تنبيه کودکان

        یکی از بحث هائی که اخیراً در گروه والدین ایرانی مطرح شد ، بحث "تنبیه کودکان" بود ، تعدادی از اعضای گروه در این بحث شرکت کرده و به تبادل نظر پرداختند . مقاله ای که در زیر میخوانید خلاصه ای از آراء و نظرات دوستان هم‌گروهی ما می‌باشد که توسط ندا یکی از اعضای گروه گردآوری شده است .

 

تنبیه به مثابه ی بخشی از الگوی تربیتی والدین در قبال بچه ها، یکی از موضوعات جنجالی است که حرف و حدیث های زیادی به دنبال دارد.  

آیا تنبیه اصولاً ضرورتی دارد یا نه؟ آیا تنبیه می‌تواند راه حل مؤثری درقبال بدرفتاری های کودکان باشد  و منجر به تغییر رویه کودک می شود یا نه؟ تنبیه چه آثاری بر روی کودک به جا می گذارد؟ آیا شیوه های مناسبی که بتوانند جایگزینی برای تنبیه باشند وجود دارد؟ از جمله سوالات وتردیدهایی است که در مورد تنبیه طرح می شود.

        پریسا که دختر چهارساله ای دارد می‌گوید:« من واقعا نمي دونم چه تنبيهي خوبه . در مورد شيوا براي هر كارش يه روش رو انجام مي دم بعضي هاش جواب مي ده و بعضي هاش هم نه .ولي در كل اگه با بچه صحبت بشه خيلي بهتره»
گذر که یک پسر چهارساله دارد در این باره  معتقد است: «راستش من با تنبيه بدني صد درصد مخالفم، و هميشه فكر مي كنم كه روشهاي تشويقي بيشتر جواب ميده و همين طور هم اگر آدم بتونه با منطق با بچه صحبت كنه اونم ياد ميگيره.در مورد آرين كه ما هيچ روش خاص تنبيهي نداريم يعني مطمئنم در مورد پسركم اين روشها جواب نميده» یکی از مشکلاتی که لیلا با پسر چهارساله ش دارد جیغ کشیدن اوست، لیلا می گوید:« بهترين روشي كه من براي مقابله با جيغ كشيدنش تونستم پيدا كنم اينه كه يه ساعت براش در مورد تارهاي صوتيش و اينكه جيغ زدن چه اثري داره و اينكه اون با جيغ زدنش بيشتر خودش رو اذيت ميكنه تا مارو ، توضيح بدم و بعد هم يه جايزه تعيين كنم كه اگر مثلا اين چند روز جيغ نكشيد جايزه بهش تعلق مي گيره»

سمیرا  هم که پسری پنج ساله دارد می‌گوید:« من‌ هم با تنبیه بدنی خیلی مخالفم و به نظرم خیلی وحشیانه می آد. البته خیلی خیلی کم پیش میاد که ایلیا من‌رو عصبانی کنه و از کوره به در ببره، ولی حتی این‌جور وقتها هم فکر میکنم اگه دست روش بلند کنم صرفاً دارم از امتیاز بزرگتر بودن جثه‌ام استفاده میکنم و فکر میکنم که اگه این بچه، بزرگ و هم قد و قواره خودم بود ، آیا جرات میکردم که بزنمش؟ و از ترس کتک خوردن احتمالی خودم کوتاه نمیومدم؟ و یه راه مطمئن تر!!!! برای حفظ خودم پیدا نمی کردم؟ پس حتی در بدترین حالت ممکن هم تنبیه بدنی ممنوع!»

 

          دکتر جان گری نویسنده ی کتاب پرفروش «مردان مریخی، زنان ونوسی» در کتابی تحت عنوان« بچه های بهشتی» درباره ی چگونگی مواجهه‌ی نسل جدید با مساله ی تنبیه می نویسد: « روش های تربیتی قدیم بر مبنای تهدید وانتقاد و تنبیه و عدم تایید، نه تنها تاثیر خود را از دست داده است بلکه زیان بخش و آسیب رسان هم هست. بچه های امروزی از بچه های نسل قبل حساس ترند، قابلیت های بیشتری دارند و در برابر روش های تربیتی منفی مانند تشر زدن، تنبیه بدنی، حبس در خانه، تحقیر کردن، شرمنده کردن حساسیت نشان میدهند. زمانی که بچه ها پوست کلفت بودند این روش ها کارایی داشت ولی امروز منسوخ و مضر است. بچه های امروز از راه تقلید بهتر می توانند احترام گذاشتن را یاد بگیرند تا از راه ترس و تهدید.» او در ادامه از تاثیرات تنبیه بر روح و روان بچه ها چنین می نویسد:«توپ و تشر و تنبیه راه تسلط بر بچه ها نیست بلکه حس شور و شوق را در او می کشد و باعث می شود میل به حرف شنوی و مشارکت جویی در او از بین برود، ...، تنبیه باعث می شود بچه به جای این که به پدر و مادر خود به دیده ی احترام بنگرد و دست یاری به سوی آن ها دراز کند، پدر و مادر را به چشم دشمن بنگرد و خود را از دید آنان مخفی نگه دارد»

