اگر فرزند پسر داريد-۳
اگر فرزند پسر داريد-۲
از شش تا سيزده سالگي:آموختن مذكر بودن
در اين مرحله پسر كوچولوي شما بي صبرانه در تلاش براي ورود به دنياي مردان
است. او در تمام مدت و حتي بدون آنكه والدين متوجه شوند در حال الگو برداري
از تمام نمادهاي دنياي مذكر است، از ورزشكاران و هنرپيشگاني كه در تلويزيون
مي بيند تا همسايه ها و دايي و عمو و پدر و پدر بزرگ. همه اين مذكر هاي
قدرتمند مي توانند به عنوان مرجعي براي آشنايي بيشتر با دنياي مردانه مورد
توجه قرار گيرند و بدون آنكه تفاوت رفتارهاي مثبت و منفي آنها شناخته شود
از سوي پسران در اين سنين به عنوان الگو انتخاب شوند.
در اين مرحله بايد دقت كرد كه مادران همچنان حضور خود در صحنه را حفظ
نمايند. ورود به اين مرحله به معناي كنار گذاشته شدن مادر نيست بلكه در
واقع پيوستن بيشتر پدر به حلقه ارتباط پسر و مادر است.
معمولاًدر اين مرحله جلب توجه پدر يكي از اهداف اصلي در رفتارهاي پسران به
شمار مي رود. در صورتي كه اين توجه به درستي به ايشان نشود و احساس كنند كه
پدر توجه كافي به آنها ندارد ممكن است براي جلب توجه پدر از شيوه هاي مختلف و
بعضي وقتها نه چندان خوشايند هم استفاده كنند براي مثال: پرخاشگري،
برداشتن وسايل همكلاسي ها و ديگر مشكلات رفتاري. اگر در اين مرحله سني پدري
حس كند كه همچنان در حلقه ارتباطي فرزند- مادر جايي براي او نيست شايد
دليلش سختگيري بيش از حد، توقعات فراتر از توان پسر و يا ترس پسر از پدر
باشد. در اينصورت پدر حتماً بايد براي تغيير شرايط اقدامي اصولي بكند. من
خودم نمونه هاي را از اين موارد ديده ام كه در نهايت پدر عصباني تر از آن
بود كه بتواند منطقي فكر كند و به ترميم روابط بيانديشد و در ازاء اين
پسر هم مذكر ديگري را به عنوان الگوي اوليه خود انتخاب كرده و اينجوري يك
سيكل معيوب به وجود آمده بود و متاسفانه يا اصلاً اصلاح نشد و يا اينكه وقتي
قدمي براي بهبود وضعيت برداشته شد كه تا حدي دير شده بود . به هر حال ....
از آنجا كه در اين مرحله تصوير ذهني پسر از خودش به عنوان يك مذكر شكل مي
گيرد، نگاه وي به روابط با مادر هم تا حدي دستخوش تغيير مي شود. به عبارتي
اگر تا به حال مادر براي پسر به عنوان يك "مادر" هميشه حامي و هميشه عاشق
مطرح بود، در اين مرحله پسر كم كم به مادر به عنوان نماد جنس ديگر نگاه مي
كند. روابط گرم و خوب و نيز حمايت كننده مادر مي تواند اعتماد به نفس كافي
و لازم براي برقراري ارتباط با جنس مخالف را در سنين بعدي به وي بدهد.
بنابراين اگر مادران در اين مرحله سني به تصور آنكه پسرشان ديگر بزرگ شده
است در بيان و ابراز محبت خود به وي امساك كنند و يا سعي كنند براي جلوگيري
از لوس و يا بچه ننه شدن پسرشان با او سردتر برخورد كنند ، پسر نمي تواند
در زمان خود روابط عاطفي سالمي را برقرار كنند.
مهمترين وظيفه والدين در اين مرحله پيدا كردن و در اختيار گذاشتن الگوهاي
مناسب مردانه است. مادر بايد حامي باشد و پدر با فرزند پسر خود در «مرد
شدن» مشاركت كند. شايد يك معلم مرد شايسته بتواند الگويي خوب باشد.
مسئله مهم ديگر تاثير پذيري بسيار پسر در اين مرحله از دوستان و همكلاسي ها
است. براي خنثي كردن اين حالت بهترين شيوه گذراندن اوقات لذتبخش با هم است.
ترتيب دادن برنامه هايي كه در طي آن پسر بتواند به همراه پدر در آن شركت
كند و از آن لذت ببرد يكي از بهترين راههاي كنترل تاثيرات محيطي است.
اگر فرزند پسر داريد-۱
زماني كه جواب تست بارداري را گرفتم و فهميدم منهم دارم وارد دنياي جديد والد بودن مي شم، مطمئن بودم كه پسره. مي دونستم خونواده من و رضا هر دو ترجيح مي دن كه نوزاد دختر باشه . هر چند كه داشتن يك دختر بچه ملوس يه تصوير ذهني اغوا كننده است، اما براي كسي كه از دوران نوجواني همه بهش مي گفتن خدا كنه تو هيچوقت دختر دار نشي چون معلوم نيست كه اونو چه جوري تربيت مي كني (!!!!!) يه مقدار ترسناك بود. از طرفي كاملاًبرام قابل درك بود كه ترجيح خانواده هاي ما فقط براي اينه كه مي دونستند داشتن يه دختر و بزرگ كردن و به ثمر رسوندنش خيلي خيلي راحت تر و تضمين شده تره تا يه پسر . برام جالب بود كه اين حرف را از همه مي شنيدم و وقتي دقيق شدم تازه متوجه شدم كه داشتن يك فرزند پسر و تربيت صحيح اون توي جامعه و شرايط فعلي ما واقعاً يه جور ماجراجويي است. همه ما نسل جوان و سردرگم فعلي را مي شناسيم. و جالبتر اينجاست كه پسران اين نسل واقعاً مايوس تر و دلزده تر از دختران هستند. قضيه وقتي جالبتر شد كه من ديدم اين قضيه فقط مختص ايران نيست و حتي نويسنده كتاب هم به عنوان يك مشكل فراگير به اون اشاره كرده. زير تيتر پسران در معرض خطر اين مطلب را نقل مي كنه كه :
«امروزه اين دختران هستند كه به خود اطمينان دارند و از انگيزه و پشتكار برخوردار هستند. پسرها اغلب در زندگي سرگردانند، در مدرسه ناموفق، در روابط اجتماعي خجالتي و در معرض خشونت ، الكل، مواد مخدر و غيره قراردارند. تفاوت بين پسران و دختران را به راحتي در سالهاي پيش از دبستان مي توان مشاهده كرد. در مهدكودكها دختران شادمانه با هم كار مي كنند، اما پسرها مانند سرخپوستان در اطراف يك قطار سروصدا راه مي اندازند، دختران را اذيت م يكنند و با هم دعوا راه مي اندازند.
در دبستان كار پسران اغلب بي نظم و نا مرتب است. از حدود كلاس سوم دبستان پسر بچه ها ديگر كتاب نمي خوانند. آنها با جملات تك كلمه اي صحبت مي كنند. در فعاليتهاي جمعي شركت نمي كنند و مي خواهند نشان دهند كه به هيچ چيز اهميت نمي دهند.
البته مسئله اصلي ايمني آنهاست. احتمال مرگ و مير پسران بر اثر عوامل مختلف ( به ويژه تصادف، خشونت و يا خودكشي) سه برابر دختران است. »
راه چاره چيست؟ چگونه مي توانيم مرداني متعادل و شاد به جامعه آينده تحويل دهيم؟ فكر مي كنم همانطور كه در كتاب آمده درك بهتر و نگرش عميقتر و شناخت ويژگيهاي مردانه در پسران، تقويت و هدايت اين خصيصه ها از زمان كودكي است.
پسران ما با مادرانشان بسيار متفاوت اند. سرچشمه اين تفاوت ، اختلافات بيولوژيك (هورمونها و ساختار سيستم عصبي و حركتي) و نيز باورها و عملكرد تربيتي مستقيم و غير مستقيم محيط است.
نويسنده كتاب مراحل رشد پسران را به سه دوره اصلي تقسيم مي كند: 1- اولين مرحله از زمان تولد تا شش سالگي، 1- از شش تا چهارده سالگي، 3- از سن چهارده سالگي تا بزرگسالي. و خصوصيات اين سه دوره را بر اساس جهت گيري عاطفي و نيازهاي دروني بيان مي كند. اينطوري كه:
1- در اولين مرحله كودك به مادر وابستگي بيشتر دارد. اين مرحله شكل گيري و پرورش احساسات، امنيت و آرامش رواني كودك انجام مي شود.
2- در اين سنين كودك بر اساس كنشهاي دروني خود تمايل پيدا مي كند تا بيشتر از الگوهاي مردانه و به خصوص پدر تبعيت كند. در اين بخش از زندگي مهارت و شايستگي بايد در كنار مهرباني و شادابي شخصيت متعادلي از وي بسازد.
3- مرحله نياز به دريافت اطلاعات بيشتر از دنياي بزرگسالي و مردانگي. شكل گيري الگوهاي مردانه در محيطي فراتر از حيطه خانواده و پايه ريزي استفاده از مهارتها به منظور پيوستن به جامعه بزرگسال و زمان مناسب براي اثبات مسئوليت پذيري و احترام به خود.
از تولد تا شش سالگي:
در اين سنين كودكان خانواده و دنيا را كشف مي كنند. مي دانستيد كه تفاوتهاي جنسيتي اولين نشانه هاي خود را در نوزادي بروز مي دهند؟ نوزادان پسر حساسيت كمتري نسبت به چهره ها نشان مي دهند و حس لامسه آنها ضعيف تر است. سريعتر رشد مي كنند اما در جدايي از مادران مشكلات بيشتري از خود نشان مي دهند. در اين زمان مادران بايد با صرف وقت بيشتر مهارتهاي كلامي پسرانشان را ( كه در مقايسه با دختران هم سن سطح پايين تري دارد) تقويت كنند. اين تنها بخشي نيست كه احتياج به توجه خاص دارد. پسران براي كسب مهارتهاي اجتماعي نيز نياز به كمك و پشتيباني بيشتري دارند.
مطالعات نشان مي دهد كه سن امن براي جدا شدن از خانواده (رفتن به مهد كودك) براي پسران بيشتر از دختران است . اين امر مي تواند به دليل عدم توانايي در مهارتهاي اجتماعي و انطباق پذيري با محيط بيگانه و جديد باشد.
نظر شما چيه؟مثالهاي واقعي در رد يا اثبات اين مطالب به ياد مي آوريد؟
شهرزاد
يک نکته:
اگر مصدوم در پاسخگویی به هر یک از این سه مورد دچار مشکل شد سریعا مصدوم را به بیمارستان برسانید.
نکاتی چند درباره تغذيه با شير مادر
نظامنامه اخلاقی شبکه دوستداران کودک
من دوستدار کودکان هستم
عضوی از یک جامعه ملی و بین المللی که نسبت به شرایط زندگی کودکان, مادران و خانواده ها حساس هستم.معتقدم که کودکان به دلیل استعدادهای بی نظیر خود شایسته بهترین امکانات و فرصت های رفاهی و آموزشی هستند.
من دوستدار کودکان هستم
معتقدم که کودکان باید در فضای صلح و آرامش رشد کنند. بدین ترتیب:
*من به بیانیه فرهنگ صلح شورای گسترش فرهنگ صلح برای کودکان معتقدم و برای اجرای بندهای آن صادقانه تلاش می کنم.
*در حمایت از اصل زندگی با هر نوع حذف فیزیکی ,اجتماعی و… مخالفم.
*برای ترویج فرهنگ صلح ,موثر برخورد می کنم و در راه صلح جهانی گام برمی دارم.
* آموزش فرهنگ صلح را در برنامه های آموزشی کودکان همواره دخیل می کنم.
*به ارزش های زندگی توجه دارم و در ترویج آنها می کوشم.
من دوستدار کودکان هستم
می دانم که یکی از راههای داشتن کودکان سالم, توجه به دوران جنینی و نوزادی است بدین ترتیب:
در حمایت همه جانبه از نیازهای مادران باردار می کوشم.
ضرورت بیمه و درمان رایگان مادران باردار و شیرده را تبلیغ می کنم.
مادران باردار را نسبت به ضرورت و اهمیت این دوره آگاه می کنم.
منابع مناسب مطالعاتی را در اختیار مادران باردار قرار می دهم.
پدران و سایر افراد خانواده را به یاری رساندن مادران باردار ترغیب می کنم.
درباره اهمیت و ضرورت دوره نوزادی در سطح جامعه گفت و گو می کنم.
خانواده ها و مسئولان را به توجه و مراقبت از کودکان از همان بدو تولد تشویق می کنم.
زایمان های بدون خشونت را ترویج می کنم.
مدافع ترویج تغذیه با شیر مادر هستم.
عشق به کودکان را از همان روز نخست ترویج می دهم.
من دوستدار کودکان هستم
می دانم که کودکان نیازهای متنوع دارند و باید به همه نیازهای کودکان هم زمان توجه کرد.
توجه اطرافیانم را به رشد همه جانبه کودکان جلب می کنم.
الگوهای تغذیه مناسب را توسعه می دهم و ضرورت توجه به تغذیه مناسب برای همه کودکان را در سطح جامعه مطرح می کنم.
برای اجرای بهداشت و درمان همگانی و ضرورت فراگیر کردن آن برای کودکان می کوشم.
رفاه برای همه کودکان را به عنوان یک حق اساسی در جامعه مطرح می کنم.
مدافع وضع قوانین جدید به نفع کودکان هستم.
از تغییر قوانین به نفع کودکان حمایت می کنم.
پیمان نامه حقوق کودک را به عنوان یکی از ارکان این نظام نامه ترویج می کنم.
من دوستدار کودکان هستم
می دانم که آموزش هماهنگ و مناسب فرصتهای ارزشمندی را برای کودکان فراهم می آورد. بدین ترتیب:
ضرورت توجه به آموزش و مراقبت از دوران خردسالی را در جامعه مطرح می کنم.
از توسعه کمی و کیفی مهدهای کودک رایگان و نیمه رایگان در مناطق محروم, حاشیه شهرها و روستاها حمایت می کنم.
برنامه های حمایتی از کودکان را با نیازهای ویژه را ترویج می کنم.
د رجهت آموزش غیر متمرکز و دوستدار کودک می کوشم.
الگوهای آزاد و مشارکتی را در آموزش کودکان ترویج می کنم
به فراگیر شدن آموزش برای همه کودکان بدون هیچ تبغیضی یاری می رسانم.
به برابری های آموزشی اعتقاد دارم و در جهت توسعه آن می کوشم.
به آموزش به عنوان یک حق برای همه کودکان می پردازم.
به تغییر نظام آموزشی از یک نظام ایستا و بسته به یک نظام پویا,مشارکتی و آزاد کمک می کنم.
من دوستدار کودکان هستم:
می دانم که کودکان در خلاء رشد نمی کنند.
کودکان را در کنار مادران,پدران و سایر افراد خانواده می بینم و به نیازهای آنان نیز توجه دارم . بدین ترتیب:
به توانمند شدن افراد جامعه در حمایت از کودکان کمک می کنم.
در امر آموزش کودکان,سایر اعضای خانواده کودک را مشارکت می دهم.
درباره توسعه نقش پدران در مراقبت از کودکان کار می کنم.
به بهتر شدن زندگی زنان و مردان یاری می رسانم.
برای رعایت حقوق بشر و تمام پیمان نامه های بین المللی به نفع انسانها می کوشم.
من دوستدار کودکان هستم
می دانم که حمایت از کودکان یکی از وظایف شهروندی در یک جامعه مدنی است.پس با آگاهی به این وظیفه:
درباره این مسئولیت با افراد موثر در جامعه خود گفت و گو می کنم.
توجه نمایندگان شورای شهر و نمایندگان مجلس را به مسایل کودکان جلب می کنم.
مدیران ارشد دولتی,رهبران مذهبی و سیاسی,مقامات رسمی,نمایندگان سازمان های دولتی و غیر دولتی را به فراهم آوردن یک زندگی با کیفیت برای کودکان ترغیب می کنم.
وظیفه مسئولان دولتی را نسبت به کودکان همواره یادآوری می کنم.
روزنامه ها و رسانه های محلی و ملی را برای پرداختن به مسائل کودکان تشویق می کنم.
من دوستدار کودکان هستم
علاوه بر این که نسبت به زندگی کودکان احساس مسئولیت می کنم نسبت به زندگی فردی خود نیز متعهد و مسئولیم.می کوشم که با پربار کردن زندگی خود فرد موثری برای جامعه جهانی باشم.بدین ترتیب:
از زندگی خود نهایت استفاده را می برم.سرشار از امید به بهترشدن وضعیت زندگی هستم.
شور و شوق زندگی را در خود تقویت می کنم.
به توانمند شدن خود در کار برای همه کودکان می پردازم.
در جهت ارتقای دانش و آگاهی خود فعالانه اقدام می کنم.
سفر می کنم,تنوع زیستی را درک می کنم و به تفاوتها احترام می گذارم.
به الگوی غذاهای سالم روی می آورم و هر آنجه بدن و روانم را تخریب می کند کنار می گذارم.
من دوستدار کودکان هستم
به جامعه آزاد,برابر و مبتنی بر صلح اعتقاد دارم.
نظام مشارکتی را بهترین الگوی مناسب رفتاری برای بهتر شدن زندگی کودکان و خانواده هایشان می دانم.
از هر کسی که عضو شبکه دوستداران کودک باشد حمایت می کنم.
نهایت تلاش خود را برای تحقق ایده های انسانی همه دوستان و همکارانم در سراسر دنیا انجام می دهم.
می کوشم که با همه کسانی که عضو شبکه دوستداران کودک هستند ارتباط گسترده و فعال داشته باشم.
هر آن چه به سود زندگی امروز وفردای کودکان باشد,مورد حمایت من است مشروط بر اینکه:
همه گروه های کودکان را در نظر بگیرد.
فارغ از هر گونه تبغیض باشد.
محیط زیست را به خطر نیندازد.
قوانین فرهنگ صلع را رعایت کند.
فراگیر باشد و به برابری آموزشی یاری برساند.
۵۰ روش...قسمت ششم
- والدينشان از آنها انتظار تحصيلي بالاتري دارند.
- والدين يا خواهر-برادر بزرگتر در انجام تكاليف مدرسه به آنها كمك ميكنند.
