6 كيلوگرم است. اين ميزان افزايش بايد به همين ميزان در طول ماههاي هفتم و هشتم و نهم نيز ادامه يابد كه در سه ماهه سوم 4/5 كيلوگرم افزايش وزن مناسب است. اين موضوع در خانمهايي با نيازهاي ويژه فرق مي كند. مثلاً اگر شما بارداري را با كاهش يا افزايش وزن چشمگير آغاز كرده ايد، يا بيش از يك جنين در شكم داريد،بايد در مورد ميزان افزايش وزن با پزشك خود مشورت كنيد. براي اطمينان از اينكه مي توانيد افزايش وزن خود را در حد مناسب نگه داريد، بايد طوري برنامه ريزي كنيد كه روزانه 500 كالري اضافه انرژي دريافت كنيد.

   . غذا يعني: كربوهيدرات، چربي و پروتئين باشد يك رژيم غذايي سالم بايد شامل سه گروه اصلي

  با وجود اينكه اين مقاديردر طي دوران بارداري تغيير مي كند،  اما توصيه شده كه روزانه مواد را به ميزان زير مصرف كنيم :

 60% كربو هيدرات
       30% چربي
      10 % پروتئين

 هفتم - مراقبت ازپوست در دوران بارداري

بارداریتان مبارک!  با این حال، پوستتان دارد از خیلی نظرها تغییر می‌کند و باید به بهترین نحو ممکن از آن مراقبت کنید. بعضی از خانم‌ها بختشان بلند است و تفاوت رنگ قسمت‌های مختلف پوستشان کم می‌شود و آن برق معروف دوران بارداری را پیدا می‌کند. این امر احتمالاً به خاطر افزایش گردش خون و میزان بالا و مستمر استروژن در حین بارداری است. متاسفانه خیلی از خانم‌ها هم به بلای آکنه (جوش غرور جوانی) دچار می‌شوند. به علاوه، چندتایی از مشکلات پوستی دیگر را هم می‌توان به کلوازمای بارداری (ماسک بارداری)، پروریتوس (خارش) و کهیر دوران بارداری و مسائل عدیده دیگر نسبت داد. بیماری‌های پوستی قبلی نظیر اگزما و آکنه هم ممکن است در این دوران وخیم‌تر شوند.

هرچند بعضی از این عوارض را نمی‌توان درمان کرد، زن باردار باید از پوستش به خوبی مراقبت کند تا وضع از آن چه هست بدتر نشود. حتی مادران آینده که پوست فوق‌العاده‌ای دارند هم باید مراقبت از پوست خود را طبق یک برنامه منظم در پیش گیرند.

1-همیشه از ضدآفتاب استفاده کنید

حتی اگر خانمی باردار نباشد ضدآفتاب واجب است. زیرا همیشه باید پوست را از ضررهای اشعه ماوراء بنفش حفظ کرد که به نوبه خود می‌تواند پوست را خشک کند، مسن‌تر نشانمان بدهد، باعث شکستن سلول‌های پوستی شود و حتی ایجاد سرطان پوست کند! مصرف ضدآفتاب در دوران بارداری حیاتی‌تر است زیرا پوست در این زمان حساس‌تر است.

2-صورت خود را کاملاً تمیز کنید

پاک کردن درست پوست از این جهت ضروری است که در زمان حاملگی پوست صورت معمولاً چرب‌تر می‌شود. اگر پوست کثیف بماند و منظماً تمیز نشود منافذ پوست بسته می‌شوند. این حرف به معنای آن نیست که از شیرپاک‌کن قوی استفاده کنید. شیرپاک‌کنی بگیرید که با پوستتان سازگار و ملایم باشد و در عین حال وظیفه پاک‌کنندگی خود را نیز انجام دهد. از اسکراب روزانه ملایم هم می‌توان استفاده کرد ولی متوجه باشید که اگر پوست حساستان به اسکراب واکنش نامطلوب نشان داد باید کاربردش را قطع کنید.

3- مرطوب کنید، مرطوب کنید، مرطوب کنید!

هرچند پوست بعضی از زنان در دوران بارداری چربتر می‌شود، زنانی هم هستند که برعکس پوست خشک‌تری پیدا می‌کنند. در هر حال، همه زنان باردار باید برای محافظت از پوستشان و نرم و لطیف نگه داشتن آن از مرطوب‌کننده استفاده کنند. زنانی که پوست چرب دارند باید از مرطوب‌کننده روزانه ملایمی استفاده کنند که پایه روغنی نداشته باشد. خیلی از فروشندگان مرطوب‌کننده‌هایی با پایه آبی عرضه می‌کنند که سبکند و به خوبی از عهده صاف و نرم نگه داشتن پوست بر می‌آیند. زنانی که پوست خشک دارند باید مرطوب‌کننده‌ها یا کرم‌هایی را که پایه روغنی دارند انتخاب کنند. به خاطر داشته باشید که هرچه پوستتان خشک‌تر باشد برای ابتلا به خارش آمادگی بیشتری دارید پس همیشه پوستتان را سیراب کنید!

4- بدهید صورتتان را ماساژ دهند

ممکن است بعضی خانم‌ها این را تجملی بدانند که از عهده‌اش بر نمی‌آیند ولی به فایده‌هایی که برای پوستتان و سلامتیتان دارد فکر کنید. بسیاری از خانم‌ها بعد از ماساژ صورت آرامش بیشتری دارند. در واقع در حین صحبت، لبخند زدن، اخم کردن و خندیدن از ماهیچه‌های صورت مکرراً استفاده می‌کنیم و این عضلات اغلب حالت بسیار ‌کشیده‌ای می‌یابند. ماساژ آرامش‌بخش صورت نه تنها حالتان را بهتر می‌کند بلکه چون خونتان را به جریان می‌اندازد می‌تواند درخشش بیشتری به صورتتان ببخشد. اگر دستور ماسک هم بدهید در همان حال که به صندلی آرایشگاه تکیه زده‌اید صورتتان هم تمیز می‌شود!

5- خوب بخوابید

بسیاری از مادران آینده به دردهای دوران بارداری دچارند که باعث می‌شود شب بد بخوابند. در این موارد بهتر است پیش از خوابیدن بخواهید که مشت و مالتان دهند. این کار آرامش را به شما هدیه می‌کند و زمینه‌ساز خواب عمیق و آرام می‌شود. گوش کردن به موسیقی کلاسیک هم می‌تواند به خواب رفتن شما کمک کند. اگر می‌بینید که استراحتتان کافی نیست چندبار در روز چرت بزنید. یادتان باشد که پوستتان به خواب خوش شما احتیاج دارد!

6- آب زیاد بنوشید!

آب بدن شما را پاکیزه می‌کند و سموم را از تنتان می‌زداید. اگر می‌خواهید پوستتان نرم و شفاف به نظر آید همیشه زیاد آب بخورید.

اگر این برنامه مراقبت از پوست را دنبال کنید، قطعاً پوستتان در دوران بارداری برق خواهد زد. از بارداری خود لذت ببرید!

 

هشت -  بارداری و بهترین احساسات

بارداری همراه با احساسهای متضاد است. همانطور که می توانید در مورد زندگی جدیدی که درون شما آغاز شده خوشحال باشید بدون شک زمانی نیز از این مسئله که بسیار بزرگ و سنگین است کلافه شده و آرزو می کنید که زودتر این مرحله به پایان رسد.

همین که پستانهای شما بزرگ تر می شود خط کمر ناپدید شده و شکمتان بزرگ می شود و شما آرزوی هیکل قبلی خود را دارید و بسیار سخت است که به خود بقبولانید که اینطور نیست.( کسانی که در مورد افسردگی زایمان تجربه دارند این گونه می گویند که اول بسیار دشوار است و به نظر شما اینگونه می رسد که دارید وزن اضافه می کنید) البته وقتی که کاملا باردار شدید آسانتر می گردد.

ما می دانیم که گهگاهی قبول کردن بارداری حتی اگر مشخص نیز باشد سخت است. پس مطالب زیر را راجع به زیبایی در دوران حاملگی بخوانید.

سوپریزهای زیبای بارداری

نکته مهمی در بارداری که ممکن است کسی تا بحال به شما نگفته باشد:

دیدن یک زن باردار مردم را مودب می کند. خدمتکاران فروشگاهها ناگهان برای کمک به شما می شتابند. مردم بروی یکدیگر می افتند تا در را برای شما باز نگه دارند مردها صندلی های خود را در اتوبوس یا قطار به  شما می دهند. همه به شما لبخند میزنند و شما نیز از این مطلب لذت می برید و این مطلب بیش از چند ماه نخواهد بود.

رشد سریع ناخنها:

گاهی اوقات در حین 4 ماهگی رشد ناخن های شما سریع می شود. هورمونهای حاملگی را هم باید دوست داشت و هم دوست نداشت. ناخن های شما گاهی بسیار نرم و یا گاهی بسیار خشک می گردند

ممکن است گاهی زیر ناخن های شما خالی شوند.البته به حالت اول بر میگردند.

داشتن موهای سالم و پر:

در دوره دوم حاملگی موهای شما بهتر به نظر می رسد شما افزایش در رشد موی خود ندارید و این سلامتی را بایستی مدیون هورمونهای حاملگی باشید. زیرا از ریزش مویتان جلوگیری می کند.

درخشش سطحی:

در دوره دوم حاملگی ممکن است پوست شما روشنتر به نظر برسد و دلیل آن هورمونهای حاملگی هستند به دلیل اینکه شدت جریان خون را افزایش می دهند و به این دلیل پوست شخص روشنتر به نظر می رسد.

نیاز به آغوش بیشتر:

تمایل جنسی بالا از شایعترین مطالب است.

تمایل جنسی بالای زوج:

باورکنید که تمایل جنسی همسر شما نسبت به حالت فیزیکی شما افزایش می یابد. مردها به رشد و حساسیت پستانهای و حالتهای آن علاقه مند می شوند و از دیدن شما بصورت حامله احساس مردانگی خاصی پیدا می کنند

بهترین زیبایی:

خواه یا ناخواه شما نسبت به مطالب بالا حساس خواهید شد پس بهتر است از استراتژی های زیبایی زیر استفاده کنید.

نکات مثبت خود را با جلوه بیشتری نمایان کنید

اگر دستان شما زیبا بنظر می رسد لباسهای آستین کوتاه بپوشید و در ضمن به لباس دکولته خود افتخار کنید.

گاهگاهی خودتان را لوس کنید

لوازم آرایش جدید برای خود تهیه کنید و دفعات مراجعه به آرایشگاه را بیشترکنید. لباس زیر توری بگیرید.

انجام حرکات ورزشی

باعث می شود که شما احساس خوبتری داشته باشید و پس از حاملگی راحت تر به حالت اولیه خود باز

گردید.

وزن خود را با توجه به جدول توصیه شده بالا ببرید

اکثر خانمها بین 25 تا 35 پوند افزایش وزن دارند به طور عمومی 2 یا 5 پوند در مدت حاملگی مرحله اول اضافه می کنند و تقریبا 1 پوند هر هفته در ما بقیه مدت بارداری اضافه می کنند .

کنار آمدن با احساس حاملگی

نیروی مثبت فکر کردن امری مهم در این دوره است. ممکن است احمقانه بنظر برسد ولی باید به خود بگوئید که من یک مامان خوشگل هستم در نتیجه باعث می شود که این امر را باور کنید .

 

نهم - راههاي سورپريز کنندۀ زيبايي در دوران بارداري
راههاي سوپريز كننده بارداري تغييراتي را در بدن شما بوجود مي آورد، شما ممكن است ورم و اضافه وزن را در نظر گرفته باشيد و يا سرخي پوستتان را كه بخاطر جريان خون افزايش يافته است .

اما تا حالا توجه داشته ايد كه تغييراتي زيادي از قبيل چربي يا خشك شدن پوست يا پرپشت شدن مو بوجود مي آيد؟ اين تغييرات ظاهري به دليل تغييرات هورموني است كه شما سپري مي كنيد. اما اين بدين معنا نيست كه شما بايد با  لبخندي آنها را تحمل كنيد .

حاملگي بهترين زمان براي بازيابي ارزشهاي زيبايي خود، با توجه به اين كه برون به اين مطلب متذكر شده است. يكي از بزرگترين اشتباهاتي كه خانمهاي باردار در مورد زيبايي شان در دوران حاملگي دارند اين است كه اصلا از لوازم آرايش استفاده نمي كنند و مدل موههاي خود را بكلي عوض نمي كنند.آرايش مي

تواند تغييرات زيادي در دوران بارداري ايجاد كند. به گفته ي برون اين آرايش را مي توان به عنوان ابزاري براي زيبايي در دوران حاملگي استفاده كرد. مخصوصا در زماني كه بسياري از خانمها اين انتظار را دارند كه در دوران بارداري كنترل بدن خود را از دست داده اند برون گفته است كه شما بايد كمي خوش بگذرانيد،آرايش كنيد، زيرا مي توانيد بعدا ان را بشوئيد، اين بسيار خوب است كه آرايش كردن احساسات خوبي را به شما ميدهد.

بهترين نحوه آرايش براي خانمهاي باردار

به گفته ي آقاي برون خانمهاي باردار بايد از يك كرم پودر تيره، رژ گونه صورتي، رژ لب مورد علاقه ... براي نتايج بهتر استفاده كنند. براون توصيه مي كند كه سايه اي روشنتر از كرم پودر بزنند، بروي صورتتان استفاده کنيد، زيرا ممكن است همان كافي باشد.سپس از کرم پودر در جاهايی که ضروری است از کرم پودر زياد پرهيز کنيد زيرا ممکن است ترکيب صورتتان را بهم بريزد.

آن روزهايی را که وقت نداشتيد بابت آرايش بياد آوريد هم اکنون بايستی خود را کمک کنيد با استفاده از رژ گونه می توانيد رو حيه ای به صورت خود ببخشید.

شيوه او در آرايش استفاده از رژگونه برنزه بر روی گونه ها با عنوان پيش زمينه و بعد بروی آن از پنکيک صورتی است. زنان حامله می توانند با اين حرکت به خود روحيه ببخشند. چيزی زيبا و سبک و خوشبو را انتخاب کنيد زيرا که در دوران حاملگی حس بويايی افزايش می يابد.

ادامه دارد .......

  
نویسنده : والدین ایرانی ; ساعت ٩:٤٠ ‎ق.ظ روز شنبه ۱۳ تیر ،۱۳۸۳

تحقیق خردادماه 83- مراقبتهاي دوران بارداري و نقش پدر در این دوران(قسمت اول)

بخش اول- مراقبتهای دوران بارداری

قسمت اول 

یک - بهداشت باروري

بهداشت باروري به معناي سلامت كامل جسمي، فكري و اجتماعي افراد از بدو تولد تا مرگ است كه

سلامت فرد در تمام طول زندگي را در ابعاد مختلف در بر دارد. بنابراين هر فرد از بدو تولد نيازمند طيف وسيعي از خدمات بهداشتي در مراحل مختلف زندگي خود است. خدمات بهداشت باروري از طريق سيستم شبكه هاي بهداشتي درماني در اختيار عموم قرار ميگيرد. اين خدمات شامل: مراقبتهاي دوران بارداري، زايمان و پس از زايمان، خدمات خانواده، مراقبتهاي مادر و كودك، تشخيص و درمان نازايي، پيشگيري و درمان بيماريهاي مقاربتي، پيشگيري و كنترل سرطانهاي پستان و دهانه رحم  است . نگاهي

به آمارهاي موجود اهميت توجه به بهداشت باروري را روشنتر ميسازد. هر سال بيش از 150صد و پنجاه میلیون زن در كشورهاي در حال توسعه حامله ميشوند و اغلب حاملگيها منجر به تولد نوزاد زنده از يك مادر سالم ميشوند. هر سال نيم ميليون زن حامله به علت مشكلات مامايي جان خود را از دست ميدهند كه نود درصد آن در كشورهاي در حال توسعه رخ ميدهد. هفتاد و پنج درصد از مرگ مادران در اثر علل مستقيم مامايي ميباشد كه قابل پيشگيري است به طوري كه پنج علت مهم مرگ مادران: خونريزي، سقط غيربهداشتي، فشار خون حاملگي، عفونت  و عدم پيشرفت زايمان است .

