تحقيق تيرماه ۸۳- اعتماد به نفس در کودکان - قسمت دهم و آخر

منبع : اينترنت - http://www.irib.ir/health/html/young.htm

از سایت :   روز جوان

والدين موفق

وقتي تصميم مي گيريد که صاحب فرزند شويد، در واقع مسئوليت سنگين و بلند مدت تربيت او را پذيرفته ايد . تربيت به معني تعليم دادن و پروراندن است . وقتي فرزندان خود را تربيت مي کنيد ، به آنها مي آموزيد چگونه رفتار نمايند. يعني شما با قانون‌گذاري و اعمال انضباط به آنها کمک مي‌کنيد تا تکليف خود را بدانند . اين مسئله احساس امنيت و آرامش خاطر آنان را افزايش مي دهد و از آنجايي که کودکان دوست دارند احساس  کنند والدينشان از آنان راضي هستند ، با ارائه توجه و محبت مناسب از سوي خانواده گام مهمي در ارتقاء بهداشت روان کودک و اطرافيان برداشته مي شود . کودک بدون مشکل وجود ندارد ولي مشکلات کودکان قابل درمان است . نکته مهم نحوه برقراري اصول تربيتي است . چنانچه اصول تربيت اشتباه باشد يا با خشونت و بي تفاوتي ارائه شود ، کودک آن را نمي پذيرد . يک خانواده خوب بايد بتواند تربيت و انضباط را به نحو شايسته اي برقرار نمايد .

در تربيت فرزندان مانند هر کار ديگر با مشکلاتي روبرو خواهيم شد . اگر والدين از روش هاي صحيح تربيتي آگاه باشند ،‌ با تمرين و به مرور زمان تجربه و مهارت آنان افزايش خواهد يافت و در تربيت فرزندشان موفق تر خواهند بود .

آنچه در زير مي آيد ، برخي اصول تربيتي است که براي آشنايي مقدماتي مطرح مي گردد :

۱ - در کوتاه مدت انتظار پيشرفت زيادي نداشته باشيد : موارد زيادي وجود دارد که دوست داريد به فرزندان خود بياموزيد ولي هيچ رفتاري با يک بار آموختن به دست نمي آيد و آنان نيز هميشه براي فرا گرفتن آمادگي ندارند . آموزش، نياز به وقت ، حوصله و موقعيت شناسي دارد . اگر والدين در اين کار پشتکار نداشته باشند خسته و بي حوصله شوند يا از کوره در روند ،‌ احترام خود را نزد فرزندان از دست خواهند داد . در اين صورت فرزندان به خواسته هاي آنها بي توجه خواهند شد و خود را موظف به انجام آنها نخواهند دانست .

تربيت مسئوليتي يک روزه نيست ، آرامش ،‌ پايداري و مقاومت مي خواهد و تا زماني که يک اصل تربيتي حاصل شود ، فرزند شما بارها اشتباه خواهد کرد . بنابراين در کوتاه مدت نمي توان انتظار پيشرفت زيادي داشت .

۲ - توقع خود را کم کنيد و پيشرفتهاي کوچک را نيز در نظر بگيريد : کودکان و والديني که از هر نظر کامل و بي عيب باشند وجود ندارند . فرزندان هميشه آنگونه که والدين توقع دارند عمل نمي کنند . مشکلات کودکان معمولاً يک شبه حل نمي شود و تغييرات در کودکان و بالغين تدريجي ،‌آرام و مرحله به مرحله صورت مي گيرد . برخي والدين وقتي در تغيير عادات و رفتارهاي فرزندشان به مشکل برمي خورند ، به سرعت آشفته و نااميد مي شوند و اعتماد به نفس خود را از دست مي دهند. حال آنکه بايد به پيشرفت هاي کوچک و تدريجي فرزندشان توجه نمايند زيرا کليد پيشرفت هاي بزرگ ، تشويق پيشرفت هاي کوچک است .

۳ - در هر زمان تنها روي يک مشکل تمرکز نمائيد : فرزند شما ممکن است مشکلات متعددي داشته باشد ولي اگر شما بخواهيد همه موارد را با هم اصلاح نماييد ، هرگز موفق نخواهيد شد . براي موفقيت بايد تنها يک مشکل را در نظر بگيرید و پس از حل آن به نوبت به مشکل ديگري بپردازيد . هدفتان را با کلمات ساده اي  که براي کودک قابل فهم باشد توضيح دهيد و به او بگوييد دراين مورد خاص دقيقاً چه انتظاري از او داريد ( مثلاً : مي خواهم قبل از آمدن سر سفره دستهايت را صابون بزني ! ) سپس به پيشرفت‌هاي هر چند کوچک کودک در راه اصلاح رفتارش دقت نماييد ( مثلاً :‌ قبلاً اصلاً صابون نمي زده و حالا يک مرتبه صابون زده است ، هر چند توقع ما چهار مرتبه صابون در روز باشد )  و با واکنش هاي مثبت و تحسين آميز به او بفهمانيد که رفتارش مناسب و مورد پسند است .