- والدين با صداي بلند براي آنها كتاب يا مطالب ديگر ميخوانند.
- آنها در خانه كتاب دارند.
- به بچه ها يادآوري كنيد كه با دستهاي تميز به كتابها دست بزنند.
- از آنها بخواهيد كه كتابها را پاره نكنند و صفحات آنرا تا نزنند.
- در كتاب – بخصوص كتابهاي كتابخانه – چيزي نكشند و ننويسند.
- آنها را كمك كنيد براي كتابهاي خود نشانگر درست كنندو به جاي باز گذاشتن كتاب در حالت دمر كه به شيرازه كتاب فشار مياورد ،از نشانگر استفاده كنند.
- به همديگر كمك كنيد و صفحات يا شيرازه كتابهاي پاره شده را تعمير كنيد.
- با نام فرزندتان مهري تهيه كنيد تا در كتابهاي خود بزند. اگر فرزندتان احساس كند كه كتاب جزء اموال شخصي اوست، بهتر ميتواند مسئوليت نگهداري آنرا به عهده بگيرد.
۵۰ روش...قسمت پنجم
روش يازدهم - براي خواندن دليلهاي عملي بياوريد : خـــــريد
بچه ها به سختي ميتوانند بين خواندن و فعاليتهاي روزمره خود ارتباط برقرار كنند، به خصوص اگر خواندن را صرفاً فعاليتي درسي بدانند. حتي يك خريد ساده هم به خواندن نياز دارد و اگر دستورالعمل ساده زير را به كار گيريد ، فرزندتان متوجه آن خواهد شد.
چگونه هنگام خريد تمرين خواندن كنيم :
· از فرزندتان بخواهيد محل اجناس را با خواندن علائمي كه از سقف آويزان شده ، پيدا كند.
· ماركهاي مختلف پودر رختشوئي ، ماست و ... را از نظر محتويات و اندازه و ... مقايسه كند.
· علائم تجاري را كه ميشناسد به او نشان دهيد و توضيح دهيد كه توليد كنندگان از اين علائم استفاده ميكنند كه مردم بتوانند محصولات آنها را در يك نگاه و بدون خواندن كلمات پيدا كنند.
· از فرزندانتان بخواهيد كه بر اساس ملاكهائي كه برايشان ذكر ميكنيد مارك مشخصي را براي يك محصول پيدا كنند. مثلاً نوشابه اي پيدا كنند كه بدون كافئين باشد.
هنگامي كه اجناس را در منزل جابجا ميكنيد با فرزندانتان صحبت كنيد كه خواندن چگونه به شما كمك ميكند كه خوب خريد كنيد. از بچه ها بخواهيد تعريف كنند كه چه چيزهائي را هنكام خريد خواندند و اگر خوب نميتوانستند بخوانند ، چگونه خريد برايشان سخت تر ، گران تر و وقت گيرتر ميشد.
روش دوازدهم - براي خواندن دليلهاي عملي بياوريد : آشپزي
چگونه هنگام پختن غذا تمرين خواندن كنيم:
· اگر از كتاب آشپزي استفاده ميكنيد از يكي از فرزندانتان بخواهيد كه صورت مواد لازم را بخواند و از ديگري بخواهيد كه جاي هر يك از مواد را در قفسه ها پيدا كند.
· از فرزندتان بخواهيد كه مراحل تهيه غذا را بخواند و مراحل را حتي الامكان به كمك فرزندتان انجام دهيد.
· هنگام كار به هر چيزي كه ميخوانيد اشاره كنيد، علاوه بر دستور پخت غذا چيزهاي ديگر هم هست كه بايد بخوانيد مثل نوشته هاي روي بسته بنديها ، روي ابزار آشپزي و راهنماي استفاده از دستگاه ها.
روش سيزدهم - براي خواندن دليلهاي عملي بياوريد : تعمير خانه
بچه ها اغلب از سنين پائين به استفاده از ابزار علاقه نشان ميدهند، اگر انرژي بچه ها را در جهت كاري كه ميكنيد سمت و سو دهيد بسيار عالي است. به طور عملي به آنها نشان دهيد كه بعنوان يك بزرگسال چطور در زندگي خود از خواندن استفاده ميكنيد.
چگونه هنگام تعمير خانه تمرين خواندن كنيم:
· ابزار كار را با فرزندتان بررسي كرده و در باره نام و طرز كار هر يك صحبت كرده و بگوئيد كه بعضي از آنها حتماً و فقط بايد توسط بزرگسالان به كار برده شود.
· از ابزارهائي كه براي انجام يك كار خاص استفاده ميشود صورتي تهيه كنيد و از فرزندتان بخواهيد كه آن صورت را خوانده ، ابزار را پيدا كرده و آنها را آماده كند.
· مسئوليت اشياء را به فرزندتان بسپاريد . اگر ميخواهيد ماشين لباس شوئي را نصب كنيد ، ممكن است كه داخل بسته مخصوص لوازم آن يك صورت از لوازم هم وجود داشته باشد. از فرزندتان بخواهيد كه صورت را بخواند و اطمينان حاصل كند كه همه لوازم ذكر شده در بسته مخصوص وجود دارد.
· به هر چيز كه ميخوانيد اشاره كنيد . علاوه بر دستورالعمل هاي موجود چيزهاي ديگر هم هست كه بايد بخوانيد.
روش چهاردهم - براي خواندن دليلهاي عملي بياوريد : كارهاي دستي
مطالب غير ادبي معمولاً اهداف زير را پيگيري ميكند« دادن اطلاعات ، متقاعد كردن و دستوردادن يا راهنمائي كرده. ما از صبح تا شب در خانه و خيابان مشغول خواندن هستيم : نقشه اتوبوسها، نوشته هاي روي مايكروفر ، دفترچه خودرو و...... . براي انجام كارهاي دستي بايد از دستورالعملها پيروي كنيم.
چگونه هنگام انجام كارهاي دستي تمرين خواندن كنيم:
· مدلها، دستورالعملها و صورت لوازم مورد نياز را دم دست گذاشته و از فرزندتان بخواهيد بخواند كه شما به چه چيزهائي نياز داريد.
· در صورت تمايل فرزندتان را به فروشگاه ببريد تا شابلون ، پارچه ، نخ ، چوب و ..... را برايتان پيدا كرده و بخرد.
· ضمن انجام كار به هر چيزي كه ميخوانيد اشاره كنيد.
وقتي فرزندتان كار دستي انجام ميدهد مثلاً ماكت هواپيمائي را درست ميكند مهارتي را مياموزد كه تا آخر عمر از آن استفاده خواهد كرد . مهارت هاي بصري كه براي جور كردن قطعات يك ماكت استفاده ميشود ، پيش نيازي است كه به فرزندتان كمك ميكند به خوبي و راحتي بخواند . اگر فرزندتان بخواهد كه در مدرسه يا شغل خود كارآئي خوبي داشته باشد بايد بتواند از دستورالعملهاي دو، سه يا ده مرحله اي استفاده كند .
روش پانزدهم - براي خواندن دليلهاي عملي بياوريد : شغل شما
محيط كار شما بهترين موقعيت را فراهم ميكند كه به صورت عملي به فرزندتان نشان دهيد كه چرا بايد خواندن ، نوشتن و، جمع ، تفريق و ... را بياموزند. قبل از اينكه فرزندتان را به محيط كار خود دعوت كنيد به پاسخ اين پرسشها بينديشيد:
· در كار خود چگونه از خواندن استفاده ميكنم؟ آيا دفترچه راهنما ميخوانم يا نامه يا صفحه مانيتور. تابلو فرمان يا نقشه و ....؟
· اين كه بتوانم كار خود را خوب و سريع انجام دهم چه اهميتي دارد؟
· كداميك از مهارتهائي را كه در مدرسه آموختهام در محل كار خود استفاده ميكنم .آيا مينويسم؟ ميخوانم؟ حساب ميكنم؟ چگونه؟
فرزندتان را به بخشهاي مختلف محل كارتان ببريد و قدم به قدم به او بگوئيد در يك روز عادي چه كارهائي انجام ميدهيد . ابزارهايي كه كارتان را ساده تر ميكند به او نشان دهيد و بگوئيد كه چگونه آموختيد كه از آن ابزار استفاده كنيد. بيشتر بچه ها فكر ميكنند كه يادگيري با خوردن زنگ و تعطيل شدن مدرسه تمام مي شود و به سختي ميتوان نظر آنها را عوض كرد. اگر برايشان تعريف كنيد كه چگونه هنگام انجام كار چيزهائي ميآموزيد ، به آنها كمك ميكند كه بهتر بتوانند تجربيات زندگي تحصيلي خود را به "زندگي واقعي" ربط دهند. مثلاً بگوئيد:
- يادت ميآيد كه هفته پيش چطور با يك سطر از اعداد مشكل پيدا كرده بودي؟ حالا ببين من بايد با يك صفحه پر از عدد كار كنم! يا
- وقتي اين قسمت را امتحان ميكنم همان كاري را انجام ميدهم كه تو موقع امتحان انجام ميدهي. اول همه كارهائي را كه بلد هستم انجام ميدهم و بعد برميگردم و روي قسمتهائي كار ميكنم كه خوب بلد نيستم.
محل كار شما نبايد براي فرزندانتان فضاي اسرار آميزي باشد كه شما بيشتر روز در آن ناپديد ميشويد. اگر فرزندانتان بدانند كه چه كاري انجام ميدهيد و چرا و چگونه آن را انجام ميدهيد ميتوانند شما را بهتر و بيشتر درك كنند و در ضمن ميفهمند كه چرا مشغوليت فعلي آنها – يعني يادگيري در مدرسه – نقش مهمي را در آينده آنها ايفاء خواهد كرد.
۵۰ روش...قسمت چهارم
روش نهم – صحنه هاي مورد علاقه خود را در خانواده اجرا كنيد.
اجراي تئاتر بچهها را در متن ديالوگ، شخصيتپردازي و طرح قرار ميدهد و به آنها كمك ميكند كه آنچه را كه ميخوانند بهتر درك كنند و به خاطر بسپارند. با اين روش ميتوانيد بچه هائي را هم كه به خواندن تمايل ندارند ، ترغيب كنيد كه مهارت هاي خود را بيازمايند.
هنگامي كه به صورت خانوادگي كتاب ميخوانيد ، اگر پس از يك صحنه پر حادثه خواندن را قطع كنيد و آن را اجرا كنيد ، لذت بخش است.
چگونه صحنه ها را در خانه اجرا كنيم:
1- صحنه هاي ساده را كه آغاز و پايان مشخصي دارد را انتخاب كنيد.
2- نقش هر فرد را مشخص كرده و يا اجازه بدهيد بچه ها خود نقششان را انتخاب كنند.
3- ابتدا صحنه ها را مغشوش و در هم ريخته يادآوري كرده و بعد آنها را به ترتيب وقوع مشخص كنيد.
4- صحنه را اجرا و در صورت امكان از ديالوگ و حركت هم استفاده كنيد.
5- در آخر در باره آن بحث كنيد، هريك از شخصيتها چه احساسي دارد؟ علت رفتارهاي آنها چه بوده؟ در آينده چه اتفاقي ممكن است رخ دهد؟
هر چه تعداد فرزندانتان بيشتر باشد يا بچه هاي بيشتري را بتوانيد به اين كار مشغول كنيد ، تئاترتان پيشرفته تر ميشود. در صورت تمايل ميتوانيد بچه هاي محل را درگير كارتان بكنيد. ميتوانند متن نمايش را بر اساس داستانهاي موردعلاقه شان بنويسند، لباس بازي خودشان را درست كنند، نقشهاي خود را تمرين كرده و نمايش را اجرا كنند.
نقش بازي كردن يكي از بهترين روشها براي مشغول كردن بچه ها به خواندن است و به آنها انگيزه ميدهد كه خود نيز به تنهائي كتاب بخوانند.
روش دهم – خواندن كتابهاي مورد علاقه خود را به فرزندانتان توصيه كنيد.
با اين روش بطور غيرمستقيم و ظريف دو مطلب را به بچه هايتان ميفهمانيد. اول اينكه خودتان به خواندن علاقه داريد و دوم انكه فرزندانتان را آنقدر دوست داريد كه ميخواهيد علاقه خود را با آنها در ميان بگذاريد.
طبق تحقيق كارول چامسكي در سال 1972 ، بين مراحل رشد زبانشناختي بچه ها و تعداد كتابهائي كه مادرانشان با خاطره خوب از دوران كودكي خود به ياد داشته و براي فرزندانشان خوانده اند رابطه مهمي وجود دارد . پس به گذشته خود بيانديشيد و در صورت لزوم سري به كتابخانه بزنيد تا خاطراتتان زنده شود. اگر فرزندتان مانند شما نيست و به كتاب يا نويسنده خاصي شور و شوق نشان نميدهد، نااميد نشويد، سليقه هاي افراد متفاوت است و براي اينكه كسي مثلاً به كتابهاي چارلز ديكنز علاقه نشان دهد شايد لازم باشد كه سليقهاش پرورش يابد. مهم تلاش است . همين كه به فرزندانتان به طور غير مستقيم بفهمانيد كه شما نيز زماني كودك بوديد و توانائيها و علايقتان در حد يك كودك بود، باب ارتباط و گفتگو بين شما گشوده ميشود.
۵۰ روش...قسمت سوم
روش هفتم – با صداي بلند كتاب بخوانيد.
وقتي كه بچه ها ياد گرفتند كه به تنهائي بخوانند ، بايد باز هم به كار خود ادامه بدهيم و با صداي بلند برايآنها كتاب بخوانيم . البته ميتوانيم روال كار را تغيير دهيم و كار خواندن را با فرزندمان تقسيم كنيم . اگر فرزندتان در برابر اين كار مقاومت كرد، از آن يك بازي بسازيد.
چگونه كار خواندن را تقسيم كنيم:
روش اول- نفري يك خط بخوانيد.
روش دوم- نفري يك صفحه بخوانيد.
روش سوم – اگر متن ديالوگ بود ، شما روايت را بخوانيد و فرزندتان ديالوگ را، يا هر يك از شما متن گفته هاي يكي از شخصيتها را بخوانيد.
روش چهارم- با همديگر بخوانيد. مثلاً :
-دويدم و دويدم
-سر كوئي رسيدم
- دو تا خاتوني ديدم
.....
اگر ترجيع بند داشتيم :
- شما: كه يكي هست و هيچ نيست جز او...
- هر دو : وحده لا اله الا هو
محاسن بلند كتاب خواندن فرزندتان:
1- هميشه نسبت به توانائي فرزندتان در خواندن ، ميزان روان بودن ، درك مطلب و دايره لغات او آگاهي خواهيد يافت.
2- فرزندتان را براي خواندن براي هم نسلهاي خود يا كودك كوچكتر از او آماده ميكنيد.
روش هشتم – در باره مطالب مورد علاقه خود در خانواده صحبت كنيد.
بسياري از بزرگسالان خيلي راحت كتابها و مقالاتشان را با هم عوض ميكنند، با اين كار نويسندگان جديد و انواع سبكهاي ادبي جديد را كشف ميكنند. اما همين بزرگسالان هرگز به اين فكر نميافتند كه همين تبادل ساده را در خانواده هم شروع كنند.
اگر ميخواهيد فرزندانتان را با آنچه ميخوانيد آَشنا كنيد و بالعكس ، بهترين روش اين است كه در باره مطابي كه ميخوانيد صحبت كنيد. اگر فرزندانتان كوچكتر از آن هستند كه بتوانند آن مطلبِ شما را بخوانند اشكالي ندارد، كافيست بفهمند كه از آنچه ميخوانيد لذت مي بريد و دوست داريد كه علاقه خود را با آنها در ميان بگذاريد.
فرزند بزرگترتان را هم تشويق كنيد كه در باره آنچه ميخوانند صحبت كرده و بگويند كه چه جنبه اي از آن را دوست دارند.آيا علاقه دارند كه قسمت كوتاهي از آن را براي شما با صداي بلند بخوانند؟ آيا از همان نويسنده كتابي هست كه به درد بچه هاي كوچكتر خانواده بخورد؟
به صورت خانوادگي به كتابخانه برويد و بعد از بازگشت كتابهاي امانت گرفته شده را در يك قفسه مخصوص كتابخانه بگذاريد. اين كار دو فايده دارد:
يك – كتابهاي كتابخانه كمتر گم ميشوند و كمتر دچار تاخير برگشت ميشوند.
دو – همه اعضاي خانواده ميبينند كه بقيه اعضاي خانواده چه كتابي ميخوانند.
بچه ها به تدريج علايق خود را در زمينه هاي مختلف از غذا و لباس گرفته تا مطالب خواندني ،پيدا ميكنند و اگر ببينند كه افراد مختلف چگونه بر اساس ملاكهاي متفاوت انتخاب مي كنند ، خود نيز ميتوانند علايق خود را در زمينه كتابخواني پيدا كنند.
فهرست سيسمونی
پوشاك
- زیرپوش زیردکمهدار سایز صفر 3 عدد، سایز یک 3 عدد (بسته به فصل آستین کوتاه یا بلند). زیرپوشها چه رکابی باشند چه آستین بلند یا کوتاه حتماً زیردکمهدار باشند. در غیر این صورت دائماَ از پهلوهای بچه كنار ميرود و پوشک بچه هم کج و معوج میشود
- شورت عینکی سایز صفر نخرید و سایز یک دو عدد تهيه كنيد.
- شلوار(از جنس زیرپوش) بسته به فصل جورابدار یا بدون جوراب 3 عدد
- مانتو 2 عدد ( اگر تا حالا این اصطلاح را نشنیدهايد تعجب نکنید ، مانتو از جنس زیرپوش و به شکل کت است و آن را روی زیرپوشهای زیردکمهدار میپوشانند).
- پیش بند حداقل دو عدد
- کلاه نازک از جنس زیر پوش که حتی در تابستان برای بعد از حمام کاربرد دارد.
- لباس سرهمی برای بیرون از خانه در 2 سایز ( با توجه به اینکه در ماههای اول ممكن است بچه خیلی بیرون برده نشود و سریع هم تغییر سایز میدهد، خرید تعداد زیاد لباس در سایز کوچک منطقی نیست و بهتر است یا خرید را به ماههای بعد بیندازید یا این که سایز بزرگتر بخرید).