سالانه هفتاد و پنج ميليون حاملگي ناخواسته اتفاق ميافتد كه چهل و پنج ميليون آن منجر به سقط ميشود.

 

اهداف سازمان بهداشت جهاني براي حفظ سلامت مادر و جنين و نوزاد از سال 1990 تا سال 2000 شامل

موارد زیر است :

الف.كاهش مرگ جنين و مرگ و مير نوزاد به ميزان سی تا چهل درصد

ب. اصلاح قابل توجه در بهداشت نوزادان.

 

 براي رسيدن به اهداف كلي فوق، اهداف جزئي زير توسط سازمان بهداشت جهاني مطرح شده است :

 یک - ترويج تنظيم خانواده جهت كاهش حاملگي ناخواسته

دو – فراهم كردن مراقبتهاي معمول دوران بارداري، زايمان و بعد از زايمان   

سه -  حفظ ، حمایت و ترويج شروع زودرس شيردهي و تغذيه انحصاري با شير مادر

چهار - كاهش ميزان كم خوني و بيماريهاي مقاربتي در زنان حامله

پنج -  كاهش مرگ مادر به دلیل سقط، فشارخون حاملگي،خونريزي،زايمان مشكل و عفونتهاي بعداز زايمان

شش – حذف كزاز نوزادي به طوري كه تقريباً همه زنان جامعه حداقل دو دوره واكسن كزاز را در دوران بارداري گرفته باشند و زايمان براي همه مادران در شرايط بهداشتي و ايمني انجام شود.  

هفت - كاهش مرگ نوزاد در نتيجه آسفكس حين تولد.

هشت - كاهش هايپوترفي نوزاد

نه – كاهش عفونت چشمي نوزاد

 

دو - عوارض احتمالي بارداری

بعضی وضعیت های خاص مربوط به بارداری وجود دارد که همه یا اغلب زنان باردار آن ها را تجربه می کنند. چند مورد خطرناک هم وجود دارد که احتمال بروزشان کم تر است اما آن ها را باید شناخت:

1- تغییرات پستان

تورم و حساس شدن پستان ها از اولین علائم بارداری  هستند، پستانها ممکن است خیلی زود 7-10 روز پس از اووولاسیون شروع به بزرگ شدن کنند. رنگدانه‌های نوک پستان افزایش می یابند و رنگ تیره ای ایجاد می‌کنند، نوک پستان‌ها رشد می‌کنند و دانه های ریزی در این ناحیه ایجاد می‌شود، علائم اتساع پستان به شکل خطوط روشن نمایان می‌شوند که به دلیل تغییرات هورمونی است. در اثر تورم بافت پستان بافت زیر بغل نیز ممکن است این حالت را پیدا کند. در صورت نگرانی به پزشک مراجعه کنید. در بعضی مادران پس از چندماه  اول بارداری ترشح کلستروم(آغوز) آغاز می شود. نوک سینه ها را با کرم یا کمی کره چرب و نرم نگه دارید و از استعمال الکل و صابون خودداری کنید چون چربی طبیعی نوک سینه‌ها را از بین می‌برد و آن را مستعد ترک خوردگی می‌سازد. اگر نوک سینۀ فرورفته یا صاف دارید روزانه چندین بار با حرکات پیچشی انگشتان آن را ماساژ دهید تا برای شیردهی آماده شود.

2- تغییرات گردش خون

از آن جا که خون در دوره‌ی بارداری حامل مواد مغذی و اکسیژن برای مادر و جنین باید باشد، حجم آن حدود 50 تا 60 درصد بیش از افراد معمولی است و قلب 30 تا 40 درصد بیشتر کار می‌کند، اما از آن جا که بارداری یک حالت طبیعی است، پرکاری قلب را خسته نمی‌کند. اما باید علائم هشداردهنده را جدی گرفت:

2-1- فشارخون: به طور طبیعی فشار خون در بارداری پایین است. افزایش فشارخون می‌تواند نشانه‌ی مسمومیت حاملگی باشد. در مسمومیت حاملگی فشارخون بالا میرود و منجر به تورم بافت‌ها و نشت پروتئین از کلیه ها در ادرار می شود. در مراحل پیشرفته‌تر می‌توند به بروز تشنج و کما بیانجامد.  زنان سیگاری بیشتر در معرض فشارخون بالا در حاملگی هستند.

علائم اولیه‌ی افزایش فشارخون عبارت اند از: تورم پاها، بالارفتن وزن به میزان زیاد و علائم ثانویه: تورم دست‌ها یا صورت، سردرد، سرگیجه‌ی شدید، دیدن نقاط تیره در برابر چشمان.

 در انتهای سه ماهه‌ی دوم یا سوم تهوع، استفراغ و درد شکم نیز میتوا‌ند علامت مسمومیت حاملگی باشد.

فراموش نکنید فشارخون در مراحل ابتدایی به راحتی قابل درمان است اما در صورت پیشرفت، زندگی مادر و جنین را تهدید می‌کند.

2-2- کم‌خونی: در بارداری حجم خون به علت افزایش حجم پلاسما افزایش می‌یابد، کم خونی اما به معنی کمبود تعداد گلبول‌های قرمز خون است که عمدتا به دلیل کمبود آهن ایجاد می‌شود که می‌توان با مصرف دارو و نیز غذاهای غنی از آهن نظیر گوشت، جگر، کلم، نخود و لوبیا، برگه ی زردآلو، کشمش،آلو خشک و نان گندم سبوس‌دار آن را رفع کرد.

انواع دیگری از کم خونی هم هست که کم‌تر شایع است نظیر: کم خونی پرنیشیوز ( ناشی از کمبود ویتامین ب12)، کم خونی اسید فولیک ( ناشی از کمبود اسیدفولیک) و کم خونی سلو‌ل‌های داسی شکل (یک بیماری خطرناک ارثی)

2-3- پرولاپس دریچه‌ی میترال:به نرم‌شده‌گی دریچه‌ی میترال نیز معروف است و از عمومی‌ترین ناراحتی‌های قلب در زنان باردار است و می‌تواند هنگام زایمان منجر به وضعیت خطرناکی شده و عفونت قلبی ایجاد کند.پزشک یا تجویز آنتی بیوتیک و پروفیلاکتیک در طول درد زایمان و زایمان می‌تواند از آن پیشگیری کند.

2-4- بیماری‌های قلبی آرترواسکلروتیک: در این بیماری رگ‌های قلب تنگ می‌شود و فشار اضافی به قلب وارد می‌کند. رژیم غذایی کم‌چربی خطر ابتلاء به آن را کاهش می‌دهد.

2-5- بیماری‌های دریچه‌های قلب (غیر از پرولاپس): اگر سابقه‌ی بیماری قلبی دارید، اگر در کودکی دچار تب رماتیسمی شده‌اید، بیماری‌ای مادرزادی قلبی و ... دارید، استرس زایمان می‌تواند فشار بالایی به قلب وارد کند. پزشک مراقبت‌ها و داروهای لازم در طی بارداری را به شما توصیه و تجویز خواهد کرد . استراحت کامل در خلال بارداری نیز از ضعف قلب جلوگیری می‌کند. در زایمان نیز می‌توان کودک را با فورسپس یا واکیوم خارج کرد.

3- کمر درد

- در مراحل انتهایی بارداری به علت باز شدن استخوان های لگن برای زایمان و نیز افزایش وزن رحم که بدن را به سمت جلو می کشد، دردهایی در انتهای کمر به وجود می‌آید، برای تسکین روش های زیر می‌تواند کارساز باشد:

- به شکلی  راه بروید که ستون مهره ها شکل علامت سوال به خود نگیرد، با پشت خم شده راه نروید.

- حرکت های غلط ( نظیر خم شدن برای برداشتن اشیا از روی زمین) انجام ندهید و از پیاده روی غفلت نکنید.

- به پهلو بخوابید تا فشار از روی سیستم گردش خون برداشته شود، هنگام خواب به پهلو بین زانوها و نیز زیر شکم از بالشتک کوچک یا پتوی لوله شده استفاده کنید.

- کفش پاشنه بلند یا بدون پاشنه نپوشید. پاشنه ی کوتاه، کلفت و پهن مناسب است.

- گاه پاهای خود را به مدد یک چهارپایه ی کوتاه یا چند بالش بالاتر از سطح زمین قرار دهید.

- برای بهبود درد از حمام آب گرم ( نه داغ) و کیسه یا کمپرس آب گرم ( داغ نباشد) استفاده کنید.

4- یبوست، نفخ، هموروئید(بواسیر)

هورمون‌های حاملگی موجب کندی حرکت روده‌ها می‌شوند، در ماه‌های بالاتر فشار و وزن زیاد رحم بر کندی این حرکت می‌افزاید، یبوست و گاز از این جهت ناشی می‌شوند. اگر یبوست موجب دفع همراه با فشار گردد دچار هموروئید ( متورم شدن آنال و رگ‌های رکتال-انتهای روده‌ی بزرگ) می‌شوید. در مراحل ابتدایی هموروئید منجر به ارش و درد و در مراحل پیشرفته دچار خونریزی می‌شود. در صورت خونریزی به پزشک اطلاع دهید. بعضی ملاحظات می‌تواند از ایجاد هموروئید جلوگیری کند:

- بیست دقیقه تا یک‌ساعت قدم زدن یا کمی نرمش باعث به حرکت درآمدن کولون می‌شود.

- نوشیدن آب به میزان زیاد، نوشیدن آب میوه و سبزیجات، آب آلو می‌تواند دفع را راحت‌تر کند. اما نوشیدنی‌های پرکالری،کربوناته(گازدار )و کافئین‌دار مناسب نیستند.

- مواد فیبر‌دار نظیر حبوبات، ساقه‌ی سبزیجات‌تازه و میوه‌ها را در برنامه‌ی غذایی‌تان بگنجانید. اگر نفخ ایجاد می‌کنند از مقدارهای کم شروع کنید تا به آن‌ها عادت کنید.

- زمان حرکت روده‌ها و تخلیه‌ی مدفوع پس از صبحانه و شام است، اگر در این زمان‌ها نتوانستید دفع را انجام دهید به خود فشار نیاورید و چند ساعت بعد مجدداً سعی کنید.

- عضلات آنال را با تمرین هایی نظیر سفت کردن و آزاد کردن مکرر تقویت کنید.

- برای کاهش فشار بر روی عروق خونی آنال و جلوگیری از هموروئید، به پهلو بخوابید و پاها را بالاتر از سطح بدن قرار دهید و ساعات متوالی نایستید.

- اگر دفع مدفوع سخت است از مقداری وازلین در محل آنوس استفاده کنید.

- از هیچ نوع کرم و دارو و ژل بدون مشورت پزشک استفاده نکنید. و برای تسکین درد از کیسه‌ی آب گرم استفاده کنید.

5- انقباض رحم

معمولا در شروع سه ماهه‌ی دوم، اولین انقباضات رحم را تجربه می‌کنید. در این زمان شکم سفت می‌شود و به شکل توپ بسکتبال درمی‌آید، این احساس می‌تواند آن‌قدر قوی باشد که شما را برای یک دقیقه از حرکت بازدارد. این انقباضات شبیه انقباضات زایمان است. و در مواردی می‌تواند نشانۀ زایمان زودرس باشد. بنابراین هرگونه درد و انقباض را به پزشک اطلاع دهید.

6- دیابت

اگر مبتلا به دیابت هستید یا اگر در کودک و نوجوانی دچار دیابت شده‌اید حاملگی شما یک حاملگی پرخطر خواهد بود. اگر دیابت در حین بارداری رخ دهد، پس از حاملگی مجددا بهبود خواهید یافت، اما در طول بارداری نیاز به مراقبت دارید زیرا دیابت برای جنین خطرناک است. اگر دارای دیابت مرزی هستید استرس حاملگی می‌تواند تعادل انسولین را به هم بزند و دیابت تا آخر عمر با شما بماند.

پس اگر: دارای سابقه‌ی دیابت در خانواده‌ی خود هستید، در طول حاملگی افزایش وزن بیش از حد دارید، سابقه‌ی دو مورد یا بیشتر سقط جنین یا زایمان کودک مرده دارید، سابقه‌ی زایمان کودکان با وزن خیلی بالا یا پایین دارید، دارای مسمومیت حاملگی یا پلی‌هیدروآمنیوز( وجود حجم زیاد مایع آمنیوتیک) در باردرای قبلی یا فعلی هستید، مستعد ابتلاء به دیابت بارداری هستید.

عوارض و درمان دیابت:انسولین درمانی درمان دیابت است.

عوارض دیابت در مادر: در زنان دیابتی عدم تحمل بدن به گلوکز ممکن است منجر به کاهش فعالیت جفت و کاهش میزان ترشح هورمون لاکتوژن توسط جفت شود ( این هورمون برای رشد جنین بسیار مهم است). تهوع و استفراغ اوائل بارداری می‌تواند در دیابتی‌ها منجر به اسیدوز شود( به هم خوردن تعادل اسید و باز خون و سقوط پ.هاش خون از حد نرمال)، از عوارض دیگر دیابت رتینوپاتی( تغییرات زیان‌آور در شبکیه‌ی چشم)،  نفروپاتی(تغییرات ‌زیان‌آور در کلیه)، نفریت( بیماری کلیه)، هیپوگلیسمی(قندخون پایین)، کتوزیس(پیدایش کتون در ادرار) و احتمالا عفونت شدید در دوره‌ی نفاس ( دوره‌ی بین زایمان و برگشت رحم به حالت اول).

عوارض دیابت در جنین: وزن بیش از حد کم یا زیاد، خطر مرده‌زایی، شش‌های نارس و مشکل تنفسی بعد از تولد.

توصیه‌هایی به مادران دیابتی:

*از پزشک باتجربه در طول بارداری کمک بگیرید.

*رژیم غذایی کم پروتئین و با کالری کافی داشته باشید.

*در طول روز استراحت بیشتر داشته باشید ولی انجام حرکات ورزشی را هم فراموش نکنید .

*آزمایش‌های لازم خون و ادرار را مرتب طبق دستور پزشک انجام دهید.

*اگر آزمایش‌ها نشان دادند که کودک از لحاظ اندازه زیاد بزرگ شده است یا جفت رو به فساد گذاشته با زایمان زودهنگام موافقت کنید. این کار با ایجاد درد مصنوعی یا عمل سزارین می‌تواند جان شما و کودک‌تان را نجات دهد.

7- اِدِم

تورم پاها بر اثر تجمع آب در بافت‌ها از شایع‌ترین عوارض بارداری است.

برای کاهش ادم می‌یند از جورابهای تنگ و چسبان استفاده کنید. هنگام استراحت به پهلوی چپ بخوابید و پاها را بالاتر از سطح بدن قرار دهید، به مدت طولانی یک‌جا نایستید یا ننشینید. کفش راحت بپوشید، آب زیاد بنوشید تا به کلیه‌ کمک کنید آب اضافی بدن‌تان را دفع کنند.

ادم دلیل موجهی برای حذف نمک نیست اما به هر حال از غذاهای پرنمک مثل غذاهای نمک‌سودشده و چیپس و ... بپرهیزید.

اگر ادم همراه با علائمی چون: افزایش ناگهانی وزن، تورم دست و صورت، سردرد، سرگیجه و دیدن نقاط سیاه در برابر چشم، تهوع واستفراغ ،و درد شکمی بودممکن است نشانه‌ی مسمومیت حاملگی باشد. اگر یک یا چند مورد از علائم فوق را همراه با ادم مشاهده کردید یا ادم بیش از بیست ساعت طول کشید فورا به پزشک اطلاع دهید.