۴- با ديد مثبت نگاه کنيد و هرگز از تحسين کودکتان غافل نباشيد : تحسين کودک بسيار ارزشمند است . کودکان در هر مرحله سني که باشند تمايل دارند والدين آنها را بپسندند و از آنها راضي باشند . کودک نمي داند کدام رفتار مناسب و کدام نامناسب است . او هر رفتاري را که با واکنش والدين روبرو شود يا او را به هدف برساند مثبت تلقي کرده و تکرار خواهد نمود . تصور نکنيد داشتن رفتار مناسب امري بديهي و از وظايف فرزند شماست و يا رفتار مثبت به معني رفتارهاي فوق العاده است . اين طرز تفکر باعث مي شود پرتوقع شويد ، نسبت به رفتارهاي مناسب فرزندتان بي اعتنا گرديد و تنها به رفتارهاي نامناسب و منفي او توجه نماييد . مسلماً به جز رفتارهايي که شما را ناراحت مي کند ، رفتارهاي مناسب و مثبت زيادي نيز در فرزند شما وجود دارد . اگر شما هر رفتار مناسبي را مثبت تلقي کنيد و با واکنشي تأييد کننده به فرزندتان نشان دهيد که از کدام رفتارش راضي هستيد  ، کودک سعي مي کند با تکرار آن رضايت بيشتر شما را به دست آورد . نشان دادن نارضايتي از رفتارهاي نامناسب تنها زماني مؤثر خواهد بود که قبل از آن فرزندتان را به دليل رفتارهاي مناسبش تشويق کرده باشيد .

۵- اهدافي را که در نظر داريد با نيازهاي کودکتان منطبق نماييد : اهداف خود را متناسب با سن ، شخصيت ، توانايي ، رشد عقلي و شرايط محيطي فرزندتان تعيين نماييد . همه کودکان در يک سن خاص وارد مرحله مشابهي نمي شوند و ميزان آموزش پذيري آنها نيز به يک ميزان نيست . با توجه به اين که همه افراد يکجور نيستند و موقعيت ها نيز متفاوت است ، يک راه حل قطعي و مستقل براي هر مشکلي وجود ندارد . راه حلي که امروز در مورد فرزندتان مؤثر است ، ممکن است فردا تأثيرش را از دست بدهد يا روشي که براي يکي از کودکانتان جواب مي دهد ، شايد براي ديگري بي فايده باشد . اگر حوصله کنيد مي توانيد حتي روشهاي ابتکاري و مؤثرتري خلق نماييد که بنا به شرايط خاص شما طراحي شده باشد .

۶- مادران! پدران!‌ لطفاً هماهنگ عمل کنيد : موفقيت والدين در تغيير رفتارهاي کودک نيازمند هماهنگي بين پدر و مادر است . پيش از هر اقدامي ، رفتارهايي را که مي خواهيد اصلاح کنيد را دقيقاً مشخص نماييد و براي رفع آن برنامه‌اي هماهنگ طراحي کنيد . شما و همسرتان بايد پيش از دست زدن به هر کاري در مورد کودکتان اتفاق نظر داشته باشيد . وقتي تصميم خود را گرفتيد و روي برنامه اجرايي توافق کرديد ، هردو هماهنگ و يکسان عمل نماييد.

تحقيق از پريسا

 

 

 

 

  
نویسنده : والدین ایرانی ; ساعت ۱۱:۱۱ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ٧ آبان ،۱۳۸۳

اعتماد به نفس در کودکان - قسمت نهم

منبع : روزنامه جام جم ، 25/11/82 ، ص 12

گزارشگر: فرشته آل علی

 

 

اعتماد به نفس در دختران

 

اشاره: محققان متوجه شده‌اند داستان‌هايي كه از سالهاي قبل براي فرزندانمان خوانده‌ايم تأثير عميقي بر روحيات آنها دارد. داستان‌ةاي قديمي مثل سيندرلا، سفيدبرفي و هانسل و گرتل را كه به ياد داريد. محققان مي‌گويند پيام اين جور داستان‌ها كه در آن به زيبايي ظاهري زنان اهميت زيادي داده مي‌شود و در مقابل، هر انسان بدي كه در اين داستانها وجود دارد، زشت معرفي مي‌شود، اين است كه زيبايي ذاتي و زيبايي چهره كاملاً به هم مرتبط هستند و اگر كسي چهره زيبايي داشت پس آدم خوبي است (مثلا" سيندرلا) و در مقابل، افرادي كه چهره زيبايي ندارند بدجنس و شرور هستند. خب تصور مي‌كنيد خواندن اين جور داستان‌ها براي كودكان به ويژه دختران، چه تأثيري بر روحيه آنها دارد؟ وقتي فرزند شما كمي بزرگتر شد و رو به روي آينه ايستاد و احساس كرد چهره زيبايي ندارد چه مي‌كند؟ فكر نمي‌كند زيبايي چهره است كه آدم را خوب نشان مي‌دهد؟ به اين ترتيب آدم بدها و آدم خوبهاي ذهن فرزند شما چه كساني مي‌شوند؟

