تحقيق تيرماه ۸۳- اعتماد به نفس در کودکان - قسمت دوم

منبع :چگونه با کودکم رفتار کنم .

نويسنده : دكتر گاربر

مترجمين : دكتر احمد شريف تبريزي، دكتر شاهين خزعلي ، دكتر هومن حسيني نيك- زير نظر دكتر ولي الله سهامي

انتشارات مرواريد

گزيده شده از بخشهاي 7-10 -13

 

 

احساس عزت نفس در کودکان ایجاد کنید

 اگر کودکتان احساس عزت نفس کافی داشته باشد نیازی نخواهد داشت که دارایی ها و کارهایش را به رخ دیگران بکشد

به کودکتان محبت بی دریغتان ، را ابراز کنید . کودکتان باید اطمینان یابد که او را به خاطر کسی که هست و یا کاری که انجام می دهد ، دوست دارید . به او بگویید دوستش دارید و افتخار می کنید که او فرزندتان است . 

برای والدین آسان است که فقط به رفتارهای نادرست کودکان خود توجه کنند و اعمال درست آن ها را در نظر نگیرند . والدین آن چنان در تعلیم و مراقبت از فرزندانشان غرق هستند که وقتی عمل خوبی از آن  ‌ها سر می زند ، آن را به سادگی بدیهی تلقی می کنند ، اما وقتی اشکالی در رفتار آن ها رخ می دهد ، همه اشتباهات شان را به رخشان می کشند . در نتیجه کودکان در توری از انتقاد به دام می افتند.

انتقاد همراه با کمی ستایش ، نتایج بهتری به بار می آورد . کودک شما می خواهد که به او توجه کنید و می خواهد این توجه را از هر طریقی که می تواند ، به دست آورد . اگر دیدگاه شما منفی باشد ، او از راه های منفی به هدف خود می رسد .اما اگر شما روی نکات مثبت تمرکز کنید ، در مقابل، رفتارهای خوب بیشتری دریافت خواهید کرد زیرا در این حالت کودک با رفتارهای مثبت خود، سعی در جلب توجه شما خواهد داشت.

اگر به تشویق و تحسین کودکتان عادت ندارید ممکن است انجام آن برای اولین بار دشوار باشد اما هر چه بیشتر آن را انجام دهید ، برایتان طبیعی‌تر و آسان‌تر خواهد شد. شما به زودی در می یابید که تعریف و تمجید تأثیر قدرتمندی دارد که فقط شماری از آن می تواند یک رفتار جدید را شکل دهد و با مقداری کمتر ، تغییر ایجاد شده را حفظ کند.

 اگر در هنگام تحسین کردن راهنمایی های زیر را به کار ببندید به زودی خواهید دید که این کار به عنوان یک روش تربیتی و انضباطی بسیار مؤثر است.

 

رفتار کودک را باید تحسین کنید نه شخصیت او را

 مثلا"وقتی  کلماتی نظیر : لجباز ، تنبل و خودخواه را به کار می برید این یک حلقه معیوب است و راه به جایی نمی برد. تغییر دادن شخصیت به مراتب مشکل تر از تغییر دادن رفتار است. وقتی برای تغییر دادن رفتار کودک تلاش می کنید ، احتمال مؤفقیت شما بیشتر است.

 گفتن عبارت پسر خوب یا دختر خوب نمی تواند احساس مشخصی را به کودک القاء کند مگر آنکه کودک بتواند آن را با رفتارهای خود ارتباط دهد .زیرا تصور هر کسی از خود بر پایه تصوری که از اعمالش دارد ، استوار است.

مؤثرترین راه برای آموزش رفتار خوب ، شکل دادن رفتار با تحسین است.

 

از تحسین های ویژه استفاده کنید

 هدف از تحسین کردن افزایش رفتارهای شایسته است، پس شما باید بر رفتارهای خاصی که مورد قبولتان هستند ، تأکید کنید. هر چه تحسین شما اختصاصی‌تر باشد کودک درست بودن کارش را بهتر درک می کند و احتمال اینکه آن عمل را تکرار کند بیشتر است .برای نمونه یک روز صبح متوجه می‌شوید که کودک شما رختخوابش را مرتب کرده است ، در همان حال نیز مشغول شانه زدن موهایش است . اگر به سادگی بگویید " آفرین عزیزم" او نمی فهمد که منظور شما رختخوابش است یا موهایش . پس باید بگویید " از اینکه امروز صبح رختخوابت رو جمع کردی خیلی خوشم اومد. ممنونم."

 

هر پیشرفتی را تحسین کنید

 مراقب باشید تا به رفتارهای خوب کودکتان توجه کنید و آن‌ها تحسین کنید . اگر به فرزند خردسالتان گفته اید که باید اسباب بازیهایش را پس از بازی کردن مرتب کند ولی او قبلا" هیچ گاه این کار را انجام نداده است، پیشرفت های کوچک او را ستایش کنید . برای نمونه دفعه اول به خاطر برداشتن یکی از اسباب بازیها  از کف اتاق و گذاشتن آن در کمد  از کودکتان تعریف كنید و به او آفرین بگویید که : چه کار خوبی کردی که کامیونت را در کمد گذاشتی. بگذار تا کمکت کنم تا بقیه را هم جمع کنی . و دفعه بعد به خاطر جمع کردن دو تا از اسباب بازیهایش از او تعریف کنید و همین طور ادامه دهید. 

 هنگامی که رفتار جدیدی تثبیت شد برای حفظ آن به تحسین کمتری نیاز است و لازم نیست کودک در مورد آن رفتار بخصوص به طور مداوم تمجید شود . در عوض به طور اتفاقی این کار را انجام دهید. مثلا" هر 5 یا 10 بار که کودک آن را انجام می دهد از او تعریف کنید این روش باعث تقویت رفتار مزبور کودک می شود. 

 

به طور مناسب و مقتضی تحسین کنید

برای دریافت پاسخ های بهتر ، نوع تحسین را با سن و اخلاق کودک متناسب کنید .برای نمونه در آغوش گرفتن و بوسیدن و دیگر نشانه های عملی محبت همراه با کلمات مهر آمیز برای کودکان خردسال مؤثرترند . اما در کودکان بزرگتر بهتر آن است که از پیام های سری استفاده کنید زیرا این کودکان دوست دارند به طور خصوصی تشویق شوند.

 

توجه

 به خاطر داشته باشید که جملات تکراری خسته کننده مي‌شوند . و تأ ثیر خود را از دست می دهند . برای تقویت اثرات تحسین می توانید یک جایزه را نیز با آن همراه کنید . ولی هدیه دادن را برای زمانهای خاص بگذارید تا همیشه منتظر آن نباشد.

 

بلا فاصله تحسین کنید

 تحسین کردن بخصوص در مورد کودکان خردسال وقتی مؤثر است که بدون معطلی صورت گیرد . نگذارید تا بین رفتار پسندیده او و پاسخ شما فاصله زیادی بیفتد . گرچه کودکان بزرگتر قادرند این فاصله زمانی را درک کنند .

 

تحسین را با علاقه بی قید و شرط بیامیزید

در مواردی که کودک فقط هنگام تحسین شدن مورد توجه والدینش قرار می گیرد، به تدریج نسبت به آن احساس نیاز می کند . برای رفع این مشکل بهترین کار این است که پس از جا افتادن یک رفتار جدید رفته رفته از میزان تعریف و تمجید بکاهیم و آن را به طور مروری انجام دهیم .زیرا همیشه هر وقت کودک عملی شایسته را انجام می دهد والدینش برای تشویق کردن او حضور ندارند . شما وقتی به طور اختصاصی و با دید مثبت روز رفتار او نظر می دهید، به او نشان می دهید که حتی وقتی در حال بررسی رفتارش نیستید نیز به او ارزش می دهید و بدون قید و شرط دوستش دارید . بغلش کنید،  به او توجه کنید ، به حرفهایش گوش دهید ، برایش ارزش قائل شوید و به او اطمینان بدهید که لازم نیست برای بدست آوردن علاقه شما نگران باشد، چون در هر حال و همیشه از آن برخوردار است.