8- خستگی

اکثر زنان باردار احساس می‌کنند بیش از معمول احساس خستگی می‌کنند؛ نوعی خستگی غیرقابل کنترل و شدید. برای رفع آن به فرمان طبیعت بدن‌تان گوش کنید و برای چند دقیقه استراحت کنید، این کار باعث بازگشت مجدد خون از ماهیچه‌ها و افزایش ذخیره‌ی خونی رحم می‌شود، بنابراین جنین اکسیژن و موادغذایی بیشتری دریافت می‌کند. در صورت امکان ساعات کاری‌تان را کم کنید یا بین ساعات کار از فرصت استفاده کنید و استراحت کوتاهی بکنید. گاهی خستگی به دلیل احتیاج بدن‌تان به مواد مغذی است که باید آن را رفع کنید.

9- فیبروئید

فیبروئید تومور ِ خوش‌خیمِ رحم است. این تومورها اغلب در زنان بالای سی سال دیده می‌شود و ممکن است مانع بروز حاملگی یا در صورت بارداری موجب سقط جنین یا زایمان زودرس می‌گردد. اما اغلب این زنان بارداری را بدون مشکل به پایان می‌برند. گاهی هورمون‌های حاملگی فیبروئید را تحریک می‌کند و منجر به بزرگ شدن آن و در نهایت فساد رحم و درد می‌شود که پزشک ممکن است دستور بستری یا در موارد نادری جراحی می‌دهد.

10- درد کشاله‌ی ران

این درد که ناشی از کشیده‌شدن لیگمان‌های گرد توسط رحم بزرگ و سنگین است، خصوصاً در سه‌ماهه‌ی سوم بارداری بسیار شایع است.

11- تغییرات موها

موها در دوران بارداری بیشتر چرب می‌شوند و ضخیم‌تر و بیشتر به نظر می‌رسند، چون هورمون‌های بارداری ریزش موها که به طور طبیعی اتفاق می‌افتد تا حدود چهارماه پس از زایمان به تاخیر  می‌اندازند.

 

12- سردرد و سرگیجه

سردرد یا سرگیجه ممکن است به علت خستگی به وجودآید. برای رفع آن استراحت کنید و در صورت لزوم از استامینوفن استفاده کنید، از آسپیرین هرز استفاده نکنید چون در ماه‌های اول مانع رشد جنین و در ماه‌ای آخر باعث بروز در زایمان زودرس می‌شود. سردرد و سرگیجه گاه به علت گرسنگی به وجود می‌آید. حالت ضعف و سر درد و سرگیجه‌های مکرر ممکن است نشان مسمومیت حاملگی باشد که باید با پزشک مشورت کرد.

13- سوزش سر دل

 احساس سوزش در منطقه‌ی سر دل، به دلیل بازگشت اسید معده است. فشار ناشی از رشد رحم و نیز برخی تغییرات هورمونی باعث بازگشت اسید معده به عقب می‌شود. تعداد وعده ها را بیشتر و حجم آن ها را کاهش دهید، غذا را خوب بجوید، لباس راحت بپوشید، هنگام خواب از دوبالش استفاده کنید و اگر این اقدامات موثر نبود از پزشک بخواهید داروی آنتی اسید با دوز مناسب برایتان تجویز کند.

14- تغییرات هورمونی

بدن زن باردار کارخانه‌ی هورمون سازی است، برخی هورمون‌ها را بدن مادر و برخی را بدن جنین یا جفت می‌سازد. از شروع بارداری تا زایمان حدود شش نوع هورمون پروتئینی تولید می‌شود. هر هورمون وظیفه‌ی ویژه‌ای دارد، وظایفی چون کمک به رشد و شکل‌گیری جنین، افزایش سوخت اکسیژن در بدن، بالا بردن دمای پایه‌ی بدن، تکرار دفع ادرار، ذخیره سازی چربی در بدن، کاهش سطح انرژی بدن، و کاهش حرکت روده‌ها.

15- سرویکس بی‌کفایت

یکی از کارهای سرویکس( گردن رحم) این است که ورودی کانال تولد را تا پیان حاملگی بسته نگه‌دارد. گاهی سرویکس قادر نیست در برابر فشار رحم بزرگ، بسته بماند و با دردی ناگهانی باز می‌شود. این اتفاق اغلب در ماه چهارم یا پنجم و گاه در سه ماهۀ دوم موجب سقط جنین می‌شود. در این خانم‌ها، بارداری را با بخیه زدن سرویکس و بستن آن تا انتهای حاملگی می‌توان به پایان برد.

16- بی‌خوابی

بی‌خوابی در سه‌ماهه‌ی سوم بارداری از ناراحتی‌های شایع است. بعضی توصیه‌ها برای بهبود آن عبارت اند از: نوشیدن یک لیوان شیر داغ پیش از خواب، انجام حرکات نرمشی پیش از خواب، کیسه‌ی آب ولرم یا ماساژ.

17- تغییرات کلیه

کلیه‌ها در بارداری بیش‌تر از پیش کار می‌کنند، چون مایع بیش‌تری از قبل را باید دفع کنند، زیرا هم حجم خون افزایش یافته و هم مواد زایدی که جنین تولید می‌کند باید دفع شود. نوشیدن آب فراوان کار کلیه را تسهیل می‌کند. زنانی که قبلا دچار بیماری‌های کلیوی بوده‌اند در بارداری بیش‌تر مستعد پیلونفریت( نوعی عفونت کلیوی) هستند.

18- دردهای ناگهانی پا ( کرامپ پا)

گاهی احساس می‌کنید ماهیچه‌های ساق پا به شدت سفت و دردناک شده‌اند، در  این حال می‌توانید از کشش، ماساژ، کیسه‌ی آب گرم یا کمپرس حوله‌ی ولرم استفاده کنید. اگرکرامپ پا به دلیل وجود لخته‌ی خونی در رگ پا (ترومبوفلبیت) باشد احتیاج به مراقبت‌های پزشکی دارد. یکی از شایع‌ترین دلایل بروز کرامپ پا عدم تعادل فسفر-کلسیم است و نشان می‌دهد به اندازه‌ی کافی شیر یا سایر منابع کلسیم مصرف نمی‌کنید، بعضی از آن‌ها عبارت اند از: ماست، پنیر، کنسرو ماهی قزل‌آلا یا ساردین با استخوان، بروکلی، کلم پیچ، گل کلم، شلغم.

19- تغییرات کبد

با افزایش ترشح استروژن معمولا کف دست زنان باردار قرمز شده و علامت‌های عنکبوتی مانند بر روی پوست ظاهر می‌شود که در خانم‌های باردار بر خلاف افراد دیگر کاملاً طبیعی است.

20- مشکلات تنفسی

هم‌زمان با رشد جنین، حجم رحم افزایش می‌یابد و در قسمت فوقانی به ریه‌ها فشار می‌آورد، این مساله باعث می‌شود که تنفس راحت انجام نشود، علاوه بر این کوتاه بودن تنفس به علت کمبود اکسیژن است زیرا در بارداری مصرف اکسیژن بدن بالا می‌رود. اما در چند هفته‌ی پیش از تولد اغلب کودک به طرف پایین لگن می‌رود و فشار از روی ریه‌ها برداشته می‌شود و تنفس راحت‌تر میشود.

21- سقط جنین

آن‌چه به عنوان سقط جنین  شناخته می‌شود سقطی است که پس از تشخیص حاملگی رخ می‌دهد. تقریبا نیمی از سقط جنین‌ها به دلیل غیرطبیعی بودن رویان( جنینی که تازه تشکیل شده) رخ می دهد، این راهی برای جلوگیری ازتولد نوزاد ناقص‌الخلقه است.

برخی عوامل سقط جنین عبارت اند از:

1- نقص ارثی: عدم تعادل هورموین، بیماری‌های مقاربتی قابل انتقال، بیماری‌های سیستمیک، نقص دیواره‌ی رحم فیبروئید، زخم و چسبندگی رحم که برای هر یک روش‌های خاص تشخیصی و درمانی از قبیل دارو یا جراحی وجود دارد.

2- سن بالای مادر

3- سرویکس بی‌کفایت

4- استعمال سیگار

علائم هشداردهندۀ سقط: خونریزی واژینال و دردهای کرامپی شکم

22- عدم تحمل در منطقه‌ی لگن

در برخی زنان، بزرگ شدن شکم و رحم فشار زیادی بر روی ماهیچه‌های لگن اعمال می‌کند، فشار زایمان نیز می‌تواند موجب ضعیف‌شدن لیگمان‌ها و ماهیچه‌های نگه‌دارنده‌ی ساختمان لگن شود، بنابراین گاهی لگن پایین‌ افتاده یا کمی از محل اصلی جابجا می‌شود. سن بالا، توارث، استعمال سیگار، و بیماری ‌‌هایی نظیر آسم و دیابت می‌تواند زنان را مستعد این مشکل سازد.

ضعف عضلات لگن می‌تواند سبب چند مشکل شود:

- سیستوسِل: نزول مثانه

- یورِتروسل: لغزش کانالی که از مثانه به خارج بدن منتهی می‌شود

- پرولاپس رحم: نزول رحم از میان راه واژن، که گاه حتی تا نقطه‌ی سرویکس(گردن رحم) و یا خارج منطقه‌ی رحم نیز پایین آمده و در خارج از واژن نیز احساس می‌شود.

- اِنتروسل: نوعی فتق

- رکتوسل: نزول رکتوم(انتهای روده‌ی بزرگ)

علائم شایع: احساس سنگینی در منطقه‌ی لگن، فشار روی مثانه یا روده و بیرون افتاده‌گی دیوارۀ واژینال، خروج بی‌اختیار ادرار در اثر فعالیت‌هایی که فشار شکمی را افزایش می‌دهند نظیر کشیده‌گی، سرفه‌کردن، بلند کردن اشیاء و خنده.

23- نوسانات خلق و خوی

به علت تغییرات هورمونی زنان باردار حساس‌تر وتحریک‌پذیرتر می‌شوند، و شادی و غم و افسردگی را با شدتی بیش از معمول احساس می‌کنند.

24- جنین‌های چندقلو

وجود سابقه‌ی خانوادگی دوقلوزایی در خانواده‌ی زن یا مرد، استفاده از داروهای نازایی، استفاده از روش‌های باروری آزمایشگاهی احتمال شکل گیری جنین دو یا چندقلو را افزایش می‌دهد.

25- ناخن‌ها

گردش خون با اکسیژن غنی و مصرف کافی کلسیم در دوران بارداری منجر به رشد سریع‌تر ناخن‌ها می‌شود. ناخن‌های خشک و شکننده می‌تواند نشانۀ کمبود کلسیم باشد.

26- تهوع و استفراغ

تهوع اغلب جزء علائم ابتدایی حاملگی است، برخی افراد در صبح و برخی عصر یا شب هنگام آن را تجربه می‌کنند، در برخی تنها تا پایان سه ماهه‌‌ی اول و در برخی در طول ماه‌های بعد نیز دیده می‌شود.

 به خاطر داشته باشید که هرگز از داروهای ضدتهوع در بارداری استفاده نکنید. می‌توانید قبل از بلند شدن از رختخواب کمی بیسکوییت شور بخورید. وعده‌های غذا را مختصرتر کنید و دفعات آن را افزایش دهید. از مواد و غذاهایی که منجر به تهوع می‌شوند پرهیز کنید.

اگر اغلب دچار تهوع هستید به پزشک اطلاع دهید چون اگر مواد کافی به بدن شما نرسد باید از راه تزریق وریدی و دارو مواد لازم بدن تامین شود. آب زیاد بنوشید تا آبی که از طریق استفراغ از دست می‌دهدید جبران شود.

27- خون دماغ و احتقان

خون دماغ گاهی در طول بارداری رخ می‌دهد، سر خود را به جلو خم کنید و بینی را از هر دو طرف 3-5 دقیقه به نرمی فشار دهید تا خونریزی متوقف شود.

هورمون‌های حاملگی همچنین ساختمان خارجی بینی را می‌توانند نرم و متورم کنند، احتقان و ترشح نیز شایع است، برای رفع آن از بخور و مرطوب نگه‌داشتن هوای خانه استفاده کنید.

28- مشکلات جفت

جفت رابط مادر و جنین است و بدون آن حاملگی ناممکن است. جداشدن جفت از دیواره‌ی رحم، کندی رشد جفت نسبت به رشد جنین، عفونت جفت، و قرار گرفتن جفت در پایین رحم نیمه مسدود یا مسدود کردن کانال زایمان از مشکلات جفت می‌باشد.

29- زایمان دیرتر از موعد

زمان زایمان را تنها می‌توان تخمین زد، زایمان دو هفته پیش یا بعد از موعد مقرر طبیعی است. مساله‌ی اساسی جفت است، چون جفت پس از نه ماه شروع به تخریب خود می‌کند، به هر حال تشخیص با پزشک خواهد بود که چه موقع درد زایمان را مصنوعاً ایجاد کند.

 

30- پاره شدن قبل از موعد کیسه‌ی آب

کیسه‌ی مایع آمنیوتیک اغلب در طول درد زایمان پاره می‌شود اما گاه ترشح کمی از این مایع هنگام شروع اولین درها آغاز میشود. اگر پاره‌گی کیسه‌ی آمنیوتیک در نزدیکی تاریخ زایمان باشد و شش‌های جنین کامل هستند بهتر است ظرف 24 ساعت زایمان انجام شود، اما اگر شش‌ها نارس باشند، مراقبت‌های ویژه، منع رابطه‌ی جنسی و معاینات واژینال و شمارش منظم گلبول‌های سفیدخون و کشت مایع آمنیوتیک لازم است.

31- زایمان زودرس

استفاده از داروهای خاصی و نیز استراحت مطلق در بستر می‌تواند درد زایمان زودرس را متوقف کند. هرگونه انقباض را به پزشک اطلاع دهید. هر چند متخصص کودکان می‌تواند جنین هفت ماهه را نیز زنده نگه‌دارد اما زایمان زودهنگام به سود جنین نخواهد بود.

32- ناسازگاری ار- هاش

عامل اِرهاش یکی از اجزاء تشکیل دهنده‌ی خون در بسیاری از افراد است و برخی نیز فاقد آن هستند. داشتن یا نداشتن ارهاش اثری بر سلامت افراد ندارد. مشکل زمانی بروز میکند که شما ارهاش منفی باشید و جنین دارای ارهاش مثبت باشد( از پدر به ارث برده باشد)، بدن مادر ارهاش جنین را به عنوان یک ماده‌ی خارجی فرض کرده و آنتی بادی‌های تولید شده در بدن مادر علیه ارهاش، از طریق جفت وارد خون جنین می‌شود و گلبول‌های قرمز او را تخریب می‌کنند.

معمولا زن ارهاش منفی در اولین بارداری دچار مشکلی نمیشود اما در هنگام زایمان مقداری از خون جنین وارد خون مادر می‌شود و بدن مادر آنتی بادی می‌سازد، سپس در حاملگی‌های بعدی نیز آنتی بادی علیه خون جنین ساخته می‌شود و در نتیجه کودک را دچار کم خونی شدید و  حتی مرگ می‌کند. برای درمان، با تزریق داروی خاصی در دوره‌ی بارداری و 72 ساعت پس از تولد کودک با ارهاش مثبت، گلبول‌های قرمز باقیمانده از جنین در بدن مادر را نابود می‌کنند و مادر دیگر آنتی بادی علیه ارهاش نخواهد ساخت. برای تشخیص وجود و کمیت آنتی بادی در خلال حاملگی و انتقال خون به جنین یا نوزاد نیز روش‌های دیگری وجود دارد.

33- سرخجه

پیش از حاملگی از مصونیت خود در قبال سرخجه از طریق آزمایش خون اطمینان حاصل کنید. اگر مصون نیستید سه ماه قبل از بارداری واکسن سرخجه را دریافت کنید. و اگر علیرغم عدم مصونیت باردار شده‌اید توجه کنید که در معرض ابتلا به این بیماری قرار نگیرید چون باعث نقص‌های مادرزادی در جنین می‌شود.

34- افزایش بزاق دهان

در طی بارداری ترشح بزاق افزایش می‌یابد که گاه باعث تهوع نیز می‌شود.