        فرناز  مادر دو دختر شش و یازده ساله است، او پس از شنیدن حرف های دیگر حضار، صادقانه از تجربه‌ی شخصی‌ خود در مورد دختر بزرگترش می گوید:«من هم در مورد تنبیه بدنی با دوستان موافقم منتها با این تفاوت که با کمال شرمندگی خودم هم تجربه کردم . من فکر میکردم موقعی که مریم کوچولو بود , اگه کار بدی کرد میتونم بزنم پشت دستش یا به پاش , طوری که آسیب نبینه . نتیجه ش این شد که مریم سالها شب ادراری داشت و مشکلش هم روحی بود و الان هم کله شق تر و حرف گوش نکن تر از مهساست ! طفلک بچه های اول موش آزمایشگاهی والدین هستن و همه چیز در مورد اونها آزمایش میشه اما بچه های بعدی با استفاده از تجارب اون آزمایشات بزرگ میشن . اما اصولا نمیدونم چه تنبیهی میتونه موثر باشه . مثلا من آزمایش کردم ببینم تبعید بچه برای مدت زمان  خاصی به اتاقش مفیده یا نه . دیدم بچه ای که این تنبیه شاملش شده , فقط چند دقیقه دمغ میشینه یه گوشه و بعد پامیشه شروع میکنه به بازی کردن و یادش میره تنبیه شده ! واقعا هنوز نفهمیدم چطوری باید بچه ها رو تنبیه کرد . شاید بهترین راه حل این باشه که باهاشون رفیق بشیم و از این راه حرفمونو پیش ببریم

مگ زوبیک در کتاب «کلیدهای رفتار با کودک دوساله» در فصل «واکنش نشان دادن به بدرفتاری» می نویسد:« وقتی والدی کودکی را می زند، کودک درسی جدی می گیرد. او می آموزد که والدینش از خودش بزرگتر و قوی تر است و می تواند او را در صورت نافرمانی بزند. بسیاری از بچه ها بعد از سیلی یا کتک خوردن  از والد خود از بدرفتاری دست برمی دارند. اما کودکی که کتک خورده است ممکن است درس های دیگری را نیز بیامزود که والدش قصد نداشت به او بیاموزد:« اگر از کاری که دیگری انجام می دهد خشوت نمیاد، زدن او کار خوبی است»، « وقتی عصبانی هستی اشکالی ندارد که به جای کلام، دیگران را بزنی»،«زدن کسی که کوچکتر از توست اشکالی ندارد» وقتی کودکی این درسها را در خانه بیاموزد، احتمالا آنچه از والدین خود آموخته با خود به دنیای بیرون از خانه می برد. بچه هایی که در خانه کتک می خورند احتمالا بچه های دیگر را در مدرسه یا زمین بازی میزنند. احتمال این که برادر یا خواهر کوچکتر خود را بزنند نیز بیشتر می شود و وقتی برگ خواهند شد به احتمال بیشتری فرزندان خود را خواهند زد. گاهی از آن ها می پرسم:« کی از زدن شما دست برداشتند؟» و جوابی که در بسیاری از اوقات می شنوم این است:« وقتی من هم در پاسخ شروع به زدن آن ها کردم»