 مطالعات جديد نشان داده است پيام‌هايي كه داستانها به ذهن فرزندان ما القا مي‌كند روي دختران و اعتماد به نفس آنها تأثير بيشتري مي‌گذارد، در حالي كه والدين اصلاً به اين موضوع توجهي نمي‌كنند. پروفسور گروثرهولز از دانشگاه پورود مي‌گويد: والدين بايد توجه داشته باشند كه هر داستاني براي فرزندان آنها پيامي دارد و صاحبنظران و نويسندگان هم بايد بدانند پيام داستان‌هايشان چيست. والدين بايد درباره تأثير داستان‌ها با فرزندانشان صحبت كنند. آنها بايد بدانند ارزش آدمهاي يك داستان به خاطر چهره و قيافه آنها نيست، بلكه به دليل زيبايي باطن و درون آنهاست. پروفسور گروثرهولز و همكارانش، 1680 داستان افسانه‌اي را مورد بررسي قرار دادند. تقريباً نيمي از اين داستانها در فيلمها و كتابهاي مختلف در دسترس كودكان قرار گرفته بود. 5 داستان معروف سيندرلا، سفيد برفي، زيباي خفته، شنل قرمزي و هانسل و گرتل، داستانهايي بودند كه بيشترين مخاطب را داشتند. محققان متوجه شدند در 94 درصد داستانهاي نامبرده شده به ظاهر افراد تأكيد فراواني داشته‌اند و به طور متوسط 14 بند در هر داستان درباره آن توضيح داده است. بيشتر اين داستانها به زيبايي زنان بيشتر از مردان توجه كرده‌اند و به طور كلي در اين 168 داستان، 114 بار به زيبايي زنان قصه توجه شده و تنها 35 بار از زيبايي مردان سخن به ميان آمده است. تقريبا در همه اين داستانها افرادي كه زيبا نيستند آدمهاي خوبي نبوده‌اند. اما پرسشي كه پيش مي‌آيد آن است كه آيا بايد اين داستانهاي قديمي و افسانه‌اي را براي فرزندان بازگو نكرد؟ پروفسور گروثر هولز مي‌گويد نه، اين طور هم نيست؛ بلكه بايد درباره هر داستاني با كودك صحبت كرد و ديدگاهي عميق‌تر و تازه به او داد تا پيام واقعي داستان را بفهمد. او معتقد است براي بچه‌هاي كوچكتر كه قدرت درك كمتري دارند بهتر است داستان را عوض كنيد و هميشه اين طور نباشد كه افراد زيبا، خوب و خوشبخت شوند و افرادي كه ظاهري زيبا ندارند روحي شيطاني داشته و بالاخره بدبخت شوند.

نكته اينجاست پيام‌هايي كه در اين داستان‌ها وجود دارد بسيار شبيه پيام‌هايي است كه فرزندان ما از رسانه‌ها مي‌گيرند. بنابر اين نتايج اين تحقيقات فقط به داستان‌هاي افسانه‌اي مربوط نيست و با فيلمها، كارتون‌ها با داستان‌هاي جديد هم بايد همين گونه برخورد كرد. به عبارتي فرزندان ما هر روز از جهات مختلف با اين پيامها بمباران مي‌شوند و اين مسأله در ذهن آنها جا مي‌افتد. دكتر رابين گودمن، روان‌شناس كودك از دانشگاه نيويورك معتقد است: رسانه‌هاي جمعي، تبليغات هنرپيشه‌ها، برنامه‌هاي تلويزيوني و مطبوعات بجز مسائل افسانه‌اي و داستاني حاوي مطالب ديگري هم هستند كه در اصل عليه شخصيت حقيقي زنان علم مي‌كنند. او معتقد است ريشه مشكلات را نبايد در افسانه‌ها جست بلكه در فيلمهاي مختلف هم افراد زيبا به عنوان افراد خوب و دوست داشتني معرفي مي‌شوند. اين رفتارهاي كليشه‌اي كه در بيشتر داستان‌ها و فيلمها وجود دارد، قابل حذف نيست. فرزندان ما چه بخواهيم چه نخواهيم آنها را مي‌بينند، مي‌شنوند و مي‌خوانند: بنابر اين بهتر است والدين آگاه باشند و به فرزندان كمك كنند درك درستي از قضايا داشته باشند. بايد به كودكان ياد داد افراد را به خاطر خصلتهايي كه دارند دوست بدارند نه به دليل چهره زيبا و دلفريب و اين آموزشي است كه مسؤوليت آن به عهده والدين است.

بحران اعتماد به نفس  زنانه : دختران ما احساس مي‌كنند اگر زيبا نيستند پس دوست داشتني هم نيستند و همين مسأله گاهي اوقات مشكلاتي را به همراه دارد. اين مسأله اعتماد به نفس واقعي آنها را از ميان مي‌برد و در مقابل، اعتماد به نفسي كه تنها براساس چهره زيبا به وجود مي‌آيد هم عميق و پايدار نيست.