 

به کودکتان کمک کنید تا مهارت ها ، علایق و فعالیت‌هایی را پیدا کند . کودکی که مهارت‌ها و علایقی دارد ، اطلاعات و تجارب بیشتری برای اشتراک گذاشتن دارد . علاوه بر این ، درباره خودش احساس بهتری می یابد ، زیرا اطلاعات و توانایی‌های ویژه ای دارد. 

به حل و رفع مشکلات مدرسه ای کودک بپردازید . اگر کودکتان در یاد گیری مشکل دارد ، تمام روز او تبدیل به یک درگیری نا خوشایند می شود. کودکی که شکست ‌هاي دائمی را تجربه می کند ، نمی تواند احساس موفقیت یا توانایی داشته باشد . با کمک گرفتن ، بکوشبد در مدرسه احساس خوبی داشته باشد.

 

باورهای کودک را تغییر دهید

اگر کودک در بحث ها شرکت نمی جوید ، چون فکر می کند برای شرکت کردن باید بی نقص باشد و نمی خواهد ریسک اشتباه کردن را بپذیرد و یا می ترسد به او بخندند ، باید بکوشید این گونه تفکرات و احساسات را در او تغییر دهید.  با کودک صحبت کنید . برای او توضیح دهید که این گونه اندیشیدن اشتباه است و او را قانع کنید  که رفتارش را تغییر دهد.

 یک مثال بزنید . نمونه هایی از نحوه پرسیدن را به کودکتان نشان دهید به طوری که در خیابان ، فروشگاه و جاده از دیگران سؤال کنید تا راهنمایی تان کنند .به او نشان دهید که پرسیدن ، ریسک نیست.

 به واکنش خود در مقابل سؤالات کودک ، توجه کنید .از خود بپرسید که آیا شما به طور نا خودآگاه رفتار کنجکاوی و سؤال کردن کودک را سرکوب کرده اید یا نه ؟ ممکن است سرتان شلوغ بوده ، حوصله حرف زدن نداشته اید ، حوصله سر و صدا نداشته اید و یا نمی خواسته اید پاسخ منفی بدهید.

به هر صورت ، برای این که کودک بتواند اعتماد به نفس کافی را برای حرف زدن و پرسیدن داشته باشد ابتدا باید شما رفتارتان را تغییر دهید. 

برروی مشارکت افراد با یکدیگر تأکید کنید . برای اینکه اعضای خانواده بتوانند با هم صحبت کنند از وسیله ای مانند میز شام استفاده کنید . بدین ترتیب که از همه افراد خانواده بخواهید دور همان میز درباره اتفاقاتی که در طی روز برایشان افتاده، صحبت کنند و یا پس از اینکه به اخبار رادیو و تلویزیون گوش دادید ، عقیده کودک را درباره اخبار بپرسید. رفتار جدید کودک را تحسین کنید و اورا به پرسیدن و صحبت کردن، ترغیب کنید. علاقه شما و مهارت های خوب شنیدنتان ، او را به پرسیدن تشویق خواهد کرد.

 اعتماد به نفس کودک را تقویت کنید .کودک را برای مطرح کردن هر گونه سؤال تحسین کنید و مراقب باشید هیچ گاه با جملاتی نظیر : عجب سؤال احمقانه ای ! اعتماد به نفس او را از بین نبرید . هدف شما این است که کاری کنید تا کودک احساس راحتی و امنیت کند حتی اگر پاسخ هیچ سؤالی را نداند .

 به کودکتان کمک کنید تا دوستانی پیدا کند . دوستی ، یکی از مهمترین ارتباطاتی است که با برقراری آن ، کودک در مورد خودش می آموزد، و اعتماد به نفس پیدا می کند . کودکی که در دوست‌یابی مشکل دارد و یا از جمع اخراج شده است ، تصویری منفی از خودش پیدا می کند . بیرون بودن از جمع ، دلپذیر نیست به ویژه هنگامی که کودکان دیگر این احساس را در کودک القاء می کنند که خواستنی نیست.

 

برای آموزش دوستیابی به کودک می توانید نکات زیر را به کار ببرید:

      الف - برای زمان بازی خردسالان و کودکان قبل از سنین مدرسه، برنامه ریزی کنید. اگر در محلی که زندگی می کنید کودکان زیادی نیستند ، کودکان را برای بازی دعوت کنید . موقعیت و زمان بازی را تا هنگامی که روابط تثبیت نشده اند و بزرگسالان نیز علاوهبر کودکان همدیگر را نشناخته اند ، محدود کنید.

      ب - در فعالیت های خانوادگی وارد شوید . این موقعیت ها به کودک فرصت می دهد که مهارت های اجتماعی را به کار گیرد و در عین حال نظاره گر ارتباط شما با دیگران باشد. و همچنین گردش های خانوادگی باعث ایجاد پیوند های عمیق داخل خانواده می شود و بعد ها که کودکتان باید در مقابل فشار گروه همسالان ایستادگی کند نتیجه خود را نشان خواهد داد.

 

فشار را بردارید .کودک را در مقابل مردم انگشت نما نکنید: نمیتونی به دایی‌ت سلام کنی!  یا برای همه از یک تا ده بشمار! هر چقدر کودک در موقعیت‌های اجتماعی به خودش توجه بیشتری داشته باشد ، برای او مشکل است که احساس راحتی کند.

به کودک بر چسب نزنید .توصیف کودکتان به عنوان خجالتی ، تنها ، ساکت و يا سرد ، روشی غلط است که بعد تاوانش را پس خواهید داد.

 درباره دوستی صحبت کنید .درباره وضعیت دوستی ها و اینکه چطور در طی سالها دوستان زیادی خواهد داشت که بعضی از آنها به مدت طولانی و بعضی از آنها تنها مدت کوتاهی دوست خواهند بود ، گفتگو کنید به او بگویید که اغلب مردم ، انواع زیادی دوست دارند و تعداد کمی یاران مورد اعتماد دارند.

 مشخصات یک دوست خوب را به او بگویید . از او بپرسید که دوست دارد چه طور دوستانی داشته باشد.

  

فهرستی از رفتارهای مثبت تهیه کنید .این کار ، روش بسیار مؤثری است. با اینکه برای کودکانی که برداشت خوبی از خودشان ندارند، مشکل است . از کودکتان بخواهید که تمام رفتارهایی را که در خودش دوست دارد ، بنویسد . شما نیز می توانید فهرستی از جنبه‌های خوب او را تهیه کنید . از او بخواهید که تحسین‌هایی که دریافت می کند و یا چیزهایی را که دیگران در او دوست دارند ، ثبت کند.

 

 یک کتاب خوب تهیه کنید . به صورت طنز تمام رفتارهایی را که در کودک تصدیق و تحسین می کنید ، ثبت کنید. به طور منظم ، کتاب را با همدیگر دوره کنید . کودکتان از داشتن این همه نکات مثبت ، تعجب خواهد کرد.

 ثابت قدم باشید . اعتماد به نفس ، به سرعت ایجاد نمی شود . بنابراین ، حتما" این کار را تبدیل به یک تلاش دراز مدت کنید که هر روز ، بخشی از آن انجام می شود . همواره بکوشید که اظهارنظرهای مثبت را افزایش دهید ، در عین حال انتقاد را به حداقل ممکن برسانید.

 

 

 

منبع : کتاب رشد و شخصیت کودک

 

تألیف : هنری ماسن، ترجمه : مهشید یاسایی

 

عزت نفس

همچنانکه کودکان از خود درکی پیدا میکنند و هویت خود رامی یابند، تلویحاً برای خصوصیات خود ارزش منفی یا مثبت قائل میشوند.