وسايل تعويض و حمام و ساير لوازم بهداشتي نوزاد
- اگر ميخواهيد براي بچه از پوشك استفاده كنيد 5 – 6 عدد كهنه نخي تهيه كنيد كه برای خشک کردنش بعد از شستشو به درد میخورد . اگر خیال دارید به جاي پوشك از کهنه استفاده کنید، بعد از این که مطمئن شدید جنس کهنه خوب است حدود 24 عدد احتیاج دارید تا یک روز تمام را جواب دهد و روز بعد هم برای شستن و خشک شدن و احیاناَ اطو كردن آن وقت داشته باشید. بهتر است در این حالت از محافظ کهنه که یک لایه نازک است هم استفاده كنيد.
- اگر میخواهید پوشک معمولي یا کهنه را به كار بريد به یکی از انواع شورتهای چسبی، گرهای یا دکمهای احتیاج دارید اما پوشکهای کامل نیاز به این شورتها ندارند.
- تشکچه تعویض که حتماً قابل شستشو باشد و بهتر است دو عدد باشد . یکی با ضخامت بیشتر که نرمتر باشد (بعضی از آنها یک قسمت ضخیم تر هم برای زیر سر بچه دارند) و یکی نازک و سبک برای بیرون که همیشه داخل کیف وسایل باقی میماند.
- سرويس حوله شامل حوله كلاهدار براي حمام و حوله دست و رو. معمولاً در اين سرويس دو عدد پيشبند هم موجود است.
- وان بچه
- پودر تالک ، شامپو و صابون بچه
- روغن یا لوسیون بچه برای ماساژ بعد از حمام
- دستمال مرطوب ، ترجیحاً با جعبه کوچک یا بستههای کاغذی که سبک و قابل حمل باشد چون عمده استفاده آن در بیرون از خانه است
- گوشپاککن (دقت كنيد كه داخل گوش بچه را نبايد با گوشپاككن تميز كرد)
- اگر ناخنگیرتان در خانه سایز بزرگ است یک ناخنگیر کوچک يا قيچي مخصوص گرفتن ناخن
- مکش بینی برای تمیز کردن آن
- دندانگیر
- شانه و برس مخصوص
- کرم سوختگی . شخصاً کرم کالاندولا و ویتامین آ.د را برای چرب کردن در حالت عادی و برای سوختگی کرم سوختگی که ترکیبی از اکسید دو زنگ و روغن کبد ماهی است را توصیه میکنم .
پستانك، شيشه و وسايل تغذيه كودك
- هرچند همه نوزادان نياز و يا علاقهاي به پستانك و شيشه شير پيدا نميكنند، ميتوانيد محض احتياط وسايل زير را هم تهيه كنيد. از سرشيشه براي دادن داروها هم ميتوانيد استفاده كنيد و يا ميتوانيد شيشه كوچك مخصوص دادن قطره و شربت را جداگانه بخريد.
- پستانک سایز کوچک + زنجیر نگهدارنده
- شیشه شیر در دو سایز . بهترین نوع آنها نوعی است که بدنه آن ساده باشد تا تمیز کردن آن راحت تر باشد ، آنهایی که سر بزرگی دارند و شبیه سینه مادر هستند معمولاً برای بچهها مقبولترند . اگر جنس آن طلقی باشد خیلی مطمئنتر است.
- شیشهشور ، ترجیحاً ابری که داخل شیشههای طلقی را خش نياندازد
- شیردوش مكانيكي يا برقي
- قاشق برای دادن غذا . با توجه به این که بچه در اول دندان ندارد اگر قاشقی پیدا کردید که سر آن نرم باشد خیلی بهتراست
- صندلی غذا یک وسیله بسیار بدردبخور است که بچه در خانه کنار پدر و مادر باشد و هم زمان صرف غذا و هم برای بازی از آن استفاده کند.
- لیوان مخصوص بچه ها یا sippy cup که برای آموزش نوشيدن به كودك وسیله بسیار خوبی است.
وسايل خواب كودك
- تخت کوچک (گهواره) با تشک و ملافه آن. از پارك بچه هم ميتوانيد هم براي خواباندن و هم براي بازي بچه استفاده كنيد، به خصوص انواعي كه صداهاي آرامشبخش از قبيل صداي دريا يا قلب پخش ميكنند براي بچههايي كه خواب سبكي دارند مفيد هستند. فقط دقت كنيد كه در استفاده از پارك بچه زيادهروي نكنيد تا براي كودك حكم قفس پيدا نكند و بتواند به اندازه كافي در تعامل با محيط اطراف خويش قرار گيرد.
- بالش کوچک که ترجیحاً نازك باشد
- یک تشک ابری حدود سایز 100 در 70 برای جابجا کردن نوزاد، شیر دادن و خواباندن روی پا
- پتوی بچه
- موبایل یا همان آویز موزیک دار بالای سر بچه که بعضی وقتها خیلی به سرگرم شدن او كمك میکند
- دورسری که یک تکه ابر به ابعاد حدود 30 سانتيمتر در یک متر و نیم و به ضخامت 2 تا 3 سانت است که با یک آستر پارچه ای ثابت پوشیده شده و بعد یک رویه پارچه ای قابل تعویض برای روی آن تهیه میشود . این رویه باید قابل شستشو باشد . این وسیله که آماده آن هم موجود است دارای بندهایی است که توسط آن به میله های تخت بچه متصل میشود تا وقتی بچه در خواب غلت میزند و به میلههای تخت برخورد میکند آسیب نبیند.
وسايل نقليه بچه!
- ساک حمل بچه
- کالسکه که هر چه سبکتر و کمدنگوفنگتر باشد پراستفادهتر خواهد بود . کالسکههای عصایی در مسافرتها بسیار کارراهانداز هستند و کالسکههای ایرانی از نظر وزن چندان سبک و مناسب نیستند
- اگر 3 تا 5 ماهگی بچه به زمستان نمیخورد و اهل پیادهروی با بچه هستید آغوشی بسیار بهدردخور است
- روروئک که برای بچه 6 تا 12 ماهه واجب است اما حداقل انواع ایرانی آن در حدود 12 ماهگی بسیار خطرناک هستند و بچه ممکن است خود را از آن پرت کند.
- کریر. یک توصیه از کسی که دو بچه پشت سر هم داشته . کریر یک وسیله بسیار عالی است که تا 4 – 5 ماهگی میتوانید بچه را در آن بگذارید و جابجا کنید و در مهمانیها مجبور نیستید بچه را بغل کنید چون برای خود یک صندلی امن دارد و بعد از آن سن میتوانید آن را در ماشین نصب کنید و به عنوان صندلی بچه استفاده کنید . تا جایی که شنیدهام کریرهای ایرانی نسبتاً سنگین هستند و انواع مارکدار بسیار گران . نوع تایوانی آن خیلی از نظر قیمت و وزن مناسب است و برای نصب در ماشین هم طراحی شده است.
ساير اقلام
- اگر اطاق خواب بچه از آشپزخانه و هال دور است ( مخصوصا در خانه های دوبلکس ) آیفونهای مخصوص که صدای بچه را به گیرنده منتقل میکند وسیله بهدردخوری است.
- ساک وسایل بچه (همیشه داخل این ساک یکی دو کیسه پلاستیکی تمیز برای گذاشتن لباسهای کثیفشده بچه داشته باشید).
- پودر صابون رختشويي بدون اسانس براي شست و شوي پوشاك، كهنهها، ملافه و پتوي بچه
چه ماركهايي؟ چه كشورهايي؟
- برای دوستانی که ایران هستند قویاً زیرپوشهای مارک دوِّلو را توصیه میکنم که گرانتر از بقیه انواع است اما جنس بسیار خوبی دارد ولي متاسفانه انواع تقلبی آن بسیار زیاد است و شناختن اصل آن خیلی سخت. مغازه شهر فرنگ در خیابان بهار تهران معمولا اصل آن را دارد
- در مورد پستانک و شیشه شیر مارکهای خیلی خوب مثل چیکو توصیه میشود
- در مورد مکش بینی، لیوان مخصوص بچه، شیردوش، برس، شانه و دندانگیر مارکهای متوسط مثل کمرا هم مناسب هستند
- پودر بچه و شامپو و صابون مارک جانسون خوب است . دستمال مرطوب و گوش پاک کن پنبه ریز هم جنس خوبی دارند
- كرير از نوع تايواني ارزان و سبك است و براي نصب در ماشين طراحي شده است. کریر و کالسکههای ایرانی به جز مشکل وزن مشکلی ندارند.
- مدل ایرانی صندلی غذای بچه خوب و مطمئن است.
50 روش برای علاقه مند کردن فرزند به مطالعه-قسمت دوم.
روش سوم – با صدای بلند بخوانید
درک مطلب بچه ها هنگام خواندن ، به طور طبیعی از توانائی آنها هنگام برقراری ارتباط کلامی کمتر است. به علاوه سطح توانائی بچه ها در خواندن ، از سطح علائق آنها نیز پائین تر است. بچه ها هنگامی که به مدرسه می روند صدها کلمه را می فهمند اما فقط چند کلمه را می توانند بخوانند و بخش کنند و در ضمن مهارت کافی برای درک مطلب نوشتاری پیچیده را ندارند و به همین دلیل دچار محدودیت می شوند.
یکی از مهمترین کارهائی که می توانید در طول عمرتان بکنید این است که با صدای بلند برایشان کتاب بخوانید:
• این کار را از کمی پس از تولد شروع کرده و تا پیش دبستانی و سال ها بعد نیز ادامه دهید.
• با این کار فرزندانتان به زبان و مهارتهای درک مطلب که در مدرسه به آن نیاز دارند ، توجه می کنند
• دایره لغات فرزندتان افزایش می یابد و قدرت تشخیص شان بالا می رود.
• به این طریق به بچه ها می آموزید که برای کتاب ارزش قائلید و کتاب خوانی بخشی از تعاملات روزمره شماست.
چگونه با صدای بلند بخوانید:
1. با حالت و لحن مناسب بخوانید. ( استفاده از یک صدای خاص برای هر شخصیت ، استفاده از علائم نقطه گذاری برای تغییر لحن و استفاده مناسب از مکث برای افزایش تاثیر خواندن)
2. با علاقه بخوانید و با متن درگیر شوید. اگر به متن داستان یا مشکلات شخصیتهای آن علاقه -مند شده اید آن را بر زبان بیاورید ، اگر اتفاقات هیجان انگیز است با لحنی هیجان زده بخوانید، اگر ترسناک است با لحنی حاکی از ترس بخوانید.
3. از سوال های جدی و هوشمندانه استفاده کنید. مثلاً از بچه ها بپرسید که به نظر آنها چه اتفاقاتی خواهد افتاد ( ر.ک روش 34)
4. تماس چشمی برقرار کنید . شما بازیگر هستید و فرزندتان تماشاچی. سرتان را بالا بیاورید و به حالت چهره فرزندتان توجه کنید . همراه او بخندید و برای اظهار نظر در باره روند داستان مکث کنید.
روش چهارم – روزنامه را خانوادگی بخوانید
اگر فرصت کمی دارید که با فرزندانتان و برای آنها بخوانید روزنامه منجی شما می تواند باشد. از روزنامه هایی استفاده کنید که صفحات ویژه کودکان و نوجوانان دارند. پس وقتی از راه می رسید همین طور روزنامه را نیندازید و بروید. هدف شما مشارکت خانوادگی است پس بگذارید فرزندتان شما را در حال روزنامه خوانی ببینند.
یک قدم جلوتر بروید ، از فرزند ده-دوازده ساله تان بپرسید در باره فیلم های جدید چه خوانده است و از فرزند نوجوانتان بخواهید مهم ترین اخبار ورزشی را برایتان بازگو کند . از فرزند دبستانیتان بپرسید کدام یک از مطالب طنز روزنامه برایش خنده دارتر بود. خودتان هم به نامه های جالبی که خوانندگان نوشته اند اشاره کنید.
• ضرورتی ندارد که هنگام مطالعه سکوت را رعایت کنید و خواندن روزنامه می تواند فعالیت پرسروصدائی باشد.
• هنگامی که به صورت فردی روزنامه میخوانید با صدای بلند نیز اظهار نظر کنید و به این ترتیب فرزندان خود را تشویق کنید که به صورت جدی بخوانند (ر.ک روش 34) . این مهارت به آنها کمک میکند که آنچه را که خواننده اند به خاطر بسپارند و خوب درک کنند.
روش پنجم– خواندن بین نسلی – تشویق کنید که نسل های مختلف با هم بخوانند.
بچه هائی که به یک خانواده های گسترده تعلق دارند و به طور مرتب به دیدار اعضای بزرگتر فامیل می روند و با بزرگسالان به گردش و مسافرت می روند و به انجام فعالیتهای مختلف می پردازند، نسبت به بچه هائی که دسترسی کمتری به بزرگسالان دارند ، در خواندن پیشرفته ترند.
اگر والدینتان مهمان شما هستند از آنها بخواهید که در آئین قصه خوانی شبانه شرکت کنند. اغلب پدر بزرگ ها و مادر بزرگها دوست دارند به این ترتیب مرکز توجه قرار بگیرند.
اگر بچه ها عادت کرده اند که فقط والدین خودشان برایشان کتاب بخوانند ، ابتدا باید آنها را آماده کرد که بتوانند از سبک کتابخوانی بزرگسالان دیگر لذت ببرند. به بچه ها بگوئید که خوانندگان مختلف یک ترانه را به شکلهای مختلف میخوانند و هنرپیشگان نقشهای واحدی را به صورتهای متفاوت اجرا میکنند.
اگر کسی میخواهد برای اولین بار برای فرزندانتان کتاب بخواند ، بهتر است کتاب جدیدی را در اختیار او بگذارید تا کتابی را که مورد علاقه بچه هاست و آن را از بر می دانند.
روش ششم-خواندن درون نسلی - تشویق کنید که بچه های یک نسل با هم بخوانند
بچه های بزرگتر میتوانند می توانند برای خواهر و برادرهای کوچکتر خود کتاب بخوانند ، این کار به نفع خواننده ، شنونده و شماست .
خواندن با صدای بلند باعث فصاحت میشود و دایره لغات بچه ها را بهبود می بخشد و به آنها می آموزد که چگونه با حالت و لحن مناسب بخوانند.
جلب رضایت شنوندگان کم سن و سال کار ساده ای نیست، کسی که میخواهد قصه را با موفقیت بخواند و به جای "هو" با "هورا" مواجه شود ، باید با احساس ، با صدائی واضح و با لحن مناسب بخواند. اگر به طور موقت این نقش را به فرزند بزرگترتان محول کنید تجربه خوبی به دست می آورد و ممکن است انگیزه پیدا کند که این نقش را به خوبی اجرا کند.
۵۰ روش برای علاقه مند کردن فرزند به مطالعه
50 روش ساده برای علاقه مند کردن فرزند به مطالعه
نویسنده : کتی .ای.زاهلر
مترجم سارا رئیس طوسی
انتشارات صابرین – سری کتابهای دانه (کلیدهای آموزش کودکان و نوجوانان)
تهيه مطلب از سميرا
روش اول - بگذارید فرزندتان ببیند که شما می خوانید
اولین نشانه موفقیت بچه ها در مدرسه ، مطالعه در خانه است.برای اینکه بچه ها در خانه مطالعه کنند باید الگوی رفتاری داشته باشند که در خانه مطالعه میکند.
پس خیلی ساده است:
اگر می خواهید فرزندتان را کتاب خوان بار بیاورید، خودتان باید مطالعه کنید.
اگر خودتان اهل مطالعه کتاب نیستید ، مقداری کار می برد:
- باید ببینید که به خواندن چه مطالبی علاقه دارید.
- باید در خانه کتاب داشته باشید (ر.ک روش های 16و 25)
- باید تلویزیون را خاموش کنید(ر.ک روش 46)
- باید کاری در نظر بگیرید که فرزندانتان در زمان مطالعه شما به آن بپردازند(چطور است به آنها هم کتاب بدهید؟)
اگر وقت بگذارید و کتاب بخوانید ، در واقع به طور غیر مستقیم به فرزندتان می گویید که خواندن مهم است اما اگر برایش سخنرانی کرده و او را پند و اندرز بدهید ، هرگز نمی توانید این پیام را به او منتقل کنید.
شما از مطالبی که میخوانید روزانه چیزهایی می آموزید، چرا آن را با خانواده خود در میان نگذارید؟
بیشتر بچه ها با هدف سرگرمی کتاب میخوانند و گاهی از اینکه میتوان با هدف کسب اطلاعات هم مطالعه کرد بی خبر هستند. بزرگسالان بیشتر به هدف کسب اطلاعات مطالعه میکنند چون این مطالب بخش عمده ای از کار روزانه آنها را تشکیل میدهد. اگر اطلاعات بدست آورده تان را با فرزندتان در میان بگذارید ، می توانید آنها را برای خواندن به کسب اطلاعات آماده کنید.
وقتی بچه ها ببینند چگونه از اطلاعاتی که بدست آورده اید ، استفاده می کنید کمتر از خواندنِ به قصد کسب اطلاعات خواهند ترسید.
اگر از آنها بپرسید که "در کتاب علوم شما در باره کلسترول چه چیزی نوشته است؟" جالب تر از آن است که بپرسید "امروز در مدرسه چه چیزی یاد گرفتی؟"
به این ترتیب هم غیر مستقیم سوال کرده اید و هم جرقه یک بحث و گفتگوی خانوادگی زده می شود و خانواده با هم ارتباط کلامی برقرار میکنند.
روش صحيح تحسين کودکان
همه شنیدهایم و امیدوارم همه باور داشته باشیم که تحسین کودکان بهترین راه
برای تقویت رفتارهای خوب آنها و پرورش اعتماد به نفس در ایشان است. اما آیا هر
تحسینی به این نتیجه میرسد؟ واقعیت این است که بعضی از انواع تحسین مؤثرترند
در حالی که تحسینهایی داریم که ممکن است بیرودربایستی مخرب باشند.
بهترین راه تحسین کودک آن است که رفتاری را که ما را خوشنود کرده به وضوح تشریح
کنیم. وقتی دختر چهارسالهتان بعد از این که غذایش را خورد بشقابش را به
آشپزخانه میبرد، به جای آن که بگویید "بهبه چه دختر خوبی" تحسینی از این دست
را امتحان کنید: "وقتی بشقابت رو میبری آشپزخونه و کمکم میکنی خیلی خوشم
میآد." هرگز از جملاتی که نقش خاصی را به بچه تحمیل میکنند استفاده نکنید.