           دلارام یک پسر حدوداً چهارساله و یک پسر ده ساله دارد، او با کسانی که مطلقاً با تنبیه بدنی مخالف اند هم عقیده است:«من هم معتقدم تنبیه بدنی کارساز نیست و خوب هم نیست. قدیمی تر ها فکر می کردند که اگر تنبیه بدنی صدمه به بچه نزنه اشکالی نداره. مثلا اگر پشت دستش بزنیم. ولی الان به این قضیه بیشتر توجه می شه که تنبیه بدنی دو تا اثر مخرب داره. یکی جسمی هستش که واضحه و اگر از اون دسته باشه که جز درد اثر تخریبی جسمی نداشته باشه، اثر مخرب روانی داره. یعنی تحقیری که بچه به این ترتیب می شه به اضافه اینکه زدن براش توجیه پیدا می کنه چون از مقبول ترین آدمای دنیا که پدر و مادرش هستن داره تاییدش رو می بینه، باعث می شه که نه تنها اون نتیجه ای رو که ما می خوایم در دراز مدت نگیریم،  که تازه قوز بالا قوز هم بشه. آهان یادم رفت بگم که ما اینجا در مورد نیکان که کوچیکتره علاوه بر حرف زدن از روش تایم اوت استفاده می کنیم. خیلی خیلی کم پیش میاد و خیلی خیلی نتیجه بخشه. در مورد متین هم فقط صحبت

 

اصطلاح تایم اوت (time-out) که در متون مختلف به قرنطینه ی تربیتی، وقفه، قطع فعالیت و ... ترجمه شده است ظاهرا به اصطلاح نسبتا مشهوری در متون تربیتی جدید تبدیل شده است.

دکتر باب سیرز در سایت اینترنتی askdrsears.com  درباره ی تایم اوت که اعمال آن را از هجده ماهگی مناسب می داند می نویسد:«تایم اوت یکی از انواع رایج تأدیب است، و جایگزین مناسبی برای تنبیه بدنی است. به زبان ساده تایم اوت یعنی این که شما کودک‌تان را از موقعیتی که رفتار ناشایست از او سرزده دور می کنید و او را مجبور می کنید که برای مدت کوتاهی در جای دیگری بماند. یک دقیقه تایم اوت به ازای هر سال از سن کودک مناسب است. جاهایی که برای گذاشتن کودک در موقع تایم اوت مناسب اند عبارت اند از: صندلی، تخت، اتاق خواب، راه پله. نکته ی مهم دور نگه داشتن کودک از وضعیتی است که قبلا در آن قرار داشته. وقتی کودک را در موقعیت تایم اوت قرار دادید به ساده‌گی به او بگویید " کسی را کتک نزن، این کار درستی نیست" یا هر تخلفی که کرده به او گوشزد کنید.»

مینا  یک پسر پنج ساله و دختری حدودا سه ساله دارد، او از چندماهگی اولین فرزندش به یک مشاور روانشناس مراجعه کرده تا فرزندانش را طبق توصیه های مشاور تربیت کند، از این رو مینا در مورد تنبیه بدنی نظرات خاص و تا حدی متفاوت دارد:«من فکر میکنم که تنبیه بدنی اونجور هم نباید یک تابو باشه .وقتی مهرشاد یک سالش شد دکتر سهامی به ما گفت که در این سن برای یک بچه هیچ کاری بد نیست به غیر از این که کسی رو بزنه و اگر بزنه باید بهش فهموند که کار بدیه . فکر نمیکنم هیچ کس بتونه ادعا کنه که در اون سن میشه برای بچه هزار و یک دلیل آورد که نباید کسی رو بزنه و برای همین هم دکتر سهامی گفت که در این وقت باید تقریبا محکم به پشت دست بچه زد یا اگر به این کار اصرار داشت داخل ران بچه جوری که دردش بیاد و بفهمه دیگران از زدن دردشون میگیره . راستش رو بخواهین برای سنهای بالاتر ازش نپرسیدم که تنبیه بدنی  میتونه باشه  یا نه . اما به تایم اوت هم عقیده داشت که ما هیچ وقت در مورد مهرشاد نتونستیم به اجرا بگذاریمش . به دلیل اینکه حتی اگر توی دستشوئی بندازیمش انقدر خودش رو به در و دیوار میزنه و خرابکاری رو شروع میکنه ( مثلاَ در دستشوئی ما از داخل با نمیدونم چی خراش برداشته شده ) که ما پشیمون میشیم و میاریمش بیرون. بزرگترین تنبیه برای مهرشاد پسر پنج ساله ام اینه که باهاش حرف نزنیم ( مخصوصا من ) این براش خیلی سنگین تموم میشه و حاضره هر کاری بکنه که این تنبیه تموم بشه.
آزیتا که خود مادر یک دختر یازده و پسری پنج ساله است در مورد نظریه ای که بد نیست آن را«کتک جوابِ کتک» بنامیم می گوید:« من اصلاً معتقد نیستم که آدم برای بچه‌ی یک ساله و دو ساله سخن‌رانی کنه و دلیل و منطق بیاره. کاری که من خودم در مورد پسرم می‌کردم این بود که تا دست بچه بلند می‌شد که کسی یا من رو بزنه تو هوا محکم می‌گرفتم‌ش و قاطع می‌گفتم نه. بعد هم اگر تمایل‌ش به زدن از روی خشم بود هدایت‌ش می‌کردم که این خشم رو جور دیگه‌ای خالی کنه مثلاً به مبل مشت بزنه یا خط خطی کنه روی کاغذ. تنها موردی که جواب نداد برام مواقعی بود که شخصی که شهریار می‌زدش می‌خندید یا یک ادای بازی‌وار در می‌آورد که اون وقت شهریار سفت و سخت ایمان می‌آورد که این آدم عشق می‌کنه که مورد ضرب و شتم قرار بگیره. من فکر می‌کنم اگه در جواب زدن بچه رو بزنی دیگه هیچ جور نمی‌تونی قبح زدن رو به‌ش نشون بدی. این که بفهمه دیگری هم مثل خودش دردش اومده راه حل نیست چون که یک موقعی این قدر عصبانی می‌شه که اصلاً دل‌ش می‌خواد طرف مقابل رو درد بیاره. دست کم نظر من اینه