35- درهای سیاتیک

این درد که به شکل تیز و شدید از پایین باسن شروع و به سمت پاها کشیده می‌شود، به دلیل فشار رحم بر روی عصب سیاتیک است. با تغییر متناوب وضعیت نشستن خود و استفاده از کیسه‌ی آب گرم( نه داغ) آن را بهبود بخشید. به پزشک اطلاع دهید تا مطمئن شوید این دردها بر اثر بیماری دیسک نیست.

 

36- بیماری‌‌های مقاربتی قابل انتقال

بیماری‌هایی نظیر ایدز، سوزاک، سیفلیس و ... از این دست هستند. عامل برخی از این بیماری‌‌ها بدون هیچ گونه علائم ظاهری مدت‌ها در بدن می‌مانند، بدون آن که ناقل از وجود آن‌ها اطلاع داشته باشد. بنابراین اگر می‌دانید که خود یا همسرتان حتی سال‌ها قبل در معرض این بیماری بوده‌اید به پزشک اطلاع دهید و آزمایش‌های لازم تشخیصی را انجام دهید، زیرا برخی از این بیماری‌ها برای جنین بسیار خطرناک هستند.

37- تغییرات پوست

در حاملگی گاه با پوست چرب یا خشکی بیش از حد، لک یا جوش ممکن است مواجه شوید. این آثار پس از بارداری از بین می‌رود، برای بهبود از صابون نرم، بخور  و کرم های نرم کننده استفاده کنید.

38- تغییرات دندان‌ها و لثه‌ها

اگر روزانه 3-4 لیوان شیر بنوشید کلسیم کافی دریافت کرده‌اید و دندان‌های شما سالم و محکم باقی خواهد ماند.تورم بافت‌ها در حاملگی ممکن است روی لثه‌ها نیز اثر کند و منجر به حساس شدن و خونریزی آن‌‌ها شود. روزی دوبار مسواک بزنید و یک بار نیز به دندان‌پزشک مراجعه کنید که اگر دندان‌های‌تان پوسیدگی دارد آن را درمان کند که منجر به انتشار عفونت خطرناک برای جنین نشود.

39- توکسوپلاسموزیس

اگر در خانه گربه نگهداری می‌کنید در طول بارداری از آن دوری کنید، میکروب‌هایی که در مدفوع گربه وجود دارد ( و نیز در گوشت خام خوب پخته نشده) گرچه در بزرگسالان عوارض خفیفی دارد اما در جنین منجر به نقص های مادرزادی و مرگ شود.

40- کنترل ادرار

تکرر ادرار به علت هورمون‌های حاملگی و افزایش حجم خون و پس از رشد جنین در اثر وزن رحم و فشار بر مثانه رخ می‌دهد. اگر هنگام دفع ادرار با ادرار خون‌آلود یا درد مواجه شدید به پزشک اطلاع دهید چون ممکن است نشانه‌ی عفونت مثانه باشد.

دفع بی اختیار ادرار را نیز می‌توان باتمرینات خاصی نظیر تمرین کِگِل بهبود بخشید (تمرین کِگِل: هنگام دفع ادرار، ماهیچه‌ی مثانه را منقبض کنید تا ریزش ادرار متوقف شود، سپس اجازه دهید ادرار خارج شود. این تمرین را مرتب انجام دهید، این کار به تقویت عضلات واژن نیز کمک می‌کند)

41- ضعف رحم:

این ناراحتی به معنای عدم انقباض رحم پس از ازیمان است که موجب خونریزی پس از ازیمان می‌شود و با دارو قابل درمان است.

42- عفونت و ترشح واژینال:

ترشح واژینال در زمان بارداری افزایش می‌یابد، ترشح موکوسی شکل هیچ مشکلی ندارد اما اگر داری بوی نامطبوع یاهمراه با سوزش و خازش و قرمزی وتورم و یا به صورت ترشح چرک‌آلود، کف مانند و زردرنگ یا سفید و پنیری شکل باشد باید به پزشک اطلاع دهید تا درمان مناسب پیشنهاد کند.

43- واریس

این بیماری در صورتی بروز می‌کند که دریچه‌های وریدهای پا خوب عمل نکند و به خون اجازه دهد تا به سمت عقب جریان یابد. به دلیل تجمع خون، مناطق آبی رنگی روی پا به وجود می‌آید که واریس نام دارد. واریس می‌تواند منجر به لخته شدن خون در رگ‌ها شود که بسیار خطرناک است. هرگاه واریس به رنگ قرمز درآمد ، سفت یا زخم شد، به پزشک اطلاع دهید.

برای تسکین دردهای واریس از جوراب واریس ( که تا بالای زانو نباشد) استفاده کنید.  برای مدت طولانی نایستید یا ننشینید تا خون در قسمت پایین تجمع نکند، در طول روز گاه پاها را بالاتر از سطح بدن قرار دهید.

 

سه - کدام علائم را در دوران بارداري نبايد سرسري گرفت

از كجا بدانيد كه آن درد ناگهاني طبيعي است يا به شما اجازه مي‌دهد ساعت دو صبح به پزشك يا ماما تلفن بزنید؟ در این جا علائمی را مرور می‌کنیم که باید زنگ خطر را برایتان به صدا در آورند. ولی حتی اگر ناراحتی خود را در این فهرست نمی‌بینید بهتر است حتی به قیمت اشتباه کردن جانب احتیاط را نگه دارید و تلفن کذایی را بزنید تا این که ساعت ها عذاب بکشید و از خود بپرسید که آیا کشیدگی رباط پیدا کرده اید یا دردتان پیش از موقع شروع شده است؟

دقت کنید که بسته به وضعیت خاص شما یا شرح حال بهداشتیتان و این که چه مدت از بارداری شما می گذرد ممکن است فوریت بعضی از این علائم در مورد شما بیشتر یا کمتر باشد. پزشک شما باید در مقاطع مختلف بارداریتان به شما گوشزد کند که کدام نشانه ها تلفن اضطراری را ایجاب می کند.

  • درد شدید یا بی‌وقفه در ناحیه شکم
  • خونریزی یا لکه‌بینی واژنی
  • چكه مایع یا تغییر ترشح واژنی – یعنی در صورتی که آبکی، مخاطی یا خون آلود باشد
  • فشار در ناحیه لگن خاصره یا درد کمر یا گرفتگی عضلات قبل از پایان هفته سی و هفتم بارداری
  • دردناک بودن یا سوزش ادرار
  • کم شدن یا قطع ادرار
  • استفراغ شدید یا پیوسته یا هرگونه استفراغی که توأم با درد یا تب باشد
  • لرز یا تب از 38 درجه سانتیگراد به بالا
  • خارش بی وقفه در سرتاسر بدن به خصوص اگر توأم با زردی، ادرار تیره رنگ و مدفوع کمرنگ باشد
  • اختلال در بینایی، نظیر دوبینی، لکه بینی، تاربینی، دیدن لکه ها یا نورهای چشمک‌زن
  • سردرد شدید که بیش از دو سه ساعت دوام آورد
  • ورم یا پف کردگی (ادم نیز خوانده می شود) دست‌ها، صورت و دور چشم یا اضافه وزن ناگهانی و محسوس در حدود یک کیلوگرم یا بیشتر که به خوردن مربوط نباشد
  • گرفتگی بی‌وقفه و شدید ساق پا یا عضله پشت پا که وقتی مچ پا را خم کنید و انگشتان پا را به سمت بینی خود بگیرید برطرف نشود
  • کم شدن حرکت جنین (قاعده کلی این است که اگر در 26 هفتگی یا بعد از آن در هر دو ساعت کمتر از ده حرکت حس کردید فوراً با پزشک خود تماس بگیرید.)
  • وارد آمدن ضربه به شکم
  • ضعف کردن یا سرگیجه همراه یا بدون تپش قلب
  • هر مشکل جسمانی که به خاطر آن معمولاً به پزشک مراجعه می‌کنید حتی اگر به بارداری مربوط نباشد (نظیر سرماخوردگیی که به جای آن که بهتر شود بدتر می شود). فقط کمی زودتر از حد معمول زنگ بزنید.

 

اگر مطمئن نیستید که علامتی جدی است، اگر حالتان مثل همیشه نیست یا اگر دلواپسید به غریزه خود اطمینان کنید و با مراقب بهداشتی خود تماس بگیرید. اگر مشکلی در بین باشد، فوراً به شما کمک می کنند. اگر مسئله مهمی نباشد، خیالتان راحت می شود. پزشکتان انتظار چنین تلفن هایی را دارد. بدنتان چنان به سرعت در حال تغییر است که مشکل بتوان دانست آن چه دستخوشش می‌شوید «طبیعی» است یا خیر. خدمتی به خود و کودکتان کنید و متخصص امر را در جریان حال خود بگذارید.

 

 

چهار –تغييرات پستانها در دوران حاملگي

چرا پستانها اين قدر درد مي كنند؟

نرمي پستانها يكي از علائم اوليه بارداري است كه معمولا بعد از چهار تا شش هفته شروع شده و تا آخر مرحله اول ادامه دارد. پستانهاي شما ممكن است بزرگتر شود كمي دردناك و حساسيت بالايي نسبت به لمس كردن در هفته هاي اوليه داشته باشد. این بدليل افزايش در توليد هورمونهاي استروژن و پروستروژن. (نرم شدن سينه ها همانند نرم شدن بيش از حد پستانهاي شما قبل از دوران قاعدگي مي باشد) و اين احساس بدليل جريان خون بالا در ان عضوهاست.

چه تغييرات ديگري را بايد انتظار داشت؟

بعد از 8 ماه پستانها بزرگتر مي شود و اين افزايش در مدت حاملگي ادامه مي يابد. اين امر ممكن است

ايجاد خارش در پستانهاي شما بكند و ممكن است باعث تركيدگي پوست شود. اما نگران نباشيد كه پستانهاي شما زياد رشد نمي كند اين نيز عادي است و به اين معنا نيست شما براي شير دهي مشكل داريد. حتي ممكن است شما رگها را زير پوست پستان خود ببينيد و احساس كنيد كه نوك پستان شما بزرگتر و تيره تر مي شود. بعد از چند ماه حاشيه دور نوك پستان بزرگتر و تيره تر مي شود. شما ممكن است بر امدگيهاي كوچكي را در آن ناحيه ببينيد كه بدليل وجود نوعي روغن كه توسط غده ايي به نام مونتگومري، تيوبرسيليس ترشح مي شود و رفته رفته اين برآمدگي بزرگتر مي شود. اين تغييرات در پستان شما براي مراقبت از كودك است.

آيا مي توان درصدد كاهش درد كاري انجام داد؟

بهترين كاري كه مي توان انجام داد تهيه كردن كرست خوب است. در جهت خريد پوشاك خوب بايد وقت لازم و كافي را گذاشته و به فروشگاههاي معتبر مراجعه كرد. شما ممكن است با كرستهاي فنر دار مشكل داشته باشيد. كرستهاي نخي راحتتر مي باشد و تنفس را براي شما آسانتر مي كند. سعي كنيد جنس كرستهايتان توري نباشد كه نوك پستانهايتان را اذيت نكند.براي ساپورت بهتر در روز مي توانيد از كرستهاي دوران حاملگي استفاده كنيد. و در دوره سوم حاملگی  ممكن است از كرستهاي شيردهي استفاده كنيد زيرا در آينده ي نه چندان دور شما بايستي از آن استفاده كنيد.

براي شب از كرستهاي خواب حاملگي استفاده كنيد كه نرم، آزاد و نخي هستند و در تمام مغازه هاي لباسهاي مادرانه در دسترس است. زیرا دارای اهميت زيادي است كه شما از يك كرست اندازه، براي تمرين كردن استفاده كنيد زیرا پستانهاي شما سنگين تر است و كرستي كه براي اين منظور  تهيه شده است، ناراحتيهاي شما را کاهش میدهد.

در هنگام خريداري كرست سايز آن را بزرگتر بگيريد كه جاي رشد داشته باشد .
بهتر است قبل از زايمان كرست شيردهي بخريد.

 

ادامه دارد.......

  
نویسنده : والدین ایرانی ; ساعت ۱٠:٢٦ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ٩ تیر ،۱۳۸۳

تحقیق خردادماه 83- مراقبتهاي دوران بارداري و نقش پدر در این دوران(مقدمه)

 پژوهش خردادماه این گروه را با عنوان مراقبتهاي دوران بارداري و نقش پدر در دوران بارداری در سه بخش به شرح زیر ملاحظه خواهید نمود.

 

بخش اول - مراقبتهای دوران بارداري

یک - بهداشت باروري

دو - عوارض احتمالي بارداري
سه – کدام علائم را در دوران بارداري نبايد سرسري گرفت.
چهار –تغييرات پستانها در دوران بارداری

پنج - تغذيه دوران بارداری

شش - اضافه وزن دوران بارداري
هفت – مراقبت ازپوست در دوران بارداري

هشت - بارداري و بهترين احساسات

نه - راههاي سورپريز کننده ي زيبايي در دوران بارداري

ده - آنچه هر زن باردار بايد بداند
یازده - هنگام زايمان اضطراري چه بايد کرد؟
دوازده - زايمان طبيعي يا سزارين
سیزده – بارداری ناخواسته

 

بخش دوم - نقش پدر در دوران بارداري
پدری کردن نسبت به کودک قبل از تولد یک -
دو - شما در دوران بارداری همسرتان احساسات مختلفی را تجربه میکنید
 سه - هشت راه براي پدر بهتري بودن
چهار - چند موضوع هراس آوربراي نو پدرها
پنج - چندنکته براي نوپدرها

 

بخش سوم – بخش تجربی تحقیق

سخنان تني چند از مادران گروه

 


منابع بخش اول:

یک - بهداشت باروري

برگرفته از بولتن مراکز بهداشتي درماني

دو - عوارض احتمالي بارداري
در ابتداي مقاله موجوده
سه - کدام علائم را در دوران بارداري نبايد سرسري گرفت
در ابتداي مقاله موجوه
چهار - تغييرات پستانها در دوران حاملگي
http://www.babycenter.com/pregnancy/pregnancybeauty/index
پنج - تغذيه دوران بارداری
http://www.mortezavy.com/no1/Mothers_Befor.htm

شش - اضافه وزن دوران بارداري
 نويسنده مقاله اضافه وزن در دوران بارداري خانم مريل كيپ- مترجم خانم سلما درباني
هفت - مراقبت ازپوست در دوران بارداري
هشت - بارداري و بهترين احساسات
looking and feeling great during pregnancy

نه - راههاي سورپريز کننده ي زيبايي در دوران بارداري؟
ده - آنچه هر زن باردار بايد بداند
http://www.zanan.co.ir/life/000301.html

یازده - هنگام زايمان اضطراري چه بايد کرد؟

كتاب راهنماييهاي پزشك براي دوران بارداري
نويسنده: پروفسور ويليام برچ
ترجمه: سعيد سعيديان
موسسه نشر جهان دانش

دوازده - زايمان طبيعي يا سزارين
فرار از درد و نشستن بر كشتي ترديد - آزاده محمد حسين

سیزده - بارداري ناخواسته
http://medical.persianblog.ir/1381_6_medical_archive.html


منابع بخش دوم
یک - پدری کردن نسبت به کودک قبل از تولد و
  شما در دوران بارداری همسرتان احساسات مختلفی را تجربه میکنید
منبع:نقش پدر در مراقبت و تربیت کودک
دکتر ویلیام سیرز

 

گردآورندگان: ندا-عسل صبا-الهام-شهرزاد-آزيتا

ناظر تحقیق : مهناز

 

  
نویسنده : والدین ایرانی ; ساعت ٥:٤٤ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۸ تیر ،۱۳۸۳

نگرشی بر مقوله ترس در کودکان

 

موضوع پژوهش : ترس در کودکان
تاریخ پژوهش : اردیبهشت ماه 1383
اعضاء تیم پژوهش : شیدا – لیا


منابع :
كتاب‌هاي:
چگونه با کودکم رفتار کنم
نویسنده : دکتر گاربر
مترجمین : دکتر شاهین خزعلی ، دکتر احمد شریف تبریزی ، دکتر هومن حسینی نیک ( زیر نظر دکتر محمد ولی سهامی)
انتشارات مروارید- سال 1381


تغديه و تربيت کودک
تاليف : بنيامين اسپاک
ترجمه: دکتر مصطفي مدني
انتشارات زوار
چاپ نهم زمستان ۷۸


سایت های اینترنتی :

http://www.klasse.be
http://www.opvoedadvies.nl   by: Drs. T de Vos van der Hoeven
http://www.vtvt.essortment.com/fearpsychology_rckv.htm
 نوشته:ادگار سامار. تاريخ نگارش:2002
 www.bhg.comhttp://
     http://www.lhj.com/lhj/story.jhtml?storyid=/templatedata/bhg/story/data/10013.xml
http://www.health.state.ok.us/program/mchecd/fears.html


 

 پیشگفتار

ترس مفيد است. ترس از ما محافظت مي‌کند.   وقتي شيري را مي‌بينيم ، نياز به فکر کردن نداريم. وقتي از يک خيابان شلوغ عبور مي‌کنيم، خوب است که کمي بترسيم. اين نوع ترس‌ها براي ادامه زندگي و حفظ حيات ما لازم است. اما برخي از ترس‌ها را ياد مي‌گيريم. مثل ترس از عنکبوت. آن موجود کوچک پشمالو در گوشه اتاق هيچ خطري براي ما ندارد، اما بسیاری از افراد به محض ديدن او جيغ مي‌کشند.