مجموع ارزیابی‌هایی که کودک از خود میکند، عزت نفس او را تشکیل میدهد. عزت نفس "خود پنداره" نیست، زیرا ارزیابی در آن دخالت دارد. "خود پنداره" مجموعه ای است از عقاید فرد درباره خود که بیشتر بر مبنای توصیف است تا قضاوت.

ممکن است بعضی از بخشهای "خود پنداره" خوب یا بد تلقی شود، ولی بعضی از بخشها نه خوب تلقی شود نه بد. اینکه کسی موی سیاه و صدای نرمی دارد ، بخشی از "خود پنداره" است ولی این خصوصیات نه خوب هستد و نه بد. مثلا یک پسر بچه هشت ساله ممکن است از خودش این تصور را داشته باشد که زیاد دعوا می‌کند. اگر برای این توانایی در دعوا راه انداختن ارزش قائل باشد و به خودش حق بدهد، این خصوصیت به عزت نفس او می افزاید. ولی اگر از اینکه مدام دعوا راه می اندازد ناخشنود باشد این خصوصیت پرخاشگری احتمالاً عزت نفس او را کاهش می دهد.

 

 

اندازه گیری عزت نفس

وقتی از کودکان می پرسیم که چقدر خودشان را دوست دارند و یا توانائیهای خود را چگونه ارزیابی می کنند غالبا پاسخ‌هایی می دهند که خالی از جانبداری نیست.

اندازه گیری عزت نفس کودکان زیر هفت سال دشوار است. اگر از کودکان پیش مدرسه‌‌ای سئوال شود که چه احساسی در مورد تواناییهای خود دارند ، غالباً می گویند که از خود رضایت دارند و در ضمن حالتی حاکی از تعجب و حیرت به خود می گیرند. کودکان در سنين نه تا یازده سالگی موقع ارزیابی خود غالباً گزارش‌هایی حاکی از دست کم گرفتن خود می‌دهند و احتمالاً حس مشخص و روشن‌تری در مورد توانایی ‌های خود در حوزه های مختلف دارند. (هارتر.1983). البته حتي کودکان بزرگتر هم ممکن است نپذیرند که خصوصیات نامطلوبی دارند وشاید ندانند که خصوصیات معینی از سوی دیگران نامطلوب قلمداد میشود.

در مطالعه‌ی ارزیابی کودکان از خود با ارزیابی معلمان و همسالان از آنان مقایسه شد. بسیاری از ارزیابی ‌های کودکان از خود با ارزیابیهای دیگران  از آنان همخوان بود ولی تقریبا یک سوم کودکانی که همسالان و معلمانشان آنان را ناتوان یا غیر محبوب ارزیابی کرده بودند، خودشان را توانا و محبوب ارزیابی کردند.

شاید عزت نفس این کودکان بیش از آن بود که دیگران فکر می‌کردند و یا اینکه بیش از آنچه واقعاً فکر می کردند تصور مثبتی از خود داشتند.

 

 

عزت نفس چند بعدی است

هر چند به نظر می رسد که افراد احساسی کلی در مورد ارزش خود داشته باشند عزت نفس در قلمروهای رفتاری مختلف فرق می کند. برای مثال ،بر اساس مقیاس استنباط کودک از توانائی‌های خود برای سه حوزه امتیازهایی در نظر گرفته می شود، مهارتهای شناختی ،اجتماعی و جسمانی. کودکان خود را در این سه حوزه به نحو متفاوتی درجه بندی می‌کنند.

بزرگسالان ممکن است بتوانند با تاکید بر حوزه هایی که کودکان در آن توانا هستند به ایجاد عزت نفس در آنان کمک کنند.

 تحقيق از پريسا

 

  
نویسنده : والدین ایرانی ; ساعت ٤:۳۳ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٢۱ امرداد ،۱۳۸۳

تحقيق تيرماه ۸۳- اعتماد به نفس در کودکان - قسمت اول

 -۱-رابطه بين والدين و كودكان(راه حلهاي جديد براي مسائل قديمي) . نوشته دكتر هايم جي گينات ترجمه سياوش سرتيپي

-2-چگونه به موفقيت فرزندمان كمك كنيم .نوشته آدل فابر و الين مازليش ترجمه ستاره آخوندي

-3-اعتماد به نفس(راهنماي دختران) .  نوشته  آنيتا نايك ترجمه شقايق قندهاري

-4-ده فرمان براي حرمت به خويشتن . نوشته دكتر كاترين كاردينال ترجمه گيتي خوشدل

-5-چگونه فرزندان خوشبختي داشته باشيم.  نوشته دكتر وين داير ترجمه توران مالكي

 

 

اعتماد به نفس چيست؟

 

اعتماد به نفس در يك جمله به معني اطمينان به خود، باور داشتن خود و از همه مهمتر دوست داشتن خود است.

كسي كه اعتماد به نفس دارد مي تواند با يقين و اطمينان "خود"ش باشد.به وجود خود احترام مي گذارد و بقيه را وادار به احترام به خود مي كند. توجه به خواسته هاي خود و رسيدن به اهداف و انتظارات خودش مسير حركتش را تعيين مي كند نه برآورده كردن انتظارات و خواسته هاي ديگران. او احتياجي به اثبات خود به ديگران ندارد و با قضاوت ديگران خود را تغيير و تطبيق نمي دهد.صداقت و روراستي از نتايج مهم اعتماد به نفس هستند.

از نشانه هاي كمبود اعتماد به نفس اين است كه فرد تعريف و تمجيد ديگران از خودش را باور نمي كند. در برابر كساني كه به نوعي برتري دارند احساس حقارت مي كند. در مورد ظاهر فيزيكي خود نگراني، ناراحتي و وسواس بسيار دارد. تنها خودش را داراي ضعف اخلاقي يا جنبه هاي منفي مي داند و به همين دليل احترام به خود او بشدت آسيب ديده است. در گفتگو ها و بحث ها شركت نمي كند چون يا چيزي براي گفتن ندارد يا در مورد اطلاعات خود در زمينه مورد بحث اطمينان ندارد و يا اصولا از صحبت در جمع مي ترسد. در برابر انتقاد دست و پاي خود را گم مي كند و احساس مي كند موجوديتش مورد پرسش قرار گرفته و تحقير شده است. از ريسك كردن ، شكست خوردن و تمسخر ديگران مي ترسد. به هر طريقي در صدد جلب رضايت ديگران است و اين باعث مي شود كه شخصيت ثابتي از خود بروز ندهد.

 

 

چگونه به اعتماد به نفس فرزندانمان آسيب مي زنيم؟

1-      انتقاد مخرب: در اين نوع انتقاد كردن به اظهار نظرهاي منفي در مورد شخصيت كودكمان مي پردازيم.وقتي كارها بطور اشتباه انجام مي گيرند زمان مناسبي براي آموزش به فرد خلافكار در مورد شخصيتش نيست. در اين زمان بهترين كار اين است كه با حادثه برخورد كنيم نه با شخص.

2-      برچسب زدن: اين كار به معني دادن برنامه منفي به ضمير ناخودآگاه كودك است. گرچه در ظاهر كودك ما خصوصيت برچسبي را انكار ميكند اما از آنجا كه دردرون دانش و آگاهي و تجربه والدين را برتر از خود ميداند، ناخودآگاه برچسب را دروني مي كند. علاوه بر اين برچسب زدن باعث برانگيختن احساساتي منفي مانند خشم و تنفر و احساس انتقام مي گردد كه در نهايت منجر به احساس گناه و تشويش در كودك مي شود.