مثلاً نگویید "این هم دستیار کوچولوی مامان."
وقتی به رفتاری که باعث تحسین شما شده اشاره میکنید کودک میفهمد که تکرار
چنین کاری در آینده احتمالاً واکنش مشابهی در شما برخواهد انگیخت. به علاوه
میآموزد– اگر به مثال خود برگردیم – که میتواند آدم مرتب و یاریگری باشد و
این اطلاعات کمکش میکند تصویر بهتری از خود در ذهن داشته باشد و اعتماد به
نفسش بیشتر شود.
تحسین باید با سن فرزند هم متناسب باشد. فرزندان کوچکتر از این که در عین تحسین
کلامی بغلشان کنید و ببوسیدشان لذت میبرند اما نوجوانان و بعضی از بچه های ده
دوازده ساله ترجیح میدهند بیهیاهو تحسینشان کنید مثلاً یادداشت تشکری را از
زیر در به داخل اتاقشان سر دهید یا زیر بالششان بگذاريد. برای بچههای کوچکتر
بهتر است تحسین بلافاصله باشد ولی اگر فرزندان بزرگترتان جلو دوستان و افراد
خانواده معذب میشوند، به یک نگاه محبتآمیز، یک لبخند یا سری به تأیید تکان
دادن اکتفا کنید و بعداً در خلوت تحسینشان کنید.
نکته آخر در مورد تحسین این که حتی وقتی فرزندانتان کار شایان تحسینی انجام
ندادهاند عشق بیقید و شرط خود را نشانشان دهید. فرزندان شما نباید حس کنند که
تنها راه جلب توجه مهرآمیز شما انجام کارهای خوب است. موفق باشید.
تهيه مطلب از آزيتا
انتخاب پرستار بچه
با توجه به اينكه سه پرستار مختلف عهدهدار نگهداري بچههاي من و همسرم بودهاند و بيشتر از 4 سال است كه دائماً در خانه ما پرستار حضور داشته تصميم گرفتم متني راجع به انتخاب پرستار بنويسم شايد كمكي باشد براي دوستاني كه ميخواهند پرستار انتخاب كنند. اين نظرات كاملاً شخصي است و جنبه علمي ندارد و فقط تجربيات شخصي من و همسرم از اين دوره ميباشد.
-انتخاب پرستار خوب بسيار سخت ولي امكانپذير است و براي بچههاي زير 3 سال و خصوصاً براي بچههاي زير 2 سال راه حل بسيار بهتري است تا فرستادن آنها به مهد كودك.
-يكي از مهمترين مسائل اين است كه كسي كه انتخاب ميكنيد حتماً فرزند داشته باشد تا تجربه بزرگ كردن بچه را داشته باشد. البته بهتر است سن بچههايش خيلي كم نباشد تا نياز به رسيدگي آنها زياد نباشد. هر چند سن خيلي بالا هم باعث ميشود حوصلهاش كم شود، فكر ميكنم حدود سني 40 تا 45 بسيار خوب است.
-خانمهايي که داراي مشكلات معيشتي بسيار زيادي هستند ناخودآگاه دچار افسردگي و اضطرابي هستند كه براي بچه، بودن در كنار اين طور افراد ميتواند بسيار مخرب باشد. اين خانمها به علت مشكلات و مسؤوليتهايشان دائماً مشكل مالي دارند كه اگر در كمك توان خانواده ميزبان باشد مشكلي ايجاد نميكند اما اگر مثل بنده خود را در فشار بگذاريد كه مشكلش را حل كنيد و بعد ببينيد كه پسر بيكارش يك موبايل به كمرش بسته كلي حرص خواهيد خورد.
-اگر منزلش نزديك باشد خيلي خوب است و اگر داخل شهر باشد بهتر چون در روزهاي برفي و باراني و... براي دير آمدن دليلي ندارد و همين طور ميتواند بعضي روزها كه شما يا خود او مشكل داريد بچه را به منزل خودش ببرد تا بعد شما دنبال او برويد.
-ابتكار عمل بسيار مهم است. در مورد تغيير غذاي بچه به غذاي سفره خانواده، حرف زدن بچه و گرفتن او از پوشك بايد كار شود و خانمهايي كه افسردگي دارند ابتكار عملشان بسيار كم است. اما بايد طوري هم نشود كه وقتي به او ميگوييد با بچه اين طور رفتار كن بگويد من خودم بچه بزرگ كرده ام و بچهداري بلدم. بايد بداند كه روش كار شما به روش او ارجح است.
-آنهايي كه جلوي پدر و مادر زياد قربان صدقه بچه ميروند زياد مورد اعتماد نيستند چون دليلي براي دوست داشتن بچهاي كه تازه ديدهاند وجود ندارد.
-موقعيت اجتماعي مهم است اما برعكس آنچه همه فكر ميكنند، يك خانم شهرستاني كه با همسر و فرزندانش به تهران آمده، سرايدار هستند و هزينه اقامت ندارند و بيشتر از شهرستانشان پول درميآورند به مراتب روحيهاي بهتر از يك خانم تحصيلكردهاي كه شوهرش درآمد خوبي داشته و ناگهان فوت شده و او حال مجبور به گذران زندگياش ميباشد دارد. اين شخص دوم چون افول كرده با خود درگيري زيادي دارد اما نفر اول چون صعود كرده معمولاً روحيه بهتري دارد.
-با هر پرستاري كه انتخاب ميكنيد قرار يك هفته كار آزمايشي بگذاريد كه اگر خوشتان نيامد حقوق يك هفته را بگيرد و ادامه كار ندهد.
-خيلي راحت ميشود حتي در يك هفته پرستار را محك زد، حتي اگر خانه نباشيد. وقتي به خانه ميآييد تعداد پوشكهاي كثيف داخل سطل آشغال را بشماريد ببينيد به دفعات لازم بچه را عوض كرده است؟ پاي بچه را وارسي كنيد آيا قرمز است؟ مقدار شير موجود در يخچال چقدر كم شده؟ وعده غذاي بچه تمام شده است؟ يكي از پنجرههاي خانه كه مشرف به همسايهها است (مثل پنجره داكت) را باز بگذاريد و به يكي از همسايهها بگوييد گوش كند ببيند وقتي خانه نيستيد صداي گريه بچه چقدر ميآيد (كه مقدار كم آن عادي است) سعي كنيد ساعت خاصي به منزل نياييد و يك مرتبه وارد شويد تا هميشه از آمدن شما احساس خطر كند. به او بگوييد كليد خانه دست خواهر يا مادرم هست كه وسط روز به بچه سر بزنند (و اگر ميتوانيد حتماً اين كار را بكنيد). پول و اشياي قيمتي را حتماً در جاي محفوظي بگذاريد. اگر اقوامي در خارج از شهر يا کشور دارد وقتي به منزل ميآييد Redial تلفنتان را چك كنيد. ميتوانيد به او بگوييد كه هر ماه ليست تلفنهاي منزلتان را از مخابرات ميگيريد. وقتي به خانه ميرسيد ببينيد بچه خيلي گرسنه است يا وضع معمولي دارد. بعد از يك هفته كه بچه به او عادت كرد ببينيد عصرها سمت شما ميدود و خود را در آغوشتان پرت ميكند يا وضع عاديتري دارد. اگر امكان دارد يك هفته خودتان يا آشناي مورد اعتمادتان با او در منزل بماند كه هم نوع كارهاي بچه را به او ياد بدهد و هم رفتارهاي او را محك بزند.
-به او گوشزد كنيد كه من هر ماه وزن بچه ام را كنترل ميكنم و اين كار را در ماههاي اول حتماً انجام دهيد تا اگر بچه داراي افت رشد شد زود متوجه شويد و او هم بداند كه اگر در مورد غذاي بچه سهلانگاري كند مشخص ميشود.
-شخصاً موافق نيستم كه خانم پرستار غذاي خود را از منزلش بياورد ولي اگر مشكلي در مورد تأمين غذاي او داريد از ابتدا شرط كنيد.
-خانمهاي شاغل كه پنجشنبهها آزادند سعي كنند پرستاري بگيرند كه حداقل يك پنجشنبه در ماه را بتواند بيايد تا مادر بتواند به خريد و كارهاي شخصي خود برسد اگر همه پنجشنبهها بيايد كه ايدهآل است!
-بعد از اينكه اعتماد لازم به پرستار را پيدا كرديد سعي كنيد برنامه منظمي براي گردش بيرون از خانه براي او و بچه بگذاريد شايد در اين گردشها بتوانيد مسؤوليت خريدهاي سبك منزل را به او بدهيد. براي روحيه و يادگيري بچه هم بسيار بهتر از خانه ماندن و جلوي تلويزيون نشستن است.
-حتماً و حتماً در آخر ماه كه حقوق ميدهيد رسيد بگيريد اگر اين كار را از ابتدا بكنيد وجهه بدي پيدا نميكند و حس نظم در كار را پيدا ميكند نه حس بياعتمادي. خواهيد ديد كه بعدها وقتي بده بستانها زياد شد اين رسيدها به هر دو طرف در يادآوري حساب و كتابها بسيار كمك ميكند.
نحوه انتخاب پرستار متفاوت است ممكن است از طريق
1-دوست و آشنا
2-آگهي دادن در روزنامه
3-شركتهاي خدماتي
باشد كه هر كدام ممكن است خوب باشد و هيچ راه حل به ديگري برتري ندارد، اما هزينه آخري بالاتر است و ضمانت آن هم بهتر است از طرفي مسؤولان اين شركتها زياد تبليغ كار خود را ميكنند و اگر روي ايستادن جلوي آنها را نداشته باشيد ممكن است شرايطي كه مطابق ميل شما نيست را به شما تحميل كنند.
اگر از طريق شركت پرستار نگرفتيد حتماً چك يا سفته ضمانتي به مبلغ حداقل يك ميليون تومان از او بگيريد. با توجه به اينكه از صبح تا بعد از ظهر بچه و تمام زندگيتان دست اوست گرفتن اين ضمانت عاقلانه ميباشد. اگر از شركت پرستار گرفتيد حتماً مطمئن شويد كه شركت معتبري است. ميتوانيد مدارك ثبت شركت را ببينيد و يا اينكه با شركتهايي كه آشنايان با آنها كار كردهاند تماس بگيريد و در نهايت اينكه به حس مادرانه خود هم اتكا كنيد.
تهيه مطلب از مينا قويدل
تنبيه کودکان
یکی از بحث هائی که اخیراً در گروه والدین ایرانی مطرح شد ، بحث "تنبیه کودکان" بود ، تعدادی از اعضای گروه در این بحث شرکت کرده و به تبادل نظر پرداختند . مقاله ای که در زیر میخوانید خلاصه ای از آراء و نظرات دوستان همگروهی ما میباشد که توسط ندا یکی از اعضای گروه گردآوری شده است .
تنبیه به مثابه ی بخشی از الگوی تربیتی والدین در قبال بچه ها، یکی از موضوعات جنجالی است که حرف و حدیث های زیادی به دنبال دارد.
آیا تنبیه اصولاً ضرورتی دارد یا نه؟ آیا تنبیه میتواند راه حل مؤثری درقبال بدرفتاری های کودکان باشد و منجر به تغییر رویه کودک می شود یا نه؟ تنبیه چه آثاری بر روی کودک به جا می گذارد؟ آیا شیوه های مناسبی که بتوانند جایگزینی برای تنبیه باشند وجود دارد؟ از جمله سوالات وتردیدهایی است که در مورد تنبیه طرح می شود.
پریسا که دختر چهارساله ای دارد میگوید:« من واقعا نمي دونم چه تنبيهي خوبه . در مورد شيوا براي هر كارش يه روش رو انجام مي دم بعضي هاش جواب مي ده و بعضي هاش هم نه .ولي در كل اگه با بچه صحبت بشه خيلي بهتره»
گذر که یک پسر چهارساله دارد در این باره معتقد است: «راستش من با تنبيه بدني صد درصد مخالفم، و هميشه فكر مي كنم كه روشهاي تشويقي بيشتر جواب ميده و همين طور هم اگر آدم بتونه با منطق با بچه صحبت كنه اونم ياد ميگيره.در مورد آرين كه ما هيچ روش خاص تنبيهي نداريم يعني مطمئنم در مورد پسركم اين روشها جواب نميده» یکی از مشکلاتی که لیلا با پسر چهارساله ش دارد جیغ کشیدن اوست، لیلا می گوید:« بهترين روشي كه من براي مقابله با جيغ كشيدنش تونستم پيدا كنم اينه كه يه ساعت براش در مورد تارهاي صوتيش و اينكه جيغ زدن چه اثري داره و اينكه اون با جيغ زدنش بيشتر خودش رو اذيت ميكنه تا مارو ، توضيح بدم و بعد هم يه جايزه تعيين كنم كه اگر مثلا اين چند روز جيغ نكشيد جايزه بهش تعلق مي گيره»
سمیرا هم که پسری پنج ساله دارد میگوید:« من هم با تنبیه بدنی خیلی مخالفم و به نظرم خیلی وحشیانه می آد. البته خیلی خیلی کم پیش میاد که ایلیا منرو عصبانی کنه و از کوره به در ببره، ولی حتی اینجور وقتها هم فکر میکنم اگه دست روش بلند کنم صرفاً دارم از امتیاز بزرگتر بودن جثهام استفاده میکنم و فکر میکنم که اگه این بچه، بزرگ و هم قد و قواره خودم بود ، آیا جرات میکردم که بزنمش؟ و از ترس کتک خوردن احتمالی خودم کوتاه نمیومدم؟ و یه راه مطمئن تر!!!! برای حفظ خودم پیدا نمی کردم؟ پس حتی در بدترین حالت ممکن هم تنبیه بدنی ممنوع!»
دکتر جان گری نویسنده ی کتاب پرفروش «مردان مریخی، زنان ونوسی» در کتابی تحت عنوان« بچه های بهشتی» درباره ی چگونگی مواجههی نسل جدید با مساله ی تنبیه می نویسد: « روش های تربیتی قدیم بر مبنای تهدید وانتقاد و تنبیه و عدم تایید، نه تنها تاثیر خود را از دست داده است بلکه زیان بخش و آسیب رسان هم هست. بچه های امروزی از بچه های نسل قبل حساس ترند، قابلیت های بیشتری دارند و در برابر روش های تربیتی منفی مانند تشر زدن، تنبیه بدنی، حبس در خانه، تحقیر کردن، شرمنده کردن حساسیت نشان میدهند. زمانی که بچه ها پوست کلفت بودند این روش ها کارایی داشت ولی امروز منسوخ و مضر است. بچه های امروز از راه تقلید بهتر می توانند احترام گذاشتن را یاد بگیرند تا از راه ترس و تهدید.» او در ادامه از تاثیرات تنبیه بر روح و روان بچه ها چنین می نویسد:«توپ و تشر و تنبیه راه تسلط بر بچه ها نیست بلکه حس شور و شوق را در او می کشد و باعث می شود میل به حرف شنوی و مشارکت جویی در او از بین برود، ...، تنبیه باعث می شود بچه به جای این که به پدر و مادر خود به دیده ی احترام بنگرد و دست یاری به سوی آن ها دراز کند، پدر و مادر را به چشم دشمن بنگرد و خود را از دید آنان مخفی نگه دارد»
فرناز مادر دو دختر شش و یازده ساله است، او پس از شنیدن حرف های دیگر حضار، صادقانه از تجربهی شخصی خود در مورد دختر بزرگترش می گوید:«من هم در مورد تنبیه بدنی با دوستان موافقم منتها با این تفاوت که با کمال شرمندگی خودم هم تجربه کردم . من فکر میکردم موقعی که مریم کوچولو بود , اگه کار بدی کرد میتونم بزنم پشت دستش یا به پاش , طوری که آسیب نبینه . نتیجه ش این شد که مریم سالها شب ادراری داشت و مشکلش هم روحی بود و الان هم کله شق تر و حرف گوش نکن تر از مهساست ! طفلک بچه های اول موش آزمایشگاهی والدین هستن و همه چیز در مورد اونها آزمایش میشه اما بچه های بعدی با استفاده از تجارب اون آزمایشات بزرگ میشن . اما اصولا نمیدونم چه تنبیهی میتونه موثر باشه . مثلا من آزمایش کردم ببینم تبعید بچه برای مدت زمان خاصی به اتاقش مفیده یا نه . دیدم بچه ای که این تنبیه شاملش شده , فقط چند دقیقه دمغ میشینه یه گوشه و بعد پامیشه شروع میکنه به بازی کردن و یادش میره تنبیه شده ! واقعا هنوز نفهمیدم چطوری باید بچه ها رو تنبیه کرد . شاید بهترین راه حل این باشه که باهاشون رفیق بشیم و از این راه حرفمونو پیش ببریم.»
مگ زوبیک در کتاب «کلیدهای رفتار با کودک دوساله» در فصل «واکنش نشان دادن به بدرفتاری» می نویسد:« وقتی والدی کودکی را می زند، کودک درسی جدی می گیرد. او می آموزد که والدینش از خودش بزرگتر و قوی تر است و می تواند او را در صورت نافرمانی بزند. بسیاری از بچه ها بعد از سیلی یا کتک خوردن از والد خود از بدرفتاری دست برمی دارند. اما کودکی که کتک خورده است ممکن است درس های دیگری را نیز بیامزود که والدش قصد نداشت به او بیاموزد:« اگر از کاری که دیگری انجام می دهد خشوت نمیاد، زدن او کار خوبی است»، « وقتی عصبانی هستی اشکالی ندارد که به جای کلام، دیگران را بزنی»،«زدن کسی که کوچکتر از توست اشکالی ندارد» وقتی کودکی این درسها را در خانه بیاموزد، احتمالا آنچه از والدین خود آموخته با خود به دنیای بیرون از خانه می برد. بچه هایی که در خانه کتک می خورند احتمالا بچه های دیگر را در مدرسه یا زمین بازی میزنند. احتمال این که برادر یا خواهر کوچکتر خود را بزنند نیز بیشتر می شود و وقتی برگ خواهند شد به احتمال بیشتری فرزندان خود را خواهند زد. گاهی از آن ها می پرسم:« کی از زدن شما دست برداشتند؟» و جوابی که در بسیاری از اوقات می شنوم این است:« وقتی من هم در پاسخ شروع به زدن آن ها کردم»
دلارام یک پسر حدوداً چهارساله و یک پسر ده ساله دارد، او با کسانی که مطلقاً با تنبیه بدنی مخالف اند هم عقیده است:«من هم معتقدم تنبیه بدنی کارساز نیست و خوب هم نیست. قدیمی تر ها فکر می کردند که اگر تنبیه بدنی صدمه به بچه نزنه اشکالی نداره. مثلا اگر پشت دستش بزنیم. ولی الان به این قضیه بیشتر توجه می شه که تنبیه بدنی دو تا اثر مخرب داره. یکی جسمی هستش که واضحه و اگر از اون دسته باشه که جز درد اثر تخریبی جسمی نداشته باشه، اثر مخرب روانی داره. یعنی تحقیری که بچه به این ترتیب می شه به اضافه اینکه زدن براش توجیه پیدا می کنه چون از مقبول ترین آدمای دنیا که پدر و مادرش هستن داره تاییدش رو می بینه، باعث می شه که نه تنها اون نتیجه ای رو که ما می خوایم در دراز مدت نگیریم، که تازه قوز بالا قوز هم بشه. آهان یادم رفت بگم که ما اینجا در مورد نیکان که کوچیکتره علاوه بر حرف زدن از روش تایم اوت استفاده می کنیم. خیلی خیلی کم پیش میاد و خیلی خیلی نتیجه بخشه. در مورد متین هم فقط صحبت.»