 بعضي از روانشناسان معتقدند كه اكثر ترسها در انسان به خاطر تجربه هايي است كه در سه سال اول زندگي كسب ميشوند. اما در بررسيهاي جديد روانشناسي   ثابت شده است كه در دوران كودكي اكثر ترسها در كودكان مشترك است. در واقع بعضي ترسها در اثر غريزه طبيعي و براي محافظت از خود در كودكان به وجود مي‌آيد، البته به غير از فوبيا كه مبحث كاملاً جدايي در علم روانشناسي است.


بعضي ترس‌ها با بزرگ شدن و مستقل شدن كودك رشد مي‌كنند. مثلاً وقتي كه كودك به راه مي‌افتد و مي‌فهمد كه مي‌تواند مادرش را ترك كند، در عين حال مي‌فهمد كه مامان هم مي‌تواند او را ترك كند. كودكان در سنين پايين ممكن است از هر چيزي وحشت كنند: تاريكي، باد و يا حتي عروسك محبوبشان ممكن است باعث ترس در آنها بشوند. ممكن است اتفاقي ترسناك براي كودك بيافتد و او بعد از  چند روز و يا چند هفته وحشت‌زده بشود. هر چقدر هم كه كودك شما وحشت‌زده باشد ترس در كودكان چيزي نيست كه شما از آن احساس نگراني بكنيد. اين‌ها احساسات طبيعي هستند كه به كودك كمك مي‌كنند تا بفهمد دنياي اطراف او به چه صورت است.
 

بيشتر ترس‌ها را مي‌شود تحت کنترل درآورد يا بر آن غلبه کرد. کنار آمدن با ترس‌ها بخشي از رشد را تشکيل مي‌دهند. ترس وقتي به مشکل تبديل مي‌شود که فعاليت‌هاي زندگي را مختل کند . در اين صورت خبر از وجود مشکلات ديگري مي‌دهد.

هر بچه‌اي فازهاي گوناگون ترس را پشت سر مي‌گذارد. يک نوزاد شروع به شناخت دنياي اطرافش مي‌کند و از هر چيزي که نمي شناسد، مي ترسد. مثلاً از قيافه‌هاي ناآشنا. وقتي نیروی تخيل و فانتزي کودک رشد  مي‌کند ، همه جا غول و روح  مي‌بيند در حالی که  يک نوجوان از اینکه ديگران درباره او و تغييرات بدنيش چگونه فکر مي‌کنند می ترسد. ترسیدن  کودک سه ساله از  غول طبیعی است ولي بچه دوازده ساله‌اي که جرات نمي‌کند بخوابد حتماً مشکلي دارد. شايع‌ترين انواع ترس‌ها در سنين مختلف كودكان عبارتند از:

شش ماهگي: ترس از غريبه‌ها.
هشت ماهگي: جدا شدن از والدين، افتادن.
يك سالگي: جدا شدن از والدين، صدا، حيوانات، حمام كردن، دكتر.
دو سالگي: جدا شدن از والدين، آموزش توالت رفتن، حمام كردن، شب هنگام خواب، دكتر.
سه سالگي : از دست دادن والدين، آموزش توالت رفتن، شب خوابيدن، روح و ديو، هر كسي كه از نظر ظاهري با اعضاي خانواده تفاوت داشته باشد مانند : اشخاص ناتوان و معلول، ريشوها، كساني كه رنگ پوستشان متفاوت است و غيره.
چهار سالگي: صدا، حيوانات، شب هنگام خواب، روح و ديو، كسي كه از نظر ظاهري با اعضاي خانواده تفاوت دارد، از دست دادن والدين، مرگ، طلاق.
پنج سالگي: صدا، حيوانات، روح و ديو، گم شدن، رفتن به مهد كودك، از دست دادن والدين، مرگ، صدمه جسماني، طلاق.

از جمله ترس‌هاي مهم در رابطه با والدين، ترس از جدايي است كه مي‌بينيم از هشت ماهگي تا سه سالگي از ترس‌هاي شايع به شمار مي‌رود. کودک نمي خواهد از شبکه امن والدينش جدا شود. او مي ترسد و نامطمئن است و به جستجوی راه‌هاي مختلف براي گريز از رفتن به تختخواب و مدرسه مي پردازد. زيرا مطمئن نیست که وقتي از خواب بيدار مي شود يا از مدرسه باز مي‌گردد والدينش را ببيند. از آن جائی که شما نمي‌توانيد هميشه در کنار او باشيد بنابراین کودک بايد بر اين ترس غلبه کند تا بتواند از زندگي طبيعي برخوردار باشد.

 

 شبکه امن

 فرزندتان از تاريکي، بيمارستان، جدايي، تصاوير تلويزيون و ... مي‌ترسد. شما نمي‌توانيد ازپيدايش اين ترسها جلوگيري کنيد. اما مي‌توانيد به کودک خود کمک کنيد.چنانچه کودکی بتواند درباره ترس خود صحبت کند، احساس بهتري خواهد داشت. جدی گرفتن کودک از سوی والدین ، صحبت کردن و گوش دادن به حرفهای او کمک بزرگي است. بعضي از ترس‌ها براي بزرگسالان خنده آورند ولي براي بچه‌ها این گونه نيستند. اين نكته مهمي است كه به كودك خود بگوييد كه او رادرك مي‌كنيد، به آنها بگوئید كه شما هم وقتي كوچك بوديد از چيزهاي مشابهي مي‌ترسيديد. گفتگو و صحبت در مورد ترس‌هاي كودكيتان به فرزندتان مي‌فهماند كه ترس و وحشت او مسئله بزرگي نيست. به علاوه توضيح شما  به كودك كمك مي‌كند كه احساس خود را در مورد ترسش بيان كند. به ياد داشته باشيد كه هر چه كودك بيشتر در مورد احساسات خود صحبت كند به همان نسبت از اهميت مسئله ترس کاسته خواهد شد. با ایجاد يک شبکه امن ، کودک مي‌آموزد که بر ترس خود غلبه کند. کودکي که ترسيده است در جستجوي افراد قوي و آرامی است که به او احساس امنيت ببخشند و خود نترسند. بنابراين قوي بودن شما کمک بزرگي به فرزندتان است.

 

 ترس نوزادان

ترس يا واكنش‌هاي غريزي در نوزادان به دو دسته كلي تقسيم مي‌شود:
الف - رفلكس يا واكنش از جا پريدن : هنگامي رخ میدهد كه نوزاد از شنيدن صداهاي ناگهاني و بلند به شدت از جا مي‌پرد يا بر اثر احساس سقوط كردن به نفس نفس مي‌افتد.
ب -  واكنش اجتنابي : هنگامي كه نوزاد بر اثر درد خود را به عقب مي‌كشد يا بي‌اختيار از جسم دردناكي  مانند شيء داغ دوري مي‌كند.

 

 غریبی کردن نوزادان

غريبي كردن هم نوعي از ترس است كه به مرور كه نوزاد بزرگ‌تر مي‌شود ممكن است در او بروز كند. براي نوزاد تازه متولد شده، اغلب غريبه ها جالب توجه هستند. هر صورتي براي او جالب است. چون هر صورت به معناي يک ارتباط است. به محض ديدن يک صورت، نوزاد شروع به خنده و نگاه کردن مي‌کند. اما به مرور، با ديدن صورت بيگانه ، نوزاد کمتر نگاه مي‌کند و مي‌خندد. او بين افراد آشنا و غريبه تفاوت قائل مي‌شود و به جستجوي والدينش مي‌پردازد. در حدود هشت، نه ماهگي، بيشتر کودکان دچار ترس از بيگانگان مي‌شوند. اما همه کودکان به اين ترس دچار نمي‌شوند و در هر موقعيتي هم اين ترس بروز نمي‌کند.


 عوامل زير در ايجاد حالت غریبی کردن نوزادان دخالت دارند:
 
1- زمينه ايجاد ترس : زمينه ايجاد ترس مهمترین عامل غریبی کردن است. در يک محيط آشنا مثل خانه‏، کودک کمتر از غريبه‌ها مي‌ترسد تا در يک محيط ناآشنا. هم‌چنين حضور مادر اهميت ويژه‌اي دارد. و از آن مهم‌تر واکنش مادر است. کودکي که مادرش او را به خنديدن تشويق مي‌کند کمتر از کودکي که مادرش ارتباطي با او برقرار نمي‌کند يا نامطمئن نگاهش مي‌کند ، مي‌ترسد. وقتي مادري انتظار دارد كودكش از غريبه ها بترسد، امکان اين که کودک بترسد خيلي زياد است. حتي زماني که کودک با فرد غريبه ارتباط برقرار کرده است، همچنان مادرش را تحت نظر دارد و به واکنشهاي او توجه مي‌کند.


 2- کنترل : از يک‌سالگي به بعد ، کودک تا حدودي بر موقعيت‌ها کنترل دارد. چنانچه فردِ غريبه به یکباره به کودک نزديک نشود و به  وی زمان دهد تا ابتدا با موقعيت آشنا شود و اولين قدم در برقراری ارتباط از جانب کودک باشد امکان غریبی کردن کودک کمتر خواهد شد. معمولاً افراد با ديدن نوزاد نزديک او مي‌روند و  او را در آغوش مي‌گيرند يا نوازش مي‌کنند و این دقيقاً رفتاريست که سبب ترس نوزاد مي‌شود.
 
3- افراد : اما اين که غريبه چه کسي باشد نيز مهم است. بزرگسالان موجب ترس کودکان مي‌شوند. در حالي که کودکان غريبه او را نمي‌ترسانند. هم‌چنين  نزدیک شدن فرد غریبه به کودک یا حفظ فاصله با او نیز اهمیت دارد ، ضمن اینکه رفتار فرد غريبه نيز در درجه ترس موثر است. فرد غريبه‌اي که آرام با کودک صحبت مي‌کند و بعد از مدتي با او بازي مي‌کند ، کمتر موجب ترس کودک مي‌شود تا فردي که هيچ واکنشي نشان نمي‌دهد.


 نحوه برخورد با غريبی کردن کودکان

کودکي که غريبي مي‌کند، هنوز نمي‌تواند به خوبي درک کند که ندیدن والدین دلیل بر ناپديد شدن آنها نیست و آنها زمانی بعد خواهند برگشت . با فراهم آوردن مکرر اين تجربه براي کودک  که والدين هميشه بر مي گردند ترس او کاهش مي‌يابد. به اين طريق که لحظاتي از جلوي چشم او برويد و بعد دوباره برگرديد. در اين صورت کودک مي‌آموزد که شما براي هميشه از پيش او نرفته‌ايد.  هم‌چنين صحبت کردن با کودک در زماني که شما را نمي‌بيند، کمک بزرگي است. بازي دالي موشه نيز به کودک مي‌آموزد که از معرض ِ دیدِ کودک خارج شدن به معني رفتن و نبودن شخص نيست.
 


 ترس در خردسالان

  با بزرگتر شدن كودك ترس در او به دلیل کسب تجربياتش از محيط اطراف ، شروع مي‌شود. بعضي ترس‌ها واقع‌گرايانه هستند، مثل ترس از اين كه سگ يا حيوانات ترسناك ديگر گازش بگيرند اما بيشتر ترس‌ها بر اثر اوهام و فانتزي در كودك به وجود مي‌آيند، مثل ترس از روح و يا ديو. اين‌ گونه ترس‌ها بيشتر در خواب كودك ظاهر مي‌شوند، به خاطر همين است كه اكثر كودكان از تاريكي وحشت دارند زيرا تاريكي براي آنها به معناي تنها ماندن در اطاق و اجبار به خواب است. اين مورد مخصوصاً بعد از ديدن فيلم‌هاي ترسناك و وحشت آور در شب به وجود مي‌آيد. كودكان از قوه تخيل زيادي برخوردار هستند و در واقع به خاطر همين تخيل قوي است که كودك مي‌خواهد باور كند كه آن چه را كه در فيلم ديده در واقعيت هم وجود دارد.


در خردسالي کودکان قادر به انجام کارهاي زيادي هستند و دنيا را بهتر مي‌شناسند. دنيا به نظر آنها بسيار بزرگ مي‌آيد و اين سبب ترسشان مي‌شود. در اين حال به سمت کساني که مطمئن‌تر از بقيه هستند، جلب مي‌شود، يعني به سمت والدين. بنابراین کودک دچار ترس دیگری به نام ترس از جدايي مي‌شود. از آن جايي که اغلب مادر مراقبت از کودک را به عهده دارد لذا مطمئن‌ترین شخص برای کودک محسوب مي‌شود. ترس‌هاي ناگهاني و غيرمنتظره در سنين سه تا چهار سال غيرعادي نيست. به طور مثال والدين يك دختر سه ساله بيان كردند كه دخترشان ناگهان از روزنامه وحشت پيدا كرد و از هر اتاقي كه در آن روزنامه بود فرار مي‌كرد. اين اتفاق اصلاً غير عادي نيست. در حدود چهار سالگي قوه تخيل شروع به رشد مي‌كند. براي كمك كردن به كودك در اين مرحله به ياد داشته باشيد كه او نياز دارد احساس امنيت كند و براي كنترل كردن جهاني كه قبلاً براي او امنيت كامل داشته در پناه توانايي شما قرار گيرد. آن چه مهم است توجه به اين نکته است که به ترس توجه زيادي نشان ندهيد چون سبب پايداري آن مي‌شود. بهترين راه اين است که  کودک را در آغوش بگيريد . به او اطمينان بدهيد و آرامش کنيد و ترس را جدي بگيريد. ولي بعد کودک را به زمين بگذاريد. در صورتي که اين روش به طور مستمر استفاده شود ، کودک با سرعت بيشتري بر ترس غلبه خواهد کرد.

در اين سن همچنين مشاهده مي‌شود که کودکان از چيزهايي که درکشان نمي‌کنند و باعث جاخوردنشان مي شود مي ترسند. مثل صداهاي ناگهاني، حيواناتي که رفتار غيرقابل پيش‌بيني دارند و ... . خردسالان نمي توانند بين تخيل و واقعيت بخوبی تمايز قائل شوند، بنابراين امکان دارد تخيل‌شان موجب ترس شود.  مثلاً "آب در لوله دستشويي فرو مي‌رود، پس ممكن است من هم درون لوله آب ناپديد بشوم. " با گفتن اين جمله که "ترس تو بي‌جا است" هيچ کمکي به او نمي‌کنيد، چون براي او ترس واقعي است. هيچ‌وقت به فرزندتان نگوييد كه وقتي " دختر بزرگ" يا "پسر بزرگي" شد، ترسش را هم فراموش خواهد كرد. اين كار فشار بيشتري را بر او وارد خواهد كرد. مجبورش هم نكنيد كه با آن چه مي‌ترساندش روبه‌رو شود. از ميان برداشتن عامل ترس نيز کار درستي نيست. چون کودک ياد مي‌گيرد که در ترسيدن محق بوده است.
 