سمیرا هم نظرش را درباره ی «کتک جوابِ کتک» این طور ابراز می کند:«من فکر میکنم این روش مخصوص همه بچه ها نیست، بعضی بچه ها به زدن بقیه خو گرفته‌ان و به اصطلاح دستِ زدن دارن و سنشون هم به حدی رسیده که زبون مادری رو کامل درک کنن. به نظر من در مقابل این جور بچه‌ها زدن متقابل روش بدی نیست به شرطی که اولاً موقع معامله به مثل قیافه خشمگین و عصبی به خودمون نگیریم ، فریاد و هوار راه نندازیم و به ضربه روی مناطق خاص مثل پشت دست و داخل رون بچه  بسنده کنیم و در ضمن کاملاً خونسرد به بچه بگیم که چون فلانی رو زدی و دردش گرفت ، حالا منم تو رو می زنم تا ببینی کتک زدن کار بدیه و درد داره. من فکر نمی کنم که این برخورد باعث از بین  رفتن قبح کتک زدن باشه  بلکه باعث میشه از همون کوچیکی بچه بفهمه که در زندگی برای هر رفتار آدم فیدبکی وجود داره . برای پسر منم هم مثل مهرشاد بدترین تنبیه حرف نزدن منه و در ضمن این جور وقتها بهم یادآوری میکنه که حالا اگه نمی خوای باهام حرف نزن ولی لب هاتو خط ِ صاف نکن! »