 اما چگونه مي‌توان اعتماد به نفسي سالم را در دختران ايجاد كرد؟ علي رغم اين كه به نظر مي‌رسد در دنياي مدرن، ‌زنان در جنگ و جدال مربوط به تساوي حقوق با مردان و برابري با آنها پيروز شده‌اند، اما آنها هنوز در نبرد اعتماد به نفس برنده نيستند. وقتي دختران بزرگ مي‌شوند در مقايسه با برادرانشان اعتماد به نفس كمتري در آنها رشد مي‌كند. مطالعات نشان مي‌دهد اعتماد به نفس دختران زماني كه آنها 9 ساله هستند به اوج مي‌رسد و سپس ناگهان افت مي‌كند. در كل، پسران در سن راهنمايي، نسبت به دختران اعتماد به نفس بيشتري دارند و از آن پس هم در حفظ اعتماد به نفس در سراسر زندگي خود موفق‌تر هستند.

 اما چرا اعتماد به نفس دختران اكثرا حالتي شناور دارد و براي تداوم اين اعتماد به نفس چه بايد كرد؟ اعتماد به نفس به آنچه ما درباره خودمان احساس مي‌كنيم بستگي دارد. اعتماد به نفس اين معنا نيست كه ما چگونه هستيم يا چطور به نظر مي‌آييم. بلكه به اين معني است كه احساس ما درباره خودمان چگونه است و احساس مي‌كنيم چگونه آدمي هستيم. اعتماد به نفس آن نيست كه دیگران بگويند ما چقدر موفق و يا باهوش هستيم، بلكه اعتماد به نفس يعني احساس ما درباره استعدادها و توانايي‌هايمان چيست و چقدر به اين توانمندي‌هاي اعتماد داريم.. در يك بررسي و نظر سنجي مشخص شد 59 درصد دختران راهنمايي و متوسطه از شكل ظاهر خود راضي نيستند. 40 ـ 20 درصد دختران در 10 سالگي شروع به گرفتن رژيم غذايي مي‌كنند. 47 درصد دختران راهنمايي و دبيرستاني اظهار كردند به دليل عكسهايي كه در مجلات مي‌بينند مايلند وزن كم كنند. وقتي از پسران در سن راهنمايي پرسيده شد چقدر احساس خوشحالي مي‌كنند، 67 درصد آنها اعلام كردند هميشه احساس خوشحالي مي‌كنند. در سن دبيرستان اين احساس افت كرد و به 46 درصد رسيد. اين مقدار در دختران راهنمايي 60 درصد بود كه در دبيرستان به 29 درصد رسيد. اينها واقعياتي است كه نشان‌دهنده تأثير تبليغات رسانه‌اي بر روحيات فرزندان ما و بخصوص دختران ماست. اما اخبار خوبي هم وجود دارد كه مي‌تواند كمك كننده باشد: در دختران دبيرستاني كه فعاليتهاي ورزشي دارند، افت اعتماد به نفس 40 درصد كمتر مي‌شود. دختران بيشتر به دروسي مثل جبر، هندسه، حسابداري و مثلثات علاقه نشان مي‌دهند. برخورد و داشتن ارتباط با زنان قوي اراده و كارآمد، اثرات حفاظتي و پيشگيري كننده روي تغييرات اعتماد به نفس دختران دارد.

 چگونه مي‌توان اعتماد به نفس را تقويت كرد؟ اگرچه رسانه‌هاي جمعي، مطبوعات و حتي دوستان فرزند شما روي او تأثير مي‌گذارند، اما متأسفانه بعضي والدين اهميت تأثيرگذاري بر فرزندان خود را فراموش مي‌كنند. اين مسأله باعث مي‌شود تأثير ديگر عوامل بر فرزندان، بيشتر از تأثير والدين باشد كه اين اصلا مناسب نيست. توجه به نكات زير مي‌تواند براي والدين كمك كننده باشد. مادران هرگز نبايد درباره ظاهر خودشان احساس ناراحتي و تأسف بكنند. هرگز صحيح نيست به دخترانشان بگويند آنها از مادرشان زيباترند و اين يك سعادت و خوشبختي محسوب شود. پدران را هم بايد وارد ماجرا كنيد. تحقيقات نتايج جالبي را نشان داده است. دختراني كه پدران فعال و سخت كوش دارند، بيشتر وارد دانشگاه مي‌شوند، احساس جاه طلبي بيشتري دارند، در مدرسه موفق‌تر هستند، احتمال بيشتري دارد كه از نظر مالي استقلال پيدا كنند و شغلي مناسب داشته باشند، وابستگي آنها كمتر است، از خودشان بخوبي حفاظت مي‌كنند و كمتر در دام مردان و پسران سودجو اسير مي‌شوند. از صحبت كردن درباره ظاهر، چهره و زيبايي ديگران حتي الامكان بايد اجتناب كرد. بايد اجازه داد دختران كارهاي منزل را به عهده بگيرند و پسران را تشويق كنيد به آنها كمك كنند. به تفاوت ميان مردم توجه كنيد و اين تفاوت‌ها را به‌ويژه درباره نقش مثبت افراد در زندگي، شغل، شخصيت و مهارت  به دخترانشان گوشزد كنيد. برنامه‌هايي كه در رسانه‌هاي جمعي مي‌بينيد و يا مي‌خواهند ، اگر مضر هستند مورد توجه قرار دهيد و درباره مضرات آنها با دخترانشان صحبت كنيد. دخترتان را تشويق كنيد در هر موقعيتي كه دارد و در هر شرايطي كه هست در مورد آنچه در فكرش مي‌گذرد، صحبت كند. اجازه دهيد دخترتان هر از گاهي شكست بخورد. بگذاريد مجددا روي پاي خود بايستد. اگر هميشه به او كمك يا از او حفاظت كنيد، بويژه اگر پدر اين كار را دائم انجام دهد، باعث مي‌شود دختر احساس بي‌كفايتي يا بي‌لياقتي داشته باشد. انتخاب دخترانتان را محدود نكنيد. بگذاريد اگر رياضي، شيمي يا دروس به ظاهر غير كاربردي را دوست دارند، انتخاب كنند. تنها علاقه كافي نيست بايد در آنها انگيزه لازم ايجاد كنيد. اجازه دهيد دخترانتان در فعاليت‌هاي جسمي و ورزشي مشاركت داشته باشند، چرا كه اين كار باعث كاهش خطر بيماري‌هاي مزمن مي‌شود. زنان ورزشكار از نظر تحصيلات، وضع بهتري دارند و افت تحصيلي در آنان كمتر است. فعاليت‌هاي جسمی منظم باعث تقويت سلامت روح دختران شده، علايم استرس و افسردگي در آنها كاهش مي‌يابد و باعث مي‌شود قوي‌تر شوند و حس رقابت در آنها تقويت شود كه خود اين مسئله در بهبود اعتماد به نفس بسيار مؤثر است.