 دسته بندی ترس در کودکان

ترس در كودكان اغلب به چهاردسته تقسيم مي‌شود. به طوري كه قبلاً هم اشاره شد بعضي از ترس‌ها در واقع مكملي براي رشد كودك هستند. اگر كودك اين ترس‌ها را با خود به بزرگسالي نبرد، والدين نبايد نگران اين ترس‌ها باشند.


یک -  ترس از بعضی حيوانات معين : اين ترس اغلب در سن سه تا پنج سالگي به وجود مي‌آيد. بعضي از مثال‌هاي اين مورد عبارتند از ترس از گربه (ايلوروفوبيا)، ترس از عنكبوت (آراكنوفوبيا)و ترس از مار (پيروفوبيا).


دو- ترس از موقعيت‌های خاص : در شش ماه اول نوزادي نوزاد از صداهاي بلند مي‌ترسد. از آغاز هفت ماهگي تا قبل از يك سالگي كودك اغلب از بلندي و ارتفاع مي‌ترسد (اكروفوبيا) و يا گاهي از نزديك شدن ناگهاني جسمي به طرفش وحشت ميكند. بعضي مثال‌هاي ديگر اين نوع ترس شامل ترس از اشياي نوك تيز (ايكموفوبيا), ترس از رعد و برق (برونتوفوبيا), ترس از تنهايي (منوفوبيا) و ترس از تاريكي (نيكتوفوبيا) مي‌شود.


سه - اضطراب اجتماعي : در هشت ماه اول نوزادي ترس از غريبه‌ها در كودك ايجاد مي‌شود(زنوفوبيا) و يا حتي گاهي ترس از مردم به طور كلي (انتروپوفوبيا). به خاطر حمايت بيش از حد والدين, در بعضي از كودكان ترس از بزرگ شدن ايجاد مي‌شود. نوع مهم اين ترس، ترس از مدرسه است. روانشناسان كشف كردند كه نوجواناني كه از مدرسه رفتن مي‌ترسند در واقع وحشت از ترك منزل و جدا شدن از خانواده دارند.


چهار -  ترس از مكانهای شلوغ  : اين نوع ترس در واقع ترس از مكان‌های باز است و اغلب بين دو تا چهار سالگي در كودك به وجود مي‌آيد. اين ترس در كودكاني كه از بيرون رفتن از منزل مي‌ترسند و يا از شركت كردن در مهمانی و يا جشن‌هاي بيرون از محيط امن منزل خود وحشت دارند مشاهده مي‌شود.

 

 غلبه بر ترس

در برخي موارد ترس هدف دار است و  نيازی به غلبه بر آن نيست. ترس از آتش به کودک مي‌آموزد که از آتش دوري کند. ترس از حيوانات خطرناک از کودک در مقابل آن حيوان محافظت مي‌کند اما ترس از حيوانات خانگی و اهلی، دکتر و ارتفاع زندگي او را مختل مي‌کند و بايد بر‌ آن غلبه کرد. چنانچه كودك بزرگ ‌شود ولی نتواند بر ترسهائی كه زندگي او را در مقاطعی از زمان حتي تحت كنترل قرار می دهند غلبه كند، حتماً بايد دست به اقدامی زد تا حداقل اين موقعیت خفيف‌تر شود. راه‌هاي كمك به كودكان براي غلبه بر ترس عبارتند از:
 
الف - شرطي کردن معکوس : در اين روش کودک مي‌آموزد موقعيتهای ترسناک را هر چه لذت‌بخش‌تر تجربه کند. کودکي که از سگ مي ترسد، در حالي که خوراکي خوشمزه‌اي مي‌خورد در اتاقی قرار مي‌گيرد که سگي در گوشه ديگر آن نشسته است. هر روز سگ را نزديکتر مي‌آورند تا جايي که کودک جرأت کند نزديک سگ بنشيند. با دادن خوراکي خوشمزه به کودک ، تجربه روبرو شدن با سگ کمتر ترسناک مي‌شود و به این ترتیب مي‌تواند بر ترس خود غلبه کند . هم‌چنين مي‌توان به وسيله يك شيء آشنا و آرامش‌بخش حواس كودك را از موضوع پرت كرد. هنگامي كه واضح است كه كودكتان بر روي موضوع خاصي تمركز كرده و نمي‌تواند آن را فراموش كند سعي كنيد كه يكي از كتاب داستان‌های مورد علاقه‌اش را برايش بخوانيد و يا بازی مورد علاقه او را انجام دهيد يا با او به نقاشي مشغول شويد.


ب - حساسيت زدايي : کودک با کمک تمريناتي مي‌آموزد که آرامش پيدا کند. وقتي کودک توانايي لازم را به دست آورد، آرام آرام با چيزي که از آن مي‌ترسد مواجه مي‌شود. اين روبرويي مي تواند هم در خيال و هم در واقعيت صورت گيرد. کودکي که از سگ مي‌ترسد، تصور مي‌کند که با سگي در اتاقي است. سگ در گوشه اتاق است. کودک بايد خود را آرام کند. وقتي ترس کاهش يافت ، کودک تصور مي کند که در گوشه اتاق است و خود را آرام مي‌کند. به اين طريق قدم به قدم  با چيزي که از آن مي‌ترسد، روبرو مي‌شود. قدم بعدي وقتي برداشته مي‌شود که کودک ديگر نترسد.
 
 پ - نگاه کردن به  الگو : کودکان از اطرافيان خود چیزهای بسياری می‌آموزند. از جمله ترسيدن و غلبه کردن بر ترس. با نگاه کردن به کسي که نمي‌ترسد و از آن بهتر کسي که مي ترسد ولي ترسش را تحت کنترل دارد، مي آموزد چگونه بر ترسش غلبه کند. به ويژه اگر آن فرد از همسالانش باشد.  در تحقيقي كه توسط باندورا، گراسك و منلو در سال 1967 انجام شده كودكان قبل از دبستان كه از سگ مي‌ترسيدند در يك دوره هشت قسمتي شركت كردند كه در آن كودكي را مي‌ديدند كه با شادي و بدون ترس با سگي بازی مي‌كرد. بعد از مدتي، دو سوم كودكاني كه از سگ وحشت داشتند خود نیز توانستند كه با سگ بازی كنند. والدين نيز الگوهاي خوبي هستند ولي گاهي والدين نيز مي‌ترسند و کودک ترس را از آنها ياد مي‌گيرد. شايد فکر کنيد بهتر است ترستان را مخفي کنيد ، اما هرگز اين کار را نکنيد چون کودک ترس شما را احساس مي‌کند و وقتي ترس خود را انکار مي کنيد او کاملاً گيج مي‌شود.
 
ت - استفاده از فانتزی :استفاده از فانتزی نيز مي‌تواند گاهي موجب غلبه بر ترس شود. يک خرس مي‌تواند کودک را حفاظت کند. يک ترانه يا شعر مي‌تواند در موقع ترس به او کمک کند. و به اين ترتيب کودک مي‌تواند بر ترس فائق آيد. اما ارائه توضيحاتِ خوب در زماني که او از چيزي مي‌ترسد،  تأثير به‌سزايي خواهد داشت. دقيقاً به اين دلیل که خیال پردازیِ کودک موجب افزايش ترس وی مي‌شود با قابل فهم کردن موقعيت ، ترس کاهش مي‌يابد. زیاد در مورد ترس از کودک چیزی نپرسيد و از توضيحات مفصل خودداري كنيد. سؤال‌هاي خود را كوتاه و مستقيم بپرسيد، مثلاً "مي‌توني به من بگي كه چه چيزيه كه اين قدر ازش مي‌ترسي؟". اگر كودكتان نمی تواند كلمات درستي را در بيان احساساتش پيدا كند او را مجبور به پاسخ دادن نكنيد. فقط بگوييد : "نگران نباش من اين جا پيش تو هستم و هيچ چيزي نمي‌تونه اذيتت كنه". پرسش های زياد و هم‌چنين توضيحات مفصلي كه كودك قادر به درك آنها نباشد باعث سردرگمي كودك و افزايش نگراني و اضطراب او خواهد شد.

 

 راهنمايی‌های عمومی برای غلبه بر ترس

ترس را نبايد ناديده گرفت ولي واکنش بيش از حد به آن نيز درست نيست. يک پاسخ منطقي مي‌تواند از پيشرفت ترس جلوگيري کند. مسخره کردن، عصباني شدن و  انتقاد بي موقع نه تنها کمکي به از بين رفتن ترس نمي کند بلکه سبب افزايش اضطراب ، تأثيرات منفي و پنهان کردن ( و نه فراموش کردن ) ترس خواهد ‌شد. حرف‌هايي چون "ترس تو احمقانه است" و يا " بچه هاي بزرگ از اين چيزها نمي‌ترسند" موجب مي‌شوند كه كودك احساس ِ بدی نسبت به ترس خود پیدا کند ، در نتیجه از بيان احساسات خود خجل شده و از ترس خود با شما صحبت نكند. اين مسئله سبب نفوذ ترس به درون كودك شده و ضررهای بيشتری براي او خواهد شد.

اكثر مواقع كودك از ترس خود تصوير واضح و روشني ندارد. پرسيدن سؤال‌هايي مانند "از پرنده‌ها مي‌ترسي؟" تنها باعث خواهد شد كه كودك احساس كند كه چيز ترسناكي در پرندگان وجود دارد كه او بايد از آنها بترسد. به ياد داشته باشيد كه كودكان پيش‌دبستاني نمي‌توانند درك كنند كه كلمه‌اي براي چيزي وجود داشته باشد اما آن شيء وجود خارجي نداشته باشد. گفتن "ديو و هيولا وجود ندارند" براي كودك قابل درك نيست و نمي‌تواند ارتباط منطقي در اين مورد برقرار كند. .كودكان مفهوم ظاهري كلمات را درك و باور مي‌كنند مثلاً اگر بگوييد " اگه عقب ماشين نشيني، پليس دستگيرت مي‌كنه" و يا اگر فرد ناشناسي به كودك بگويد "چقدر تو نازي، من تو رو مي‌برم خونه‌مون." اين حرف‌ها را جدي مي‌گيرد و وحشت مي‌كند.

البته لازم به ذکر است که توجه و همدردي بيش از حد هم اين احساس را ايجاد مي‌کند که لابد خطري جدي وجود درد. براي كودك راحتي، آرامش و اعتماد فراهم كنيد، اما اجازه ندهيد كه ترس كودكتان نظم زندگي شما را به هم زند و يا روال زندگیتان را عوض كند. اين گونه تغييرات اگرچه ممكن است به طور موقت كودك را آرام كند اما در دراز مدت باعث بدتر شدن اوضاع خواهد شد. به علاوه اگر كودك بداند كه ترس او میتواند دستاويزی  براي كسب امتيازات بیشتر باشد، ممكن است از اين موقعيت سوءاستفاده كند.

 

 برای از بین بردن ترس چه باید کرد؟

 یک - حمايت : وقتي کودک از هيولاي زير تختش مي‌ترسد. به جاي ايراد نطقي طولاني ، به همراه هم زير تخت را نگاه کنيد و  به او اطمينان بدهيد که  آن جا هيولايي نيست. 


دو - به كودك با اعتماد به نفس پاسخ دهيد : سعي كنيد كودك را قانع كنيد كه شما مسئله را درك مي‌كنيد و اجازه نخواهيد داد كه خطري متوجه او شود. حتي وقتي كه كودك به شدت و حشت زده است بسيار مهم است كه شما با خونسردي و اعتماد كامل با مسئله برخورد كنيد. هيچ چيزي كودك را بيشتر از اين مضطرب و نگران نخواهد كرد كه متوجه شود حتی خودِ شما هم نمي‌دانيد چگونه با مسئله برخورد كنيد.


سه - تقويت رفتار دليرانه : وقتي کودکي که از سگ مي‌ترسد، به آن نزديک مي‌شود. اين رفتارش را تشويق و تحسين کنيد . تشويق سبب تکرار رفتار مي شود.


 چهار - ارزيابي ترس : آيا کودک از همه سگها مي‌ترسد يا فقط از سگ سياه؟ آيا از رعد و برق مي‌ترسد يا از رعد بيشتر و از برق کمتر؟با کودک صحبت کنيد و رفتارش را در هنگام ترس بررسي کنيد.


پنج -  شخص کردن ميزان ترس : ترس درجات گوناگوني دارد. مشخص کردن ميزان آن ، مي تواند به کاهش ترس کمک کند. مي توان از درجه بندي عددي استفاده کرد و به ترس نمره‌اي بين يک تا ده داد. کودکان خردسال مي‌توانند با باز کردن دست ميزان ترس خود را نشان دهند.


شش - فهرست بندی ترس بر اساس درجه  : فهرستي از ترس‌ها با درجات مختلف تهيه کنيد. در بالاي فهرست ترس‌هاي شديد و در انتها ترس‌هاي خفيف را قرار دهيد. از ترس‌هاي ضعيف به سمت ترس‌هاي شديد برويد. مثلاً براي کودکي که از سگ مي‌ترسد کمترين ترس ورق زدن کتابي با عکس سگ و بيشترين ترس نزديک شدن به سگ و نوازش کردن آن است.


هفت - راه‌هاي خنثی کردن اضطراب : روش‌هاي کسب آرامش ( تنفس و ... ) را به کودک بياموزيم. امکان ندارد که بدن در يک زمان هم آرام باشد و هم هراسان.زمزمه کردن کلمات آرام، تنفس عميق ، گوش دادن به موزيک ، حضور پدر و مادر ، خوردن  خوراکي ، شمارش اعداد  همه موجب پرت شدن حواس كودك مي‌شود. مثلاً کودک وقتي مشغول خوردن بستني است به سگ نزديک مي‌شود و يا در موقع طوفان به موسيقي مورد علاقه‌اش گوش مي‌کند. راه حل ديگر ايجاد تجربه قاعده‌دار و اصولی است يعنی وقتی كه كودك به تدريج با شيئی كه از آن مي‌ترسد آشنا بشود و آن را بشناسد تا ترسش بريزد.

 

 چند نمونه از ترس های رایج بین کودکان

الف _ ترس  از حشرات
تعداد کساني که حشرات را دوست دارند کم است. ولي شما نمي‌خواهيد فرزندتان به طور غيرمنطقي
از حشرات بترسد. شخصيت کودک و احساسات خانواده نسبت به حشرات ممکن است بيزاري
طبيعي را به ترسي حقيقي مبدل کند.
1- از بروز ترس جلوگيري کنيد : احساس شما نسبت به حشرات، طرز فکر کودک را در اين زمينه شکل مي‌دهد. با برخوردي قاطع و در عين آرامش به کودک ياد دهيد که به حشرات دست نزند و مراقب باشد.

2- پرهيز از واکنش شديد : اگر کودک حشره‌اي را برداشت هراسان نشويد. توضيح دهيد که به برخي از حشرات نبايد دست زد.

3- افزايش سطح آگاهي : درباره تعادل طبيعت و نقش مهم حشرات صحبت کنيد. مورچه‌ها را در حال حمل غذا و عنکبوت‌ها را درحال تنيدن تار نگاه کنيد. اطلاعات کودک را با خواندن کتاب افزايش دهيد.

4- آموزش روش‌هاي خلاص شدن از شر حشرات مزاحم : کشتن مگس با مگس‌کش، يا بيرون انداختن کرم به وسيله تکه کاغذ را به کودک ياد دهيد. براي او توضيح دهيد که با ديدن زنبور بي‌حرکت بايستد.