اصطلاح تایم اوت (time-out) که در متون مختلف به قرنطینه ی تربیتی، وقفه، قطع فعالیت و ... ترجمه شده است ظاهرا به اصطلاح نسبتا مشهوری در متون تربیتی جدید تبدیل شده است.
دکتر باب سیرز در سایت اینترنتی askdrsears.com درباره ی تایم اوت که اعمال آن را از هجده ماهگی مناسب می داند می نویسد:«تایم اوت یکی از انواع رایج تأدیب است، و جایگزین مناسبی برای تنبیه بدنی است. به زبان ساده تایم اوت یعنی این که شما کودکتان را از موقعیتی که رفتار ناشایست از او سرزده دور می کنید و او را مجبور می کنید که برای مدت کوتاهی در جای دیگری بماند. یک دقیقه تایم اوت به ازای هر سال از سن کودک مناسب است. جاهایی که برای گذاشتن کودک در موقع تایم اوت مناسب اند عبارت اند از: صندلی، تخت، اتاق خواب، راه پله. نکته ی مهم دور نگه داشتن کودک از وضعیتی است که قبلا در آن قرار داشته. وقتی کودک را در موقعیت تایم اوت قرار دادید به سادهگی به او بگویید " کسی را کتک نزن، این کار درستی نیست" یا هر تخلفی که کرده به او گوشزد کنید.»
مینا یک پسر پنج ساله و دختری حدودا سه ساله دارد، او از چندماهگی اولین فرزندش به یک مشاور روانشناس مراجعه کرده تا فرزندانش را طبق توصیه های مشاور تربیت کند، از این رو مینا در مورد تنبیه بدنی نظرات خاص و تا حدی متفاوت دارد:«من فکر میکنم که تنبیه بدنی اونجور هم نباید یک تابو باشه .وقتی مهرشاد یک سالش شد دکتر سهامی به ما گفت که در این سن برای یک بچه هیچ کاری بد نیست به غیر از این که کسی رو بزنه و اگر بزنه باید بهش فهموند که کار بدیه . فکر نمیکنم هیچ کس بتونه ادعا کنه که در اون سن میشه برای بچه هزار و یک دلیل آورد که نباید کسی رو بزنه و برای همین هم دکتر سهامی گفت که در این وقت باید تقریبا محکم به پشت دست بچه زد یا اگر به این کار اصرار داشت داخل ران بچه جوری که دردش بیاد و بفهمه دیگران از زدن دردشون میگیره . راستش رو بخواهین برای سنهای بالاتر ازش نپرسیدم که تنبیه بدنی میتونه باشه یا نه . اما به تایم اوت هم عقیده داشت که ما هیچ وقت در مورد مهرشاد نتونستیم به اجرا بگذاریمش . به دلیل اینکه حتی اگر توی دستشوئی بندازیمش انقدر خودش رو به در و دیوار میزنه و خرابکاری رو شروع میکنه ( مثلاَ در دستشوئی ما از داخل با نمیدونم چی خراش برداشته شده ) که ما پشیمون میشیم و میاریمش بیرون. بزرگترین تنبیه برای مهرشاد پسر پنج ساله ام اینه که باهاش حرف نزنیم ( مخصوصا من ) این براش خیلی سنگین تموم میشه و حاضره هر کاری بکنه که این تنبیه تموم بشه.
آزیتا که خود مادر یک دختر یازده و پسری پنج ساله است در مورد نظریه ای که بد نیست آن را«کتک جوابِ کتک» بنامیم می گوید:« من اصلاً معتقد نیستم که آدم برای بچهی یک ساله و دو ساله سخنرانی کنه و دلیل و منطق بیاره. کاری که من خودم در مورد پسرم میکردم این بود که تا دست بچه بلند میشد که کسی یا من رو بزنه تو هوا محکم میگرفتمش و قاطع میگفتم نه. بعد هم اگر تمایلش به زدن از روی خشم بود هدایتش میکردم که این خشم رو جور دیگهای خالی کنه مثلاً به مبل مشت بزنه یا خط خطی کنه روی کاغذ. تنها موردی که جواب نداد برام مواقعی بود که شخصی که شهریار میزدش میخندید یا یک ادای بازیوار در میآورد که اون وقت شهریار سفت و سخت ایمان میآورد که این آدم عشق میکنه که مورد ضرب و شتم قرار بگیره. من فکر میکنم اگه در جواب زدن بچه رو بزنی دیگه هیچ جور نمیتونی قبح زدن رو بهش نشون بدی. این که بفهمه دیگری هم مثل خودش دردش اومده راه حل نیست چون که یک موقعی این قدر عصبانی میشه که اصلاً دلش میخواد طرف مقابل رو درد بیاره. دست کم نظر من اینه.»
سمیرا هم نظرش را درباره ی «کتک جوابِ کتک» این طور ابراز می کند:«من فکر میکنم این روش مخصوص همه بچه ها نیست، بعضی بچه ها به زدن بقیه خو گرفتهان و به اصطلاح دستِ زدن دارن و سنشون هم به حدی رسیده که زبون مادری رو کامل درک کنن. به نظر من در مقابل این جور بچهها زدن متقابل روش بدی نیست به شرطی که اولاً موقع معامله به مثل قیافه خشمگین و عصبی به خودمون نگیریم ، فریاد و هوار راه نندازیم و به ضربه روی مناطق خاص مثل پشت دست و داخل رون بچه بسنده کنیم و در ضمن کاملاً خونسرد به بچه بگیم که چون فلانی رو زدی و دردش گرفت ، حالا منم تو رو می زنم تا ببینی کتک زدن کار بدیه و درد داره. من فکر نمی کنم که این برخورد باعث از بین رفتن قبح کتک زدن باشه بلکه باعث میشه از همون کوچیکی بچه بفهمه که در زندگی برای هر رفتار آدم فیدبکی وجود داره . برای پسر منم هم مثل مهرشاد بدترین تنبیه حرف نزدن منه و در ضمن این جور وقتها بهم یادآوری میکنه که حالا اگه نمی خوای باهام حرف نزن ولی لب هاتو خط ِ صاف نکن! »
آزیتا در مورد کتابی می گوید که به گفته ی او به درد والدین بچههای سه تا شش ساله میخورد که میخواهند مشکل رفتاری بچه شان را اصلاح کنند، کتابی با عنوان «والدین و بدرفتاری کودکان» تالیف «دکتر جفری کلی»، آزیتا می گوید:«من خودم به تنبیه بدنی معتقد نیستم و به نظرم خشونتپروریه. توی این کتاب تا این جایی که من خوندم یک سری راهها رو یاد داده که کم و بیش همهمون میدونیم ولی نکاتی رو که این راهها رو موثر میکنه اغلب ازش غافل میشیم. فرض بگیر روش اولش برای این که بچه تشویق بشه کاری رو انجام بده که ازش اهمال میکنه، گفته که اولا هر بار فقط یکی از مشکلات رفتاری بچهها رو روش متمرکز بشین و تا اون حل نشده نرین سراغ یکی دیگه، ثانیاً به طور دقیق و مشخص معلوم کنین که از بچه چه انتظاری دارین و این رو بهش بگین، ثالثاً یک پاداش ویژه در نظر بگیرین و با بچه قرار بذارین که هر بار اون کار رو طبق شرایط شما انجام داد بلافاصله این پاداش رو بگیره و رابعاً وقتی کار درست رو انجام داد حسابی تشویقش کنین. مثالی که من خودم تاثیر این روش رو تجربه کردم می گم، یکی از درگیریهای روزانهی من با پسر پنج ساله م شهریار این بود که موقع رفتن به مهد کودک خیلی این دست و اون دست می کرد و وقت کشی می کرد و هر روز دیرش می شد. دیر شدنش از نظر من مسئله مهمی نبود ولی اعصاب خوردی که خواه ناخواه پیش می اومد وقتی چند بار بهش می گفتی پاشو حاضر شو و می گفت هنوز بازی نکردم، می خوام این کارتون رو ببینم و غیره کلافهام میکرد. حالا طبق روش این کتاب مدتیه که با شهریار قرار گذاشتم ساعت رو تنظیم می کنم وقتی ساعت زنگ زد شهریار باید هر کاری که داره ول کنه و سریع آماده بشه برای مهد رفتن. ساعته از اوناست که اگه خاموشش نکنی هر 5 دقیقه دوباره زنگ می زنه. اگه قبل از این که روی هم سه بار زنگ بزنه (یعنی فاصله ده دقیقه) شهریار آماده شده بود میتونه 5 دقیقه با من توی حیاط توپ بازی کنه. میبینی که پاداش رو هم لازم نیست حتماً یک چیز مادی انتخاب کرد فقط برای بچه باید عزیز باشه و بلافاصله بعد از انجام کار درست در اختیارش قرار بگیره. خیلی خوب نتیجه داده این کار و الان تا صدای زنگ ساعت بلند می شه دستپاچه است که زودتر حاضر بشه این رو هم بگم که در مورد تنبیه بدنی توی این کتاب نوشته فقط زمانی به کار ببرین که بچه کار خیلی خطرناکی داره انجام می ده و می خواین فورا متوجهش کنین. بعد هم مضرات تنبیه بدنی و جایگزین های مناسبش رو گفته. تنبیه بدنی رو هم شرط کرده که درد برای بچه نداشته باشه و با کف دست گشاده به کفلش یک ضربه بزنین و بس. من البته معتقدم که می شه آدم با مراقبت کاری کنه که به همون هم نیازی نباشه. در ضمن روش تنبیهی خودم برای شهریار تایم اوت هستش یا منزوی کردن به مدت پنج دقیقه و یا تنبیه یک دقیقه ای که در کتاب مادر یک دقیقه ای شرح کاملش اومده. منتها باز نکته خوبی که از این کتاب والدین و بدرفتاری کودکان یاد گرفتم این بود که همراه با این تنبیه ها یا تحذیرها باید کار خوبی رو که انتظار داریم بچه از این به بعد جایگزین رفتار بدی که الان ازش سر زده بکنه رو هم بگیم. مثلا من ممکن بود فقط به شهریار بگم: دم هاپو رو نکش دردش می آد ولی الان اضافه می کنم وقتهایی که با هاپو مهربونی و نازش میکنی و بهش غذا میدی خیلی دوستت دارم»
دکتر گری نیز در «بچه های بهشتی» به ارائه ی راهکارهایی به عنوان جایگزین شیوه های منفی تربیتی قدیمی می پردازد و می نویسد:«شرمنده کردن یا تنبیه مانعی است برای این که بچه ها خود رادوست بدارند یا ببخشند،... بچه هایی که با خشونت و پرخاشگری روبرو هستند یا از خودشان متنفر می شوند یا از دیگران و میل به خودویرانگری پیدا می کنند» او به جای تحکم خواهش کردن، به جای تنبیه پاداش و به جای کتک زدن قرنطینه ی تربیتی را پیشنهاد می کند و شرح مفصلی بر چگونگی و شرایط اعمال هر یک از موارد فوق و مکانیزم اثر آن ها بر روی رفتار و روحیه ی کودک در کتاب خودآورده است. او معتقد است که والدین امروزی باید مهارت های جدیدی بیاموزند چون بسیاری از آن ها نمی دانند چگونه با فرزند خود ارتباطی مؤثر برقرار کنند که منجر به مشارکت جویی و همکاری فرزند و مانع از ضعف اعتماد به نفس یا لوس شدن کودک شود. دکتر گری به جد معتقد است که کلید فرزندپروری مثبت درک نیازهای فرزندان است و کتاب «بچه های بهشتی» شرحی بر روش های درک و برآوردن نیازهای فرزندان از جانب والدین است.
گردآوری مطالب از ندا
سلامت جنسی در کودکان و نوجوانان
منبع : کتاب کليدهای آموزش و مراقبت از سلامت جنسی کودکان و نوجوانان
نويسنده : دکتر کريستال دو فريتاس
مترجم : سارا رئيسی طوسی
ناشر :موسسه انتشارات صابرين - سری کتابهای دانه
مقدمه :
صحبت کردن در باره جنسیت برای اغلب والدین کاری دشوار است.والدین یا نگران زیاد گفتن هستند و یا کم گفتن ویا نگران گیج کردن بچه های خود. بسیاری از والدین هم فکر میکنند که اگر در باره مسائل جنسی با کودکان خود صحبت کنند افکار جنسی را در ذهن های کوچک آنها پرورش میدهند و با این کار بچه ها را به تجربه های جنسی تشویق میکنند. بعضی از والدین دیگر نیز فکر میکنند که اگر کودکشان سوال نمی کند یا علاقه خاصی نسبت به موضوع نشان نمیدهد به این علت است که هنوز خیلی کوچک است یا اصلا به موضوع علاقه ندارد. والدین فکر میکنند که اگر کودکشان در ظاهر بیعلاقه است ،لابد هنوز آمادگی لازم را ندارد و یا بدتر از آن شاید نیازی به دانستن ندارد.ولی بچه ها حتما سوال دارند . شاید نمی دانند که چگونه بپرسند و یا شاید بی میلی والدین خود را نسبت به پاسخ گفتن به چنین سوالاتی احساس میکنند. کودکان در چنین موقعیت هایی هنگام برخورد با موضوعات مربوط به جنسیت، از والدین خود رو میگردانند. بنابراین مسئولیت شما این است که حرف بزنید و اجازه ندهید که ناراحتی خودتان یا سکوت فرزندتان مانع باز کردن باب گفت و گو بشود. نزد فرزندتان اعتراف کنید که سخن گفتن در باره جنسیت گاهی با شرم و حیا همراه است چون موضوع خیلی حساس و خصوصی است و همین میتواند زمینه مشترکی باشد تا گفت و گویتان را آغاز کنید. به یاد داشته باشید که لازم نیست همه اطلاعات را یکجا دراختیار او بگذارید. فراگیری آموزش جنسی نیز مانند دروس ریاضی و علوم باید به تدریج و در طی زمان صورت گیرد. از مفاهیم پایه ای شروع کنید و همگام با رشد کودکتان که قدرت درک او نیز برای دریافت جزئیات بیشتر میشود، بر میزان مفاهیم پایه بیفزائید.
شما چه به طور جدی در باره جنسیت با فرزندتان صحبت کرده باشید یا نه ، باید بدانید که روند غیر رسمی آموزش جنسی آنها از همان لحظه تولد آغاز شده است . شما والدین از همان موقع ، جنسیت آنها را با نحوه برخوردتان ، چگونگی پاسخگوئی به نیازهای آنها و با الگوی رفتاری خود پرورش داده اید. توجه به این نکنه مهم است که کودکانتان در تمام این مدت بدون کمک مستقیم شما چیزهائی در باره جنسیت آموخته اند و روند
یادگیری آنها _ چه بخواهید در آن نقش فعالی داشته باشید و چه نخواهید _ در آینده ادامه خواهد یافت.
والدین مسئولیت آموزش جنسی فرزندان خود را بر عهده دارند و نخستین قدم برای آنها در انجام این امر، آموزش دادن به کودکان در زمینه اصول اولیه جنسیت است اما بسیاری از والدین از پیچیدگیهای واژه جنسیت درک روشنی ندارند و اغلب آن را با جنس اشتباه میگیرند. جنسیت چیزی بیش از جنس یا هویت جنسی است و در رشد هر فرد نقشی حیاتی ایفا میکند. درک جنسیت شامل درک چگونگی کارکرد بدن انسان به ویژه چگونگی تولید مثل است .جنسیت علاوه بر آن شامل گستره ای از مفاهیم مربوط به روابط انسانی ،مهارت های زندگی فردی ، هویت جنسی و برخی از مسائل بهداشتی نیز هست .
جنسیت سالم همراه با مجموعه ای از ارزش ها و اخلاقیات به زندگی جهت و هدف میبخشد. بچه ها نیازمند موقعیتهائی هستند که در آن مهارتهای زندگی را بر اساس اصول اخلاقی خود بیاموزند و تمرین کنند. تصمیم گیری مسئولانه ، بیان احساسات و نیازها و مذاکره هنگام اختلاف نظر ، مهارت های ضروری زندگی موفق بزرگسالان است . این مهارتها اساس حفظ و افزایش عزت نفس را در کودکان به وجود میاورد و به تضمین زندگی سالم آنها کمک میکند.
جامعه و خانواده علاوه بر تاثیر بر رفتار کودکان ، به آنها در زمینه نقش جنسی نیز آموزش میدهد. نقش جنسی در برگیرنده حیطه تمام رفتارهائیست که به مرد بودن یا زن بدن فرد مربوط میشود. نقش جنسی دیکته شده از سوی جامعه میتوند بر تصمیم گیریهای کودکان درباره نحوه روابط وسلامت خود در آینده تاثیری عمده و جدی به جا بگذارد. بچه ها در خصوص درک نگرش والدین و جامعه نسبت به ارزشها و عقاید مربوط به جنسیت بسیار تیزبین هستند. والدین هر چه نسبت به خود و هویت جنسی خود احساس بهتری داشته باشند راحت تر میتوانند جنسیت خود را فرافکنی کنند.