آزیتا در مورد کتابی می گوید که به گفته ی او به درد والدین بچه‌های سه تا شش ساله می‌خورد که می‌خواهند مشکل رفتاری بچه شان را اصلاح کنند، کتابی با عنوان «والدین و بدرفتاری کودکان» تالیف «دکتر جفری کلی»، آزیتا می گوید:«من خودم به تنبیه بدنی معتقد نیستم و به نظرم خشونت‌پروریه. توی این کتاب تا این جایی که من خوندم یک سری راه‌ها رو یاد داده که کم و بیش همه‌مون می‌دونیم ولی نکاتی رو که این راه‌ها رو موثر می‌کنه اغلب ازش غافل می‌شیم. فرض بگیر روش اولش برای این که بچه تشویق بشه کاری رو انجام بده که ازش اهمال می‌کنه، گفته که اولا هر بار فقط یکی از مشکلات رفتاری بچه‌ها رو روش متمرکز بشین و تا اون حل نشده نرین سراغ یکی دیگه، ثانیاً به طور دقیق و مشخص معلوم کنین که از بچه چه انتظاری دارین و این رو بهش بگین، ثالثاً یک پاداش ویژه در نظر بگیرین و با بچه قرار بذارین که هر بار اون کار رو طبق شرایط شما انجام داد بلافاصله این پاداش رو بگیره و رابعاً وقتی کار درست رو انجام داد حسابی تشویقش کنین. مثالی که من خودم تاثیر این روش رو تجربه کردم می گم، یکی از درگیری‌های روزانه‌ی من با پسر پنج ساله م شهریار این بود که موقع رفتن به مهد کودک خیلی این دست و اون دست می کرد و وقت کشی می کرد و هر روز دیرش می شد. دیر شدنش از نظر من مسئله مهمی نبود ولی اعصاب خوردی که خواه ناخواه پیش می اومد وقتی چند بار بهش می گفتی پاشو حاضر شو و می گفت هنوز بازی نکردم، می خوام این کارتون رو ببینم و غیره کلافه‌ام می‌کرد. حالا طبق روش این کتاب مدتیه که با شهریار قرار گذاشتم ساعت رو تنظیم می کنم وقتی ساعت زنگ زد شهریار باید هر کاری که داره ول کنه و سریع آماده بشه برای مهد رفتن. ساعته از اوناست که اگه خاموشش نکنی هر 5 دقیقه دوباره زنگ می زنه. اگه قبل از این که روی هم سه بار زنگ بزنه (یعنی فاصله ده دقیقه) شهریار آماده شده بود می‌تونه 5 دقیقه با من توی حیاط توپ بازی کنه. می‌بینی که پاداش رو هم لازم نیست حتماً یک چیز مادی انتخاب کرد فقط برای بچه باید عزیز باشه و بلافاصله بعد از انجام کار درست در اختیارش قرار بگیره. خیلی خوب نتیجه داده این کار و الان تا صدای زنگ ساعت بلند می شه دستپاچه است که زودتر حاضر بشه این رو هم بگم که در مورد تنبیه بدنی توی این کتاب نوشته فقط زمانی به کار ببرین که بچه کار خیلی خطرناکی داره انجام می ده و می خواین فورا متوجهش کنین. بعد هم مضرات تنبیه بدنی و جایگزین های مناسبش رو گفته. تنبیه بدنی رو هم شرط کرده که درد برای بچه نداشته باشه و با کف دست گشاده به کفلش یک ضربه بزنین و بس. من البته معتقدم که می شه آدم با مراقبت کاری کنه که به همون هم نیازی نباشه. در ضمن روش تنبیهی خودم برای شهریار تایم اوت هستش یا منزوی کردن به مدت پنج دقیقه و یا تنبیه یک دقیقه ای که در کتاب مادر یک دقیقه ای شرح کاملش اومده. منتها باز نکته خوبی که از این کتاب والدین و بدرفتاری کودکان یاد گرفتم این بود که همراه با این تنبیه ها یا تحذیرها باید کار خوبی رو که انتظار داریم بچه از این به بعد جایگزین رفتار بدی که الان ازش سر زده بکنه رو هم بگیم. مثلا من ممکن بود فقط به شهریار بگم: دم هاپو رو نکش دردش می آد ولی الان اضافه می کنم وقت‌هایی که با هاپو مهربونی و نازش می‌کنی و بهش غذا می‌دی خیلی دوستت دارم»
دکتر گری نیز در «بچه های بهشتی» به ارائه ی راهکارهایی به عنوان جایگزین شیوه های منفی تربیتی قدیمی می پردازد و می نویسد
:«شرمنده کردن یا تنبیه مانعی است برای این که بچه ها خود رادوست بدارند یا ببخشند،... بچه هایی که با خشونت و پرخاشگری روبرو هستند یا از خودشان متنفر می شوند یا از دیگران و میل به خودویرانگری پیدا می کنند» او به جای تحکم  خواهش کردن، به جای تنبیه پاداش و به جای کتک زدن قرنطینه ی تربیتی را پیشنهاد می کند و شرح مفصلی بر چگونگی و شرایط اعمال هر یک از موارد فوق و مکانیزم اثر آن ها بر روی رفتار و روحیه ی کودک در کتاب خودآورده است. او معتقد است که والدین امروزی باید مهارت های جدیدی بیاموزند چون بسیاری از آن ها نمی دانند چگونه با فرزند خود ارتباطی مؤثر برقرار کنند که منجر به مشارکت جویی و همکاری فرزند و مانع از ضعف اعتماد به نفس یا لوس شدن کودک شود. دکتر گری به جد معتقد است که کلید فرزندپروری مثبت درک نیازهای فرزندان است و کتاب «بچه های بهشتی» شرحی بر روش های درک و برآوردن نیازهای فرزندان از جانب والدین است.

 

گردآوری مطالب از ندا

 

 

 

 

  
نویسنده : والدین ایرانی ; ساعت ۳:٤۳ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٢٦ اسفند ،۱۳۸۳