5- راه‌هاي غلبه بر ترس از حشرات
- عامل ترس را مجزا کنيد
- با نشان دادن عکس حشره، نحوه زيست او را براي کودک توضيح دهيد.
- درباره ترس بحث کنيد
- علت را جويا شويد. پندارهاي نادرست را اصلاح کنيد. درباره فايده حشرات و حشرات بي‌ضرر صحبت کنيد.
- فهرستي از حشراتي که کودک از آنها مي‌ترسد را تهيه کنيد. در انتهاي فهرست حشراتي که کودک کمتر از آنها مي‌ترسد را قرار دهيد. حشره‌اي از انتهاي فهرست انتخاب کنيد و در ظرف شيشه‌اي دو  سه متر دورتر بگذاريد. همراه کودک به آن نزديک شويد. در حين نزديک شدن از او بخواهيد تا ميزان ترس خود را با عدد مشخص کند. از او بخواهيد تا تکرار کند: ”حشره  تو شيشه زندانيه. نمي‌تونه بياد بيرون“
- تجربه هاي او را افزايش دهيد. تشويقش کنيد تا شيشه را در دست بگيرد. چوب نازکي را داخل شيشه ببردو با حشره بازي کند. سپس حشره را روي زمين قرار دهيد تا حرکت کند.  تجربه بالا را در محدوده وسيع انجام دهيد. اجازه دهيد چند بار مگس را با مگس کش بکشد تا به تنهايي از عهده اين کار برآيد. اين کار را با حشرات ديگر نيز انجام دهيد تا موجب بالارفتن اعتماد به نفس او شود.
- او را تحسين کنيد. به او پاداش دهيد. و به اين منظور او را به پيک نيک ببريد. اگر کودک شما در ميان مورچه ها نشسته و آب نبات مي خورد و چند مگس در اطرافش پرواز مي کنند، به موفقيت بزرگي دست يافته ايد.


ب _ ترس از رعد و برق

در حالي که بعضي از بچه ها عاشق رعد و برق هستند، عده‌اي در هنگام رعد و برق در زير تخت خود پناه مي گيرند. اين ترس يک بار در سه تا چهارسالگي و يک بار در ده سالگي به وجود مي‌آيد. رعد و برق گاه بزرگسالان را نيز مي‌ترساند. اگر احساسات شما مسبب ترس کودک شده است ، خود را کنترل کنيد. در صورتي که ترس شديد است و چندين ماه به طول انجاميده است، بايد براي غلبه بر ترس اقدام کنيد و کودک خود را مقاوم کنيد.

 1-عامل ترس را مشخص کنيد. آيا کودک از رعد مي ترسد يا برق؟

2- پندارهاي نادرست را اصلاح کنيد. گاه کودک مي‌پندارد باد او را از زمين بلند مي‌کند. يا صاعقه را جادوگرها مي‌فرستند.

3- افزايش اطلاعات درباره آب و هوا . با خواندن کتاب‌هايي درباره آب و هوا آگاهي او را افزايش دهيد. براي کودکان بزرگتر محاسبه فاصله برق جالب است. فاصله بين ديدن برق و شيندن آن بر حسب ثانيه را چنين محاسبه کنيد که هر سه ثانيه نشان دهنده يک کيلومتر است.

4- از جمله‌هاي مثبت استفاده کنيد:   »گردباد تا حال تو اين شهر نيامده .  صاعقه به بلندي مي خوره.  ما تو خونه‌ايم نه روي پشت بوم. «

5- ترس را بازسازي کنيد. از طوفان فيلم‌برداري کنيد و يا صداي آن را ضبط کنيد. در صورت استفاده از فيلم، ابتدا بدون صدا آن را پخش کنيد و سپس صدا را زياد کنيد. در صورت ضبط صدا، از کودک بخواهيد با چشمان بسته به صدا
گوش کند و در آخر تصور کند که خورشيد از پس ابرها بيرون مي‌آيد.

6- استفاده از تجربه واقعي . صداي مورد علاقه کودک را در هنگام رعد و برق يا طوفان پخش کنيد. ابتدا صدا را زياد کنيد و سپس کم کنيد. کودک را به کنار پنجره بريد تا رعد و برق را تماشا کند . يا مي توانيد در هنگام رعد و برق، کودک را با ديدن کارتون يا بازي سرگرم کنيد.
کودک را تحسين کنيد. به او بگوييد از اين که بر ترسش غلبه کرده و درباره آب و هوا آموخته است، خوشحاليد. اگر از باد مي‌ترسيده، در روزي که باد مي‌وزد او را براي بادبادک‌بازي ببريد. يک چتر و باراني نو برايش بخريد.


پ - ترس از صدمه ديدن

در حدود سه تا چهارسالگي رشد قوه تخيل کودک سبب مي‌شود که او خود را جاي ديگران بگذارد و خطرات و مشکلاتي که به وقوع نپيوسته‌اند را مجسم کند. از سوي ديگر حس کنجکاوي او نيز باعث مي شود نه فقط علت هر چيز را جويا شود بلکه مي خواهد ارتباط و مناسبتي را که با او دارند هم بداند.مثلاً با ديدن يک فرد معلول به اين فکر مي‌افتد که در صورت بروز چنين پيشامدي براي او يا والدينش چه خواهد شد.  در اين سن هم‌چنين کودکان با ديدن خواهر يا برادر و يا دوستان خود به تفاوت آلت تناسلي دختر و پسر پي مي‌برند. پسرها با ديدن آلت تناسلي دخترها، فکر مي کنند که‌ آلت آنها دچار صدمه يا شکستگي شده است. همين امر موجب مي‌گردد که از تجسم بروز اين اتفاق براي خود دچار ترس شوند. از اين رو مرتب به آلت خود دست مي زنند. اغلب والدين از اين کار فرزند خود ناراحت مي‌شوند. گاه کودک از شکستن چيزي به گريه مي‌افتد به اين دليل که هر شکستني يادآور شکستن و صدمه ديدن آلت تناسلي است. نبايد براي جواب دادن به سؤالات کودک و رفع کنجکاوي و ترس او منتظر باشيد که کودک از شما بپرسد چرا دخترها شبيه پسرها نيستند. کودکان معمولاً اشاراتي مي‌کنند و يا به طور گنگ نشانه‌هايي از کنجکاوي و ترس را ابراز مي‌دارند. براي پاسخ‌گويي به کودک لزومي ندارد با قيافه‌اي جدي به ايراد يک کنفرانس بپردازيد يا سرخ شويد و خجالت بکشيد. در اين صورت کودک احساس مي‌کند که اين قسمت از بدنش ناشايست و بد است. براي او توضيح دهيد که دختر ها متفاوت از پسرها هستند. بدن دختر و پسر شبيه هم نيست. به او بگوييد تو مثل بابا، دايي يا عمو ( افرادي که او مي شناسد ) هستي يا تو مثل مامان ، خاله و عمه هستي. براي کودک جالب است که خود را شبيه افرادي که مي شناسد احساس کند. براي دختران توضيح دهيد که وقتي بزرگ شوند مي‌توانند بچه‌اي را درون خود پرورش دهند و  مي‌توانند بچه خود را شير دهند .
 

 


 بخش تجربی ترس در كودكان

در مقاله "روانشناسي ترس در كودكان", به انواع ترس اشاره شده بود و نیز اين نكته كه اكثر ترس‌ها در دوران كودكي اگر به صورت فوبيا نباشند و در بزرگسالي هم ادامه پيدا نكنند طبيعي و نرمال هستند. گروه والدين ايراني تجربه‌هاي خودشان را در مورد ترس در كودكانشان مطرح كردند. اولين نكته جالب اين بود كه اكثر مادراني كه فرزند نوزاد دارند به ترس  و عكس العمل نوزادشان  از صداهاي بلند و ناگهاني اشاره كردند . بعضي از مادران تصور مي‌كردند كه عكس العمل كودكشان به خاطر ترسو بودن آنهاست، حتي يكي از مادران اشاره كرد كه اطرافيان به او گفته بودند كه ممكن است در دوران بارداري از چيزي ترسيده و اين ترس در نوزادش اثر گذاشته و او را ترسو كرده است . اما ديديم كه اين ترس و عكس العمل در اكثر نوزادان وجود دارد و كاملا طبيعي است.

 سه نفر از مادران به ترس كودكشان از تنها خوابيدن در اتاق تاريك اشاره كردند. در يكي از اين موارد كودك هنگام شب از خوابيدن در اتاق خودش وحشت داشته و حتي از عكس‌ها و عروسك‌هايي كه در اتاقش آويزان بوده و در هنگام روز با آنها بازي مي‌كرده مي‌ترسيده. نكته جالب در اين مورد اينجاست كه بعد از اسباب‌كشي و خوابيدن در اتاق جديدي كه بر ديوارش چيزي آويزان يا چسبانده نشده بود، مشكل اين كودك حل شد و حاضر شده به تنهايي در اتاق خودش بخوابد.
در مورد دوم كودك در اتاق خودش مي‌خوابد، اما اصرار دارد كه چراغ تا صبح روشن باشد.

به نظر من و تا آنجايي كه در چند مقاله خواندم يكي از علت‌هاي ترس كودكان از تاريكي، ديدن سايه اشيا در هنگام شب است كه گاهي اوقات شكل‌هاي عجيب و ترسناكي ايجاد مي‌كنند. ممكن است كه كودك در طول روز با عروسك خود بازي كند و او را دوست داشته باشد اما در هنگام شب همان عروسك موجب وحشت او شود. چون سايه عروسك بر اثر نوري كه از پنجره مي‌تابد شكل عجيبي گرفته و در تخيل كودك به شكل ديو جلوه مي‌كند. يك راه ساده براي اين كه به بچه بفهمانيم كه سايه حقيقي نيست و ممكن است هر شيء سايه عجيبي داشته باشد، بازي دست با سايه است. در هنگام شب دست خود را جلوي نور و رو به ديوار بگيريد و با آن شكل‌هاي مختلف مثل خرگوش يا پرنده بر روي ديوار ايجاد كنيد. كودك مي‌فهمد كه اين اشكال واقعي نيستند و در واقع سايه دست شما است كه شكل خرگوش يا پرنده را بر روي ديوار ساخته.

مورد ديگر ترس در كودكان با سن حدود يك سال و نيم، ترس از اشخاص بوده. يكي از كودكان از كارگري كه در كودكستان كار مي‌كند به شدت وحشت دارد و اين ترس به قدري زياد است كه حتي از جارو هم مي‌ترسد و با ديدنش گريه ميكند, چون شخص فوق هم اكثراً جارويي در دست دارد. كودك ديگر از فروشندگان دوره‌گرد كه با بلند گو در خيابان داد مي‌زنند به شدت مي‌ترسد و حتي در خواب هم گاهي اوقات سعي ميكند كه آنها را از خود دور كند. البته در مورد آخر، يكي دو نفر از بزرگ‌سالاني كه كودك با آنها تماس دارد به خاطر اين كه شيطنت نكند او را از فروشندگان دوره‌گرد ترسانده اند و با گفتن جمله‌هايي نظير "اگه شيطوني كني آقاي وانتي مي‌آد مي‌بردت" موجب ايجاد ترس در كودك شده‌اند.

دو نفر از مادران به ترس فرزندشان از عنكبوت اشاره كردند. كه يكي از آنها كه حدوداً چهار ساله است به كاراكتر اسپايدرمن علاقه دارد، مادرش با گفتن اين كه اسپايدرمن يا مرد عنكبوتي هم عنكبوت است و با بيان اين كه ”عنكبوت مهربون پشه‌ها رو مي‌خوره كه ما رو نيش نزنن“ توانسته بر ترس او غلبه كند. كودك ديگري كه از عنكبوت مي‌ترسيده به مادرش گفته كه يك بار عنكبوت را بر روي درخت ديده و از شكل او خوشش نيامده و به نظرش قيافه زشت و بدي دارد.

يكي از مادران گروه والدين ايراني به ترس فرزندش در هنگام خردسالي از بادمجان سياه اشاره كرد. كودك به شدت از بادمجان مي‌ترسيده و حتي وقتي كه مادرش در آشپزخانه سرگرم كار بوده و بادمجان در درست داشته حاضر نبوده كه وارد آشپزخانه شود.

چند نفر از مادران از ترس كودكانشان در هنگام نوزادي از عروسك‌هايي كه چراغهاي قرمز و خيره كننده دارند اشاره كردند مثل عروسكي كه باتري دارد و وقتي روشنش مي‌كنيد چشمانش كه در آنها لامپ قرمز است روشن مي‌شوند.

يكي ديگر از انواع ترس كه يكي از والدين اشاره كرد هنگام روبه‌رويي با مرگ حيوانات بروز كرد. پدر كودك تعريف كرد كه  هنگام رانندگي در جاده ناگهان خرگوشي به وسط جاده مي‌پرد و زير ماشين مي‌رود. كودك مي‌فهمد كه خرگوش مرده و تا مدت‌ها از والدينش در اين مورد سؤال مي‌كرده و نگراني داشته كه چه بلايي سر خرگوش آمده است.

يكي از كودكان از پليس مي‌ترسيده چون مادرش هنگام رانندگي تأكيد كرده كه بايد در ماشين سر جايش بنشيند وگرنه پليس آنها را جريمه مي‌كند.

ترس از صداي باد و رعد و برق مورد ديگري بود كه چند نفر از والدين به آن اشاره كردند.

در آخر به نظر ما اكثر اين ترس‌ها طبيعي هستند و  اين مرحله اي از رشد كودك هست كه به تكامل ذهنی او كمك مي‌كند.

از همه اعضاي گروه والدين ايراني كه در اين تحقيق ما را یاری نمودند متشکریم.
شیدا - لیا

  
نویسنده : والدین ایرانی ; ساعت ۳:٠۱ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱ تیر ،۱۳۸۳

کودک توقع توجه بیش از حد دارد-قسمت آخر

به کودک خود کمک کنید استقلال کسب کند.
اگر کودک شما احساس ناامنی می کند و نیازمند آن است که بیاموزد که چگونه مستقل عمل کند:
•استقلال کودک را شکل دهید و تقویت کنید.
اگر کودک عادت داشته است که به طور مداوم به دست و پای شما بپیچد و مانع از انجام کارتان شود، در صورتیکه یکبار صبر کرد که شما کارتان را تمام کنید یا منتظر شد که نوبتش برسد او را تحسین کنید. به کودک بگوئید مثلا 5 دقیقه دیگر کار دارید. وقتی کارتان تمام شد با علاقه نشان دادن به سوال کودک به او پاداش بدهید. از یک ساعت زنگ دار (تائید) استفاده کنید تا کودک بداند چقدر باید منتظر شود. در ابتدا باید با چند دقیقه شروع کنید و به تدریج زمان انتظار را طولانی کنید تا کودک بیاموزد که چگونه صبر کند.
•از نمودار و پاداش استفاده کنید.ببینید کودک در چه هنگامی بیشتر به دنبال جلب توجه شماست. مثلا موقع درست کردن غذا یا زمان که مهمان دارید یا قبل از خواب. در آن زمان خاص یک سرگرمی برای او در نظر بگیرید و بگوئید در ازای تنها بازی کردن در آن زمان ، امتیاز کسب خواهد کرد. سپس با امتیازهائی که به دست میاورد میتواند وقت شما را بخرد. برای مثال با هم به سینما بروید، با هم بازی کنیدو......
•دفترچه ای برای رفتاریهای خوب داشته باشید و در آن یادداشت کنید که کودک چه کارهای خوبی را در روز انجام داده است.ابتدا کودک را برای کارهای خوبش تحسین کنید یا به او پاداش دهید و سپس مطالب دفترچه را برای دیگر اعضای خانواده بخوانید.
•کودک را با فعالیتهایی که که نیازمند کمک والدین نباشد آشنا کنید.کاری را انتخاب کنید که کودک بتواند به تنهائی انجام دهد مثل ورزش و نقاشی و...
•گاهی کودک به این علت به توجه شما نیاز دارد که ترسیده و یا نگران است. در این موقع به آنچه کودک میخواهد بگوید، گوش کنید.