عامل دیگری که بر جنسیت کودکان تاثیر میگذارد ، وجود رسانه هاست . تلویزیون ، مجلات و بازیهای ویدئوئی همواره نگرش هایی را ارائه میکند که درون چارچوب ذهنی کودک جا میگیرد. ممکن است این پیامها با ارزشهای خانوادگی افراد مختلف هماهنگ نباشد. والدین باید هم در خانه وهم در سطح اجتماع درباره کیفیت و محتوای رسانه هایی که بچه ها را تحت تاثیر قرار میدهند موضع گیری کنند. برخی رسانه ها به طور کلی بیش از حد بر روابط جنسی تاکید دارند و پیامهای گیج کننده ، متضاد و گوناگونی به بچه ها ارائه میدهند ، لذا تاثیر رسانه ها بر ساختار شخصیتی کودکان بسیار شدید است.
کلیدهای جنسیت سالم عبارتند از :
- همه انسانها با ظرفیت تجربه احساسات جنسی به دنیا میایند.
- بچه ها از لحظه تولد موجوداتی جنسی اند.
- جنسیت سالم بخشی حیاتی از عزت نفس کودک را تشکیل میدهد.
- رفتار شما به عنوان پدر ومادر، الگوئی قابل توجه برای رشد جنسیت فرزندان است.
- ارائه دادن اطلاعات مناسب با مرحله رشد کودک ، برای درک جنسی او از دنیا ضروری است.
- جنسیت هم بر جنبه های جسمی تاثیر دارد و هم بر جنبه های عاطفی همچون روابط ، مهارتهای زندگی و مهارتهای تصمیم گیری.
- کودکان از رسانه ها همسالان خود و به طور کلی از جامعه در باره جنسیت اطلاعات کسب میکنند. اغلب والدین لزوماً با تمام این اطلاعات موافق نیستند اما باید کودکان را برای رویاروئی
با این اطلاعات آماده کنند.
- والدین باید پیامهای روشنی در باره ارزشهای خانوادگی و نگرش های خود در باره جنسیت به فرزندان خویش ارائه دهند.
وقتی بچه ها دنیای بیرون از خود را کشف میکنند نسبت به اعضای خصوصی بدن هم جنس خود و جنس مخالف نیز به طور طبیعی کنجکاو میشوند.شکل اعضای تناسلی پسرها برای دخترها جالب است و برعکس.
بچه ها در بازی های عادی خود از فرصت استفاده میکنند و از نظر جسمی به بچه های جنس موافق یا مخالف خود نزدیک میشوند تا شکل بدن آنها را کشف کنند.معمولترین سناریو دکتربازی کردن بچههاست. بیشتر بچهها تجربه دارند که وقتی نزد پزشک میروند او بدن آنها را معاینه میکند ، پس دکتربازی میکنند تا بتوانند فرصت دیدن بدن دیگران را بدست آورند.
آگاه باشید که بچه ها از سر کنجکاوی بازیهای جنسی میکنند و این امری طبیعی است. اگر دیدید که فرزندتان در حضور بچه دیگر برهنه یا نیمه برهنه شده است عکس العمل شما بسیارمهم است و بر احساسی که فرزندتان در آینده نسبت به بدن خود و اعضای خصوصی آن پیدا خواهد کرد ،تاثیر بسیار مهمی خواهد گذاشت . هول نشوید ، نه او را سرزنش کنید نه تنبیه ، کاری که باید بکنید این است که برای رفتار جنسی مناسب آنها در آینده حد و مرزی تعیین کنید.
موضوع حساس تعیین حد و مرز جنسی
سناریوی یکم
پسر 5 ساله شما با همبازی خود در خانه مشغول بازی است و شما متوجه میشوید که بیش از حد ساکت هستند. شما داخل اتاق آنها میشوید تا ببینید چه میکنند و میبینید که از کمر به پایین برهنه شده اند.
برخورد شما چیست؟
بیشتر والدین در چنین مواقعی احساس تنش میکنند اما اگر از قبل خودتان را آماده کرده باشید حداقل میتوانید آرامش ظاهری خود را حفظ کنید. هرگز سر بچه ها داد نکشید و آنها را سرزنش نکنید ، بلکه برای بچه ها در خانه حد و مرزی تعیین کنید ، مثلا بگوئید :"هر دوی شما لباسهایتان را بپوشید.بدن شما خصوصی است و نباید در خانهُ کس دیگری لباست را در بیاوری. بیایید برای شما یک سرگرمی دیگر پیدا کنم."
این که در باره این موضوع به مادر همبازی پسرتان چیزی بگوئید یا نه بستگی به تصمیم شخصی شما دارد. البته توصیه میشود گزارش آنچه در خانهُ شما اتفاق افتاده است به مادر بچه های دیگر نیز بدهید.هر کدام از خانواده ها میتوانند از این موقعیت مناسب برای آموزش فرزند خود استفاده کنند. حد و حدود مورد قبول جنسی فرزندتان را برایش توضیح دهید اما او را با توضیح اضافه گیج و متحیر نکنید تا دچار احساس گناه نشود و اعتماد خود را نسبت به شما از دست ندهد. اگر دیدید بچه ها بازهم به دکتربازی علاقه نشان میدهند ، شاید نشانه این باشد که کنجکاویشان هنوز ارضاء نشده است . بنشینید و اطلاعات اساسی را با فرزند خود مرور کنید. با او در باره شکل بدن صحبت کنید و یکی یکی اعضای مختلف بدن را نام ببرید. اغلب بچه ها در این گروه سنی با این توضیحات راضی میشوند اما اگر فرزندتان سوالی داشت به او بی درنگ پاسخ بدهید. هرگز پاسخ کودکان را به تاخیر نیندازید. امید است پدرومادر آن کودک دیگر نیز همین کار را انجام دهد.
سناریوی دوم
بچه نوپایتان هنگام حمام کردن به آلت تناسلی خود دست میزند.
این سناریو بسیار رایج است ودر بیشتر خانه ها به طور مکرر اتفاق میافتد. اگر فرزندتان اینکار را کرد از فرصت استفاده کنید و نام اندامهای مختلف بدن را با او مرور کنید و با موضوع خیلی جدی رو به رو شوید. از اندامهای غیرجنسی شروع کنید و اندامهای جنسی را به طور پراکنده لابلای آنها نام ببرید. از همان ابتدا از نام های صحیح استفاده کنید. برای پسرها این قسمت ها عبارتند از : آلت تناسلی ، بیضه ها و باسن و برای دخترها عبارتند از پستان ها ، واژن یا آلت تناسلی و باسن . به بچه ها بفهمانید که کسی اجازه ندارد به قسمت های خصوصی بدن آنها دست بزند و خودشان نیز نباید آنها را نشان کسی بدهند. البته استثناء وجود دارد مثلا وقتی پدر یا مادر بچه را حمام میکنند و یا پزشک او را معاینه میکند یا به علت بیماری یا جراحت تحت درمان قرار میدهد.
سری بودن و خصوصی بودن
وقتی با کودکان در باره جنسیت صحبت میکنیم واژه های "خصوصی" و "سری" معانی جدیدی می یابند. کودکان کم سن و سال ممکن است نتوانند تفاوتهای ظریف این دو کلمه را دریابند ، از این رو والدین باید سعی کنند که تفاوتهای بین این دو واژه را آشکارا برای کودکان بازگو کنند.
به مثالهای زیر توجه کنید:
خانه هرکس همراه با اشیای داخل آن خصوصی است . همه میدانند که تو خانه ؛ تلویزیون و اسباب و اثاثیه داری اما فقط تعداد کمی از افراد هستند که اجازه دسترسی به اموال تو را دارند. خانه تو واموال تو خصوصی هستند.بقیه هم تلویزیون دارند اما تو اجازه نداری سرت را پائین بیندازی و بروی در خانه کس دیگری تلویزیون نگاه کنی. آن تلویزیون مال خصوصی آنهاست . به آن دست نزن!
مثال دیگر مثال مهمانی است: بیشتر مهمانی ها خصوصی هستند.خیلی از مردم ممکن است بدانند که در فلان خانه مهمانی برگزار میشود ولی همه به آن دعوت ندارند.زیرا مهمانی خصوصی است . برای حضور در مهمانی باید دعوت داشت .
برای بچه های کوچکتر میتوان از مثال خصوصی بودن توالت استفاده کرد چون درک آن برای آنها راحت تر است. همه میدانند که ماهمه به توالت میرویم. این اطلاعات سری نیست اما قطعا خصوصی است. چطور است که دسترسی به آن محدود است؟ خوب ما وقتی به درون توالت میرویم در را میبندیم. هیچ کس به کسی که توالت میرود نمیخندد و او را مسخره نمیکند چون همه ما این کار را میکنیم پس رفتن ما به توالت سری نیست اما این کار را باید تنهائی انجام بدهیم. پس این کار خصوصی است. همان طور که برای محدود کردن دسترسی دیگران به توالت در آن را می بندیم برای محدود کردن دسترسی دیگران به اعضای خصوصی بدن خود نیز از لباس استفاده میکنیم.
جنسیت موضوعی خصوصی است و ما خودمان تصمیم میگیریم که آن را با چه کسانی در میان بگذاریم. پس والدین باید به کودکان پیش دبستانی و دبستانی خود بگویند که گرچه موضوعات خصوصی خود را با خانواده در میان میگذارند اما نباید آنرا با دوستان کوچکترشان بگویند. شاید والدین دوستشان بخواهند خود، اولین کسی باشند که در باره اعضای خصوصی بدن و مسائل مربوط به جنسیت با فرزندانشان صحبت کنند.
بچه ها باید یاد بگیرند که ممکن است والدین دیگر نخواهند فرزندشان از غریبه ها اطلاعات بدست آورد.
شما به عنوان والدین کودک چند جمله ساده به فرزندتان یاد دهید تا اگر یک غریبه یا یک دوست خواست به مسائل خصوصی او دسترسی پیدا کند او بتواند آنها را به زبان بیاورد. مثلا :
- بدن من خصوصی است.
- در این باره از پدرومادرت سوال کن.
- این سوال خوبی است اما جوابش خیلی پیجیده است.
در باره تفاوت بین خصوصی و سری بودن یک نکته دیگر باقی که به یادگیری مربوط میشود.مهم ترین آموزگاران بچه ها والدین هستند اما غالب وقتی میخواهیم مسائل مربوط به جنسیت را با آنها در میان بگذاریم دستپاچه و نگران میشویم و احساس شرم میکنیم . ما میخندیم و فرزندانمان هم میخندند. ما دست و پایمان را گم میکنیم و نمیتوانیم به چشمان آنها نگاه کنیم و بچه ها هم همینطور . سر انجام همه ما متوجه تمسخر امیز بودن موقعیتمان میشویم و همه با هم میخندیم. اوضاع خوب است . خنده و شرم و شوخی همراهان جدائی ناپذیر مسائل جنسی هستند. در وافع همین خجالت و خنده رفتاری طبیعی است و از تنش موجود میکاهد. در واقع این موقعیت باعث خنده ما میشود نه دانشی که میخواهیم منتقل کنیم. نه ما و نه کودکان ما هیچگاه نباید از دانستن خجالت بکشیم زیرا همه ما حق داریم بدانیم. فقط باید سعی کنیم عبارات را در خور فهم کودکان ساده کنیم.
گفت و گو در باره جنسیت
صحبت کردن با بچه ها در باره جنسیت برای غلب والدین کاری دشوار است . والدین یا نگران کم گفتن هستند و یا زیاد گفتن و یا نگران گیج کردن بچه های خود. بسیاری از والدین هم فکر میکنند اگر در باره مسائل جنسی به کودکان خود چیزی بگویند افکار جنسی را در ذهن کوچک آنها پرورش داده و آنان را به تجربه جنسی تشویق میکنند.
بعضی از والدین نیز فکر میکنند که اگر کودکشان سوال نمی کند یا علاقه خاصی نسبت به موضوع نشان نمیدهد به این علت است که خیلی کوچک است و یا اصلا به موضوع علاقه ای ندارد.
بچه ها حتما سوال دارند.شاید نمی دانند که چگونه بپرسند یا شاید بی میلی والدین خود را نسبت به پاسخ دادن به چنین سوالاتی احساس میکنند. بنابراین مسئولیت شما این است که حرف بزنید و اجازه ندهید که ناراحتی خودیا سکوت فرزندتان مانع از باز کردن باب گفتگو شود. نزد فرزندتان اعتراف کنید که سخن گفتن در باره جنسیت گاهی با شرم وحیا همراه است چون موضوع خیلی حساس و خصوصی است و همین میتواند زمینه مشترکی باشد تا گفتگویتان را شروع کنید.
تمام عوامل موجود در محیط در پایه گذاری جنسیت کودکان نقش دارند و به سهم خود به برداشت بچه ها نسبت به خود میافزایند. متاسفانه بسیاری از این پیامهای غیرکلامی که جامعه به بچه ها منتقل میکند بر ارزشها و عقایدی که جنسیت بالغ وسالم را پرورش میدهد ، پایه گذاری نشده است. پس تردید نکنید ، پا پیش بگذارید و نقش خود را ایفاء کنید. هیچ وقت برای شروع دیر نیست. همه روی فرزند شما تاثیر میگذارند، پس چرا شما نگذارید؟ شما تعهد دارید که احساسات و ارزش های خود را به کودکتان انتقال دهید. شما به عنوان پدرومادر هنوز مهم ترین معلم فرزند خود هستید.
پیدا کردن لحظه های مناسب آموزش
شما میتوانید هر یک از موقعیت های زیر را به یک موقعیت مناسب برای آموزش تبدیل کنید:
- معلم فرزندتان یا یکی از بستگان یا همسایه های شما باردار است.
- تلویزیون برنامه ای نشان میدهد که در آن ارزش های خانوادگی یا اختلاف اخلاقیات خانوادگی مطرح میشود.
- دیداری از باغ وحش دارید که شامل مشاهده رفتارهای جنسی حیوانات یا توضیح در باره چرخه حیاتی آنهاست.
- زائیدن یک حیوان خانگی
- هنگام رفتن به مطب پزشک برای معاینه
- وقتی کودک شما به بدنهای برهنه یا نیمه برهنه دیگران در خانه یا استخر زل میزند.
- وقتی دختر یا پسرتان سعی میکند کسی را که برهنه است را ببیند.
- نگاههای کنجکاو فرزندتان هنگامی که پوشک بچه ای را عوض میکنید.
- دیدن نوار بهداشتی در یک فروشگاه.
- هنگامیکه با فرزندتان ماشین سواری میکنید و با او تنها هستید و در عین حال ناگزیر هم نیستید که به روی هم نگاه کنید زمان خوبی برای آغاز گفتگو در باره جنسیت است.
چند نکته:
1- پدر و مادر نخستین آمزگاران کودک در زمینه جنسیت هستند.
2- هنگام شروع گفتگو در مورد جنسیت شرم و حیا تا حدودی طبیعی است.
3- کودکان به منابع اطلاعاتی قابل اعتماد نیاز دارند.
4- اگر احساس میکنید این کار برایتان دشوار است با والدین دیگر صحبت کنید و برای تمرین نظرات و پاسخ های خود را با صدای بلند بر زبان بیاورید.
5- در طول روز لحظه های بیشماری پیش میاید که برای آموزش مناسب است. از این لحظه ها استفاده کنید.
6- اگر فرزندتان شما را با سوالهای خود غافلگیر کرد، میتوانید پاسخ خود را به تعویق بیندازید اما حتما در اولین فرصت به سوال او جواب بدهید.
7- اطلاعات در مورد جنسیت مثل هر موضوع دیگری ، نیاز به بیان مکرر دارد. یکبار گفتن کافی نیست.
8- اگر احساس میکنید هنگام گفنگو با فرزندتان چیزی را اشتباه گفته اید به اشتباه خود اقرار کنید و آنرا اصلاح نمائید. مثلا میتوانید بگوئید که "یادت میاید داشتیم در باره نوزادان حرف میزدیم؟ همه اطلاعات من صحیح نیود.کمی در باره اش مطالعه کردمف واقعیت اینجوری است که ...".
تا سن 5 سالگی بیشتر بچه ها باید:
1- نام صحیح اعضای بدن از جمله اعضای تناسلی را بدانند.
2- درک کنند که نوزادان از رحم مادر متولد میشوند.
3- مفهوم فضای خصوصی را هنگام تعویض لباس و رفتن به توالت بدانند. به ویژه ضروری است کودکان 5 ساله تفاوت خصوصی و سری را بفهمند.
4- بتوانند براحتی با والدین یا فرد بزرگسال قابل اعتماد دیگری در باره جنسیت صحبت کنند.
5- نسبت به هویت مذکر یا مونث خود عزت نفس داشته باشند.
بین 6 تا 9 سالگی بیشتر بچه ها باید :
1- بتوانند تولید مثل حیوانات و گیاهان را به عنوان بخشی از چرخه حیات درک کنند.
2- در پاسخ به سوالاتی چون "نوزادان از کجا میایند؟"،"چطوری میروند تو دل مامان؟"،"چطوری میایند بیرون؟" چیزهائی شنیده باشند.
3- از تفاوت بین دو جنس آگاه باشندو بتوانند از واژگان صحیح برای اشاره به اندام تناسلی خود و جنس مخالف استفاده کنند.
4- مفاهیم مربوط به خانواده، یعنی پدر و مادر شدن ، طلاق و ازدواج مجدد را بفهمند.
5- درکی پایه ای از ایدز و عفونت های دیگری که از طریق جنسی منتقل میشود داشته باشند.
6- نسبت به سلامت کلی و نیازهای ایمنی بدن خود مسئولیت روزافزون پیدا کنند و بهداشت شخصی خود را با مسواک زدن ، دوش گرفتن ، رعایت تغذیه مناسب و غیره حفظ کنند.
7- مفاهیم دوستی و عدالت را بفهمند و بتوانند احساسات خود را با والدین یا افراد بزرگسال قابل اعتماد دیگری در میان بگذارند.
بین 9 تا 13 سالگی بیشتر بچه ها باید:
1- جنسیت را بعنوان بخشی طبیعی از زندگی درک کنند.
2- با تغییرات طبیعی دخترها و پسرها در دوران بلوغ (عادت ماهانه و احتلام) آشنا شوند.
3- بتوانند با دیگران دوست شوند و دوستی هایشان را حفظ کنند.(معمولا با هم جنس های خودشان)
4- روند تولید مثل ، از جمله مفاهیم آمیزش جنسی ، پدرو مادر شدن، سقط جنین و جلوگیری از بارداری را درک کنند.