3-      پرخاش و تمسخر: اين دو رفتار باعث ميگردند تا كودك نهايت سعي خود را بكار ببرد تا از قرار گرفتن دوباره در موقعيتهاي اين چنيني خودداري كند و از اين شعار پيروي كند كه " اگر تلاش نكند شكست نخواهد خورد!"

4-      اهميت دادن بيش از حد به معيارهاي ظاهري : باعث مي شود كه كودك ما عوامل بيروني را باعث ارزشمندي خود بداند و عوامل بيروني همواره قابل تغييرند بنابراين احساس ارزشمندي كودك ما بشدت آسيب پذير خواهد بود.

5-      عدم اعتماد به توانايي هاي كودكان : القاي ناتواني كودكان در انجام كارها از طرف بزرگترها بهترين دستاويز است براي اينكه كودكان از تلاش براي بهتر شدن طفره روند.

6-      داشتن توقعاتي بالاتراز توان كودك : باعث مي شود تا كودك نتواند به خوبي از عهده انجام كاري كه بر عهده گرفته برآيد و اين شكست را نشانه عدم كفايت و لياقت خود بداند.

7-      حمايت بيش از اندازه والدين  : باعث مي شود تا كودك با "خود" ي قرض گرفته از والدين زندگي كند و اين توانايي را نداشته باشد تا خويشتنش را توسعه دهد. كودك رشد خواهد كرد اما بالغ نخواهد شد.

 

 

اعتماد به نفس و پذيرش خطا:

ديگران را مسئول شرايط و موقعيت زندگي خود پنداشتن ، چيزي جز بهانه تراشيدن نيست. بچه هايي كه ياد مي گيرند خود را مسئول مستقيم مسائل و مشكلات خود بدانند، به خوبي ياد مي گيرند بطور مستقل و آزاد زندگي كنند. بچه هايي با اعتماد به نفس ضعيف سعي مي كنند از قبول مسئوليت سر باز زده و با محكوم كردن حوادث بيروني و مقصر قرار دادن ديگران واقعيتها را قلب و تحريف كنند . هر گاه ما بعنوان والد با كودكي برخورد كنيم كه جمله "تقصير من نبود" را بكار مي برد بايد به واكنشهاي قبلي خود فكر كنيم كه آيا در گذشته بچه ها را بخاطر قبول مسئوليت رفتارشان تنبيه و توبيخ نكرده ايم؟

 

دام تاييد طلبي:

از تاييد ديگران برخوردار بودن بهتر است تا با مخالفت ديگران روبرو شدن. جلب محبت اطرافيان به هيچ وجه كار ناپسندي نيست اما نيازمند تاييد ديگران بودن، باعث مي شود كه كودك به يك عامل بيروني براي اعتماد به خويشتن تكيه كند و اين عوامل بيروني مي توانند دائماً در حال تغيير باشند . اگر كودك ما از درون خود را قبول نداشته باشد، اطرافيان از طريق عوامل بيروني مانند تهديد، تمسخر و مخالفت مي توانند به او آسيب برسانند. تاييد طلبي كودكان را برده عقايد ديگران مي كند. كودكاني كه به عوامل بيروني براي تاييد شدن و رضايتمندي متكي هستند در بزرگسالي نيز به عوامل بيروني مانند الكل و مواد مخدر براي كسب رضايت پناه خواهند برد.

 

در راستاي كمك به اعتماد كودكانمان به خويشتنشان چه ميتوانيم بكنيم؟

1-      از تنبيه مخرب استفاده نكنيم. تنبيه مخرب بر پايه انتقاد مخرب استوار است. روشهاي پيشنهادي براي تنبيه بدين صورتند كه:

         الف - روشي را كه به كودك كمك مي كند نشان دهيد.

          ب - نارضايتي خود را بدون اينكه كسي را مورد حمله قرار دهيد نشان دهيد.

          پ - انتظارات خود را بيان كنيد.

          ت - روشي براي جبران اشتباه نشان دهيد.

          ث - پيشنهاد بدهيد.

          ج - بگذاريد تا كودك نتيجه رفتارش را ببيند.

 

2-       از تحسين مخرب استفاده نكنيم. تحسين نبايد كودكان را به تاييد بزرگسالان متكي كند بلكه بايد به او كمك كند تا به قدرتش در آن مورد بخصوص پي ببرد.

3-      به جاي برچسب زدن ، به كودك بفهمانيم كه انساني پوياست و ميتواند خود را هر روز و هر لحظه پيشتر ببرد و اگر دچار ضعف و ناهنجاري و مشكل است، راههاي زيادي براي بهبود خود در اختيار خواهد داشت.

4-      به هنگام قرار گرفتن در موقعيتهايي كه با پرخاش، تمسخر و تحقير شخصيتش مورد حمله قرار گرفته است، عقيده اش را در مورد خودش بهبود ببخشيم.  مي توانيم به او اطمينان بدهيم كه خصوصيات اخلاقي يا ظاهري او مانعي در برابر رشد و تعالي او نخواهند بود.

5-      در هر زمان توانايي هاي كودكمان را بشناسيم و مسئوليتهايي كه بر عهده اش ميگذاريم را متناسب با تواناييهايش در نظر بگيريم.

6-      وقتي براي كودك ما رويداد ناگواري اتفاق مي افتد، اعتماد به نفسش تضعيف مي گردد و كم شدن اعتماد به نفس موجب نگرش منفي به خود مي شود و همين نگرش منفي و تزلزل موجب پديد آمدن رويداد ناگوار ديگري مي گردد و كودك در اين چرخه معيوب مثل گردابي فرو مي رود. اين چرخه معيوب تنها با حمايت عاطفي و كلامي ماست كه از بين مي رود و به او كمك مي كند تا دوباره تواناييهايش را در زمينه فوق به آزمايش بگذارد.

 

كليشه هاي جنسيتي و اعتماد به نفس:

پسرا شيرن...مث شمشيرن

دخترا پنيرن...دس بزني مي ميرن

يا  دخترا موشن... مث خرگوشن

كليشه هاي جنسيتي رايج بين ما مبني بر ضعف و ناتواني جسمي و روحي دختران نه تنها اعتماد به نفس دخترهاي ما را از بين مي برد بلكه باعث پيدايش تصويري منفي و ضعيف از دخترها در ذهن پسرها ميگردد. اين كه جثه و فيزيولوژي بدن دخترها را دست آويز قرار دهيم تا از آنها موجوداتي ضعيف، متكي و نيازمند حمايت بسازيم، اين كه از شهامت و جسارت آنها با انتقاد ياد كنيم، اين كه بازيهاي آنها را به دخترانه و پسرانه تقسيم كنيم، اين كه رفتار دخترانه را رفتاري اطاعت گر القا كنيم، اين كه دنيا را به دنياي زنانه و مردانه تقسيم كنيم همه و همه اعتماد به نفس دختران ما را شديدا مورد حمله قرار مي دهند.

 

احساس ارزشمندي

 

اگر شما با باچه بصورت انساني مهم و با ارزش و جذاب برخورد كنيد كودك هم كلا تصويري از همين نوع از خود خواهد داشت. بدين ترتيب اولين بذرهاي ارزش دادن به خود كاشته مي شود.بچه همزمان به تجاربي كه از طريق آزمون و خطا در صحنه زندگي كسب مي كند احساس ارزشمندي را دروني مي سازد و با مشاهده و توجه به واكنشهاي شما تا رسيدن به دوران بلوغ احساس ارزشمندي يا بي ارزش بودن در او قوت مي گيرد.

به بچه هاي خود بياموزيد كه عوامل بيروني را محك ارزش و اعتبار خود به حساب نياورند و از ضمير خود كمك بگيرند.حتي اگر در كاري با شكست مواجه شدند با آنها طوري برخورد كنيد كه احساس ارزشمندي در ايشان تقويت بشود. اگر بچه ها رار تشويق كنيد كه به صورت انساني با ارزش، مهم و قابل اعتبار-صرف نظر از اعمال خاصي كه انجام مي دهند- به خود نگاه كنند، به تدريج حس ارزشمندي در آنها دروني مي شود.