تحقيق از پريسا 

  
نویسنده : والدین ایرانی ; ساعت ۱۱:٠٧ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ٧ آبان ،۱۳۸۳

تحقيق تيرماه ۸۳- اعتماد به نفس در کودکان - قسمت هشتم

دختران معتمد به نفس

منبع : اينترنت -  http://www.fekreno.org/Arfek36.htm

ماندانا سلحشور : 6 بهمن 1382   از سایت فکر نو

 

 

 

زماني‌ كه‌ كودكي‌ بتواند بدون‌ توقع‌ و انتظار از ديگران‌ كاري‌ را آغاز كند و بكوشد تا آن‌ را به‌ اتمام‌ برساند، مي‌گوييم‌ « اعتماد به نفس» دارد.

 كودك‌ از همان‌ ابتدا كه‌ شروع‌ به‌ شناخت‌ خود و محيط‌ پيرامونمي‌كند، به‌ قدرت‌ و توانايي‌ خود براي‌ تسلط‌ بر محيط‌ و اطرافيانش‌ آگاهمي‌ شود. يكي‌ از عوامل‌ مؤثر در رشد اعتماد به نفس كودكان‌ و

 نوجوانان‌، والدين‌ و اعضاي‌ خانواده‌ هستند. اگر كودك‌ در خانواده‌ييسرشار از صميميت‌ ،محبت‌ و مهرباني‌ رشد يابد مي‌تواند ويژگي‌هايشخصيتي‌ خود را بشناسد و با اطمينان‌ به‌ توانايي‌هاي‌ خود يا

 مشكلات‌ و مسائل‌ گوناگون‌ روبرو شود و از طرفي‌ مي‌تواند با رفتارهاي‌ نامطلوب‌ و منفي‌ خود ، برخوردي‌ واقع‌بينانه‌ داشته‌ باشد و در صدد رفع‌ و تغيير آنها برآيد. از آنجايي‌ كه‌ اعتماد به نفس صفتي‌ ارثينيست‌، اگر كودك‌ ضمن‌ انجام‌ فعاليت‌هاي‌ مختلف‌ مدام‌ دچار محدوديتشود و نتواند تجارب‌ جديد و مفيدي‌ در زندگي‌ كسب‌ كند، ترسو ، كمرو و خجول‌ بار مي‌آيد و قدرت‌ تصميم‌گيري‌ هم در او رشد نخواهد يافت‌.

 نتايج‌ تحقيقات‌ محققان‌ نشان‌ مي‌دهد كه‌ اغلب‌ پدران‌ و مادران‌ نسبتبه‌ پرورش‌ فرزندان‌ پسر و دختر خود ديد يكساني‌ ندارند. زماني‌ كهكودكي‌ متولد مي‌شود، نخستين‌ پرسشي‌ كه‌ پس‌ از سلامتي‌ نوزاد مطرح‌ مي‌شود، جنسيت‌ اوست‌. اگر نوزاد دختر بود، لباس‌ صورتي‌ و اگر پسر بود لباس‌ آبي‌ به‌ تن‌ او مي‌كنند و برهمين‌ اساس‌ رفتار بزرگسالاننيز طبقه‌بندي‌ مي‌شود.  به‌ پسران‌ فرصت‌ بيشتري‌ براي‌ كندوكاو دنياي‌ فيزيكي‌ پيرامون‌شان‌ داده‌ مي‌شود و همين‌ امر موجب‌ تقويتمهارت‌هاي‌ حركتي‌ بيشتر آنان‌ مي‌شود. برعكس‌ دختران به شيوه‌ييمحدودتر پرورش‌ مي‌يابند و آنان‌ را براي‌ تعاملات‌ كلامي‌شان‌ بيشتر تشويق‌ مي‌كنند.