5- در باره انتقال ایدز و بیماریهایی که از طریق جنسی منتقل میشوند اطلاعات بیشتری بدست بیاورند.
6- همچنان مفهوم خصوصی بودن برخی از اعضای بدن خود را حفظ کنند و بدانند که سوء استفاده جنسی چیست ، چگونه میتوان آنرا تشخیص داد، چگونه میتوان خود را از آن محافظت نمود و در موقعیتهای که بالقوه خطرناک هستند ، چگونه باید رفتار کرد.
نکته :
با توجه به مراحل رشد کودک ، به پرسشهای او پاسخ دهید. هر چه سن او کمتر است پاسخ ها را عینی تر و با لحن جدی بیان کنید.
جواب آنها را حداکثر در دو تا سه جمله بدهید. بچه های ده – دوازده ساله به اطلاعات بیشتری نیاز دارند که میتوان از طریق کتاب ها ، جزوه ها و کلاسهای آموزشی به آنها دست یافت
بچه چگونه داخل شكم مادر ميشود؟
كودكان وقتي بزرگتر ميشوند ، يعني بين 5 تا 8 سالگي ممكن است ديگر به دانستن محل رشد و نحوه بيرون آمدن نوزادان رضايت ندهند و نسبت به نحوه ورود نوزاد كنجكاوي كنند.
در اين گروه سني بچه هاي بزرگتر آگاهند كه براي بوجود آمدن يك نوزاد يك مرد و يك زن لازم است اما ممكن است درك درستي از نقش پدر در مجموعه اين فرآيند نداشته باشند. بچه هاي كوچك ميتوانند بفهمند كه براي بچه دار شدن يك مادر و يك پدر لازم است . اين مفهوم را ميتوان به گونه اي ساده با انها در ميان گذاشت و گفت كه سلول تخمك مادر و سلول اسپرم پدر در بدن مادر به هم ميرسند و بچه شروع به رشد ميكند.
خودتان امتحان كنيد و از بچه ها بپرسيد كه نوزاد از كجا ميايد. حتما از چوابهائي كه ميشنويد تعجب خواهيد كرد ، اما اين خود فرصتي به شما ميدهد كه برداشتهاي آنها را اصلاح كنيد.مثلا :
كودك :«مامانها چطوري بچه درست ميكنند؟»
مادر :«چه سوال خوبي! ميداني خاله ات دارد بچه دار ميشود؟»
وقتي اين سوال را ميپرسيد هم فرصت پيدا ميكنيد كه بر خود مسلط شويد و هم به فرزندتان اين پيام را ميدهيد كه براي گفتگو در باره اين موضوع حساس آمادگي داريد. سپس ميتوانيد بپرسيد:«به نظر تو بچه از كجا ميايد؟» با پرسيدن اين سوال به برداشتهاي غلط احتمالي آنها پي ميبريد و بعد ميتوانيد ادامه بدهيد كه:
"در بدن زن سلولهاي مخصوصي براي درست كردن بچه وجود دارد . اين سلولها تخمك ناميده ميشود و به اندازه يك نقطه كوچك است. پدرها هم سلولهاي مخصوصي دارند كه براي درست كردن بچه است . اين سلولها اسپرم نام دارد ، وقتي اين سلولها در بدن مادر به هم ميرسند ، بچه جديدي شروع به رشد ميكند."
اگر كودكتان از شما پرسيد كه بچه «چگونه» بوجود ميايد ميتوانيد بگوئيد:
«براي درست كردن يك بچه دو نفر لازم است ، يك مرد و يك زن _ يك مادر و يك پدر. پدر سلولهاي اسپرم دارد و يكي از اين سلولها با سلول تخمك مادر تركيب ميشود. وقتي اين دو سلول در بدن مادر به هم ميرسند بچه شروع به رشد ميكند. حالا تو برايم تعريف كن كه من چه گفتم.»
كودكتان ممكن است بعد از تكرار اين مطلب بپرسد «سلول چيست؟»
شما در پاسخ ميتوانيد بگوئيد:«سلول بخش خيلي كوچك و مخصوصي از بدن ماست كه زنده است . آنقدر كوچك است كه بايد براي ديدنش از ميكروسكوپ استفاده كرد. وقتي دو سلول كوچك بهم ميرسند ، يعني تخمك مادر و اسپرم پدر ، بچه در بدن مادر شروع به رشد ميكند.»
در اين حال باز ممكن است با اين پرسش روبرو شويد كه : «آخر اين سلولها چه جوري وارد بدن مادر ميشوند؟»
بسياري از والدين با شنيدن اين سوال نگران ميشوند چون اكنون بايد جزئيات نحوه رسيدن تخمك و اسپرم به هم را توضيح دهند. اگر مطمئن هستيد كه كودكتان ميخواهد از نحوه بوجود آمدن بچه و ساز و كار آميزش جنسي بپرسد ، ميتوانيد توضيح ساده اي بدهيد . بسياري از والدين نگران اين هستند كه كودكشان بخواهد باز هم پشت سر هم از اين سوالها بپرسد. والدين از خودشان ميپرسند :«اگر نگراني ما معلوم باشد چه ؟اگر جواب سئوالات را ندانيم چه؟ » جواب بسياري از سئوالات بچه ها به اخلاقيات و ارزشهاي جنسيت انساني مربوط ميشود. والدين بايد تلاش كنند كه براي انتقال اين مفاهيم به فرزندان خود عبارات مناسبي بيابند. براي اينكار ميتوان از كتابهاي مناسب استفاده كرد اما بدانيد كه تعهد قلبي شما براي يادگرفتن و ياددادن به فرزندانتان كاري ارزشمند است.
بسياري از والدين از اينكه در باره نحوه رسيدن اسپرم به تخمك و آميزش جنسي به فرزندان خود چيزي بگويند احساس ناراحتي ميكنند .يكي از نگرشهاي نويسنده اين كتاب اين است كه براي حفظ سلامت جنسي بچه ها و ايجاد نگرش سالم در آنها بهتر است كه بچه ها آموزش جنسي را نه از همسالان و رسانه ها و منابع ديگر ، بلكه از والدين و يا بزرگسالان مورد اعتماد والدين ببنند. كنجكاوي در مورد توليدمثل و روابط جنسي در ذات هر كودكي نهفته است.
براي گفتگو در مورد مسائل مربوط به جنسيت تنها يك راه صحيح وجود ندارد. ميتوانيد از نسخه زير استفاده كرده و يا آنرا مطابق سليقه خود تغيير بدهيد. با توجه به سن مرحله رشد و سوالات فرزندانتان ميتوانيد اطلاعاتي را اضافه و يا حذف كنيد. (در زبان فارسي علاوه بر واژگان فارسي كلمه سكس نيز رايج است .) برخي معاني جنسيت يا سكس عبارتند از :
- سكس يا جنسيت ميتواند به پسر يا دختر بودن شما اشاره داشته باشد و هم به آميزش جنسي.
- آميزش جنسي رفتاري است مخصوص بزرگسالان
- بزرگسالان از راه آميزش جنسي بچه درست ميكنند.
- پدر و مادر كه همديگر را دوست دارند علاوه بر آميزش جنسي از راه هاي ديگري نيز با هم برخورد جنسي ميكنند . آنها همديگر را در آغوش ميگيرند، ميبوسند و لمس ميكنند.
- پدر و مادر كه همديگر را خيلي دوست دارند هنگام آميزش جنسي به روش مخصوصي شريك بدنهاي همديگر ميشوند.
- فعاليت جنسي وقتي است كه مرد و زن بخشهاي خصوصي بدن خود را به اشتراك ميگذارند.
- آميزش جنسي براي دو فرد بزرگسال كه به همديگر علاقه جنسي دارند چيز خوشايندي است.
- براي سهيم شدن در بدن يكديگر هر دو فرد بزرگسال بايد پخته و مسئوليت پذير باشند.
- آميزش جنسي را هم بستر شدن يا عشق بازي كردن هم ميگويند.
كودكان بين 8 تا 12 سال به سطح درك تازه اي ميرسند و ميتوانند درك كنند كه براي بوجود آمدن يك بچه عوامل گوناگوني بايد فراهم شود . اين عوامل عبارتند از عشق و ارتباط ، آميزش جنسي و به هم رسيدن تخمك و اسپرم كه بچه ها مفهوم اوليه اي از آن را درك ميكنند. علاوه بر آن بچه ها ميفهمند كه زن و مرد هنگام آميزش بدنهاي خود را به اشتراك ميگذارند. والدين بايد در همين مرحله ، روش و سيستمهاي ارزشي خود را براي بچه ها پايه گذاري كنند و با آنها در ميان بگذارند و در سنين قبل از بلوغ كه بچه ها هنوز به حرف والدين خود گوش ميكنند و براي نظرات آنها ارزش قائل هستند ، ميتوان از فرصت
استفاده كرد.
تحقيق تيرماه ۸۳- اعتماد به نفس در کودکان - قسمت دهم و آخر
منبع : اينترنت - http://www.irib.ir/health/html/young.htm
از سایت : روز جوان
والدين موفق
وقتي تصميم مي گيريد که صاحب فرزند شويد، در واقع مسئوليت سنگين و بلند مدت تربيت او را پذيرفته ايد . تربيت به معني تعليم دادن و پروراندن است . وقتي فرزندان خود را تربيت مي کنيد ، به آنها مي آموزيد چگونه رفتار نمايند. يعني شما با قانونگذاري و اعمال انضباط به آنها کمک ميکنيد تا تکليف خود را بدانند . اين مسئله احساس امنيت و آرامش خاطر آنان را افزايش مي دهد و از آنجايي که کودکان دوست دارند احساس کنند والدينشان از آنان راضي هستند ، با ارائه توجه و محبت مناسب از سوي خانواده گام مهمي در ارتقاء بهداشت روان کودک و اطرافيان برداشته مي شود . کودک بدون مشکل وجود ندارد ولي مشکلات کودکان قابل درمان است . نکته مهم نحوه برقراري اصول تربيتي است . چنانچه اصول تربيت اشتباه باشد يا با خشونت و بي تفاوتي ارائه شود ، کودک آن را نمي پذيرد . يک خانواده خوب بايد بتواند تربيت و انضباط را به نحو شايسته اي برقرار نمايد .
در تربيت فرزندان مانند هر کار ديگر با مشکلاتي روبرو خواهيم شد . اگر والدين از روش هاي صحيح تربيتي آگاه باشند ، با تمرين و به مرور زمان تجربه و مهارت آنان افزايش خواهد يافت و در تربيت فرزندشان موفق تر خواهند بود .
آنچه در زير مي آيد ، برخي اصول تربيتي است که براي آشنايي مقدماتي مطرح مي گردد :
۱ - در کوتاه مدت انتظار پيشرفت زيادي نداشته باشيد : موارد زيادي وجود دارد که دوست داريد به فرزندان خود بياموزيد ولي هيچ رفتاري با يک بار آموختن به دست نمي آيد و آنان نيز هميشه براي فرا گرفتن آمادگي ندارند . آموزش، نياز به وقت ، حوصله و موقعيت شناسي دارد . اگر والدين در اين کار پشتکار نداشته باشند خسته و بي حوصله شوند يا از کوره در روند ، احترام خود را نزد فرزندان از دست خواهند داد . در اين صورت فرزندان به خواسته هاي آنها بي توجه خواهند شد و خود را موظف به انجام آنها نخواهند دانست .
تربيت مسئوليتي يک روزه نيست ، آرامش ، پايداري و مقاومت مي خواهد و تا زماني که يک اصل تربيتي حاصل شود ، فرزند شما بارها اشتباه خواهد کرد . بنابراين در کوتاه مدت نمي توان انتظار پيشرفت زيادي داشت .
۲ - توقع خود را کم کنيد و پيشرفتهاي کوچک را نيز در نظر بگيريد : کودکان و والديني که از هر نظر کامل و بي عيب باشند وجود ندارند . فرزندان هميشه آنگونه که والدين توقع دارند عمل نمي کنند . مشکلات کودکان معمولاً يک شبه حل نمي شود و تغييرات در کودکان و بالغين تدريجي ،آرام و مرحله به مرحله صورت مي گيرد . برخي والدين وقتي در تغيير عادات و رفتارهاي فرزندشان به مشکل برمي خورند ، به سرعت آشفته و نااميد مي شوند و اعتماد به نفس خود را از دست مي دهند. حال آنکه بايد به پيشرفت هاي کوچک و تدريجي فرزندشان توجه نمايند زيرا کليد پيشرفت هاي بزرگ ، تشويق پيشرفت هاي کوچک است .
۳ - در هر زمان تنها روي يک مشکل تمرکز نمائيد : فرزند شما ممکن است مشکلات متعددي داشته باشد ولي اگر شما بخواهيد همه موارد را با هم اصلاح نماييد ، هرگز موفق نخواهيد شد . براي موفقيت بايد تنها يک مشکل را در نظر بگيرید و پس از حل آن به نوبت به مشکل ديگري بپردازيد . هدفتان را با کلمات ساده اي که براي کودک قابل فهم باشد توضيح دهيد و به او بگوييد دراين مورد خاص دقيقاً چه انتظاري از او داريد ( مثلاً : مي خواهم قبل از آمدن سر سفره دستهايت را صابون بزني ! ) سپس به پيشرفتهاي هر چند کوچک کودک در راه اصلاح رفتارش دقت نماييد ( مثلاً : قبلاً اصلاً صابون نمي زده و حالا يک مرتبه صابون زده است ، هر چند توقع ما چهار مرتبه صابون در روز باشد ) و با واکنش هاي مثبت و تحسين آميز به او بفهمانيد که رفتارش مناسب و مورد پسند است .
۴- با ديد مثبت نگاه کنيد و هرگز از تحسين کودکتان غافل نباشيد : تحسين کودک بسيار ارزشمند است . کودکان در هر مرحله سني که باشند تمايل دارند والدين آنها را بپسندند و از آنها راضي باشند . کودک نمي داند کدام رفتار مناسب و کدام نامناسب است . او هر رفتاري را که با واکنش والدين روبرو شود يا او را به هدف برساند مثبت تلقي کرده و تکرار خواهد نمود . تصور نکنيد داشتن رفتار مناسب امري بديهي و از وظايف فرزند شماست و يا رفتار مثبت به معني رفتارهاي فوق العاده است . اين طرز تفکر باعث مي شود پرتوقع شويد ، نسبت به رفتارهاي مناسب فرزندتان بي اعتنا گرديد و تنها به رفتارهاي نامناسب و منفي او توجه نماييد . مسلماً به جز رفتارهايي که شما را ناراحت مي کند ، رفتارهاي مناسب و مثبت زيادي نيز در فرزند شما وجود دارد . اگر شما هر رفتار مناسبي را مثبت تلقي کنيد و با واکنشي تأييد کننده به فرزندتان نشان دهيد که از کدام رفتارش راضي هستيد ، کودک سعي مي کند با تکرار آن رضايت بيشتر شما را به دست آورد . نشان دادن نارضايتي از رفتارهاي نامناسب تنها زماني مؤثر خواهد بود که قبل از آن فرزندتان را به دليل رفتارهاي مناسبش تشويق کرده باشيد .
۵- اهدافي را که در نظر داريد با نيازهاي کودکتان منطبق نماييد : اهداف خود را متناسب با سن ، شخصيت ، توانايي ، رشد عقلي و شرايط محيطي فرزندتان تعيين نماييد . همه کودکان در يک سن خاص وارد مرحله مشابهي نمي شوند و ميزان آموزش پذيري آنها نيز به يک ميزان نيست . با توجه به اين که همه افراد يکجور نيستند و موقعيت ها نيز متفاوت است ، يک راه حل قطعي و مستقل براي هر مشکلي وجود ندارد . راه حلي که امروز در مورد فرزندتان مؤثر است ، ممکن است فردا تأثيرش را از دست بدهد يا روشي که براي يکي از کودکانتان جواب مي دهد ، شايد براي ديگري بي فايده باشد . اگر حوصله کنيد مي توانيد حتي روشهاي ابتکاري و مؤثرتري خلق نماييد که بنا به شرايط خاص شما طراحي شده باشد .
۶- مادران! پدران! لطفاً هماهنگ عمل کنيد : موفقيت والدين در تغيير رفتارهاي کودک نيازمند هماهنگي بين پدر و مادر است . پيش از هر اقدامي ، رفتارهايي را که مي خواهيد اصلاح کنيد را دقيقاً مشخص نماييد و براي رفع آن برنامهاي هماهنگ طراحي کنيد . شما و همسرتان بايد پيش از دست زدن به هر کاري در مورد کودکتان اتفاق نظر داشته باشيد . وقتي تصميم خود را گرفتيد و روي برنامه اجرايي توافق کرديد ، هردو هماهنگ و يکسان عمل نماييد.