 

اعتماد به نفس

 

اعتماد به نفس جنبه هاي گوناگوني را در بر مي گيرد. شما ممكن است در يك لحظه احساس اعتماد به نفس كنيد و در لحظه اي ديگر دچار تزلزل روحي شويد.فرزند شما ممكن است در منزل اعتماد به نفس كافي داشته باشد اما در مدرسه به هنگام پاسخ شفاهي به درس دست و پاي خود را گم كند.اعتماد به نفس بر اساس نمودارهاي رفتاري مورد سنجش قرار مي گيرد در حالي كه  احساس ارزشمندي بر اساس نگرشهاي فردي ارزشيابي مي گردد.

مولفه هاي اعتماد به نفس عبارتند از :

تمايل به خطر كردن،مبارزه طلب بودن، جرات، شهامت و قاطعيت داشتن.اعتماد به نفس را فقط مي توان از راه عمل و نه از طريق نگراني يا به كاري فكر كردن يا در باره آن صحبت كردن بالا برد.اگر فرزندتان كودكي بي دست و پاست يا قادر نيست كاري را به نحوي كه ترجيح مي دهد به انجام رساند در آن صورت بايد به فكر بالا بردن اعتماد به نفس در او باشيد.

براي آنكه از همان دوران طفوليت حس اعتماد به نفس را در كودك در همه جنبه هاي زندگي بالا ببريم بايد طوري آنها را تربيت كنيم كه حاضر به مبارزه جويي و خطر كردن باشند و از ترس شكست خود را نبازند. بسياري از اوقات به علت ترسي كه از شكست و خطر كردن داريم بچه هايمان را تشويق مي كنيم هماني كه هستند باقي بمانند و نه آنچه كه توانايي رسيدن به آن را دارند. مثل مادري كه به بچه اش مي گويد:"تا شنا ياد نگرفته اي در قسمت گودي شنا نكن."اينها برخوردهايي هستند كه اعتماد به نفس را در كودك پايين مي آورد در حالي كه به راحتي مي توان برعكس همعمل كد و با ديد خوشبينانه و مثبت به قضيه نگريست.مثلا مي توان به بچه گفت:"اگر مي خواهي شنا ياد بگيري نبايد از آب بترسي."پدر و مادر مسئول هرگز حاضر نيست احساس ترس و عدم توانايي رادر كودك خود تقويت كند.

 

چگونه اعتماد به نفس و ارزشمندي كودك را تضعيف مي كنيم:

 

1- به بچه هاي خود بگوييم دختر يا پسر بدي هستند.

2-هر وقت از آنها رفتار خوبي سر بزند به آنها بگوييم دختر و پسر خوبي هستند.در اينجا هم تفاوت ميان رفتار درست داشتن و انسان خوبي بودن مشخص نشده.

3-تمام مدت از بچه مچ گيري كردن و كارهاي زشت او را به او گوشزد كردن.

4- بچه ها را به اسامي خودماني ناميدن طوري كه احساس حقارت در آنها پديد آورد. القابي مانند فسقلي و توپولي و كوتوله و گامبو و...ارزش و اعتبار بچه ها را در نظر خودشان پايين مي آورد.

5- با بچه ها مثل نو آموز رفتار كردن يعني كساني كه هنوز به صورت انسان كامل درنيامده اند.

6-مقايسه كردن بچه ها با يكديگر

7- از دادن مسئوليت به بچه ها خود داري كردن، به جاي بچه ها فكر و عمل كردن.

8- انتقاد به هنگام اشتباه.

9- د رعوض بچه جواب سوالي را دادن به اي آنكه به خودش فرصت داده شود به مقتضاي سنش پاسخ گويد.

10- در مقابل فرزندتان در باره او صحبت كردن بطوري كه گويي خود او وجود خارجي ندارد.

11-هميشه از كودك فاصله گرفتن و از بوسيدن، لمس كردن، در آغوش فشردن، كشتي گرفتن و بازي كردن با او خودداري كردن.

 

محاكمه والدين!

 

اگر در زمره پدر و مادرهايي هستيد كه مايليد حس اعتماد به نفس و عزت نفس را در كودكتان افزايش دهيد بايد بهاعمال و رفتار خود دقيق شويد و ببينيد چه عملي از شما سر مي زند كه مانع رسيدن به هدف مي شود.اگر به انگيزه هاي خود پي ببريد روشهاي خود را تغيير مي دهيد.مهمترين فوايد رواني كه نصيب شما مي شود و در مقابل سبب مي شود كه فرزندان تصوير مغشوشي از خود داشته باشند به شرح زيرند:

1- يك بچه مطيع و سر به راه را آسانتر مي توان اداره كرد.

2- وقتي به جاي بچه خود فكر وصحبت مي كنيد احساس برتري و بزرگي مي نماييد. در اينجا شنونده تسليم شده اي داريد كه ناگزير است از شما حرف شنوي داشته باشد و ضمنا تسلط داشتن روي كودك به شما احساس قدرت و اعتباري مي دهد كه احتمالا در ساير جنبه هاي زندگي فاقد آن هستيد.

3- وقتي گناه « سطح فكر پايين داشتن و خود كم بيني» را متوجه فرزندتان مي كنيد در واقع مسئوليت تلاش براي پيشرفت او را از دوش خود برداشته ايد.خيلي راحت است كه به بهانه نقص ژنتيكي بار مسئوليت والد بودن را از شانه خود برداريد.

4- با تصحيح كردن و پند دائمي دادن و متكي نگاه داشتن كودك مي توانيد در محيطي ترس آلود به حكومت خود ادامه دهيد .جمله "تقصير از خود اوست" به شما اين تسكين را ميدهد كه حق با شماست

5- با همه افراد خانواده يكسان برخورد كردن كار شما را راحت تر مي كند.مقايسه بچه ها با يك استاندارد خاص باعث مي شود لزومي نداشته باشد كه با هركدام رفتار ويژه اي داشته باشيد.

6- بچه هاي وابسته  و متكي  حرف شنو و بره صفت هستند.

7- بچه هاي تاييد طلب يك عمر در فهرست بچه هاي ايمن از خطر باقي مي مانند.

8- به بچه ها القاي ناتواني جسمي و فكري كردن آنها را وابسته به تصميمات شما بار مي آورد.

9-

 

نمونه اي از رفتارهاي والدين با بچه ها كه مانع رشد فكري و روحي كودك مي شود.

 

1- بهانه به دست بچه دادن به نحوي كه كودك خيلي راحت بتواند در آينده از زير بار مسئوليت شانه خالي كند.جمله معروف "تقصير فلاني نبود شيطون گولش زد." نمونه بارز اين بهانه دادن است.

2- به جاي پيدا كردن راه حل روي شخصي كه مرتكب اشتباه شده تمركز نمودن.(من بايد بدانم كي اين ظرف را شكسته است!)

3- از بچه زير پا كشي كردن و بعد بر اساس اعتراف كودك او را تنبيه كردن.

4-فرافكني دائمي والدين و عدم قبول مسئوليت اعمالشان

5- هميشه در دعواي بچه ها دخالت كردن.

6- بهانه هاي ارثي به دست بچه دادن(درست عين بابا بزرگت هستي...)

7-مشق هاي بچه ها را نوشتن.

8- اشتباه خود را به گردن نگرفتن.

9- در تلاش و نگران بودن تا مردم را تحت تاثير نحوه لباس پوشيدن و سبك زندگي خود قرار دادن.

10- بچه ها را به تملق و چاپلوسي تشويق كردن. تاييد و تصويت ديگران را به قيمت بي ارزش كردن خود بدست آوردن به ويژه اگر اين كار براي بدست آوردن پول،نمره يا منافع ديگري باشد.