به واکنش ها پاسخ دهید.
در صورتی که احساس نیاز به توجه به علت واقعه خاصی است ف باید برخورد ویژه ای با این احساس داشته باشید
•افراط نکنید.هر قدر هم کودک واقعا به توجه نیاز دارد به او توجه کنید؛ ولی بکوشید توجه را از حد نگذرانید.گرایش کودک به توجه اضافی از جانب شما معمولا رفع میشود ،فقط به زمان نیاز دارد.
•اگر اتفاق غیر معمولی قراراست بیفتد، کودک را از قبل آماده کنید. به او بگوئید چه چیزی قرار است اتفاق بیفتد. ولی به کودک اجازه دهید احساساتش را بیان کند و بگوید که نگران است ، حسودی میکند ، خوشحال است ، غمگین است و یا ......
•از روشهای کسب آرامش استفاده کنید.به کودک کمک کنید بجای وابستگی به شما ، به خودش متکی باشد.

منبع : کتاب «چگونه با کودکم رفتار کنم»
سميرا   
نویسنده : والدین ایرانی ; ساعت ۱۱:٠۱ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۱٤ خرداد ،۱۳۸٢

کودک توقع توجه بیش از حد دارد-قسمت دوم

وقتی کودک طلب توجه نمی کند، به او توجه زیادی بکنید.
اگر کودکتان توقع توجه بیش از حد از شما دارد فقط هنگامیکه کنترل اوضاع را در دست دارید به او توجه کنید. به عبارتی وقتی به کودک توجه کنید که از شما توجه نمی خواهد.او را برای رفتار درستش تحسین کنید تا اعمال درست کودکتان تقویت شود.
•زمانی را به کودکتان اختصاص دهید.هر روز به هر یک ار کودکانتان به صورت جداگانه و انحصاری توجه کنید.حتی اگر به هر کودک بیش از چند دقیقه بیشتر نرسد. هنگام غذا خوردن و به ویژه رختخواب رفتن مواقع خوبی برای این کار هستند، ولی مهم این است که کودک بداند شما همیشه در کنار او و مراقب او هستید،زمان بذل توجه شما چندان اهمیتی ندارد. اگر کودک به طور منظم از شما توجه ببیند،احساس امنیت خواهد کرد و خواهد فهمید که حامی و پشتیبان دارد.
•اگر شما موقعی که کودک با شما کار دارد وقت ندارید، میتوانید روی یک برگه بنویسید:«با این برگه مامان باید یک ربع وقتش را به من اختصاص دهد.» و برگه را به کودک بدهید و به او معنای نوشته را توضیح بدهید تا او بداند که چه زمانی میتواند این برگه را رو کند.اگر کودک کوچک شما باید برای اینکه به او بپردازید صبر کند، ساعت زنگ داری را تنظیم کنید تا وقتی ساعت زنگ میزند کودک دریابد که وقتش رسیده که به سراغ شما بیاید.وقتی او در حال انتظار است، ازاو بخواهید برای زمانی که در حال انتظار است برنامه ریزی کند.


اگر هنوز توقع توجه بیشتری دارد....
اگر احساس میکنید که نیازهای عاطفی کودکتان را برآورده کرده اید و اطمینان دارید که هر چه در توان دارید برای کودک انجام داده اید؛ ولی کودک هنوز از شما توقع دارد بیش از پیش به او توجه کنید،در این هنگام باید موقعیت خود را دوباره ارزیابی کرده و از روشهایی برای کاهش تقاضاهای کودک استفاده کنید.
•خواسته های کودک را نادیده بگیرید.فرض کنید همین الان سارا کوچولو را از مدرسه آورده اید و وقت کافی برای او گذاشته اید و به اندازه کافی به او توجه کرده اید و اکنون با کودک دیگرتان صحبت میکنید.سارا مرتب صحبت شما را قطع میکند و انتظار دارد فقط به او گوش دهید .این حرکت سارا را نادیده بگیرید.وقتی سارا گریه و زاری و خواهش و تمنای خود را قطع کرد، کمی به او توجه کنید و بگوئید:«سارا،البته که من نقاشی تو را دوست دارم،کجا یاد گرفتی؟» در واقع با این رفتار به او میاموزید که باید صبرکند تا نوبتش برسد و او باید دریابد که شما به خودش و کارهایش علاقه دارید.
•از روش سوزن گرامافون گیر کرده استفاده کنید.اگر بی اعتنائی با روحیه شما سازگار نیست راه حل دیگری هم وجود دارد. برای مثال شما به اندازه کافی بعد از ناهار با ناتالی بازی کرده اید و حالا میخواهید کمی روزنامه بخوانید.شما به ناتالی گفته اید که تا شما مشغول مطالعه میشوید کمی نقاشی کند؛ ولی او هر چند دقیقه یکبار می آید و میگوید:«ببین!» به او بگوئید که تمام نقاشی های او را وقتی روزنامه خواندنتان تمام شد خواهید دید و از آن لحظه به بعد،پاهایتان را رویهم بیاندازید و به کارتان مشغول شوید و اصلا به او نگاه نکنید.هر بار از شما میخواهدبه نقاشی اش نگاه کنید،بگوئید:«وقتی کارم تمام شد.» و پاسخ خود را عوض نکنید. مهم نیست چند بار این وضع تکرار شود، ولی شما باید همان جمله را تکرار کنید.وقتی خواندن روزنامه تمام شد،رو به ناتالی کنید و بگوئید :«حالا کارم تمام شده،بذار ببینم چی کشیدی؟»

ادامه دارد.....
منبع : کتاب «چگونه با کودکم رفتار کنم»
سميرا   
نویسنده : والدین ایرانی ; ساعت ٥:٢۱ ‎ب.ظ روز جمعه ٩ خرداد ،۱۳۸٢

کودک توقع توجه بیش از حد دارد - قسمت اول

همه مردم به توجه نیاز دارند و هر کسی از اینکه مورد توجه قرار گیرد، خشنود میشود؛ ولی بعضی از کودکان به طور مداوم از شما توجه میخواهند . به طوریکه هر چقدر هم به آنها توجه کنید باز انتظار توجه بیشتری از شما دارند.
چرا چنین میشود؟! اغلب کودکی که تشنه توجه و محبت است به اندازه کافی از جانب یکی از والدین خود مورد توجه قرار نگرفته است. البته قضاوت در مورد مقدار توجه کافی، مشکل است؛ ولی کودک باید احساس کند که پدر یا مادرش وقتی به آنها نیاز دارد پیش او خواهند بود و این احساس باید به صورت طولانی، منظم و هر روزه در کودک ایجاد شود. بعضی دیگر از کودکان به این دلیل انتظار توجه بیش از حد دارند که احساس ناامنی میکنند و بیش از اندازه وابسته اند. این وابستگی ممکن است موقتی باشد. برای مثال : به علت مرگ یکی از اقوام ، بیماری ، طلاق ، به دنیا آمدن خواهر یا برادر و یا مشکلی در مدرسه یا با دوستان . همچنین ممکن است این وابستگی دائمی تر باشد؛ زیرا در این حالت پدر و مادر این وابستگی را با ابراز محبتهای بی موردشان تشدید کرده اند.اگر والدین بدون چون و چرا از خرده فرمایشات کودک پیروی کنند ، کودک بسرعت خواهد آموخت که همیشه انتظار داشته باشد به خواسته هایش عمل شود. «مامان اینو نگاه کن.»،«بابا با من بازی کن.»، «بابا ، این کارو بکن.»، «مامان اون کارو بکن.»
اگر کودک توقع دارد بی وقفه ، بی پایان و منحصرا به او توجه کنید ، این حالت نباید و نمی تواند باقی بماند.
کلید فائق آمدن بر این مشکل این است که بدانیم، «کی»و«چگونه به کودک توجه کنیم».
وقتی کودک طلب توجه نمی کند به او توجه زیادی بکنید.
اگر هنوز توقع توجه بیشتری دارد.
به کودک کمک کنید استقلال کسب کند.
به واکنش ها پاسخ دهید.
«
مطلب بعدی اختصاص به تشریح موارد فوق دارد.سمیرا»


منبع: کتاب «چگونه با کودکم رفتار کنم»   
نویسنده : والدین ایرانی ; ساعت ۱٠:٤٢ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٦ خرداد ،۱۳۸٢

سوپ‌های مقوی برای بچه‌ها

طرز درست كردن آب گوشت

1كيلو استخوان راسته يا دنده يا گردن بدون گوشت و يا چهار پنج قلم را به همراه دو عدد هويج رنده شده و يك پياز خرد شده و در صورت تمايل يك حبه سير و يا دو ساقه كرفس با مقداري گوشت و يا يك استكان سويا و كمي نمك و مقدارزيادي آب به مدت 7-8 ساعت با حرارت ملايم بپزيد تا به اين طريق املاح مفيد آن جدا شود ودر نهايت بايد حدود 3-4 ليوان آب در ظرف باقي بماند پس از جدا كردن استخوانها بقيه موادرا بكوبيد تا نرم شود و با آب باقي مانده خوب مخلوط نماييد.خوب تا اينجا آب گوشت آماده شده و با آن مي توانيد سوپ هاي زير را آماده نماييد.

1-سوپ غليظ برنج

نصف ليوان آرد برنج را در دو قاشق غذا خوري كره يا روخن با حرارت ملايم تفت دهيد.حدود سه ليوان آب گوشت (آماده شده طبق دستور فوق )را به تدريج به آرد برنج و كره اضافه كنيد تا آهسته چند جوش بزند و كمي غليظ شود.سپس يك استكان شير به آن اضافه كنيد پس از اينكه دو سه جوش زد يك قاشق نمك يد دار به آن اضافه كنيد و ظرف را از روي حرارت برداريد

2-سوپ غليظ سيب زميني

دو عدد سيب زميني پخته را رنده كنيد .2 ليوان آب گوشت به آن اضافه كنيد و روي حرارت ملايم بگذاريد تا چند جوش بزند.پس از برداشتن ظرف از روي حرارت يك قاشق غذا خوري روغن يا كره به آن اضافه كنيد.

3-سوپ غليظ عدس

يك استكان عدس را پاك كرده و 5-6 ساعت خيس كنيد(دو سه بار آب آن را عوض كنيد)آن را با وقداري آب و نمك بپزيد سپس آن را بكوبيد و با دو ليوان آب گوشتي كه اماده كرديد مخلوط ككيده و بگذاريد دو سه جوش بزند.در نهايت موقع بر داشتن سوپ از روي حرارت مي تانيد كمي آوشن و يا جعفري خرد شده و كره به ان اضافه كنيد.

4- سوپ غليظ لوبيا سفيد

يك استكان لوبيا سفيد راپاك گرده 7-10 ساعت خيس مي كنيم با دو قاشق غذا خوري نحود سبز و 1-2 هويج رنده شده روي حرارت ملايم بپزيد تا مقدار كمي از اب ان بماند آن را خوب بكوبيد و با دو ليوان آب گوشتي كه تهيه كرديد روي حرارت ملايم بگذاريد تا دو سه جوش بزند

از: گذر   
نویسنده : والدین ایرانی ; ساعت ۳:٤٦ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٤ خرداد ،۱۳۸٢

بددهنی و فحش دادن – قسمت سوم(آخرین قسمت)

جایگزین های مناسب را به کودک بیاموزید.
برای کودکتان توضیح دهید که وقتی کسی به او ناسزا میگوید در واقع فقط یک حرف ناجور شنیده و حرف نمی تواند به انسان آسیبی برساند. کودکتان را طوری آماده کنید که بتواند برخورد درستی داشته باشد . وقتی فحش می شنود ، درست عمل کند و خودش هم به کسی فحش ندهد.
•در مورد فحش با کودک صحبت کنید. به کودکتان بگوئید که فلان فحش یا فلان عبارت توهین آمیز دقیقا چه معنائی دارد و چرا نباید از آن استفاده کند.همچنین به او بگوئید چرا آن عبارت خاص میتواند احساسات دیگران را جریحه دار کند. بسیاری از مواقع خود کلمه یا عبارت معنای بدی ندارد ولی در عرف بکار بردن آن توهین آمیز است.
•روشهای جایگزین را به کودک بیاموزید. به کودکتان بیاموزید که چگونه به جای فحش دادن به کسی احساساتش را نسبت به مخاطبش بیان کند . برای نمونه :«به جای اینکه به جسی بگوئی بیشعور ،براش توضیح بده که از دستش عصبانی هستی؛ چون جلوی دوستانت تور رو مسخره کرده».
•با کودک 5 یا 6 سالتان نمایشی ترتیب دهید و در ضمن اجرای آن به او بیاموزید که رفتار درستی داشته باشد و از فحش دادن بیزار شود. به کودک یاد دهید که به فحش های دیگران اعتنائی نکند. اگر نمیتواند بی اعتنا باشد، به او یاد دهید چگونه به دوستانش نشان دهد که از آن فحش ها خوشش نمیاید.برای مثال:«اگر بهم فحش بدی باهات بازی نمی کنم.»
•کودک را به استفاده از واژه های دیگر ترغیب کنید.کودک شما به واژه هایی نیاز دارد که از آن طریق عصبانیت یا احساسات شدیدش را بیرون بریزد. او را تشویق کنید که بجای استفاده از واژه ها و عبارتهای توهین آمیزکه ممکن است او را به دردسر بیاندازد از جمله هائی استفاده کند که ناراحت کننده و رکیک نیستند. به کودکتان بگوئید اشکالی ندارد وقتی تنهاست از فحش استفاده کند ، یا اینکه میتواند فحش را در ذهنش بگوید. به او کمک کنید کلمه های بی ضرر را برای گفتن ،انتخاب کند.کودکی را میشناختیم که از خودش واژه های بی معنائی اختراع کرده بود و در هنگام عصبانیت بکار میبرد.
•در صورت درست صحبت کردن کودک او را تحسین کنید. به کودکتان نشان دهید که وقتی درست و مودبانه حرف میزند، چقدر از او راضی هستید.اگر آلیسون از مارک عصبانی است و به جای فحش دادن به او میگوید:«مارک من واقعا از دستت عصبانی هستم. اسباب بازی منو بده وگرنه به مامان میگم». به او نشان دهید که بسیار خوب حرف زده و شما از رفتار او خوشتان میاید.

پیامدهای منفی را به کار بگیرید.
اگر کودکتان پس از بکار بستن روشهای بالا ،هنوز به فحش و ناسزا و به کار بردن حرفهای رکیک ادامه میدهد، از پیامدهای زیر استفاده کنید.
•از محرومیت موقت (اخراج) استفاده کنید. اگر کودک با وجود اینکه برای او توضیح داده اید که نباید ناسزا بگوید به طور مداوم چنین میکند از این روش استفاده کنید.اطمینان یابید که کودک میداند هر بار که فحش بدهد باید به مکان مخصوص اخراج برود.
•بعضی امتیازها را پس بگیرید. اگر این وضعیت ادامه یافت، بعضی امتیازهائی را که قبلا به کودک داده اید از او بگیریدو فقط زمانی آن ها را به او برگردانید که رفتارش درست شده باشد.
•کاری کنید که کودک در مقابل رفتار نادرستش مجبور باشد تاوان بدهد.روشی برای جریمه و تاوان پایه ریزی کنید و از آن بعنوان پیامدی برای به کارگیری واژه های نامناسب استفاده کنید. برای مثال میتوانید با هر فحش که کودک به کار میبرد مقداری از پول توجیبی او کم کنید. همچنین میتوانیداو را مجبور کنید مثلا یک صفحه را با جملهَ :«من قول میدهم دیگر فحش ندهم.» پر کند.

سمیرا
پيوست : دوستان لطفا نظر شخصی خودتان را بخصوص در مورد قسمتی که زيرش خط کشيده شده است بنويسيد.آيا از نظر شما که کارشناس مسائل کودک نيستيد اين روش جائز است؟   
نویسنده : والدین ایرانی ; ساعت ٧:٢۸ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۳۱ اردیبهشت ،۱۳۸٢

← صفحه بعد صفحه قبل →