جان‌بيكس‌ ،دريافت‌ كه‌ دختران در سنين‌ بين‌ 14 - 10سالگي‌ بطور محسوسي‌ دچار ضعف‌ اعتماد به نفس مي‌شوند. طبق‌ تحقيق‌ او دختران در آغاز سن‌ مدرسه‌ و شروع‌ دبستان‌ از خود پنداره‌ بالاتر و

 اعتماد به نفس بيشتري‌ نسبت‌ به پسران‌ برخوردارند. در حالي‌ كهطي‌ سالهاي‌ پاياني‌ دبستان‌ و آغاز دوران‌ نوجواني‌ اين‌ نسبت‌ برعكس‌ شده‌ است‌ و دختران  دچار ضعف‌ و كاهش‌ اعتماد به نفس مي‌شوند. اين‌ امر مي‌تواند ناشي‌ از نظام‌ آموزشي‌،ديدگاههاي ‌ فرهنگي‌ و نحوه‌ تعاملات‌ اجتماعي‌،درباره‌ نقش‌ جنسيت‌ نوجوانان‌ باشد. دكتر ديپولد (1995) طي‌ تحقيقي‌ به ‌ اين‌ نتيجه‌ رسيد كه‌ نوجوانان‌ دختر در مقايسه‌ با نوجوانان‌ پسر، بيشتر دچار اضطراب‌ فشار رواني‌ و افسردگي‌ مي‌شوند.

.يكي‌ از عوامل‌ موؤثر در كاهش‌ اعتماد به نفس و ضعف‌ خودپنداره ‌ دختران ‌،بلوغ‌ جنسي‌ و تغييرات‌ جسماني‌ آنان‌ است‌. بطور معمولدختران‌ 2 الي‌ 3 سال‌ زودتر از پسران‌ بالغ‌ مي‌شوند و همين‌ امر

  باعث‌ مي‌شود كه‌ آنها با پختگي‌ كمتري‌ با اين‌ فرايند روبرو شوند به‌ عبارت‌ ساده‌تر يك‌ دختر در 11 -10 سالگي‌ مراحل‌ بلوغ‌ خود را طي‌ مي‌كند، در حالي‌ كه‌ يك‌ پسر در حدود 14 - 13 سالگي‌، يعني

حدود دو تا سه سال‌ بعد از دختر به‌ اين‌ مرحله‌ مي‌رسد. طي‌ اين‌ مدتدختران ناگهان‌ با تغييرات‌ جسماني‌ گوناگوني‌ روبرو مي‌شوند كهبراي‌ آنها محدوديت‌هايي‌ را نيز به‌ همراه‌ مي‌آورد. اين‌ احتمال‌ وجود دارد كه‌ افسردگي‌ و ضعف‌ خودپنداره‌ دختران‌ ناشي‌ از احساسنارضايتي‌ آنان‌ نسبت‌ به وضعيت‌ ظاهر و تن‌ انگاره‌ خود باشد. زيرا ضعف‌ تن‌انگاره‌، ازدياد وزن‌ و زيبايي‌ ظاهر براي‌ دختران ‌ بسيار مهمتر از پسران‌ است‌.  در مواردي‌ نيز دختران ‌ نمي‌توانند خود را با اينتغييرات‌ جسماني‌ سازگار كنند و آن‌ را بپذيرند. در نتيجه‌ خود پنداره‌ آنان‌ لطمه‌ مي‌بيند و دچار ضعف اعتماد به نفس مي‌شوند.

يكي‌ از روانشناسان‌ معاصر به‌ نام‌ دكتر «نانسي‌ اسميت‌» معتقد است‌ :«پسران‌ براي‌ ماجراجويي‌ و قدرتمندي‌ و دختران ‌ براي‌ وابستگي‌ و محتاط‌ بودن‌ تشويق‌ مي‌شوند». زماني‌ كه‌ پسري‌ دچار مشكل‌ مي‌شود، او را تشويق‌ مي‌كنند تا درصدد مبارزه‌ با آن‌ مشكل‌ برآيد. در حالي‌ كه‌ وقتي‌ دختري‌ در چنين‌ شرايطي‌ قرار مي‌گيرد با گفتن‌: «اجازه‌ بده‌ تا كمكت‌ كنيم‌» و يا حتي‌ بدتر از آن‌، «بگذار ما اين‌ كار را برايت‌ انجام‌ دهيم‌...» در صدد رفع‌ مشكل‌ او بر مي‌آيند و اينموضوع‌ ،مفهومي‌ از احساس‌ «درماندگي‌ آموخته‌ شده‌» دربردارد. به ‌ عبارت‌ ساده‌تر او را به‌ ناتواني‌ و وابستگي‌ عادت‌ مي‌دهيم‌. دكتر اسميت‌ معتقد است‌ كه‌ مي‌توان‌ دخترانرا همچون‌ پسران‌ افرادي‌ قوي‌ و متكي‌ به نفس بار آورد. وي‌ نكات‌ زير را به‌ منظور راهنمايي‌ والدين‌ و مربيان‌ يادآور مي‌شود:
 
1-اجازه‌ دهيد كه‌ دخترتان‌ نيز همچون‌ پسرتان‌ با شن‌ و خاك‌ بازي‌ كند و از اينكه‌ خود را كثيف مي‌كند، ناراحت‌ نشويد.