11- به هر قيمتي شده از برخورد با بچه ها دوري جستن و به آنها در حيطه منزل آزادي عمل كامل دادن و آنها را حاكم مطلق كردن.

12- از برقراري انضباط از ترس تاييد نشدن توسط بچه ها خود داري كردن.

13- به بچه ها با رفتاري خشك و مستبدانه اجازه ابراز عقيده و مخالفت كردن ندادن.

14- به بچه ها برچسب زدن.

15- به بچه ها اجازه پرسش ونقد رفتار والد را ندادن.

16- از بچه ها خواستن تا براي هر كاري كه مي خواهند انجام دهند از شما اجازه بگيرند.

17- وقتي واقعا ضرورتي ندارد آنها را وادار به معذرت خواهي كردن.

18-تحمل شندين عقيده مخالف را نداشتن و از كوره در رفتن.

19- به نمره خوب بيشتر از كسب علم بها دادن.

20- توسل به منابع خارجي را تنها راه چاره دانستن(قانون اينطور حكم مي كند، معلمت اين طور عقيده دارد و...)

21- دوستان بچه ها را انتخاب كردن و به آنها اجازه معاشرت با افراد خاصي ندادن.

22-وقتي بچه ها كوچك هستند به جاي آنها فكر وعمل كردن.

23- به پيشنهاد هاي بچه ها توجه نكردن.

24- عقيده آنها را در مورد مسائل خانواده جويا نشدن.

25- گوشزد كردن دائمي اين نكته كه شما بچه هستيد و نمي فهميد.

26- آنها را محبور به رعاين قوانين  وضع شده توسط ديگران كردن.

27- به كسب مدال و جايزه بيشتر از دليل آن اهميت دادن.

28- زندگي خود را با تكيه بر موفقيتهاي بچه ها اداره نمودن و از طريق او و حسن شهرتي كه دارد كسب ارزش واعتبار كردن.

29- احساسات، ترسها، عواطف و هيجانات آنها را مسخره كردن.

 

تحقيق از : نازنين

با تشکر از كتابخانه مركز پژوهشي كودكان دنيا که خيلي صميمانه تمام منابعشون رو در اختيارم قرار دادن.   و بعضی از منابع تحقيقم رو اونجا پيدا ٬ مطالعه و نت برداری کردم

  
نویسنده : والدین ایرانی ; ساعت ٩:۳٢ ‎ق.ظ روز شنبه ۱٧ امرداد ،۱۳۸۳

تحقيق تيرماه ۸۳- اعتماد به نفس در کودکان - سرمقاله

تحقيق تيرماه با عنوان "اعتماد به نفس در كودكان" به صورت سه بخش كتاب،مقاله و تجربي ارائه ميگردد. عناوين كتابها و مقالاتي كه موضوع اين تحقيق قرار گرفته اند به شرح زير مي باشد:

 

الف – بخش كتاب :

·         چگونه با كودكم رفتار كنم.

·         تغذيه و تربيت كودك

·         رشد و شخصيت كودك

·         مامان من تو را دوست ندارم

 

 

ب- بخش مقالات :

·         اعتماد به نفس

·         اعتماد به نفس كودك

·         پرورش اعتماد به نفس در كودكان

·         آنچه كودكان نياز دارند

·         اعتماد به نفس در دختران

·         دختران معتمد به نفس

·         والدين موفق

·         روحيه بچه ها را تقويت كنيم.

 

لازم به ياد آوري است كه مطالب فوق بصورت تدريجي تا پايان تيرماه در وبلاگ والدين ايراني قرار خواهد گرفت . ضمناً اطلاعات بيشتر در مورد منابعي كه در تحقيق فوق استفاده شده اند، در صدر مشروح هر عنوان درج خواهد گرديد.

 

محققين: پريسا ، فرنوش، مريم و نازنين

هماهنگ كننده : سميرا

 

  
نویسنده : والدین ایرانی ; ساعت ٩:٢٤ ‎ق.ظ روز شنبه ۱٠ امرداد ،۱۳۸۳

تحقیق خردادماه 83- مراقبتهاي دوران بارداري و نقش پدر در این دوران (قسمت چهارم)

بخش دوم=  نقش پدر در دوران بارداري

 

الف - هشت راه برای پدر بهتری بودن!www.babycenter.com

ب - چند موضوع هراس‌آور برای نوپدرها  http://www.pregnancy-info.net/

پ - چند نکته‌ برای نوپدرها  http://www.pregnancy-info.net/

ت - پدری کردن نسبت به کودک قبل از تولد نقش پدر در مراقبت و تربیت کودک

دکتر ویلیام سیرز ، ترجمه: شرف الدین شرفی

 

 

الف - هشت راه برای پدر بهتری بودن!

 

1- فعال تر باشید اگر پدرها خود ابتکار عمل را به دست نگیرند، هرگز نخواهند توانست مسؤولیت تربیت فرزند را آنچنان که خود می خواهند و آن چنان که شایسته ی فرزندانش است به عهده بگیرند. به جای این که  به راحتی کودک خندان یا گریان خود را به بغل مادرش بسپارید، سعی کنید جملاتی نظیر جمله زیر به او بگویید:«فکر کنم از پسش برمیام» . علاوه بر این پرسیدن و مشورت کردن با همسرتان در مورد چگونگی نگهداری بچه هیچ اشکالی ندارد: هر دوی شما چیزهایی می دانید که دیگری می تواند از آن بهره مند شود.

 

2- بیشتر تمرین کنیدفکر نکنید که همسر شما به طرز معجزه آسایی چیزی بیش از آنچه شما در قبال بچه انجام می دهید می داند. هرچه که او درباره ی پرورش کودکان می داند از طریق تجربه ی عملی یادگرفته- مثل بقیه ی چیزها. و راه این که شما هم بتوانید پدر بهتری باشید این است که خودتان کارهای مربوطه را انجام بدهید. اگر احساس عدم اطمینان یا عدم آمادگی می کنید از کمک گرفتن نهراسید.

 

3-  مفتخر باشید که روش خاص خودتان را برای برقراری ارتباط دارید مردان و زنان روش های متفاوتی برای تعامل با فرزندان شان دارند.مردان بر فعالیت های فیزیکی و انرژی بر تاکید دارند و زنان ر رشد اجتماعی و عاطفی. به کسی اجازه ندهید که به شما بگوید کشتی گرفتن و بالا و پایین پریدن در رختخواب( با مراعات سلامتی کودک) از کارهای دخترانه ای که همسرتان ممکن است انجام دهد( یا بخواهد انجام دهید) مهم تر است.  خشونت طبع و آشفتگی پدر نیز درس های ارزشمندی درباره ی تنظیم احساساتی چون هیجان و برانگیختگی برای کودک دارد. کودکانی با پدران فعال ( از نظر فیزیکی) بسیار محبوب تر هستند و در روابط شان با کودکان دیگر موفق ترند.


4-  از نظر احساسی در دسترس کودک باشیدبی تردید تعامل فیزیکی در کودکی بخش مهمی از روابط پدر- فرزندی است، اما باید از نظر احساسی نیز در موقعیت های بحرانی در دسترس باشید و همراهی کنید، جان گاتمن پیشنهاد می کند:« مردان باید از احساس خودشان آگاه باشند تا بتوانند احساسات فرزند شان را درک کنند. بنابراین باید هر کاری که لازم است بکنید تا ارتباط نزدیکی با کودک  برقرار کنید»


5- مشارکت کنید نه کمک!مدل سنتی پدر به عنوان کمک کار، یک مدل تاریخ مصرف گذشته است. اگر مردان مایل اند کاملا در مراقبت و تربیت فرزند مشارکت کنند، آن ها باید مسؤولیت خانه داری و بچه داری را فعالانه با همسرشان تقسیم کنند.