تحقيق از پريسا
اعتماد به نفس در کودکان - قسمت نهم
منبع : روزنامه جام جم ، 25/11/82 ، ص 12
گزارشگر: فرشته آل علی
اعتماد به نفس در دختران
اشاره: محققان متوجه شدهاند داستانهايي كه از سالهاي قبل براي فرزندانمان خواندهايم تأثير عميقي بر روحيات آنها دارد. داستانةاي قديمي مثل سيندرلا، سفيدبرفي و هانسل و گرتل را كه به ياد داريد. محققان ميگويند پيام اين جور داستانها كه در آن به زيبايي ظاهري زنان اهميت زيادي داده ميشود و در مقابل، هر انسان بدي كه در اين داستانها وجود دارد، زشت معرفي ميشود، اين است كه زيبايي ذاتي و زيبايي چهره كاملاً به هم مرتبط هستند و اگر كسي چهره زيبايي داشت پس آدم خوبي است (مثلا" سيندرلا) و در مقابل، افرادي كه چهره زيبايي ندارند بدجنس و شرور هستند. خب تصور ميكنيد خواندن اين جور داستانها براي كودكان به ويژه دختران، چه تأثيري بر روحيه آنها دارد؟ وقتي فرزند شما كمي بزرگتر شد و رو به روي آينه ايستاد و احساس كرد چهره زيبايي ندارد چه ميكند؟ فكر نميكند زيبايي چهره است كه آدم را خوب نشان ميدهد؟ به اين ترتيب آدم بدها و آدم خوبهاي ذهن فرزند شما چه كساني ميشوند؟
مطالعات جديد نشان داده است پيامهايي كه داستانها به ذهن فرزندان ما القا ميكند روي دختران و اعتماد به نفس آنها تأثير بيشتري ميگذارد، در حالي كه والدين اصلاً به اين موضوع توجهي نميكنند. پروفسور گروثرهولز از دانشگاه پورود ميگويد: والدين بايد توجه داشته باشند كه هر داستاني براي فرزندان آنها پيامي دارد و صاحبنظران و نويسندگان هم بايد بدانند پيام داستانهايشان چيست. والدين بايد درباره تأثير داستانها با فرزندانشان صحبت كنند. آنها بايد بدانند ارزش آدمهاي يك داستان به خاطر چهره و قيافه آنها نيست، بلكه به دليل زيبايي باطن و درون آنهاست. پروفسور گروثرهولز و همكارانش، 1680 داستان افسانهاي را مورد بررسي قرار دادند. تقريباً نيمي از اين داستانها در فيلمها و كتابهاي مختلف در دسترس كودكان قرار گرفته بود. 5 داستان معروف سيندرلا، سفيد برفي، زيباي خفته، شنل قرمزي و هانسل و گرتل، داستانهايي بودند كه بيشترين مخاطب را داشتند. محققان متوجه شدند در 94 درصد داستانهاي نامبرده شده به ظاهر افراد تأكيد فراواني داشتهاند و به طور متوسط 14 بند در هر داستان درباره آن توضيح داده است. بيشتر اين داستانها به زيبايي زنان بيشتر از مردان توجه كردهاند و به طور كلي در اين 168 داستان، 114 بار به زيبايي زنان قصه توجه شده و تنها 35 بار از زيبايي مردان سخن به ميان آمده است. تقريبا در همه اين داستانها افرادي كه زيبا نيستند آدمهاي خوبي نبودهاند. اما پرسشي كه پيش ميآيد آن است كه آيا بايد اين داستانهاي قديمي و افسانهاي را براي فرزندان بازگو نكرد؟ پروفسور گروثر هولز ميگويد نه، اين طور هم نيست؛ بلكه بايد درباره هر داستاني با كودك صحبت كرد و ديدگاهي عميقتر و تازه به او داد تا پيام واقعي داستان را بفهمد. او معتقد است براي بچههاي كوچكتر كه قدرت درك كمتري دارند بهتر است داستان را عوض كنيد و هميشه اين طور نباشد كه افراد زيبا، خوب و خوشبخت شوند و افرادي كه ظاهري زيبا ندارند روحي شيطاني داشته و بالاخره بدبخت شوند.
نكته اينجاست پيامهايي كه در اين داستانها وجود دارد بسيار شبيه پيامهايي است كه فرزندان ما از رسانهها ميگيرند. بنابر اين نتايج اين تحقيقات فقط به داستانهاي افسانهاي مربوط نيست و با فيلمها، كارتونها با داستانهاي جديد هم بايد همين گونه برخورد كرد. به عبارتي فرزندان ما هر روز از جهات مختلف با اين پيامها بمباران ميشوند و اين مسأله در ذهن آنها جا ميافتد. دكتر رابين گودمن، روانشناس كودك از دانشگاه نيويورك معتقد است: رسانههاي جمعي، تبليغات هنرپيشهها، برنامههاي تلويزيوني و مطبوعات بجز مسائل افسانهاي و داستاني حاوي مطالب ديگري هم هستند كه در اصل عليه شخصيت حقيقي زنان علم ميكنند. او معتقد است ريشه مشكلات را نبايد در افسانهها جست بلكه در فيلمهاي مختلف هم افراد زيبا به عنوان افراد خوب و دوست داشتني معرفي ميشوند. اين رفتارهاي كليشهاي كه در بيشتر داستانها و فيلمها وجود دارد، قابل حذف نيست. فرزندان ما چه بخواهيم چه نخواهيم آنها را ميبينند، ميشنوند و ميخوانند: بنابر اين بهتر است والدين آگاه باشند و به فرزندان كمك كنند درك درستي از قضايا داشته باشند. بايد به كودكان ياد داد افراد را به خاطر خصلتهايي كه دارند دوست بدارند نه به دليل چهره زيبا و دلفريب و اين آموزشي است كه مسؤوليت آن به عهده والدين است.
بحران اعتماد به نفس زنانه : دختران ما احساس ميكنند اگر زيبا نيستند پس دوست داشتني هم نيستند و همين مسأله گاهي اوقات مشكلاتي را به همراه دارد. اين مسأله اعتماد به نفس واقعي آنها را از ميان ميبرد و در مقابل، اعتماد به نفسي كه تنها براساس چهره زيبا به وجود ميآيد هم عميق و پايدار نيست.
اما چگونه ميتوان اعتماد به نفسي سالم را در دختران ايجاد كرد؟ علي رغم اين كه به نظر ميرسد در دنياي مدرن، زنان در جنگ و جدال مربوط به تساوي حقوق با مردان و برابري با آنها پيروز شدهاند، اما آنها هنوز در نبرد اعتماد به نفس برنده نيستند. وقتي دختران بزرگ ميشوند در مقايسه با برادرانشان اعتماد به نفس كمتري در آنها رشد ميكند. مطالعات نشان ميدهد اعتماد به نفس دختران زماني كه آنها 9 ساله هستند به اوج ميرسد و سپس ناگهان افت ميكند. در كل، پسران در سن راهنمايي، نسبت به دختران اعتماد به نفس بيشتري دارند و از آن پس هم در حفظ اعتماد به نفس در سراسر زندگي خود موفقتر هستند.
اما چرا اعتماد به نفس دختران اكثرا حالتي شناور دارد و براي تداوم اين اعتماد به نفس چه بايد كرد؟ اعتماد به نفس به آنچه ما درباره خودمان احساس ميكنيم بستگي دارد. اعتماد به نفس اين معنا نيست كه ما چگونه هستيم يا چطور به نظر ميآييم. بلكه به اين معني است كه احساس ما درباره خودمان چگونه است و احساس ميكنيم چگونه آدمي هستيم. اعتماد به نفس آن نيست كه دیگران بگويند ما چقدر موفق و يا باهوش هستيم، بلكه اعتماد به نفس يعني احساس ما درباره استعدادها و تواناييهايمان چيست و چقدر به اين توانمنديهاي اعتماد داريم.. در يك بررسي و نظر سنجي مشخص شد 59 درصد دختران راهنمايي و متوسطه از شكل ظاهر خود راضي نيستند. 40 ـ 20 درصد دختران در 10 سالگي شروع به گرفتن رژيم غذايي ميكنند. 47 درصد دختران راهنمايي و دبيرستاني اظهار كردند به دليل عكسهايي كه در مجلات ميبينند مايلند وزن كم كنند. وقتي از پسران در سن راهنمايي پرسيده شد چقدر احساس خوشحالي ميكنند، 67 درصد آنها اعلام كردند هميشه احساس خوشحالي ميكنند. در سن دبيرستان اين احساس افت كرد و به 46 درصد رسيد. اين مقدار در دختران راهنمايي 60 درصد بود كه در دبيرستان به 29 درصد رسيد. اينها واقعياتي است كه نشاندهنده تأثير تبليغات رسانهاي بر روحيات فرزندان ما و بخصوص دختران ماست. اما اخبار خوبي هم وجود دارد كه ميتواند كمك كننده باشد: در دختران دبيرستاني كه فعاليتهاي ورزشي دارند، افت اعتماد به نفس 40 درصد كمتر ميشود. دختران بيشتر به دروسي مثل جبر، هندسه، حسابداري و مثلثات علاقه نشان ميدهند. برخورد و داشتن ارتباط با زنان قوي اراده و كارآمد، اثرات حفاظتي و پيشگيري كننده روي تغييرات اعتماد به نفس دختران دارد.
چگونه ميتوان اعتماد به نفس را تقويت كرد؟ اگرچه رسانههاي جمعي، مطبوعات و حتي دوستان فرزند شما روي او تأثير ميگذارند، اما متأسفانه بعضي والدين اهميت تأثيرگذاري بر فرزندان خود را فراموش ميكنند. اين مسأله باعث ميشود تأثير ديگر عوامل بر فرزندان، بيشتر از تأثير والدين باشد كه اين اصلا مناسب نيست. توجه به نكات زير ميتواند براي والدين كمك كننده باشد. مادران هرگز نبايد درباره ظاهر خودشان احساس ناراحتي و تأسف بكنند. هرگز صحيح نيست به دخترانشان بگويند آنها از مادرشان زيباترند و اين يك سعادت و خوشبختي محسوب شود. پدران را هم بايد وارد ماجرا كنيد. تحقيقات نتايج جالبي را نشان داده است. دختراني كه پدران فعال و سخت كوش دارند، بيشتر وارد دانشگاه ميشوند، احساس جاه طلبي بيشتري دارند، در مدرسه موفقتر هستند، احتمال بيشتري دارد كه از نظر مالي استقلال پيدا كنند و شغلي مناسب داشته باشند، وابستگي آنها كمتر است، از خودشان بخوبي حفاظت ميكنند و كمتر در دام مردان و پسران سودجو اسير ميشوند. از صحبت كردن درباره ظاهر، چهره و زيبايي ديگران حتي الامكان بايد اجتناب كرد. بايد اجازه داد دختران كارهاي منزل را به عهده بگيرند و پسران را تشويق كنيد به آنها كمك كنند. به تفاوت ميان مردم توجه كنيد و اين تفاوتها را بهويژه درباره نقش مثبت افراد در زندگي، شغل، شخصيت و مهارت به دخترانشان گوشزد كنيد. برنامههايي كه در رسانههاي جمعي ميبينيد و يا ميخواهند ، اگر مضر هستند مورد توجه قرار دهيد و درباره مضرات آنها با دخترانشان صحبت كنيد. دخترتان را تشويق كنيد در هر موقعيتي كه دارد و در هر شرايطي كه هست در مورد آنچه در فكرش ميگذرد، صحبت كند. اجازه دهيد دخترتان هر از گاهي شكست بخورد. بگذاريد مجددا روي پاي خود بايستد. اگر هميشه به او كمك يا از او حفاظت كنيد، بويژه اگر پدر اين كار را دائم انجام دهد، باعث ميشود دختر احساس بيكفايتي يا بيلياقتي داشته باشد. انتخاب دخترانتان را محدود نكنيد. بگذاريد اگر رياضي، شيمي يا دروس به ظاهر غير كاربردي را دوست دارند، انتخاب كنند. تنها علاقه كافي نيست بايد در آنها انگيزه لازم ايجاد كنيد. اجازه دهيد دخترانتان در فعاليتهاي جسمي و ورزشي مشاركت داشته باشند، چرا كه اين كار باعث كاهش خطر بيماريهاي مزمن ميشود. زنان ورزشكار از نظر تحصيلات، وضع بهتري دارند و افت تحصيلي در آنان كمتر است. فعاليتهاي جسمی منظم باعث تقويت سلامت روح دختران شده، علايم استرس و افسردگي در آنها كاهش مييابد و باعث ميشود قويتر شوند و حس رقابت در آنها تقويت شود كه خود اين مسئله در بهبود اعتماد به نفس بسيار مؤثر است.
تحقيق از پريسا
تحقيق تيرماه ۸۳- اعتماد به نفس در کودکان - قسمت هشتم
دختران معتمد به نفس
منبع : اينترنت - http://www.fekreno.org/Arfek36.htm
ماندانا سلحشور : 6 بهمن 1382 از سایت فکر نو
زماني كه كودكي بتواند بدون توقع و انتظار از ديگران كاري را آغاز كند و بكوشد تا آن را به اتمام برساند، ميگوييم « اعتماد به نفس» دارد.
كودك از همان ابتدا كه شروع به شناخت خود و محيط پيرامون ميكند، به قدرت و توانايي خود براي تسلط بر محيط و اطرافيانش آگاه مي شود. يكي از عوامل مؤثر در رشد اعتماد به نفس كودكان و
نوجوانان، والدين و اعضاي خانواده هستند. اگر كودك در خانوادهيي سرشار از صميميت ،محبت و مهرباني رشد يابد ميتواند ويژگيهاي شخصيتي خود را بشناسد و با اطمينان به تواناييهاي خود يا
مشكلات و مسائل گوناگون روبرو شود و از طرفي ميتواند با رفتارهاي نامطلوب و منفي خود ، برخوردي واقعبينانه داشته باشد و در صدد رفع و تغيير آنها برآيد. از آنجايي كه اعتماد به نفس صفتي ارثي نيست، اگر كودك ضمن انجام فعاليتهاي مختلف مدام دچار محدوديت شود و نتواند تجارب جديد و مفيدي در زندگي كسب كند، ترسو ، كمرو و خجول بار ميآيد و قدرت تصميمگيري هم در او رشد نخواهد يافت.
نتايج تحقيقات محققان نشان ميدهد كه اغلب پدران و مادران نسبت به پرورش فرزندان پسر و دختر خود ديد يكساني ندارند. زماني كه كودكي متولد ميشود، نخستين پرسشي كه پس از سلامتي نوزاد مطرح ميشود، جنسيت اوست. اگر نوزاد دختر بود، لباس صورتي و اگر پسر بود لباس آبي به تن او ميكنند و برهمين اساس رفتار بزرگسالان نيز طبقهبندي ميشود. به پسران فرصت بيشتري براي كندوكاو دنياي فيزيكي پيرامونشان داده ميشود و همين امر موجب تقويت مهارتهاي حركتي بيشتر آنان ميشود. برعكس دختران به شيوهيي محدودتر پرورش مييابند و آنان را براي تعاملات كلاميشان بيشتر تشويق ميكنند.
جانبيكس ،دريافت كه دختران در سنين بين 14 - 10سالگي بطور محسوسي دچار ضعف اعتماد به نفس ميشوند. طبق تحقيق او دختران در آغاز سن مدرسه و شروع دبستان از خود پنداره بالاتر و
اعتماد به نفس بيشتري نسبت به پسران برخوردارند. در حالي كه طي سالهاي پاياني دبستان و آغاز دوران نوجواني اين نسبت برعكس شده است و دختران دچار ضعف و كاهش اعتماد به نفس ميشوند. اين امر ميتواند ناشي از نظام آموزشي،ديدگاههاي فرهنگي و نحوه تعاملات اجتماعي،درباره نقش جنسيت نوجوانان باشد. دكتر ديپولد (1995) طي تحقيقي به اين نتيجه رسيد كه نوجوانان دختر در مقايسه با نوجوانان پسر، بيشتر دچار اضطراب فشار رواني و افسردگي ميشوند.
.يكي از عوامل موؤثر در كاهش اعتماد به نفس و ضعف خودپنداره دختران ،بلوغ جنسي و تغييرات جسماني آنان است. بطور معمول دختران 2 الي 3 سال زودتر از پسران بالغ ميشوند و همين امر
باعث ميشود كه آنها با پختگي كمتري با اين فرايند روبرو شوند به عبارت سادهتر يك دختر در 11 -10 سالگي مراحل بلوغ خود را طي ميكند، در حالي كه يك پسر در حدود 14 - 13 سالگي، يعني
حدود دو تا سه سال بعد از دختر به اين مرحله ميرسد. طي اين مدت دختران ناگهان با تغييرات جسماني گوناگوني روبرو ميشوند كه براي آنها محدوديتهايي را نيز به همراه ميآورد. اين احتمال وجود دارد كه افسردگي و ضعف خودپنداره دختران ناشي از احساس نارضايتي آنان نسبت به وضعيت ظاهر و تن انگاره خود باشد. زيرا ضعف تنانگاره، ازدياد وزن و زيبايي ظاهر براي دختران بسيار مهمتر از پسران است. در مواردي نيز دختران نميتوانند خود را با اين تغييرات جسماني سازگار كنند و آن را بپذيرند. در نتيجه خود پنداره آنان لطمه ميبيند و دچار ضعف اعتماد به نفس ميشوند.
يكي از روانشناسان معاصر به نام دكتر «نانسي اسميت» معتقد است :«پسران براي ماجراجويي و قدرتمندي و دختران براي وابستگي و محتاط بودن تشويق ميشوند». زماني كه پسري دچار مشكل ميشود، او را تشويق ميكنند تا درصدد مبارزه با آن مشكل برآيد. در حالي كه وقتي دختري در چنين شرايطي قرار ميگيرد با گفتن: «اجازه بده تا كمكت كنيم» و يا حتي بدتر از آن، «بگذار ما اين كار را برايت انجام دهيم...» در صدد رفع مشكل او بر ميآيند و اين موضوع ،مفهومي از احساس «درماندگي آموخته شده» دربردارد. به عبارت سادهتر او را به ناتواني و وابستگي عادت ميدهيم. دكتر اسميت معتقد است كه ميتوان دختران را همچون پسران افرادي قوي و متكي به نفس بار آورد. وي نكات زير را به منظور راهنمايي والدين و مربيان يادآور ميشود:
1-اجازه دهيد كه دخترتان نيز همچون پسرتان با شن و خاك بازي كند و از اينكه خود را كثيف ميكند، ناراحت نشويد.
2- به دخترتان اجازه دهيد كه با حيوانات خانگي مثل پرندگان، ماهيها، لاكپشت و ... بازي كند و بعد از بازي خوب دستهايش را بشوييد.
3 -والدين ميتوانند دخترانشان را نسبت به انجام كارهاي فني گوناگون تشويق كنند و آنان را با وسايل و ابزارآلاتي مثل ميخ، چكش، آچار و از اين قبيل آشنا سازند . حتي اگر ضربهيي با چكش بر روي دست خودش زد ، چندان هول و پريشان نشوند.
جان اسموتني ، توجه به نكات زير را براي رشد و ارتقاي اعتماد به نفس دختران لازم و ضروري مي داند:
1 - دختران خود را تشويق به مطالعه زندگينامههاي زنان سرشناس و برجسته تاريخ، علوم، هنر ،ادبيات ، ورزش و ... كنيد.
2 -سعي كنيد دخترانتان را به مشاهده فيلمهايي تشويق كنيد كه هم مردان و هم زنان داراي نقشهاي مثبت و سازندهيي در آن باشند.
3 -به سوؤالات دخترتان به همان ميزان كه به سوؤالات پسرتان اهميت ميدهيد، توجه كنيد. با آنها درباره روابط خانوادگي ،دوستيها و مباحث مختلف فرهنگي اجتماعي صحبت كنيد.