 2- به دخترتان‌ اجازه‌ دهيد كه‌ با حيوانات‌ خانگي‌ مثل‌ پرندگان‌، ماهي‌ها، لاك‌پشت‌ و  ... بازي‌ كند و بعد از بازي‌ خوب‌ دست‌هايش‌ را بشوييد.

3 -والدين‌ مي‌توانند دخترانشان‌ را نسبت‌ به ‌ انجام‌ كارهاي‌ فني‌ گوناگون‌ تشويق‌ كنند و آنان‌ را با وسايل‌ و ابزارآلاتي‌ مثل‌ ميخ‌، چكش‌، آچار و از اين‌ قبيل‌ آشنا سازند . حتي‌ اگر ضربه‌يي‌ با چكش‌ بر روي‌ دست‌ خودش‌ زد ، چندان‌ هول‌ و پريشان‌ نشوند.


جان ‌اسموتني‌ ، توجه‌ به‌ نكات‌ زير را براي‌ رشد و ارتقاي‌ اعتماد به نفس دختران ‌ لازم‌ و ضروري‌ مي‌ داند:

1  - دختران خود را تشويق‌ به مطالعه‌ زندگينامه‌هاي‌ زنان‌ سرشناس‌ و برجسته‌ تاريخ‌، علوم‌، هنر ،ادبيات ‌، ورزش‌ و ... كنيد.

2 -سعي‌ كنيد دخترانتان‌ را به مشاهده‌ فيلم‌هايي‌ تشويق‌ كنيد كه‌ هم‌ مردان‌ و هم‌ زنان‌ داراي‌ نقش‌هاي‌ مثبت‌ و سازنده‌يي‌ در  آن‌ باشند.

3  -به سوؤالات‌ دخترتان‌ به ‌ همان‌ ميزان‌ كه‌ به سوؤالات‌ پسرتان‌ اهميت‌ مي‌دهيد، توجه‌ كنيد. با آنها درباره‌ روابط‌ خانوادگي‌ ،دوستي‌ها و مباحث‌ مختلف‌ فرهنگي‌ اجتماعي‌ صحبت‌ كنيد.

 

 

  
نویسنده : والدین ایرانی ; ساعت ۱٠:٥۸ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ٧ آبان ،۱۳۸۳

تحقيق تيرماه ۸۳- اعتماد به نفس در کودکان - قسمت هفتم

آنچه كودكان نياز دارند !

نويسنده : دكتر جني فريدمي

مترجم : الهام روشن پور

  هيچ كس نمي داند كه آيا محيط و طبع انسان سبب تفاوت در رفتار او نسبت به پسران و دختران مي گردد و يا روش تربيت او. اما تحقيقات نشان داده‌اند كه والدين مي‌توانند نقش بسيار مهمي را در كمك و حمايت كودكانشان در جهت يافتن روش هايي سالم و مفيد براي مقابله و رو به رو شدن با تعصبات مربوط به جنسيت ايفا نمايند. اولين قدم براي دستيابي به اين امر مهم آگاهي از نيازهاي كودكان مي باشد. 

 

 آنچه دختر كوچكتان نياز دارد

اعتماد به نفس : سعي كنيد همواره كودكتان را تشويق و ترغيب نماييد تا خصوصياتي را كه شما از او انتظار داريد، در خود پرورش دهد. براي مثال ممكن است به او بگوييد : من مطمئنم تو آنقدر شجاع هستي كه بتواني پله ها را يكي يكي بالا بروي. بگذاريد او خود را بشناسد و بداند كه شما كاملا به توانايي‌هايش اعتماد داريد. به  او اطمينان دهيد كه با نشاط، سرشار از انرژي و همچنين با لياقت است.

 خودكفايي : بگذاريد فرزندتان احساس نمايد كه فردي با لياقت و قابل است و آنچه را كه قادر است، اجرا نمايد. براي مثال ليوان آب ميوه را در دستانش بگيرد و بنوشد. موهاي خود را شانه كند و بدون كمك شما يا ‌‌ديگران خانه اي بسازد. مي توانيد در مواردي او را راهنمايي كنيد. مي توانيد به او بگوييد : براي نگه داشتن قطعات خانه سازي بر روي يكديگر و ساختن خانه ، بهتر است اين كار را انجام دهي... و يا به او يادآوري كنيد كه براي آن كه قدش به شير آب برسد مي تواند صندلي كوچكي را زير پاهايش بگذارد، اما بگذاريد كه او شخصاً امور خود را انجام دهد.