6-  فقط آخر هفته ها در دسترس نباشید برای این که یک پدر فعال و مؤثر باشید، در تصمیمات روزانه ی مرتبط با کودک تان مداخله کنید. سپردن همه چیز به همسرتان به این معنی است که پدر فقط در گوشه های کوچکی از زندگی کودک نقش دارد. بدون شرکت در کارهای عادی و روزمره، و فعالیت هایی که دوران کودکی را شکل می دهند، پدران، کودکان شان را  با خصوصیات خاص و ظریف شان نخواهند شناخت، دانستن این خصوصیات برای این که پدری حساس و فعال و مشارکت کننده باشید اهمیت فراوان دارد.

 

7- برای همسرتان احترام قائل شوید و آن را علناً نشان دهیدپدری فعال و مشارکت کننده به این معنی است که همه ی روش هایی که همسرتان برای ادارۀ خانواده به کار می برد به رسمیت بشناسید و به تصمیماتی که در زمان غیبت شما می گیرد احترام بگذارید. . سعی کنید سیستمی را در خانواده ایجاد کنید که در آن والدین و فرزندان فعالیت هایی را مشترکاً انجام دهند. همچنان که فرزندان رشد می کنند به آن ها نیز اجازه دهید در فرایند طراحی چنین فعالیت هایی مشارکت کنند.

 

8- نیاز به ارتباط را فراموش نکنید اگر همسرتان برای تقسیم نقش تربیت فرزند با شما، بی میل است، به او فرصت بدهید تا متوجه شود که درخواست شما برای مشارکت بیشتر در پرورش کودک واقعا جدی است و شما شایستگی و انگیزۀ کافی برای تغییر در میزان مشارکت تان در امر بچه داری را دارا هستید.

 

 

 

ب - چند موضوع هراس‌آور برای نوپدرها

- همسر من تبدیل به یک زن دیوانه شدهمتاسفانه این حقیقت دارد، اما خبر خوب این است که او به حال اول بازخواهد گشت .تنها نه ماه باید صبر کنید.

- همسرم چاق و نازیبا خواهد شدهم بله و هم نه. همچنان که کودک در درون او رشد می‌کند افزایش وزن نیز خواهد داشت. اما بسیاری از افراد از این که می‌بینند پارتنرشان در خلال بارداری زیباتر و دوست‌داشتنی‌تر جلوه می‌کند خوشحال می‌شوند.

- همسرم پس از حاملگی کاهش وزن نخواهد داشتبدن او پس از حاملگی تغییر می‌کند، بسیاری از زنان پس از بارداری با پیروی از سبک زندگی سالم به آسانی کاهش وزن پیدا می‌کنند، این به معنی استفاده از رژیم غذایی مناسب و تمرینات ورزشی منظم است.
 
- بی پول خواهیم شدتردیدی نیست که داشتن خانواده خرج دارد!

- من دیگر هرگز دوستانم را نخواهم دیدبا داشتن خانواده زندگی شما برای همیشه تغییرکرده است. از این رو خیلی مهم است که شما وقت کافی برای بودن با خانواده و نزدیک‌تر شدن به هم اختصاص دهید. از طرف دیگه داشتن و حفظ روابط دوستانه هم برای شما مهم است، بنابراین باید سعی کنید بین این دو تعادل برقرار کنید به نحوی که هم شما و هم پارتنرتان راضی باشید، در نظر داشته باشید که پارتنر شما هم نیاز به اوقاتی صرفا برای خودش دارد.

- پس از دیدن زایمان دیگر هرگز قادر به داشتن ارتباط جنسی با همسرم نخواهم بودنگران نباشید، شما باز هم با او سکس خواهید داشت. فقط ممکن است حالا دیگر پیامدهای سکس را بهتر درک کنید!

- با دیدن صحنه‌ی زایمان از حال خواهم رفتخوشبختانه زمانی که زایمان شروع می‌شود، بیشتر مردان چنان مجذوب جریان زایمان می‌شوند که دیگر حتی نگران غش کردن و از حال رفتن نیستند.


- ما بچه‌ی سالمی نخواهیم داشتنود و هفت درصد زوج‌ها بچه‌های سالمی به دنیا می‌آورند. اگر خواهان افزایش شانس خود هستید شیوۀ زندگی و خوراک خود را اصلاح کنید.

 من آماده‌ی پدرشدن نیستماگر شما نگران این نباشید که "آیا می‌توانید والد خوبی نباشید" آن وقت باید نگران بود. وقتی زایمان پایان می‌یابد شاید خودتان هم شگفت‌زده شوید که ببینید دقیقا همان‌طور که غریزه‌ی شما حکم می‌کند هستید.

 

 

پ - چند نکته‌ برای نوپدرها

با دیگران صحبت کنیدبا پرستاران کودک در بیمارستان، با پزشک متخصص کودکان، و با هر کسی که قبلا بچه داشته دربارۀ روش نگهداری بچه، عوض کردن پوشک، حمام کردن و گرفتن آروغ نوزاد صحبت کنید. هر چه بیشتر صحبت کنید بیشتر یادمی‌گیرید که چه‌طور با نوزاد برخورد کنید و رابطه برقرار کنید.

غریزهبه غریزه‌ی خود اعتماد کنید، غریزه تان به شما خواهد گفت که چه بکنید و چه طور. به زودی خودتان هم متعجب خواهید شد که چه طور خودتان را با زندگی نوزاد وفق داده‌اید.

بردباری و مثبت‌نگریصبور اما مثبت‌نگر باشید؛ به خصوص با همسرتان، هر چه باشد او نه ماه کودک شما را حمل کرده و درد و احساساتی را تجربه کرده که با کلام قابل توصیف نیست.

تحکم نپذیریدمردان و زنان کارها را با سبک‌های متفاوتی انجام می‌دهند. اجازه ندهید که دیگران با امر و نهی کردن‌ شما را از بچه دور کنند، شما کار خودتان را انجام بدهید، اگر واقعا مشکلی هست با همسرتان درباره‌اش صحبت کنید، اما اجازه ندهید از کودک دورتان کند.

با کودک تماس چشمی برقرار کنیدنوزادان از خیره شدن در چشم دیگران لذت می‌برند. مطمئنا شما نیز از خیره شدن در چشم‌های زیبای نوزادتان لذت خواهید برد

از پدر بودن لذت ببریدپدر بودن، چیزی است که بایداز آن لذت برد، پس شما نیز لذت ببرید. این مساله خیلی اهمیت دارد که زمانی را با فرزندتان صرف کنید،  تصور نکنید که بعداً جبران می‌کنید، این بهترین زمان برای شروع رابطه با کودک است.

هر کاری از دست شما برای همسرتان بر می آید تا او دوران بارداری سالمتری را بگذراند به گونه ای غیر مستقیم در سلامت کودکتان تاثیر خواهد داشت.

در اینجا چند توصیه به پدران که چگونه میتوانند به پیوند خود با همسرشان و سلامت کودک کمک نمایند ارائه میشود:

 

ت - پدری کردن نسبت به کودک قبل از تولد

 

همبستگی خود را با کودک پیش از تولد ایجاد کنید یکی از راههایی که شما را واقعاً با کودکتان پیش از تولدش پیوند می دهد این است:با کودک خود پیش از تولدش صحبت کنید.

بر اساس یکی از مباحث تحقیقی جالب به نام آگاهی جنینی کودکان پیش ازتولد در شش ماهگی دوره بارداری یا شاید پیش از آن میتوانند صداهای بیرون از رحم مادر را بشنوند. برخی از محققین بر این باورند که ممکن است کودک پیش از تولد عملا صدای پدر را بهتر از صدای مادر بشنود زیرا مایع آمنیوتیک صدای مردانه را که دارای فرکانس پایین است بهتر از صدای زنانه تشدید میکند.

صحبت کردن با کودک متولد نشده تان راه را برایتان هموار کرده و کار گفتگوی شما را با او پس از تولد راحت تر خواهد نمود.

 

لمس کردن کودک با دست قرار دادن دست روی شکم همسرتان و گفتگو با کودک متولد نشده ، دو پیام مهم مربوط به دوران بارداری را از سوی شما ابلاغ  خواهد نمود :

1) شما نسبت به همسرتان احساس دلبستگی می کنید.

2)شما نسبت به کودکتان احساس دلبستگی می کنید.

همراه شدن دستان گرم شما روی شکم همسرتان و گقتگوی گرم و صمیمی شما با کودکتان دال بر دلبستگی شما به این دو موجود خاص است که پس از تولد به شما تکیه خواهند نمود.

 

ایجاد همبستگی با کودک پیش از تولد برای پدر نیز سودمند است پدرانی که با کودک خود صحبت کرده و با دستهایشان او را پیش از تولد نوازش کرده اند اذعان می کنند که با کودکان خود پیش از تولد و بعد از آن احساس صمیمیت بیشتری دارند.

به نظر میرسد که نگرانی مداوم مادر موجب ترشح هورمونهایی می شود که عامل فشار روحی هستند و بر اثر نفوذ این هورمونها به جفت، حالت مادر به کودک منتقل میشود. هر شوهر ایده آلی باید با کمک به همسر باردارش  نگرانیهای دوران بارداری او را کاهش دهد.

یکی از بهترین راههای ایجاد آرامش در همسرتان این است که احساس کند به او به عنوان یک شوهر و به کودکتان به منزله یک پدر دلبسته اید.بسیاری از خانمها اذعان دارند که همین احساس دلبستگی دوگانه بیشترین حالت رضایت خاطر را طی دوران بارداری در آنان بوجود آورده است. در نتیجه به شما توصیه میشود که علاوه بر ایجاد همبستگی باکودک پیش از تولد با همسرتان نیز این ارتباط و همبستگی را برقرار کنید .

بارداری صرفا موقعیتی برای رشد کودک نیست بلکه دورانی است که روابط بین زن و مرد نیز طی آن رشد میکند.

 

روابط خود را ارزیابی کنید دوران بارداری زمانی است که می توانید رابطه خود را با همسرتان مورد ارزیابی قرار دهید. در این رابطه چه چیزی باید بهبود یابد؟ چنانچه در ازدواج شما نقاط ضعفی وجود دارد که باید برطرف شود، غیر واقع بینانه است که بپندارید تولد کودک می تواند موجب التیام آن گردد.

سعی کنید هر روز نشانه ای از این دلبستگی خود را به همسرتان نشان دهید  با یک شاخه گل ، یک لبخند، یک نگاه محبت آمیز، انجام کاری که او را خوشنود می سازد، به عهده گرفتن بخشی از کار خانه ، بردن او به بیرون، انجام کاری که صرفا به خاطر او باشد و هر کاری که به او این پیام را ابلاغ کند که (من می خواهم تو دوران حاملگی راحت تری را بگذرانی) می توانید علاقه خود را به او ثابت کنید.

 

حساس باشید در تمام زندگی در هیچ دوره ای به اندازه دوران بارداری عواطف زن رقیق نبوده و خواسته هایش شدید نیست .در این دوران او بیشترین حساسیت را از شما می طلبد و ممکن است یک کاه برای او کوهی شود.مسائل جزئی که پیش از این هرگز او را نمی آزرد اکنون ممکن است به شدت موجبات رنجش خاطر وی را فراهم سازد.

 

به غریزه آشیان دوستی او احترام بگذارید در خلال یکی دو ماه آخر بارداری همسرتان این انتظار را داشته باشید که وی بیشترین وقت و انرژی خود را صرف سر وسامان دادن خانه بکند.

این زمانی است که زنان باردار نسبت به تغییرات خانه بیشترین حساسیت را نشان می دهند. زیرا پس از مدت کوتاهی به آشیانه آنها بدل خواهد شد. اگر برایتان امکان دارد از تغییرات اساسی در خانه خود در این زمان بپرهیزید.اگر ناگزیر به تغییر هستید بهتر است این کار را در اوایل بارداری یا پس از تولد کودک انجام دهید.

 

نسبت به موضوع بارداری علاقه نشان داده و خود را با آن پیوند دهید تا آنجا که می توانید همسرتان را در معاینات پزشکی همراهی کنید. در تصمیم گیریهای عمده مثل انتخاب پزشک،انتخاب محل زایمان  و انتخاب کلاسهای توجیهی مربوط به زایمان شرکت کنید. مهمتر از همه این است که با همسرتان در این کلاسها همراه شوید. از این طریق می توانید با تغییرات فیزیکی و احساس ایجاد شده در همسرتان  در خلال دوره بارداری آشنا شوید و دریابید که چگونه میتوان نسبت به این تغییرات حساسیت بیشتری نشان دهید.

فراگیری نحوه مواظبت و تغذیه مادر باردار ایجاد ثبات در روابط زناشویی  حساستر شدن به خواسته های همسر موجب می شود که همسرتان این پیام مهم را درک کند که شما نسبت به وظایف پدری دلبسته اید. بسط و اثبات این دلبستگی مهمترین نقش پدر باردار را تشکیل می دهد.

 

 

شما در دوران بارداری همسرتان احساسات مختلفی را تجربه میکنید

 

یک - هیجان:اعلام خبر بارداری از طرف همسرتان شاید نقطه اوج ازدواج شما باشد و از نظر همسرتان این بسیار مهم است  که شما نیز به همین میزان هیجان زده شوید.

 

دو - احساس سر در گمی: این طبیعی است که پس از هیجان دچار این سردرگمی شوید که این عضو جدید چه تاثیری بر زندگی شما ازدواجتان و وضعیت معیشتتان خواهد گذاشت.

شما نباید دچار ترس از آینده شوید . این ترس غیر ضروری ممکن است موجب شود که پدری شادمان به جای بهره مند شده از لذت تولد کودک خود نگران شود که حال چه چیزهایی را از دست خواهد داد و چه بهایی باید بپردازد.

 

سه - وابستگی: بسیاری از شوهران تا به دنیا آمدن کودک همسر خود را به عنوان شخصی وابسته به خود تلقی نمی کنند. در خلال بارداری این احساس در پدران ایجاد می شود که در آینده نحوه وابستگی  کودک به آنها چگونه خواهد بود و علاوه بر آن به گونه ای فزاینده در می یابند که همسرشان بیش از پیش به آنها وابسته  می شود.

 

چهار- احساس کنار گذاشته شدن: اگر بدانید که در این دوران همسرتان دچار چه تغییراتی خواهد شد، ممکن است بهتر بتوانید با این احساس مقابله کنید.

 

پنج - روابط جنسی در دوران بارداری: یکی از دشوارترین تغییرات برای پدران جدید این است که خود را با گوناگونی واکنش جنسی همسرشان تطبیق دهند. همان هورمونهایی که کار رشد و تغذیه کودک شما را از اکنون و پس از تولد او بر عهده دارند باعث ایجاد  این گوناگونی در تمایلات جنسی زن باردار می شوند.

همسر شما ممکن است در ماههای آخر حاملگی نسبت به روابط جنسی بی تمایل باشد. زیرا هورمونهای او متوجه کودکی شده است که بزودی بدنیا خواهد آمد.او همچنین ممکن است فراموش کرده باشد که هورمونهای شما در این دوران اصلا تغییری نکرده است.

 

 

  
نویسنده : والدین ایرانی ; ساعت ٩:٥٤ ‎ق.ظ روز شنبه ۳ امرداد ،۱۳۸۳