 ارتباطات و هماهنگي خاص: براي او اسباب بازي‌هاي گوناگوني نظير انواع ماشين‌هاي بازي و اتومبيل‌هاي متفاوت، قطعات خانه سازي، وسايل گل بازي، انواع توپها و وسايلي كه بتواند براند و يا از آنها بالا برود ، تهيه نماييد.

آمادگي جسماني : با او بازي كنيد و او را به فعاليت واداريد. همراه با او مسيري را به صورت سينه خيز طي كنيد، به دنبال هم بدويد و يا كشتي بگيريد. حتي دختر بچه‌هايي كه براي اجراي ورزش هاي سازمان يافته كوچك هستند از انجام دادن كارهايي نظير بالا رفتن از سطحي شيب دار و سر خوردن از آن ، دويدن و پشتك زدن روي سطحي نرم، احساس هيجان و لذت فراوان مي نمايند.

قدرت تصميم گيري: فرصت‌هاي گوناگوني را در انجام‌كاري خاص به دختر كوچكتان  پيشنهاد دهيد و او را ترغيب نماييد تا خود تصميم گيري نمايد. اگر هنوز فرزندتان نوپاست، بگذاريد او ليوان يا بشقابي را كه مي خواهد در آن آب يا غذا بخورد، خودش انتخاب كند و يا اگر كودكتان مي خواهد با يكي از دوستانش بازي كند، بگذاريد او خود از ميان دوستانش يك نفر را انتخاب كند.

كنجكاوي : فرصت‌هايي را براي او مهيا كنيد تا بتواند در محيط اطراف خود سياحت و كاوش نمايد. زماني كه فرزندتان هنوز نوزاد يا نوپاست منزلتان را براي او كاملاً ايمن نماييد به طوري كه او بتواند آزادانه بدون آن كه خطري تهديدش كند در آن حركت كند. او را به كتابخانه، پارك يا باغ وحش ببريد. هم چنين بهتر است به نقاط مختلف كشور ‌سفر كنيد و او را با مكان‌هاي جديد آشنا كنيد. 

 

آنچه پسر كوچكتان نياز دارد
محبت ظاهري :
پسر كوچولوي شما بيش از دخترتان نياز دارد كه او را در آغوش بگيريد. بنابراين اگر او در حال گريه كردن است، اين كار شما او را بسيار آرام و ساكت مي نمايد. زماني را به بازي كردن با او ، به ويژه اجراي بازي هاي آرام و بي سر و صدا اختصاص دهيد. همچنان كه پسر كوچكتان بزرگ تر مي‌شود، به او اجازه دهيد تا بازهم به آغوشتان پناه آورد.

مهارت‌هاي كلامي : همواره با كودكان حتی در دوران نوزادي صحبت كنيد. صداي ملايم شما سبب مي شود او احساس آرامش نمايد. همچنين حرف زدن با كودكتان، سبب پرورش مهارت‌هاي كلامي او مي‌شود.

توجه و احترام به ديگران: براي فرزند خود توضيح دهيد كه چگونه اعمال و رفتارش بر ديگران تاثير مي‌گذارد. تحقيقات نشان مي دهند كه هنگامي كه دختر بچه اي رفتار بدي از خود نشان مي دهد اغلب به او گفته مي شود كه اين كار او شخصي را آزرده است. براي مثال ممكن است گفته شود: ”الهام تو با اين كارت نسرين را آزار داده اي.“ اما بسيار مشاهده شده كه زماني كه پسر بچه به خاطر انجام كار يا رفتار نادرستي تنبيه مي‌شوند، ناراحتي و عصبانيت خود را بر دانستن اثرات رفتار بد خود بر والدين و هم‌بازي‌هايشان ترجيح  مي دهند.

رفع درگيري ها به صورت صلح آميز: پسر كوچكتان را با روش‌هايي سودمند در جهت رفع كشمكش‌ها و درگيري‌هايش آشنا كنيد. ممكن است او در شرايط ناآرامي قرار گرفته باشد، براي مثال هم سن و سالانش به  او حمله كرده و يا او را كتك زده و در اين حال او نيز مقابله به مثل كرده باشد. برايش شرح دهيد كه آزردن و آسيب رساندن به ديگران، ‌كاري نادرست است. بهتر است روش هاي ديگري را به او آموزش دهيد تا بتواند عصبانيت و ناراحتي خود را از طريق آنها ابراز نمايد.

بيان احساسات : پسر كوچولوي خود را تشويق كنيد تا احساساتش را بيان نمايد. حتي از او بخواهيدگريه خود را بروز دهد. اگركودك‌تان اين پيام رادريافت ‌كند كه احساساتي نظير ناراحتي، اندوه و ... مجاز نمي‌باشند قطعاً مي‌آموزد كه چنين احساساتي را حتي در زمان بزرگسالي نيز در خود سركوب نمايد.

تحقيق از پريسا

 

  
نویسنده : والدین ایرانی ; ساعت ۱٠:٥٥ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ٧ آبان ،۱۳۸۳